خدایا! انتقام مرا از کسی که به من ستم کرد و تحقیر نمود، و شیعه را از در خانه‏ ی من پراکنده ساخت بگیر، و تلخی ذلت و خواری را بر او بچشان.

طریق نماز امام رضا(ع)

ابوالحسن صائغ از عمویش که همراه امام رضا علیه‏السلام بود نقل می‏کند که گفت: چند ماه پشت سر امام رضا علیه‏ السلام برای نماز اقتدا کردیم، در نمازهای واجب روزانه، همواره در رکعت اول بعد از حمد سوره‏ی (انا انزلناه...) را می‏خواند، و در سوره‏ی دوم بعد از حمد سوره‏ی توحید (قل هو الله احد...) می‏خواند. [1] [2] .

عشق ورزیدن به عبادت

همانگونه که حضرت رضا علیه‏ السلام در مقام معرفی امام فرمودند که:

امام کسی است که عابدترین مردم باشد [3] ، الحق که خود آن حضرت از مصادیق کامل و بارز آن هستند، و جهت اینکه امام عابدترین مردم است، این است که معرفت امام نسبت به ذات اقدس الهی از همگان بیشتر است، هر چه معرفت بیشتر باشد، شخص به انجام وظیفه عبودیت مصمم‏تر و کوشاتر است، تا جائی که به عبادت عشق می‏ورزد، و در هیچ حال از معبود خود غافل نیست، همیشه در حال عبادت است، یا اشتغال به نماز دارد یا مشغول دعاء و مناجات است، لبها به ذکر و تسبیح در حرکت، یا در حال احسان به بندگان خداست که این هم خود عبادت است یا مشغول کسب حلال است برای امرار معاش که این نیز عبادت است، غذا و خوراک، خواب و استراحت هم چون به منظور تجدید قوا برای عبادت است، باز خود عبادت محسوب می‏شود [4] .

نماز در پشت حوض

حضرت رضا علیه‏ السلام در نیشابور به محله‏ ای که نام آن «فوزا» بود رفت، در آن جا دستور داد یک باب حمام ساختند، و چشمه‏ ای را لای‏روبی نمودند و نیز دستور داد در بالای آن، حوضی ساختند، و پشت آن حوض را محل نماز قرار داد، سپس خود آن حضرت در آن حوض غسل کرد، و در پشت آن نماز گزارند، و این موضوع سنت گردید [5] .

کرامات وضوی امام

عشق امام(ع) به نماز

 

حضرت رضا علیه ‏السلام با همراهان از نیشابور بیرون آمده و به سوی مرو حرکت کرد، در مسیر راه، به روستایی که «ده سرخ» نام داشت رسیدند، شخصی عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! وقت ظهر فرارسیده است.»

امام رضا علیه ‏السلام همان دم از مرکب پیاده شد، برای وضو آب طلبید، گفتند همراه ما و در اینجا آب نیست.

آن حضرت با دست مبارک خود خاک نقطه‏ای از زمین را رد کرد، ناگاه از همان جا چشمه‏ ی آبی پیدا شد، حضرت و همراهان از آب آن حوض وضو گرفتند، و اثر آن چشمه تا امروز باقی است. [6] [7] .

نفرین امام رضا بعد از نماز

مجالس بحث و مناظره‏ ی حضرت رضا علیه‏ السلام گرچه در آغاز با اظهار علاقه‏ ی مأمون برگزار می‏شد؛ ولی به روایت عبدالسلام بن صالح هروی، به مأمون گزارش دادند که ادامه‏ ی این مجالس برای ملک و کشور شما خطرناک است، زیرا مردم فریفته‏ ی بیانات حضرت رضا علیه‏ السلام شده و از شما روی می‏گردانند.

مأمون دربان خود «محمد بن عمرو طوسی» را مأمور تعطیل آن مجالس کرد، سپس مأمون، حضرت رضا علیه‏ السلام را به حضور طلبید و آن حضرت را سرزنش و تحقیر کرد، امام علیه‏ السلام در حال خشم از نزد مأمون خارج شد، در حالی که می‏فرمود: «به حق مصطفی و مرتضی و سیده‏ ی بانوان جهان، به گونه‏ ای او را نفرین کنم که زندگیش را واژگون سازد...» هنگامی که امام به خانه رسید وضو گرفت و به نماز ایستاد، در قنوت نماز مدتی طولانی به راز و نیاز و نفرین‏های شدید، برای نابودی حکومت ننگین مأمون پرداخت، یکی از فرازهای آن این بود: «و انتقم لی ممن ظلمنی و استخف بی و طرد الشیعة عن بابی، و اذقه الذل و الهوان؛

خدایا! انتقام مرا از کسی که به من ستم کرد و تحقیر نمود، و شیعه را از در خانه‏ی من پراکنده ساخت بگیر، و تلخی ذلت و خواری را بر او بچشان.» [8] [9] .

سجده طولانی

حضرت رضا علیه ‏السلام به خانه حمید بن قحطبه وارد شد، و از آن جا به داخل قبه‏ای که قبر هارون الرشید در آن بود رفت، در کنار آن قبر خطی کشید و سپس فرمود:

«قبر من در همین جا قرار می‏گیرد، و به زودی خداوند این مکان را محل رفت و آمد شیعیان و دوستانم کند، سوگند به خدا، هیچ کس از آنها مرا زیارت نکند و سلام بر من ننماید؛ مگر این که در پرتو شفاعت ما خاندان رسالت مشمول آمرزش و رحمت خدا قرار می‏گیرد.»

سپس به نماز ایستاد و پس از نماز مشغول دعا شد، سپس به سجده رفت،سجده ‏اش به طول انجامید، و در آن سجده پانصد بار گفت، «سبحان الله». [10] [11] .

سجده‏های طولانی

یکی از همراهان حضرت رضا علیه‏ السلام در سفر خراسان می‏گوید: به روستایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستاد، به سجده رفت آن را طول داد، شنیدم با کمال تواضع در سجده می‏گفت:

عشق امام(ع) به نماز

 

«لک الحمد ان اطعتک...»؛

«خدایا! اگر تو را اطاعت کنم، حمد و سپاس مخصوص تو است، و اگر نافرمانی کنم حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احسان تو شرکتی نداریم، اگر به راه خطا رفتم، معذور نیستم، اگر نیکی به من رسد از جانب تو است، ای خدای بزرگوار! مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر کجا که هستند بیامرز.» [12] [13] .

پانصد ذکر سجده

عبدالسلام هروی می‏گوید: وقتی که امام علیه‏السلام به سناباد رسید، در خانه‏ی حمید بن قحطبه به نماز ایستاد و پس از نماز به سجده رفت، شمردم پانصد بار گفت: «سبحان الله»؛ یعنی: «خداوند از هر گونه عیب و نقص، منزه است [14] [15] .

کمک گرفتن در وضو

وشاء می‏گوید: خدمت حضرت رضا علیه‏ السلام رسیدم، نزد حضرت ظرف آب بود، که می‏خواستند وضوء بگیرند، من نزدیک رفتم تا آب روی دست حضرت بریزم، نگذاشتند و فرمود: دست نگه‏دار ای حسن! عرض کردم: چرا مرا نهی فرمودید و نگذاشتید روی دستان شما آب بریزم نخواستید که من اجر ببرم؟

حضرت فرمود: تو اجر ببری و من وزر؟

عرض کردم: چگونه اینطور است؟

فرمود: آیا نشنیده‏ای خدای عزوجل می‏فرماید: «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه أحدا، » [16] .

پس کسی که امید دارد لقاء پروردگارش را، باید عمل صالح انجام دهد و بر عبادت پروردگارش احدی را شریک نکند.
من وضوء می‏گیرم برای نماز، این وضوء عبادت است، اما اکراه دارم که در آن احدی با من شرکت کند. [17] [18] .

سجده‏ ی امام رضا در توفان

امام رضا علیه‏السلام فرمود:

«در سجده بودم که باد (سختی) وزید و هر کس به دنبال پناهگاهی می‏گشت و من همچنان در سجده بر خدایم می‏نالیدم تا هوا آرام شد [19] [20] .

نماز اول وقت

چون صبح می‏شد در اول وقت نماز می‏گزارد و پس از آن به سجده می‏رفت، و سر مبارک را از سجده برنمی‏داشت تا آفتاب بالا می‏آمد، پس از آن برمی‏خواست و با مردم می‏نشست و یا سوار می‏شد و بیرون می‏رفت. [21] .


 

پی نوشت ها :

[1] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 205 و 206.

[2] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 86.

[3] احتجاج طبرسی، ج 2، ص 437.

[4] مجالس الشیعه، ص 330.

[5] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 91.

[6] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 136.

[7] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 93.

[8] عیون اخبار الرضا، ج 2 ص 172 - 173.

[9] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 121.

[10] عیون اخبار الرضا ج 2، ص 136 - 137.

[11] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام ص 94.

[12] بحار، ج 49، ص 117.

[13] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 130.

[14] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 137.

[15] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 131.

[16] سوره‏ی کهف آیه آخر.

[17] بحار، ج 49، ص 104 به نقل از کافی ج 3.

[18] ص 69، مجالس الشیعه، ص 340 و 341.

[19] بحارالأنوار، ج 85، ص 162.

[20] جامع آیات و احادیث نماز، ج 2، ص 541.

[21] مجالس الشیعه، ص 331.

 

[ جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 13:47 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

خدایا! انتقام مرا از کسی که به من ستم کرد و تحقیر نمود، و شیعه را از در خانه‏ ی من پراکنده ساخت بگیر، و تلخی ذلت و خواری را بر او بچشان.

طریق نماز امام رضا(ع)

ابوالحسن صائغ از عمویش که همراه امام رضا علیه‏السلام بود نقل می‏کند که گفت: چند ماه پشت سر امام رضا علیه‏ السلام برای نماز اقتدا کردیم، در نمازهای واجب روزانه، همواره در رکعت اول بعد از حمد سوره‏ی (انا انزلناه...) را می‏خواند، و در سوره‏ی دوم بعد از حمد سوره‏ی توحید (قل هو الله احد...) می‏خواند. [1] [2] .

عشق ورزیدن به عبادت

همانگونه که حضرت رضا علیه‏ السلام در مقام معرفی امام فرمودند که:

امام کسی است که عابدترین مردم باشد [3] ، الحق که خود آن حضرت از مصادیق کامل و بارز آن هستند، و جهت اینکه امام عابدترین مردم است، این است که معرفت امام نسبت به ذات اقدس الهی از همگان بیشتر است، هر چه معرفت بیشتر باشد، شخص به انجام وظیفه عبودیت مصمم‏تر و کوشاتر است، تا جائی که به عبادت عشق می‏ورزد، و در هیچ حال از معبود خود غافل نیست، همیشه در حال عبادت است، یا اشتغال به نماز دارد یا مشغول دعاء و مناجات است، لبها به ذکر و تسبیح در حرکت، یا در حال احسان به بندگان خداست که این هم خود عبادت است یا مشغول کسب حلال است برای امرار معاش که این نیز عبادت است، غذا و خوراک، خواب و استراحت هم چون به منظور تجدید قوا برای عبادت است، باز خود عبادت محسوب می‏شود [4] .

نماز در پشت حوض

حضرت رضا علیه‏ السلام در نیشابور به محله‏ ای که نام آن «فوزا» بود رفت، در آن جا دستور داد یک باب حمام ساختند، و چشمه‏ ای را لای‏روبی نمودند و نیز دستور داد در بالای آن، حوضی ساختند، و پشت آن حوض را محل نماز قرار داد، سپس خود آن حضرت در آن حوض غسل کرد، و در پشت آن نماز گزارند، و این موضوع سنت گردید [5] .

کرامات وضوی امام

عشق امام(ع) به نماز

 

حضرت رضا علیه ‏السلام با همراهان از نیشابور بیرون آمده و به سوی مرو حرکت کرد، در مسیر راه، به روستایی که «ده سرخ» نام داشت رسیدند، شخصی عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! وقت ظهر فرارسیده است.»

امام رضا علیه ‏السلام همان دم از مرکب پیاده شد، برای وضو آب طلبید، گفتند همراه ما و در اینجا آب نیست.

آن حضرت با دست مبارک خود خاک نقطه‏ای از زمین را رد کرد، ناگاه از همان جا چشمه‏ ی آبی پیدا شد، حضرت و همراهان از آب آن حوض وضو گرفتند، و اثر آن چشمه تا امروز باقی است. [6] [7] .

نفرین امام رضا بعد از نماز

مجالس بحث و مناظره‏ ی حضرت رضا علیه‏ السلام گرچه در آغاز با اظهار علاقه‏ ی مأمون برگزار می‏شد؛ ولی به روایت عبدالسلام بن صالح هروی، به مأمون گزارش دادند که ادامه‏ ی این مجالس برای ملک و کشور شما خطرناک است، زیرا مردم فریفته‏ ی بیانات حضرت رضا علیه‏ السلام شده و از شما روی می‏گردانند.

مأمون دربان خود «محمد بن عمرو طوسی» را مأمور تعطیل آن مجالس کرد، سپس مأمون، حضرت رضا علیه‏ السلام را به حضور طلبید و آن حضرت را سرزنش و تحقیر کرد، امام علیه‏ السلام در حال خشم از نزد مأمون خارج شد، در حالی که می‏فرمود: «به حق مصطفی و مرتضی و سیده‏ ی بانوان جهان، به گونه‏ ای او را نفرین کنم که زندگیش را واژگون سازد...» هنگامی که امام به خانه رسید وضو گرفت و به نماز ایستاد، در قنوت نماز مدتی طولانی به راز و نیاز و نفرین‏های شدید، برای نابودی حکومت ننگین مأمون پرداخت، یکی از فرازهای آن این بود: «و انتقم لی ممن ظلمنی و استخف بی و طرد الشیعة عن بابی، و اذقه الذل و الهوان؛

خدایا! انتقام مرا از کسی که به من ستم کرد و تحقیر نمود، و شیعه را از در خانه‏ی من پراکنده ساخت بگیر، و تلخی ذلت و خواری را بر او بچشان.» [8] [9] .

سجده طولانی

حضرت رضا علیه ‏السلام به خانه حمید بن قحطبه وارد شد، و از آن جا به داخل قبه‏ای که قبر هارون الرشید در آن بود رفت، در کنار آن قبر خطی کشید و سپس فرمود:

«قبر من در همین جا قرار می‏گیرد، و به زودی خداوند این مکان را محل رفت و آمد شیعیان و دوستانم کند، سوگند به خدا، هیچ کس از آنها مرا زیارت نکند و سلام بر من ننماید؛ مگر این که در پرتو شفاعت ما خاندان رسالت مشمول آمرزش و رحمت خدا قرار می‏گیرد.»

سپس به نماز ایستاد و پس از نماز مشغول دعا شد، سپس به سجده رفت،سجده ‏اش به طول انجامید، و در آن سجده پانصد بار گفت، «سبحان الله». [10] [11] .

سجده‏های طولانی

یکی از همراهان حضرت رضا علیه‏ السلام در سفر خراسان می‏گوید: به روستایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستاد، به سجده رفت آن را طول داد، شنیدم با کمال تواضع در سجده می‏گفت:

عشق امام(ع) به نماز

 

«لک الحمد ان اطعتک...»؛

«خدایا! اگر تو را اطاعت کنم، حمد و سپاس مخصوص تو است، و اگر نافرمانی کنم حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احسان تو شرکتی نداریم، اگر به راه خطا رفتم، معذور نیستم، اگر نیکی به من رسد از جانب تو است، ای خدای بزرگوار! مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر کجا که هستند بیامرز.» [12] [13] .

پانصد ذکر سجده

عبدالسلام هروی می‏گوید: وقتی که امام علیه‏السلام به سناباد رسید، در خانه‏ی حمید بن قحطبه به نماز ایستاد و پس از نماز به سجده رفت، شمردم پانصد بار گفت: «سبحان الله»؛ یعنی: «خداوند از هر گونه عیب و نقص، منزه است [14] [15] .

کمک گرفتن در وضو

وشاء می‏گوید: خدمت حضرت رضا علیه‏ السلام رسیدم، نزد حضرت ظرف آب بود، که می‏خواستند وضوء بگیرند، من نزدیک رفتم تا آب روی دست حضرت بریزم، نگذاشتند و فرمود: دست نگه‏دار ای حسن! عرض کردم: چرا مرا نهی فرمودید و نگذاشتید روی دستان شما آب بریزم نخواستید که من اجر ببرم؟

حضرت فرمود: تو اجر ببری و من وزر؟

عرض کردم: چگونه اینطور است؟

فرمود: آیا نشنیده‏ای خدای عزوجل می‏فرماید: «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه أحدا، » [16] .

پس کسی که امید دارد لقاء پروردگارش را، باید عمل صالح انجام دهد و بر عبادت پروردگارش احدی را شریک نکند.
من وضوء می‏گیرم برای نماز، این وضوء عبادت است، اما اکراه دارم که در آن احدی با من شرکت کند. [17] [18] .

سجده‏ ی امام رضا در توفان

امام رضا علیه‏السلام فرمود:

«در سجده بودم که باد (سختی) وزید و هر کس به دنبال پناهگاهی می‏گشت و من همچنان در سجده بر خدایم می‏نالیدم تا هوا آرام شد [19] [20] .

نماز اول وقت

چون صبح می‏شد در اول وقت نماز می‏گزارد و پس از آن به سجده می‏رفت، و سر مبارک را از سجده برنمی‏داشت تا آفتاب بالا می‏آمد، پس از آن برمی‏خواست و با مردم می‏نشست و یا سوار می‏شد و بیرون می‏رفت. [21] .


 

پی نوشت ها :

[1] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 205 و 206.

[2] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 86.

[3] احتجاج طبرسی، ج 2، ص 437.

[4] مجالس الشیعه، ص 330.

[5] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 91.

[6] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 136.

[7] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 93.

[8] عیون اخبار الرضا، ج 2 ص 172 - 173.

[9] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 121.

[10] عیون اخبار الرضا ج 2، ص 136 - 137.

[11] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام ص 94.

[12] بحار، ج 49، ص 117.

[13] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 130.

[14] عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 137.

[15] نگاهی بر زندگی امام رضا علیه‏السلام، ص 131.

[16] سوره‏ی کهف آیه آخر.

[17] بحار، ج 49، ص 104 به نقل از کافی ج 3.

[18] ص 69، مجالس الشیعه، ص 340 و 341.

[19] بحارالأنوار، ج 85، ص 162.

[20] جامع آیات و احادیث نماز، ج 2، ص 541.

[21] مجالس الشیعه، ص 331.

 

[ جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 13:47 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 سعي لقمان بر اين بود كه در مناسبت هاي مختلف فرزندش و همچنين ساير مردم را پند و اندرز دهد.

لقمان فرزندش را خطاب قرار داد و گفت: فرزندم هميشه شكر خدا را به جاي آور، براي خدا شريك قائل مشو، زيرا مخلوقي ضعيف و محتاج را با خالقي عظيم و بي نياز برابر نهادن، ظلمي بزرگ است. 
فرزندم: اگر عمل تو از خردي چون ذره اي از خردل در صخره هاي بلند كوه يا آسمانها و يا در قعر زمين مخفي باشد از نظر خدا پنهان نخواهد بود و در روز رستاخيز در حساب اعمال تو منظور خواهد شد و به پاداش و كيفر آن خواهي رسيد.
فرزندم: نماز را به پاي دار! تا ارتباط تو با خدا محكم گردد و از ارتكاب فحشا و منكر مصون باشي و چون به حد كمال رسيدي، ديگران را به معروف و تهذيب نفس و تزكيه روح دعوت و رهبري كن و در اين راه در مقابل سختي ها، صبور و شكيبا باش.
فرزندم: نسبت به مردم تكبر مكن و به ديگران فخر مفروش كه خدا مردم خودخواه و متكبر را دوست ندارد. خود را در برابر ايشان زبون مساز كه در تحقيرت خواهند كوشيد، نه آنقدر شيرين باش كه ترا بخورند و نه چندان تلخ باش كه به دورت افكنند. فرزندم: در راه رفتن نه به شيوه ستمگران گام بردار و نه مانند مردم خوار و ذليل، و به هنگام سخن گفتن آهسته و ملايم سخن بگو زيرا صداي بلند، بيرون از حد ادب و تشبه به ستوران ستوران است. 

فرزندم: از دنيا پند بگير و آن را ترك نكن كه جيره خوار مردم شوي و به فقر مبتلا گردي و تا آنجا خود را در بند و گرفتار دنيا نكن و در انديشه سود و زيان آن فرو مرو كه زياني به آخرت تو برسد و از سعادت جاودان بازماني!

فرزندم: دنيا درياي ژرف و عميقي است كه دانشمندان فراواني را در خود غرق كرده است پس براي عبور از اين دريا، كشتي از ايمان و بادباني از توكل فراهم كن و براي اين سفر توشه اي از تقوي بيندوز، و بدان و آگاه باش كه اگر از اين راه پر خطر برهي، مشمول رحمت شده اي و اگر در آن دچار هلاك شوي به غرقاب گناهانت گرفتار گشته اي.

فرزندم: در زندان شب و روز زماني را براي كسب علم و دانش منظور كن و در اين راه با دانشمندان همدم و همراه شو و در معاشرت با آنها شرط ادب را رعايت كن و از مجادله و لجاج بپرهيز تا تو را از فروغ دانش خود محروم نسازند. فرزندم: هزار دوست اختيار كن و بدان كه هزار رفيق كم است و يك دشمن ميندوز و بدان كه يك دشمن هم زياد است.

فرزندم: دين مانند درخت است. ايمان به خدا آبي است كه آن را مي روياند. نماز ريشه آن، زكات ساقه آن، دوستي در راه خدا شاخه هاي آن، اخلاق خوب برگ هاي آن و دوري از محرمات، ميوه آن است. همانطور كه درخت با ميوه ي خوب كامل مي گردد، دين هم با دوري از اعمال حرام تكميل مي شود. هرچند نصايح لقمان بيشتر جنبه عمومي داشت و سعي لقمان بر اين بود كه در مناسبت هاي مختلف فرزندش و همچنين ساير مردم را پند و اندرز دهد كه در اين رابطه گوشه اي از اين پندها را در اينجا مرور مي كنيم:

۱. فرزندم هيچ كس و هيچ چيز را با خداوند شريك مكن. 
۲. با پدر و مادرت بهترين رفتار را داشته باش. 
۳. بدان كه هيچ چيز از خداوند پنهان نمي ماند. 
۴. نماز را آنگونه كه شايسته است بپادار. 
۵. اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مكن. 
۶. از بدان انتظار مردانگي و نيكي نداشته باش. 
۷. از مردم روي مگردان و با آنها بي اعتنا مباش. 
۸. با غرور و تكبر با ديگران رفتار مكن. 
۹. در مقابل پيش آمدها شكيبا باش. 
۱۰. بر سر ديگران فرياد مكش و آرام سخن بگو. 
۱۱. از طريق اسماء و صفات خداوند او را بخوبي بشناس. 
۱۲. به آنچه ديگران را اندرز مي دهي خود پيشتر عمل كن. 
۱۳. سخن به اندازه بگو. 
۱۴. حق ديگران را به خوبي ادا كن. 
۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار. 
۱۶. به هنگام سختي دوست را آزمايش كن. 
۱۷. با سود و زيان دوست را امتحان كن. 
۱۸. با بدان و جاهلان همنشيني مكن. 
۱۹. با انديشمندان و عالمان همراه باش. 
۲۰. در كسب و كار نيك جدّي باش. 
۲۱. بر كوته فكران و ضعيف عنصران اعتماد مكن. 
۲۲. با عاقلان ايماندار مدام مشورت كن. 
۲۳. سخن سنجيدۀ همراه با دليل را بيان كن. 
۲۴. روزهاي جواني را غنيمت بدان. 
۲۵. هم مرد دنيا و هم مرد آخرت باش. 
۲۶. ياران و آشنايان را احترام كن. 
۲۷. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش. 
۲۸. وجود پدر و مادر را غنيمت بشمار. 
۲۹. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار. 
۳۰. كمتر از درآمدي كه داري خرج كن. 
۳۱. در همۀ امور ميانه رو باش. 
۳۲. گذشت و جوانمردي را پيشه كن. 
۳۳. هر چه كه مي تواني با مهمان مهربان باش. 
۳۴. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار. 
۳۵. بهداشت و نظافت را هيچگاه فراموش مكن. 
۳۶. هيچگاه دوستان و هم كيشان خود را ترك مكن. 
۳۷. فرزندانت را دانش و دينداري بياموز. 
۳۸. سواركاري و تيراندازي و ... را فراگير. 
۳۹. در هر كاري از دست و پاي راست آغاز كن. 
۴۰. با هر كس به اندازۀ درك او سخن بگو. 
۴۱. به هنگام سخن متين و آرام باش. 
۴۲. به كم گفتن و كم خوردن و كم خوابيدن خود را عادت بده. 
۴۳. آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند.
۴۴. هر كاري را با آگاهي و استادي انجام بده. 
۴۵. نا آموخته استادي مكن. 
۴۶. با ضعيفان و كودكان سرّ خود را در ميان نگذار. 
۴۷. چشم به راه كمك و ياري ديگران مباش. 
۴۸. از بدان انتظار مردانگي و نيكي نداشته باش. 
۴۹. هيچ كاري را پيش از انديشه و تدبر انجام مده. 
۵۰. كار ناكرده را كرده خود مدان. 
۵۱. كار امروز را به فردا مينداز. 
۵۲. با بزرگتر از خود مزاح مكن. 
۵۳. با بزرگان سخن طولاني مگو. 
۵۴. كاري مكن كه جاهلان با تو جرأت گستاخي پيدا كنند. 
۵۵. محتاجان را از مال خود محروم مگردان. 
۵۶. دعوا و دشمني گذشته را دوباره زنده مكن. 
۵۷. كار خوب ديگران را كار خود نشان مده. 
۵۸. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده. 
۵۹. با خويشاوندان قطع خويشاوندي مكن. 
۶۰. هيچگاه پاكان و پرهيزكاران را غيبت مكن. 
۶۱. خودخواه و متكبر مباش. 
۶۲. در حضور ايستادگان منشين. 
۶۳. در حضور ديگران دندان پاك مكن. 
۶۴. با صداي بلند آب دهان و بيني را پاك مكن. 
۶۵. به هنگام خميازه دست بر دهان خويش بگذار. 
۶۶. حالت خستگي را در حضور ديگران ظاهر مكن. 
۶۷. در مجالس انگشت در بيني مينداز. 
۶۸. كلام جدي را با مزاح آميخته مكن. 
۶۹. هيچكس را پيش ديگران خجل و رسوا مكن. 
۷۰. با چشم و ابرو با ديگران سخن مگو. 
۷۱. سخن گفته شده را تكرار مكن. 
۷۲. از شوخي و مزاح خود كمتر كن. 
۷۳. از خود و خويشاوندان نزد ديگران تعريف مكن. 
۷۴. از پوشيدن لباس و آرايش زنان پرهيز كن. 
۷۵. از خواسته هاي نابجاي زن و فرزندان پيروي مكن. 
۷۶. حرمت هر كس را در حد خود نگاه دار. 
۷۷. در بد كاري با اقوام و دوستان همكاري مكن. 
۷۸. از مردگان به نيكي ياد كن. 
۷۹. از خصومت و جنگ افروزي جدّا پرهيز كن. 
۸۰. با چشم احترام به كار ديگران نگاه كن. 
۸۱. نان خود را بر سفره ي ديگران مخور. 
۸۲. در هيچ كاري شتاب مكن. 
۸۳. براي جمع آوري بيش از حد مال و ثروت حرص مخور. 
۸۴. به هنگاه خشم شكيبا باش و سخن سنجيده بگو. 
۸۵. از پيش ديگران غذا و ميوه بر مدار. 
۸۶. در راه رفتن از بزرگان پيشي مگير. 
۸۷. سخن و كلام ديگران را قطع مكن. 
۸۸. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مكن. 
۸۹. در حضور مهمان بر كسي خشم مگير. 
۹۰. مهمان را به هيچ كاري دستور مده. 
۹۱. با ديوانه و مست سخن مگو. 
۹۲. براي كسب سود و دوري از زيان آبروي خود را مريز. 
۹۳. در كار ديگران كنجكاوي و جاسوسي مكن. 
۹۴. در اصلاح ميان مردم هيچ گاه كوتاهي مكن. 
۹۵. ادب و تواضع را هيچگاه فراموش مكن. 
۹۶. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش. 
۹۷. بر آرزو ها و خواسته هاي خود غالب باش. 
۹۸. خدمتكاري بزرگان و همكاري با مستمندان را فراموش مكن. 
۹۹. با بزرگان با ادب و با كودكان مهربان باش. 
۱۰۰. با دشمنان مدارا كن و در مقابل جاهلان خاموش باش. 
۱۰۱. در مال و مقام ديگران طمع مكن. 
۱۰۲. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلك خويش كمتر بگو. 
۱۰۳. بجز خداوند هيچ كس و هيچ چيز را فرمانروا و فريادرس خويش مشمار. 
۱۰۴. عمر و روزي با حساب و كتاب است، پس مترس و طمع مكن. 
۱۰۵. عمر را براي عمل و عبادت و پاكي و پرهيزكاري غنيمت بدان. 
۱۰۶. اگر بهشت را مي طلبي از فساد و ستم و گردن كشي پرهيز كن. 
۱۰۷. سرچشمه ي زشتي ها را دنيا پرستي و مستي و ناداني بدان. 
۱۰۸. بجز در حق و راستي بندگان خدا را بندگي و فرمانبري مكن. 
۱۰۹. خود را با ستم سلاطين شريك مگردان. 
۱۱۰. دنياي ديگر را به دست فراموشي مسپار. 

[ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 0:3 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

داستان كوتاه سه پند لقمان

داستان كوتاه سه پند لقمان

روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم كه كامروا شوي.

اول اينكه سعي كن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!

دوم اينكه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي

و سوم اينكه در بهترين كاخها و خانه هاي جهان زندگي كني

پسر لقمان گفت اي پدر ما يك خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين كارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر كمي ديرتر و كمتر غذا بخوري هر غذايي كه ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد .

اگر بيشتر كار كني و كمي ديرتر بخوابي در هر جا كه خوابيده اي احساس مي كني بهترين خوابگاه جهان است .

و اگر با مردم دوستي كني و در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست

منبع:داستان كوتاه ومطالب آموزنده

[ چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 0:0 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

پیامبر اکرم (ص) خطاب به علی (ع) از چهار چیز پیش از رسیدن چهار چیز استفاده کن :
از جوانی قبل از پیری ٬ از تندرستی قبل از بیماری ٬ از توانگری قبل از تهی دستی و از زندگی قبل از مرگ …
.
.
عاقلترین مردم کسی است که در مجازات کردن نادان از سکوت فراتر نرود …
حضرت علی (ع)
.
.
در راه راست از کمی روندگان نترسید چون اکثر مردم گرد سفره ای جمع شدند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است …
حضرت علی (ع)
.
.
در عجبم از مردمی که به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند …
حضرت علی (ع)
.
.
مَثَلِ حریص به دنیا ، مَثَل کرم ابریشم است که هرچه بیشتر دور خود ببافد خارج شدن از پیله بر او سخت تر مى شود تا آنکه از غصه مى میرد …
حضرت علی (ع) – خطبه 192 نهج البلاغه
.
.
پیش از آنکه منزل عوض کنید آرزوهای مرده ها را عملی کنید :
آنان آرزو می کنند که حتی برای یک لحظه به دنیا برگردند و عملی مورد رضایت خداوند انجام دهند …
رجبعلی خیاط
.
.
از ما عمل چندانی نخواسته اند ؛ مهم تر از عمل کردن ، عمل نکردن است !
تقوا یعنی عمل گناه را مرتکب نشدن …
همه میپرسند چه کار کنیم ؟
من میگویم : بگویید چه کار نکنیم ؟
و پاسخ این است : گــنــاه نکنید ؛ شاه کلید اصلی رابطه با خدا ” گناه نکردن” است …
آیت الله بهجت
.
.
عده ای از جوانان خدمت علامه حسن زاده آملی رسیدند و از حضرتش خواستند که آنها را نصیحتی بفرمایند ، حضرت فرمودند : سعی کنید با نامحرم رابطه نداشته باشید چه زن باشد چه مرد ؛ گفتند آقا مگر مرد هم نامحرم می شود ؟
ایشان فرمودند : هرکس با خدا ارتباط ندارد !

.
.
قیمت تو به اندازه خواست توست ، اگر خدا را بخواهی قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی ، قیمت تو همان است که خواسته ای …
رجبعلی خیاط
.
.
ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت می رویم ، ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر بر آورده ایم …
الهی قمشه ای
.
.
کسى که براى زنده کردن حق یک مسلمان شهادت حق بدهد در روز قیامت در حالى آورده میشود که پرتو نور چهره اش تا چشم کار میکند دیده میشود و خلایق او را به نام و نسب مىشناسند …
پیامبر اکرم (ص)
.
.
وحشتناک ترین تنهایی و ترس ، خود بینی است …
حضرت علی (ع)
.
.
تو مراقب آخرتت باش، دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید …
حضرت علی (ع)
.
.
کم ترین حقی که خداوند بر شما دارد این است که از نعمت های او برای گناهان کمک نگیرید …
حضرت علی (ع)
.
.
انسان عاقل در جستجوی کمال است و جاهل در جستجوی مال …
حضرت علی (ع)
.
.
از نشانه های عاقل بودن توشه برداشتن برای روز قیامت است …
حضرت علی (ع)
.
.
دو گرسنه اند که هرگز سیر نمى شوند : طالب علم و طالب دنیا …
حضرت علی (ع)
.

SMSkhor.IR
.
اگر به کسى خوبى کردى در واقع با این کار خود را گرامى داشته اى و به خودت آبرو داده اى ، پس به سبب خوبى اى که به خودت کرده اى از دیگران خواهان تشکر مباش …
حضرت علی (ع)
.
.
در برابر دنیایى که گرفتارى آن مانند خواب هاى پریشان شب مى گذرد شکیبا باش …
حضرت علی (ع)
.
.
ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻣﺒﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻴﻢ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺧﻮﻳﺶ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺧﺎﻃﺮﻧﺪ …
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ع)
.
.
نفست را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بیانداز زیرا اگر چنین نکنی دیگری خودش را به برای تو به زحمت نمی افکند …
امام جعفر صادق (ع)
.
.
اگر ما به قدر ترسیدن از یک عقرب از عِقاب خدا بترسیم همه کارهای عالم اصلاح میشود …
رجبعلی خیاط
.
.
به آیت الله بهجت گفتند کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید …
فرمودند لازم نیست یک کتاب باشد ، یک کلمه کافیست که بدانی خدا می بیند !
.
.
خیرى که به دنبال آن آتش باشد خیر نیست و شرى که به دنبال آن بهشت باشد شر نیست ، هر نعمتى جز بهشت ناچیز است و هر بلایى جز آتش سلامتى !
حضرت علی (ع)
.
.
گذرا بودن لذتهای حرام و پایدار بودن جزای آنها را همیشه به یاد داشته باشید …
حضرت علی (ع)
.
.
در دنیا برای تو به اندازه ای که سیر شوی نهاده شده است ، پس اگر با آن سیر نشدی بدان با تمام دنیا هم سیر نخواهی شد …
حضرت علی (ع)
.
.
اساس حکمت ، ترس از خداست …
پیامبر اکرم (ص)
.
.
عاقل وقتی پیر میشود عقلش جوان میگردد و نادان وقتی پیر میشود نادانی اش جوان میگردد …
حضرت علی (ع)
.
.
هرکه عمل کرد به معلومات خودش ، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید …
آیت الله بهجت
.
.
علی (ع) فرمو : من عاشق زندگی ام و بیزار از دنیا …
از ایشان پرسیدند مگر بین زندگی و دنیا چه فرقی است ؟!
ایشان فرمود : دنیا حرکت بر بستر خور و خواب و خشم و شهوت است و زندگی نگریستن در چشم کودک یتیمی است که از پس پرده ی شوق به انسان می نگرد !
.
.
دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی …
حضرت علی (ع)
.
.
به انجام کارهای نیک ادامه دهید حتی اگر دیگران آنها را به نام خویش ادعا کنند
کارهای شما پیشکشی ست به خدا و هیچکس نمی تواند “خدا” را فریب دهد …
حضرت علی (ع)

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 23:50 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 23:42 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 23:40 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

Someone has written these beautiful words. Must read and try to understand the deep meaning of it.
 They are like the ten commandments to follow in life all the time.

شخصی این کلمات زیبا را نوشته است. باید آنها را خواند و معنای عمیق آنها را درک کرد.
آنها همچون ده فرمان هستند که باید در زندگی همواره مورد تبعیت قرار بگیرند.

 

1] Prayer is not a "spare wheel" that you pull out when in trouble,
but it is a "steering wheel" that directs the right path throughout.

دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از ان استفاده کنی
بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.

 

2] Know why a Car's WINDSHIELD is so large & the Rear view Mirror is so small?
Because our PAST is not as important as our FUTURE. So, Look Ahead and Move on.

می دونی چرا شیشیه جلوی ماشین آنقدر بزرگه ولی آینه عقب آنقدر کوچیکه؟
چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.

 

3] Friendship is like a BOOK. It takes few seconds to burn, but it takes years to write.

دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه.

 

4] All things in life are temporary. If going well, enjoy it, they will not last forever.
If going wrong, don't worry, they can't last long either.

تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت.
اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت.

 

5] Old Friends are Gold! New Friends are Diamond! If you get a Diamond, don't forget the Gold!
Because to hold a Diamond, you always need a Base of Gold!

دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن
چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.

 

6] Often when we lose hope and think this is the end,
GOD smiles from above and says, "Relax, sweetheart, it's just a bend, not the end!

اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این آخر خطه،
خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچه نه پایان.

 

7] When GOD solves your problems, you have Faith in HIS abilities;
when GOD doesn't solve your problems HE has Faith in your abilities.

وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری.
وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره.

 

8] A blind person asked St. Anthony: "Can there be anything worse than losing eye sight?"
He replied: "Yes, losing your vision!"

شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟
او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت.

 

9] When you pray for others, God listens to you and blesses them,
and sometimes, when you are safe and happy, remember that someone has prayed for you.

وقتی شما برای دیگران دعا می کنید، خدا می شنود و آنها را اجابت می کند
و بعضی وقتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده است.

 

10] WORRYING does not take away tomorrow's Trouble, it takes away today's PEACE.

نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند.

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 23:25 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

-          قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را،
این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!

-          یک قلــب پـــاک؛ از تمــــام مــعـــــابـــد و مســـاجــــد
و کلیـــســـا هــــای دنیـــــا مــقـــدس تـــر است ...

-          این روزها دلگرمی می خواهم وگرنه چیزی که زیاد است سرگرمی...

-          برای کشتی های بی حرکت.....موج ها تصمیم می گیرند...

-          باید دنبال شادی ها گشت، غمها خودشان ما را پیدا می کنند

-          همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست
گاهی بخاطر بودن کسی ست
که حواسش به تو نیست

-            سقوط؛ تاوان پریدن با بعضی هاست

-          ازعصبانیت آدمایی که همیشه مهربونن خیلی بترسید
چون وقتی عصبانــــــــی میشن
دیگه نمیتونن لبخند بزنن..

-          از خدا پرسید: اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟
خدا گفت: شاید در سرنوشتت نوشته باشم; هرچه آرزو کرد!!!

-          احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی ….

-           موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت، مقدمه گستاخی است

-           زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه می‌دارد.
هیچ چیزی دردناک‌تر از این تضاد میان دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره نیست!

-          آدمهایی که عشقشونو مثل کانال تلویزیون عوض می کنند،
آخرش باید بشینن برفک تماشا کنند ...

-           خودمان را با جمله " تا قسمت چه باشد " گول نزنیم...
قسمت، اراده من و توست...

-          خیـلی احمقیـم اگه فکر کنیـم آدمـا، تـوی شوخـی دلشـون نمی شکنـه

-          همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی... با آمدنش غافلگیرمان کند!!!

-          زمانی که خاطره هایت ازامیدهایت قویتر شدند پیــــــــــر شدنت شروع می شود ...

-           روزی کسی را پیدا خواهید کرد که گذشته تان برایش اهمیتی ندارد چون می خواهد آینده تان باشد...

-          حسادتِ دوست، از رقابتِ دشمن بدتره !

-           اگه اولش به فکر آخرش نباشی ....آخرش به فکر اولش میفتی !!!

-          به جای پاک کردن اشکهایتان، آنهایی که باعث گریه تان میشوند را پاک کنید.

و چقــــــدر دیر می فهمیم
که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هستیم

 

 

 

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 23:22 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

روزی ما دوباره کبو ترهای مان را پیدا خواهیم کرد…
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت …
روزی که کمترین سرود
بوسه است !
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست !
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند .
قفل ،
افسانه یی ست !
و قلب ،
برای زندگی بس است !
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است ،
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .
روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست ،
تا من به خاطر ِ آخرین شعر رنج ِ جست و جویِ قافیه نبرم .

روزی که هر لب ترانه یی ست ،
تا کم ترین سرود ، بوسه باشد.
روزی که تو بیایی، برای همیشه بیایی ،
و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم …
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر ،
نباشم…!

[ سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 23:1 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

لطیفه
روزى عبدالرحمن جامى شعرى سرود: بس كه درجان فكار و چشم بیدارم توئى هر كه پیدا مى شود از دور پندارم توئى شخصى به او گفت : اگر خرى پیدا شود، جامى به او گفت : پندارم توئى .

لطیفه
عربى نماز خود را بسیار طول داد، مردم او را مدح و تعریف كردند، وقتى از نماز خود فارغ شد گفت : روزه هم هستم .
لطیفه
ابوبكر از واعظى كه روى منبر بود مسئله اى را پرسید، واعظ گفت : نمى دانم ، به او گفته شد كه منبر جاى انسانهاى جاهل و نادان نیست ، واعظ در جواب گفت : من به قدر علمم بالا رفته ام ولى اگر مى خواستم به اندازه جهلم بالا بروم باید تا به آسمان بالا مى رفتم .

قصه برده سخن چین
مردى بنده اى را فروخت و به مشترى گفت : عیبى ندارد جز سخن چینى ، مشترى گفت : باشد، من راضى هستم ، پس او را خرید، بنده و غلام مدتى را آنجا ماند، بعد رفت پیش همسر مولایش و گفت : شوهر تو، تو را دوست ندارد و مى خواهد مخفیانه تو را رها كند پس یك تیغى بگیر و از پشت سر او چند تار موئى بتراش و بیاور تا من سحر و جادو كنم تا او تو را دوست بدارد، سپس رفت پیش مولایش و گفت : زن تو، براى خودش دوست گرفته ، و مى خواهد تو را بكشد پس خود را به خواب در آور، تا بفهمى ، پس مرد خود را به صورت خواب در آورد، زن با تیغ آمد، مرد خیال كرد زن مى خواهد او را بكشد، پس بلند شد و زنش ‍ را كشت ، پس خویشاوندان زن آمدند و این مرد را كشتند و جنگ بین دو طائفه در گرفت و ادامه پیدا كرد.
لطیفه
جاحظ از علماء ناصبى بود و بسیار زشت رو بود بطورى كه شاعر عرب در باره او گفته : (( لو یمسخ الخنزیر مسخا ثانیا ما كان الادون قبح الجاحظ.))
(اگر خوك دوباره مسخ شود زشت تر از قبح و زشتى جاحظ نخواهد شد بلكه جاحظ زشت روتر از او است ).
روزى جاحظ به شاگردانش گفت : مرا شرمگین نساخت مگر یك زنى كه مرا پیش زرگر برد، و به زرگر گفت : مثل این در كلام او حیران ماندم ، وقتى آن زن رفت از زرگر پرسیدم او چه گفت ؟ زرگر گفت : از من خواست تا عكس و صورت یك جن را براى او حكاكى و زرگرى كنم ، گفتم : نمى دانم صورت جن به چه شكلى است ، از این رو تو زا پیش من آورد تا مانند تو برایش تصویر كنم .

فائده
یكى از شعرا در كتابى كه در علم عروض تاءلیف نموده است گفته است هر كه به سرعت تمام چند مرتبه پشت سر هم بگوید: ((خواجه تو چه تجارتى دارى ؟ به تو چه كه چه تجارتى دارم )).

لطیفه
راغب در محاضرات گوید: در قزوین دهى است شیعه نشین ، شخصى در آن ده رفت ، مردم آنجا نام او را پرسیدند، گفت : نام من ((عمر))است ، او را كتك زیادى زدند، آن شخص گفت : اشتباه كردم نام من ((عمران ))است او را بیشتر زدند، و به او گفتند این حكمش از اولى سخت تر است زیرا دو حرف ((ان )) از عثمان را هم دارد.
حكایت
زنى از دست شوهرش پیش قاضى رفت و شكایت كرد و گفت : مى خواهم طلاق بگیرم ، قاضى گفت : به چه علت ؟ زن گفت : چون او هر شب در رختخوابش ادرار مى كند، قاضى گفت : آیا حیا نمى كنى كه هر شب در رختخواب ادرار مى كنى ؟.
مرد گفت : آقاى قاضى عجله نكن ، تا داستان را برایت تعریف كنم من در خواب دیدم كه در جزیره اى در دریا هستم و در آن جزیره كاخى بود و بالاى كاخ منارى بسیار بلند و بالاى منار یك شتر نرى بود و من بر پشت آن شتر بودم و شتر بسیار تشنه بود، سر خود را پایین نمود تا از دریا آب بخورد، من هم از ترس در رختخواب خود ادرار كردم ، قاضى چون این داستان را شنید از ترس در لباس خود ادرار كرد، قاضى به زن گفت : اى زن من از شنیدن داستانش از ترس ادرار كردم تا چه رسد به این بدبخت ، پس از او عذر بخواه و برو با او زندگى كن .

لطیفه
گویند ابن الجصاص روزى با وزیر به طرف دجله رهسپار شدند و ابن الجصاص با وزیر سوار بر مركب و موكب عظیم شد و وزیر او را زیاد استهزاء و مسخره مى كرد و در دست ابن الجصاص سیبى بود او خواست سیب را به وزیر دهد و در دجله تف بیندازد، اشتباه نموده تف را در صورت وزیر انداخته و سیب را در دجله .
لطیفه
نقل است كه شخصى زنى داشت حور نام او به جهاد رفت ، و بعد از آن كه دید جمعى شهید شدند، آن شخص فرار كرد، دیگرى او را دید، گفت اى فلانى از جهاد فرار مى كنى و حال آنكه اگر كشته شوى به وصال حورالعین مى رسى ! آن شخص گفت : اى نادان حور را كه خودم دارم آیا براى یك عین خود را به كشتن بدهم .
مرد زشت روى
محمد ابن ابراهیم موصلى گوید: در بعضى از سفرهایمان به محله اى از محله هاى عربها رسیدیم ، پس مرد زشت روى و لوچى را دیدیم كه داراى ریش بلند و سفیدى بود كنیزك زیبا روى و سفیدى كه مانند ماه شب چهارده مى درخشید را دیدیم كه براى او مى زند و مى رقصد ما او را از زدن منع كردیم و گفتیم مانند همچون توئى براى این پیرمرد زشت روى میزنى ؟ گفت كارى نداشته باشید، او حسنه اى بجاى آورده و من گناهى كرده ام خدا مرا براى كار ثواب او قرار داده و او را براى عقاب من .
لطیفه
روباهى در هنگام سحر به كنار درختى رفت ، دید بالاى درخت خروسى اذان مى گوید، روباه به او رو كرده ، گفت : آیا پایین نمى آیى تا با هم نماز جماعت بخوانیم ؟ خروس گفت : امام جماعت در زیر درخت خوابیده است ، او را بیدار كن تا با هم نماز جماعت بخوانیم ، روباه نظر كرد سگ را دید پا به فرار گذاشت خروس به او گفت : آیا نمى آیى با هم نماز جماعت بخوانیم ، روباه گفت : مى روم تجدید وضو كنم و بزودى بر مى گردم .
رضا شاه و الفاظ عربى در زبان فارسى
نقل شده است كه رضا شاه دستور داد الفاظ عربى باید از فارسى محو شود و روزنامه ها و نامه هاى ادارى فقط با الفاظ فارسى نوشته شود، روزنامه ها مى خواستند در عنوان و تیترشان بنویسند اعلى حضرت از مازندران حركت كرد به طرف تهران ، دیدند حركت لفظ عربى است با خط درشت نوشتند گنده آقا از مازندران جنبید به تهران .

امیدوارم همیشه لبخند بر چهره شما باشد

[ دوشنبه دوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 16:24 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

حکایت اول :

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.
ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .
وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد
شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !
ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند... 
مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

 

 حکایت دوم :


رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد .پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه : براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست . 

 

حکایت  سوم :


مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم . 
مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟
مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني
زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند . 

 

 حکایت چهارم :


مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند .زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است .او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه وقت و زحمت بيشتري برده است همان پول گلدان ساده را مي گيري؟ 
فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است . 

 

 حکایت پنجم :


در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟
سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا
تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قيمت همان صد سكه است !
تيبريوس خنديد و گفت:چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟
سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند:قيمت هنوز همان صد سكه است .
تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند .
مرشد مي گويد: قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم

[ دوشنبه دوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 0:8 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیّک ، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی ، همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

بخدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن

< شیخ بهایی >

 

[ یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 0:11 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

1- قبل از سال 1941 اثر انگشت به عنوان مدرک در دادگاه پذیرفته نمی‌شد.

2- در آمریکا میزان فولاد استفاده شده در تهیه تشتک در بطری‌های نوشابه بیشتر از فولاد بکار رفته در تهیه بدنه اتومبیل هاست.

3- یک تانکر بزرگ که کاملا پر باشد و در حال حرکت با سرعت عادی باشد، حداقل به بیست دقیقه زمان برای متوقف شدن احتیاج دارد.

4- بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود 44 پوند گرد و خاک را تنفس می‌کند.

5- در هر سه دقیقه یک انسان روی کره زمین اعلام می کند که بشقاب پرنده دیده است.

6- در ایالت میشیگان زنان بدون اجازه شوهران خود نمی‌توانند موهایشان را کوتاه کنند.

7- تنها 55 درصد مردم آمریکا می‌دانند که خورشید یک ستاره است.

8- فندک قبل از کبریت اختراع شده است.

9- در طراحی خانه بیل گیتس از کامپیوترهای مکینتاش استفاده شده است.

(سیستم عامل مکینتاش رقیب ویندوز مایکروسافت است)

10- در هر روز تقریبا نیمی از جمعیت آمریکا در حال رژیم گرفتن هستند.

11- یک هواپیمای کوچک می‌تواند به صورت معکوس و به عقب نیز پرواز کند.

12- بیش از 50 درصد مردم جهان تا به حال نه با کسی از طریق تلفن حرف زده اند و نه کسی به آنها زنگ زده است.

13- یکی از مواد تشکیل دهنده دینامیت بادام زمینی است.

14- پارچه کتان در زمان خیس بودن، سخت‌تر و مقاوم‌تر است.

15- پیژامه در هندوستان به عنوان یک لباس پوشیدنی مرسوم در بیرون از خانه شناخته می‌شود.

16- یک کوسه از طریق شنیدن ضربان قلب، طعمه خود (ماهی) را پیدا می کند.

17- ماهی قزل آلا می‌تواند پرش‌هایی به ارتفاع حدود 2متر داشته باشد.

18-در ایالت اوهایو دادن بسته شیرینی با وزن بیش از 50 پوند به کسی غیر قانونی و جرم محسوب می‌شود.

19- اگر فردی به جای حرکت در پیاده رو در یک مسیر سخت و کثیف حرکت کند، 7درصد بیشتر کالری می‌سوزاند.

20- گفته می‌شود که باغبانی بهترین کار برای سالم نگه داشتن سلامتی استخوان هاست.

21- نوعی ماهی به نام آبنوس در گلوی خود دندان در می‌آورند.

22- فندق برزیلی پیش از نامیده شدن کشور برزیل به نام «برزیل» به این نام خوانده می‌شده است.

23- یک لامپ 75 وات بیشتر از سه لامپ 25 وات نور تولید می‌کند.

24-سوسکها سریعترین جانوران 6 پا می باشند. با سرعت یک متر در ثانیه.

25-خرگوشها و طوطی ها بدون نیاز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببینند.

26-کرگدنها قادرند سریعتر از انسانها بدوند.

27-هیچ پنگوئنی در قطب شمال وجود ندارد.

28-مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.

29-کانادا یک واژه هندی به معنی "روستای بزرگ" است.

30-10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل می دهند.

31-11 درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل می دهند.

32-از هر 10 نفر، یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی می کند.

98-33 درصد وزن آب از اکسیژن تشکیل یافته است.

34-یک اسب در طول یک سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف می کند.

35-رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمی گردد.

36-قلب والها تنها 9 بار در دقیقه می تپد.

37-چیتا قادر است در حداکثر سرعت خود گامهایی به طول 8 متر بر دارد.

38-شامپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمی توانند.

39-عمر سنجاقکها تنها 24 ساعت می باشد.

40-مدت زمان گردش سیاره عطارد به دور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید است.

41-روشنایی قرص کامل ماه 9 برابر هلال ماه می باشد.

42-یک خرس بالغ قادر است با سرعت یک اسب بدود.

43-قلب یک جوجه تیغی در حالت عادی 190 بار در دقیقه می زند که در دوران خواب زمستانی به 20 بار در دقیقه کاهش می یابد.

[ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:23 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

رستوران آل Mahara، دبی، امارات متحده عربی


رستوران غار، دیانی ساحل کنیا  


رستوران Asiate، نیویورک


رستوران دهانه آتشفشان، سانتورینی، یونان


رستوران زیبا در آنتالیا ترکیه


رستوران Fangweng، هوبئی، چین


رستوران امارنطون یا ابزازالعذرا یا گل قدیفه، در سوئیس


رستوران آبشارهای سان پابلو، شهر فیلیپین


رستوران لو ژول ورن، پاریس، فرانسه


رستوران لو پانورامیک، در فرانسه


رستوران پیاله الج، منطقه تانزانیا


رستوران پانوراما Mauterndorf، اتریش


رستوران Sponda،ایتالیا


رستوران Siroco، بانکوک تایلند


رستوران افق در نیوزیلند


رستوران سوهو خانه، غرب هالیوود، کالیفرنیا


رستوران راک زنگبار، تانزانیا


رستوران آلتا مار، بارسلونا، اسپانیا


رستورانی زیبا در نقطه برخورد دو اقیانوس، آفریقای جنوبی


رستوران سرگیجه و ماه نوار، بانکوک، تایلند


رستوران زیر آب، جزیره مالدیو


رستوران Ristorante ،ایتالیا


 

[ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:19 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 نوعروس چشم نامردان مشو

درخیابان چهره آرایش مکن               ازجوانان سلب آسایش مکن

 زلف خودازروسری بیرون مریز          درمسیرچشم هاافسون مریز

یادکن ازآتش روزمعاد                        طره گیسومده دردست باد

خواهرم دیگرتوکودک نیستی             فاش ترگویم عروسک نیستی

خواهرم ای دخترایران زمین             یک نظرعکس شهیدان راببین

خواهرم این لباس تنگ چیست؟        پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

خواهرم اینقدرطنازی نکن                   بااصول شرع لجبازی نکن

درامورخویش سرگردان مشو             نوعروس چشم نامردان مشو


تفاوت بین دختران با حجاب و بی حجاب

[ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ ] [ 12:3 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

اگر کودکی با انتقاد زندگی کند می آموزد که محکوم کند!
اگر کودکی با عناد ودشمنی زندگی کند می آموزدکه کینه جو باشد!
اگر کودکی با ترس زندگی کند می آموزد که بهراسد!
اگر کودکی با ترحم زندگی کند می آموزد که احساس بدبختی کند!
اگر کودکی با تمسخر زنگی کند می آموزد که متزلزل باشد!
اگر کودکی با حسادت زندگی کند می آموزد که حسود باشد!
اگر کودکی باشرمندگی زندگی کند می آموزد که احساس گناه کند!

و بالعکس آموزه‌های سالم و سازنده درپی رفتارهای مثبت والدین در خانواده می‌باشد .

اگر کودکی با تشویق زندگی کند می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشد.
اگر کودکی با مقبولیت زندگی کند می آموزد که عشق بورزد.
اگر کودکی با تایید زندگی کند می آموزد که خودش را دوس بدارد.
اگر کودکی باشناخت زندگی کند می آموزد که در زنگی هدف داشته باشد.
اگر کودکی با تعاون زندگی کند می آموزد که سخاوتمند باشد.
اگر کودکی باصداقت وانصاف زندگی کند می آموزد که راستگو و درستکار باشد.
اگر کودکی با ایمان زندگی کند می آموزد که بخود و اطرافیانش اعتماد داشته باشد.
اگر کودکی بادوستی ومهربانی زندگی کند می آموزد که زندگی زیباست.
اگر کودکی با بردباری زندگی کند می آموزد که صبور باشد.
اگر کودکی باتشویق زندگی کند می آموزد که قدردانی کند .
واگر کودکی با آرامش زندگی کندکودک شما می آموزد که بدون اضطراب زندگی کند

[ جمعه سی ام مرداد ۱۳۹۴ ] [ 11:58 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org





گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org





گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org





گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

[ پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:41 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

رده بندی زیر 10 شهر از تمیزترین شهرهای جهان را نشان می دهد که این رتبه بندی از سوی مجمع کشورهای عضو اکو و بر اساس ذخایر آب آشامیدنی، چگونگی دفع زباله مواد زائد، فاضلاب شهری، آلودگی هوا و تراکم ترافیک بدست آمده است.

1. ولینگتون ، نیوزیلند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


2. مینیاپولیس ، امریکا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


3. اسلو ، نروژ

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


4. هونولولو ، هاوایی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


5. کوبه ، ژاپن

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


6. اتاوا ، کانادا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

7. کپنهاگ ، دانمارک

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


8. آدلاید ، استرالیا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


9. هلسینکی ، فنلاند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


10. کلگری ، کانادا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

[ پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:33 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

جهان اطراف ما همیشه پر از رمز و راز بوده و بشر نیز همواره به دنبال کشف این رمز و رموز طبیعت بوده است. در این میان 10 رکورد بارز طبیعت توجه زمین شناسان را بخود جلب کرده که آنرا برای شما دوستان بیان می کنم.


1. کویر لوت ؛ گرمترین نقطه ی زمین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در مورد گرمترین نقطه جهان بحث های بسیاری وجود دارد. برخی صحرای العزیزیه لیبی که بالاترین دمای ثبت شده در آن 58 درجه سانتیگراد است و برخی دره مرگ (Death valley) در کالیفرنیا با 56 درجه سانتیگراد را گرمترین نقطه جهان می دانند. اما ماهواره ی سازمان ناسا در کویر لوت دمای 71 درجه سناتیگراد را نیز ثبت کرده است و کارشناسان معتقدند که این دما بالاترین دمای ثبت شده در جهان است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

2. قله چیمبورازو در اکوادور ؛ مرتفع ترین نقطه از مرکز زمین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همه می دانند که قلعه اورست با ارتفاع 8848 متر مرتفع ترین قله و بلندترین نقطه جهان از سطح دریاست اما آنچه خیلی ها نمی دانند این است که قله چیمبورازو با ارتفاع 6320 متر بلندترین نقطه جهان از مرکز زمین است. قله چیمبورازو در نزدیکی خط استوا حدود 2 کیلومتر نسبت به قله اورست، از مرکز زمین دورتر است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

3. جزیره تریستان ؛ دور افتاده ترین جزیره مسکونی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جزیره تریستان در جنوب اقیانوس اطلس دورترین نقطه مسکونی در جهان و به قدری کوچک است که فاقد فرودگاه می باشد. این جزیره 272 نفر جمعیت دارد که تنها از 8 نام خانوادگی استفاده می کنند. این جزیره در دهه 1800 میلادی به مستعمرات انگستان افزوده شده. ساکنین این جزیره دارای کد پستی بریتانیا هستند و اگر از طریق اینترنت کالایی را خریداری کنند مدت ها طول می کشد تا به دست آنها برسد. در صورتی که قصد سفر به آنجا را داشته باشید باید بدانید که نزدیکترین خشکی با آن 2000 مایل معادل 3218 کیلومتر فاصله دارد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

4. آبشار های آنجل ؛ بلندترین آبشار جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آبشار آنجل در ونزوئلا با ارتفاع 984 متر بلندترین آبشار جهان محسوب می شود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

5. اویمایکن ؛ سرد ترین نقطه مسکونی روی زمین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اویمیاکن روستایی است در سیبری واقع در روسیه با 800 نفر جمعیت. پایین ترین دمای ثبت شده در این منطقه 71 درجه سانتیگراد زیر صفر است و به همین دلیل سردترین نقطه مسکونی جهان محسوب می شود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

6. دره های بیابانی ؛ خشک ترین نقطه جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حدود 2 میلیون سال است که در دره های بیابانی (dry valleys) واقع در آنتارتیکا بارندگی صورت نگرفته است و فاقد یخ، آب یا برف هستند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

7. عمیق ترین نقطه اقیانوس ها

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گودترین نقطه جهان چاله ماریاناس (گودال ماریان) در اقیانوس آرام است. عمیق ترین نقطه این چاله حدود 11 هزار متر عمق دارد. اگر قله اورست را به درون این گودال بیندازیم قله آن بیش از دو کیلومتر در اعماق این اقیانوس فرو خواهد رفت. فشار آب در ته این گودال 1000 برابر فشار در سطح دریاست. در سال 1960 نیروی دریایی آمریکا زیر دریایی را با دو سرنشین به کف این گودال فرستاد. و آنها ماهی، خرچنگ و دیگر موجودات دریایی را در اعماق این گودال مشاهده کردند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

8. مرطوب ترین ترین نقطه جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شهر Llore در کلمبیا بیشترین بارندگی سالانه در جهان را به خود اختصاص داده.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

9. کوه تر (thor) در کانادا مرتفع ترین پرتگاه عمودی جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این کوه که در پارک ملی جزیره بافن در کانادا واقع است دارای پرتگاه عمودی به ارتفاع 1250 متر و زاویه 150 درجه است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

10. پست ترین نقطه جهان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بحر المیت با ارتفاع 422 متر پایین تر از سطح دریا، پست ترین ساحل جهان را دارد. این دریاچه در مرز اردن و فلسطین اشغالی واقع است. جاده دور این دریاچه نیز کم ارتفاع ترین جاده جهان محسوب می شود. به دلیل شوری بیش از حد آب (10 برابر بیشتر از دریای مدیترانه) این دریاچه، هیچ موجود زنده ای در آن زندگی نمی کند، به همین دلیل هم نام این دریاچه بحر المیت یا دریای مرده است.

[ پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:31 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه