عنوان(عنوان کلی را به یک دانش آموز یا یک کلاس یا یک مدرسه محدود کنید )

چگونه توانستم محيط کلاس را زيبا کنم؟

چگونه توانستم مشکل کم شنوايي و... رابرطرف کنم؟

علاقمند کردن دانش آموزان به درس هديه

کاهش اضطراب و نگراني

قرائت صحييح قرآن

استفاده از وسيله خودارزشيابي

تدريس فعال و پويا

بهبود مشکلات رفتاري

افزايش مشارکت دانش آموزان

تغيير نگرش دانش آموزان به درس رياضي

کاهش مصرف خوراکي هاي غير مجاز

علاقمند کردن دانش آموزان به فعاليت هاي قرآني

چگونه مي توان در دانش آموز بي نظم و بي اهميت در نظم كارها كمك نمود تا او در كارهايش به نظم اهميت دهد؟

چگونه دانش آموزان را به اقامه نماز جماعت علاقمند کنیم؟

چگونه توانستيم يادگيري جدول ضرب را در دانش آموزان بهبود بخشيم؟

چگونه توانستم بچه ها را به درس رياضي علاقه مند كرده و ميزان يادگيري را در آنها افزايش دهم؟

چگونه توانستم دانش آموزان كلاس چهارم دبستان را به نماز جماعت علاقه مند كنم؟

چگونه توانستم اختلالات يادگيري عطيه را در درس ديكته درمان كنم؟

چگونه توانستم با اجراي نظام اقتصاد ژتوني در دبستان استثنايي فرشته مشكل لجبازي زيبا را در پايه چهارم كاهش دهم؟

چگونه توانستم  مشكل سپيده را در املاء حل كنم؟

چگونه توانستم با آموزشهای مختلف دانش آموزان را به خواندن نماز ترغیب نمایم.

چگونه توانستم زهرا جليلي رابه کلاس درس

 

چگونه توانستم بي علاقه گي تعدادي از دانش آموزان پايه پنجم ابتدائي در درس رياضي را كاهش دهم؟

چگونه توانستم ناهنجاري دانش آموزم را كاهش دهم؟

چگونه توانستم نماز جماعت مدرسه را پرشورتر اجرا كنم؟

چگونه توانستم والدين دانش آموزان ضعيف را در تقويت دروس فرزندانشان مشاركت اساسي بدهم؟

يادگيري و آموزش در سايه نيايش

چگونه توانستم مشكت اختلال املاء را در يك دانش آموز دوم ابتدائي برطرف سازم؟

چگونه دانش آموزان را به اقامه نماز جماعت علاقمند کنیم؟

چگونه توانستم دانش آموزان مدرسه راتشويق به رعايت بهداشت.....

تلاش براي رفع عدم توانايي در خواندن و نوشتن دانش آموزان كلاس اول

تشويق بچه ها به نوشتن خلاق و زيبا

چگونه توانستم تحولي در شيوه هاي سنتي تدريس و فرآيند برنامه ريزي آموزشي - درسي در دوره ابتدائي با تخصصي نمودن كلاسها بر اساس دروس ايجاد نمايم؟

چگونه توانستم مشکل بد خطي دانش آموزم فاطمه را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشكل بد خطي دانش آموز فاطمه......

چگونه توانستم روابط انساني و عاطفي دانش آموزان را تقويت كنم؟

ارتقا كيفي طرح كراهت در قالب واحدهاي امامت و ولايت

چگونه توانستم دانش آموزانم  را به خوردن شير علاقه مند كنم؟

چگونه توانستم دانش آموزان مدرسه را به نماز جماعت علاقه مند كنم؟

چگونه توانستم علاقه به صبحانه خوردن را در دانش آموزان كلاس اول الف، دبستان دخترانه محمود تهراني 1، ناحيه 2 افزايش دهم؟

علاقه مند دانش آموزان به قرآن

اصلاح الگوي مصرف(چگونه توانستم مفهوم صرفه جويي و مديريت درآمدها و هزينه ها را به دانش آموزان كلاس اول الف، دبستان دخترانه محمود تهراني آموزش دهم؟)

چگونه توانستم دانش آموزان  را در يادگيري قرآن سوم ابتدايي ترغيب و تشويق كنم؟

چگونه توانستم با اجراي طرح هاي جديد قرآني در آموزشگاه ابتدائي حضرت ابوالفضل (ع) وضعيت يادگيري درس قرآن دانش آموزان آموزشگاه را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشكل بي انضباطي شاگردان كلاس سوم را كاهش دهم؟

چگونه توانستم ضعف املايي فائزه و پيامدهاي ثانويه آن را از بين ببرم؟

بررسي روشهاي افزايش علاقه مندي دانش آموزان پايه پنجم به انس با قرآن، داستانهاي قرآني و احاديث

راهكارهاي افزايش علاقه مندي دانش آموزان دخترانه دبستان صفا به درس قرآن

راهكارهاي علاقه مند كردن دانش آموزان پايه دوم به درس هنر

چگونه توانستم طريقه صحيح خواندن نماز را در بين دانش آموزان آموزشگاه خود بهبود ببخشم؟

چگونه توانستم آب ريزش دهان مريم را كنترل كنم

علاقه مند كردن دانش آموزان به نماز جماعت

چگونه توانستم دانش آموزان كم توان ذهني مدرسه فرشته را به بهداشت حياط مدرسه علاقه مند سازم.

چگونه توانستم  مشكل نارساخواني و ...

چگونه توانستم اضطراب امتحان …

چگونه توانستم انجمن اوليا و مربيان …

چگونه توانستم مشكل اخلاقي ...

چگونه توانستم علاقه مندي
دانش آموزان را ...

چگونه توانستم  دقت و تمركز نگين را به  ...

چگونه توانستم علاقه دانش آموزان...

چگونه توانستم اسراف كردن
دانش آموزان را ...

چگونه توانستم ضعف املا را در معصومه ...

چگونه توانستم  مهارت بيان نوستاري ...

چگونه توانستم محدثه را به درس...

چگونه توانستم مشكل كمبود توجه و...

درمان اختلال در روان گفتار

چگونهمسائل رياضي را حل نمودم؟

چرا مهدي نمي تواند همراه بقيه ديکته بنويسد

چگونه توانستم علاقمند ييدانش آموزانم را به نماز افزايش دهم؟

چگونه توانستم دروغ گويي دانش آموزم را برطرف سازم؟

تقويت املا دانش آموزان ضعيف

برطرف نمودن ضعف املايي وايجاد اعتماد

چگونه توانستم ناخن جويدن دانش اموزم را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشکل ناتواني در صحبت ...

چگونه توانستم ميزان پرخاشگري دانش آموزان کاهش دهم؟

بررسي عوامل درجذب دانش اموزان به نماز چماعت

چگونه توانستم مشکلت املاي دانش آموز زينب را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم دانش آموزان را به نماز جماعت علاقمند سازم؟

چگونه توانستم بي توجهي دانش آموزان درمحاسبه محيط دايره را برطرف نمايم؟

چگونه توانستم جدول ضرب را در دانش آموزان تقويت کنم؟

چگونه توانستم طرح جديد قرآن را پياده کنم؟

چگونه توانستم اضطراب يادگيري جدول ضرب را کاهش دهم؟

چگونه توانستم مشکلات املايي دانش آموزم را حل کنم؟

چگونه توانستم بددهني يکي از دانش آموزانم را برطرف کنم؟

چگونه توانستم با بهبود درروخواني و دروس را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشکل دانش آموز دردرس املا را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشکلات دانش آموز کلاس پنجم را بهبود بخشم؟

چگونه مي توانم ناخن جويدن دانش امو ...را برطرف کنم؟

راهکارهايي براي حل مشکل رفتاري و درسي يک دانش آموز

هنردرماني دانش آموزان نابينا

چگونه توانستم مشکل املاي  دانش آموز .. را برطرف کنم؟

چگونه توانستم به دانش آموزان جدول ضرب را سريع ياد بدهم.

چگونه توانستيم رعايت حجاب رادردانش اموزان بهبود بخشم؟

دعوت از مادران جهت علاقمند کردن دانش آموزان به نماز

چگونه توانستم مشکل بهداشت دهان ودندان را کاهش دهم؟

چگونه توانستم کلاسي پويا و شاداب ايجاد کنم؟

افزايش مداخله مادر جهت بهبود آموزش

چگونه توانستم توجه مهرانه دانش آموز بيش فعال از طريق بازي تقويت نمايم؟

راهکارهاي کاهش اختلالات يادگيري املاي يکي از دانش آموزان

نقش آموزش و پروش در نهادينه کردن اصلاح الگوي مصرف

چگونه توانستم مشکل انزوا و کمرويي زهرا را برطرف کنم

چگونه توانستم احساس مذهبي نماز را دردانش آموزان پرورش دهم؟

چگونه توانستم مشکل خجالتي بودن تعدادي از دانش آموزان را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشکلات مديريتي کلاسم را کاهش دهم؟

چگونه توانستم علل رفتارمدرسه گريزي از بين ببرم

چگونه توانستم اختلالات ديکته نويسي يک نفر از دانش اموزان را درمان کنم؟

چگونه توانستم دانش آموزان آموزشگاه جهادرابه شرکت درنماز جماعت علاقمند سازم؟

چگونه توانستم دانش آموزان را به شرکت درنماز جماعت مدرسه علاقه مند کنم؟

چگونه توانستم کم رويي دانش آموز پايه دوم را کاهش دهم؟

چگونه توانستم وضعيت دانش آموزان بي انضباط را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشکل کمرويي دانش آموز پايه پنجم را برطرف کنم؟

چگونه توانستم ناسازگاري مهران را با محيط و ساير هم کلاسي هايش بر طرف نمايم؟

چگونه مي توانيم با همياري يکديگر هزينه هاي آموزشگاه را بهبود بخشيم؟

چگونه توانستم رضايت شغلي همکاران رادرمحيط کارفراهم کنم؟

چگونه توانستم با اجراي طرح کرامت تاثيرات مطلوبي دررفتار دانش آموزان ايجاد نمايم؟

چگونه توانستم توانايي قدرت ابراز وجو دو اعتماد به نفس را دردانش موز ... شکوفا نمايم؟

چگونه توانستم دانش آموزان کلاس اول را به درس املا علاقمند کنم؟

چگونه توانستم مشکلات زينب را با توجه به عارضه لب شکري و ديرآموزي او بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشکل تکرار ادرار سر کلاس فاطمه را بهبود بخشم؟

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 17:5 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 16:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]





 

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 23:12 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

بـرو ای تُـرک که تَــرک تــو سـتــمگـــر کـــردم

 

حیـف ازان عمــر کـه در پای تو من سر کردم

 

عـهـــد و پـیــمان تـو بــا مـا و وفــا بــا دگــران

 

ســاده دل من که قســم هـای تو بـاور کردم

 

بــه خـدا کـافر اگــر بــود بـه رحــم آمـده بــود

 

زان همــه ناله کــه من پیــش تــو کافر کردم

 

تــو شـدی همسـر اغیــار و من از یـار و دیار

 

گشتــم آواره و تــرک ســر و هـمســر کــردم

 

زیـــر ســر بالــش دیبــاست تـو را کِـی دانی

 

کـه مــن از خــار و خــس بــادیـه بستر کردم

 

در و دیــوار بــه حــال دل مــن زار گــریــسـت

 

هر کجــا نالـــه ی نـاکــامی خــو سـر کــردم

 

در غـمـت داغ پــدر دیــدم و چـون دُرِّ یـتـیــم

 

اشـک ریــزان  هــوس دامــن  مــــادر کــردم

 

پس از این گوش فلک نشنـود افغـان کسی

 

کــه من این گـوش ز فریـاد و فغـان کـر کـردم

 

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در

 

دیـده  را  حلقـه  صفت  دوختـه بر  در  کردم

 

شهریــــارا به جفــــا کــرد چو خـاکـــم پـامال

 

آنکــه من خاک رهش را بـه سر افسـر کردم.

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:37 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

تبریز آذربایجان 

تبریز آذربایجان

تبریز آذربایجان

تبریز آذربایجان

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:30 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

من دلم مي خواهد

خانه اي داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش

دوستهايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو

هرکسي مي خواهد

وارد خانه پر عشق و صفايم گردد

يک سبد بوي گل سرخ

به من هديه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوي دلهاست

شرط آن داشتن

يک دل بي رنگ و رياست

بر درش برگ گلي مي کوبم

روي آن با قلم سبز بهار

مي نويسم اي يار

خانه ي ما اينجاست

تا که سهراب نپرسد ديگر

" خانه دوست کجاست؟ "

فريدون   مشيري

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:20 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

آدمهاي ساده را دوست دارم.
همان ها که بدي هيچ کس را باور ندارند.

 

همان ها که براي همه لبخند دارند.

 

همان ها که هميشه هستند، براي همه هستند.

 

 

آدمهاي ساده را بايد مثل يک تابلوي نقاشي ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.

 

بسکه هر کسي از راه مي رسد
يا ازشان سوءاستفاده مي کند

 

يا زمينشان ميزند
يا درس ساده نبودن بهشان مي دهد.

 

آدم هاي ساده را دوست دارم.
بوي ناب “آدم” مي دهند.

 

نیک میدانم با شكستن پاي ديگران هيچگاه نمي توانم تندتر راه بروم

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:19 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:7 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

یک راه حل برای مواقعی که پاسخ سوال کودک را نمی‌دانیم؛ یا نمی‌دانیم چه طور به او توضیح دهیم؛ این است که اول، از خودش بپرسیم؛ یعنی وقتی کودک پرسید؛ من چه گونه به وجود آمده‌ام؟ یا کارکرد فلان وسیله، به چه صورت است؟ از او بپرسیم؛ تو چه فکر می‌کنی؟ اگر پاسخ او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوییم؛ آفرین، همین درست است.

پاسخ ما و کلمات و جملاتی که استفاده می‌کنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی و رشد کودک باشد تا بتواند کمک کننده باشد. دادن توضیح اضافی و حاشیه‌پردازی، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمی‌کند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودک‌مان را بدانیم؛ سپس می‌توانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر می‌کنی؟ به این دلیل که کودک، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمی‌آید.

وقتی پاسخ سوالی را نمی‌دانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمی‌دانم ولی به دنبال یافتن پاسخش می‌روم. می‌توانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوه‌ی پاسخ‌یابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوال‌ها را به کودک یاد می‌دهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی می‌شود؛ ضمن این‌که کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخ‌های موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا می‌شود.

گاهی اوقات، با وجود این‌که  پاسخ سوال را می‌دانیم؛ نباید پاسخ آماده به کودک بدهیم. دادن پاسخ‌های آماده به کودک، جلوی خلاقیت او را می‌گیرد. برای رشد خلاقیت، کودک باید در شرایط مشکل و شَک قرار بگیرد؛ بنابراین بهتر است بعضی وقت‌ها، به او بگوییم: من هم نمی‌دانم، توچه فکر می‌کنی؟ به نظر تو چه گونه است؟ این مطلب یا کتاب را بخوان؛ بعد با هم درباره‌ی آن بحث می‌کنیم.

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:6 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

1- رویه کفش: رویه کفش باید چرمی و دارای انعطاف پذیری متوسط باشد. رویه، نباید خیلی خشک و خیلی نرم باشد و باید دارای بند یا چسب باشد تا هنگامی که بر اثر پوشش مکرر و گرمای پا، تغییر شکل می دهد با تنظیم بندهای آن بتوان استحکام دیواره های کفش را تنظیم کرد.

۲- پنجه کفش: پنجه کفش باید پهن باشد، به گونه ای که انگشتان دچار فشردگی نشوند، زیرا انحراف انگشتان از کودکی و نوجوانی با پوشیدن کفش های بسیار تنگ به وجود می آید که منجر به تغییر قوس کف پا می شود.

۳- پاشنه کفش: پاشنه پا محل شایعی برای تغییر در اندام تحتانی است. دو لایه بودن و قوام دار بودن پاشنه کفش، دو خصوصیت کفش مناسب می باشد که از انحراف پاشنه در جهت داخل و خارج جلوگیری می کند. کفش مناسب باید در قسمت پاشنه ارتفاع ۲ سانتی متر و در قسمت پنجه ارتفاع ۵/۱ سانتی متر داشته باشد.

۴- کف کفش: کف کفش باید ضمن انعطاف پذیری، دارای استحکام باشد تا به عنوان ضربه گیر عمل کند، زیرا کف خشک کفش ضربه را مستقیما به مفاصل و ستون فقرات وارد می کند.

والدین باید درموقع خرید کفش مدرسه به چه نکاتی توجه کنند

* هرگز برای خرید کفش مدرسه، بدون حضور کودک‌تان اقدام نکنید. حتما در هنگام خرید کفش، کودکتان باید هر دو لنگه کفش را امتحان کند.

* روزی را برای خرید کفش مدرسه کودکتان انتخاب کنید که صبر و فرصت کافی دارید.

* سکوت کودکان در هنگام به پا کردن کفش را به معنای مناسب بودن آن فرض نکنید.

* از کودک بخواهید با کفش چند قدمی راه برود. به نحوه راه رفتن او دقت کنید.

* بهتر است در حالت ایستاده کودکتان، بین انگشت بزرگ پای او و نوک کفش به اندازه ضخامت انگشت شصت دستتان فاصله باشد.

* خرید کفش های بزرگ و نیز خرید کفش تنگ هر دو به یک اندازه، به سلامت پاهای کودک آسیب می زنند. اندازه شدن کفش به پای کودک را به ماه های آینده واگذار نکنید.

* با توجه به تغییر و افزایش سایز پای دانش آموزان بر حسب ضرورت، کفش جدیدی تهیه کنید. منتظر جدا شدن کف کفش یا پاره شدن آن نباشید.

* قبل از خرید کفش مدرسه، به کف آن هم توجه کنید. اگر کف کفش صاف باشد، دانش آموز در حین بازی و ورزش در معرض خطر لیز خوردن خواهد بود. این خطر در روزهای بارانی شدیدتر است.

* اگر دانش آموزان دختر به کفش های پاشنه دار علاقه مندند، حداکثر پاشنه دو و نیم سانتی متری را به شما پیشنهاد می کنیم.

* کفش های با کفی و پاشنه بسیار نازک هم مورد تایید نیستند.

* بهتر است برای ساعت های ورزش دانش آموزان، کفش ورزشی جداگانه ای تهیه شود.

کفش نامناسب چگونه کفشی است؟

- کف کفش انعطاف پذیری بیش از حد دارد که منجر به پیچ خوردگی پا می شود.

- پاشنه های باریک مناسب نیست، چون کم بودن سطح اتکای پاشنه از عوامل تشدیدکننده خطر پیچ خوردگی پاست و نباید از آنها در محیط هایی نظیر مدرسه برای دویدن و بالا رفتن از پله استفاده شود.

- کفش های پاشنه بلند و بدون پاشنه، هر کدام باعث اختلالاتی در راه رفتن دانش آموز شده و در مواردی باعث خستگی زودرس و فشار بر ستون فقرات و زانوها می شود.

- اگر کفه داخلی کفش از برجستگی مرکزی که پوشش دهنده قوس داخلی پا است برخوردار نباشد، قوس کف پا را در طول دوران رشد تنظیم نمی کند. در این صورت باید از کفی طبی برای تنظیم قوس کف پا استفاده شود.

- کفش نامناسب علاوه بر اینکه عوارض مختلفی برای دانش آموز در پی خواهد داشت، می تواند او را به انواع بیماری ها مانند میخچه، حساسیت های پوستی، دردهای مفصلی و اسکلتی مانند درد پاشنه و زانو، خستگی، داغی و سوزش پا و شیوع انواع ناهنجاری ها مثل انگشتان چکشی ، انگشت شصت کج، ناخن فرورفته، تاول، کف پای صاف، کف پای گود، پای پهن و احساس کمردرد مبتلا کند.

- اگر کفش بیش از حد بزرگ باشد، باعث فقدان تعادل در راه رفتن و زمین خوردن و بروز حادثه می شود از سوی دیگر کفش کوچک تر از اندازه پای دانش آموز، موجب فشردگی پنجه و ایجاد تاول و میخچه می گردد.

- وزن کفش ها نباید زیاد باشد. کفش سنگین ضمن اینکه خستگی دانش آموز را در پی دارد، پاهای او را هم خسته و زخمی می کند.

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:2 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ 11:24 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

دل بسپار به آتشی که نمی سوزاند "ابراهیم" را

و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
نهنگی که نمیخورد
"یونس" را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "

پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...!

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 19:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

 

این جزر و مد چیست که تا ماه می‌رود؟
دریای درد کیست که در چاه می‌رود؟
این سان که چرخ می‌گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می‌رود
گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده به اکراه می‌رود
آبستن عزای عظیمی است، کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحرگاه می‌رود
امشب فرو فتاده مگر ماه ازآسمان
یا آفتاب روی زمین راه می‌رود؟
در کوچه‌های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می‌رود
دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ای که در دل شب راه می‌رود
"قیصر امین پور"

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 22:5 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]


برای پدر و مادرهای نسل امروز، بسیار مهم است که فرزندانشان دوره تحصیل موفقی را پشت سر بگذارند، اما گاهی این خواسته به ضد خود تبدیل می‌شود و به نام تلاش برای موفقیت و باروری استعدادها، فشار روانی کاذبی بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود.

هیچ پدر و مادری به فرسودگی ذهن و روان فرزند خود افتخار نمی‌کند و نمی‌بالد. از هم پاشیدگی ذهن فرزند، مایه مباهات هیچ خانواده‌ای نیست، به ویژه وقتی تحمیل این فرسودگی و خستگی از ناحیه پدر و مادر باشد و به همین جا هم ختم نشود، یعنی به موازات این فرسایش، خستگی و تنش جسمی هم برای والدین به همراه داشته است.

فرزندان مجبورند در کلاس‌های متعددی حضور یابند، بی آن که تنوع این کلاس‌ها با درآمدهای خانواده، ظرفیت‌های ذهنی و روانی فرزند و دایره استعدادهایش هم‌خوانی داشته باشد. ما گاهی به نام علم‌آموزی یا هنر و ورزش‌آموزی، شبه علم، شبه هنر، شبه ورزش را به فرزندان خود تحمیل می‌کنیم و آنچه از این مزرعه سوخته درو می‌کنیم، خستگی و فرسودگی ذهن و جسم در خانواده است.

از طرفی وقتی رفتارهای نابهنجار در جامعه‌ای گسترش می‌یابد، به مرور زمان، افراد آن جامعه نسبت به رفتار شکل گرفته، بی‌تفاوت می‌شوند؛ بنابراین، آن رفتار، روند عادی شدن را به خود می‌گیرد. آن‌ها کم‌کم می‌پذیرند که این‌گونه رفتارها را نمی‌توان تغییر داد یا از بین بردن و کاهش آن با دشواری زیادی روبه‌رو است، اما علل شیوع این گونه رفتارهای افراطی در یک جامعه به چه عواملی مربوط است؟

دکتر سهیلا فرتاش، روان‌شناس تربیتی در گفت‌وگو با جام جم دراین‌باره می‌گوید: افراد در هر جامعه‌ای نیاز دارند که بین کار و تفریح، فضای تعادل و تناسبی را برقرار کنند. تناسب میان این دو مۆلفه، به تعادل روحی و روانی افراد منجر می‌شود. توجه کنید که در سنین کودکی و نوجوانی، کار بیشتر بر تکالیف درسی متمرکز می‌شود. بچه‌ها موظفند با درس خواندن، رفتن به مدرسه، انجام تکالیف درسی و تلاش و پشتکار خود، به موفقیت تحصیلی دست پیدا کنند، اما در بزرگ‌سالی، کار افراد همان شغل و حرفه آن‌هاست.

یافتن شغل و کسب درآمد مناسب، یکی از وظایف مهم در دوران بزرگ‌سالی محسوب می‌شود، اما این همه ماجرا نیست. افراد یک جامعه در مقابل کار، به تفریح نیز نیازمندند. تفریح، فشار و خستگی یک هفته کاری را تخلیه می‌کند و باعث ترمیم روح، ذهن و روان افراد می‌شود. فرد با پشت سر گذاشتن تفریحی مناسب، یک روز کاری جدید و سرشار از انرژی، خلاقیت و پشتکار را شروع می‌کند، اما اگر در جامعه‌ای تعادل الاکلنگی بین کار و تفریح برهم بخورد، شاهد پیامدهای اجتماعی ناخوشایند خواهیم بود.

افراد در هر جامعه‌ای نیاز دارند که بین کار و تفریح، فضای تعادل و تناسبی را برقرار کنند. تناسب میان این دو مۆلفه، به تعادل روحی و روانی افراد منجر می‌شود.

کتب درسی، برای هوش متوسط طراحی نشده است

به نظر می‌رسد در بحث آموزش و پرورش، حساسیت‌ها و توقعات والدین و متولیان جامعه رو به گسترش است. به طوری که بالا رفتن انتظارات از دانش‌آموز و الزامات روزافزون تحصیلی، آسیب‌های ناخوشایندی را بر دوش خانواده‌ها و از همه مهم‌تر بچه‌ها وارد می‌کند که پیامدهای آن در جامعه به‌وفوردیده می‌شود. دکتر فرتاش در این باره معتقد است: محتوای درسی که در کتاب‌های مدرسه به دانش‌آموزان ارائه می‌شود، فوق‌العاده سنگین است. به نظر می‌رسد در این زمینه پیش‌فرضی وجود دارد که همه بچه‌ها تیزهوشند.

به طور طبیعی در یک جامعه، بیشتر افراد هوش متوسط دارند و فقط 2 یا 3 درصد، در رده افراد بسیار باهوش یا کم‌هوش قرار می‌گیرند، بنابراین مخاطب اصلی مدارس ما در رده هوش متوسط قرار می‌گیرند، پس بهتر است سرمایه‌گذاری تحصیلی و پرورشی مناسب‌تری برای این قشر طراحی شود، اما متأسفانه محتوای دروس، آنقدر پیچیده و در سطح بالاست که فشار روانی زیادی روی بچه‌ها و حتی خانواده‌های آن‌ها وارد می‌کند. خستگی روانی از خواندن این کتب و آموزش آن، یکی از پیامدهای چشمگیر این سبک از آموزش است. وقتی کودک در مدرسه، متوجه این حجم سنگین از درس نمی‌شود، والدین مجبور به گرفتن معلم خصوصی و پرداخت هزینه‌های بالای آن می‌شوند.

از طرفی خانواده‌ها به خصوص در شهرهای بزرگ، با هزینه‌های سنگینی روبه‌رو هستند؛ هزینه‌هایی همچون مسکن، حمل و نقل، پوشاک، خوراک، مدرسه و نظایر آن که در این میان، استخدام معلم خصوصی، هزینه مازادی را بر دوش آن‌ها خواهد گذاشت. بنابر این، خانواده‌ها مجبورند زمان زیادی در بیرون از خانه به کار و تلاش بپردازند تا از عهده این مخارج برآیند. پس می‌توان انتظار داشت کفه ترازو به سمت کار می‌چرخد و تفریح در خانواده‌ها کم‌کم کاهش می‌یابد یا از بین می‌رود، زیرا تفریح، خود نیازمند هزینه است و این هزینه، بیشتر صرف امور دیگر خانه می‌شود.

كاربرد روانشناسی در آموزش

 

اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که با کاهش تفریحات سالم و افزایش فشار روانی، افراد جامعه به سمت رفتارهای نابهنجار دیگری کشیده می‌شوند تا بتوانند به لذت‌های کاذب دست پیدا کنند. به طور مثال، ما یک اختلال روانی به نام «پرخوری عصبی» داریم که در آن وقتی فرد، تحت فشار و استرس روانی قرار می‌گیرد، بدون آن که واقعاً گرسنه باشد، مقدار زیادی غذا می‌خورد و به دنبال آن، افزایش وزن را تجربه می‌کند.

این حجم زیاد غذا برای فرد، حکم لذتی زودگذر و آنی را دارد که به وسیله آن فشار روانی وارد شده بر خود را کاهش می‌دهد. این یک نمونه از مصادیق کسب شادی است. این گونه رفتارهای نامناسب مانند مسکنی است که فرد با خوردن آن در یک دوره، احساس لذت کرده، ولی در درازمدت تأثیر آن کاهش پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد اکنون مهم‌ترین علت رفتارهای نامناسب به خصوص در نوجوانان و کودکان، احساس فشار روانی ناشی از کار است که با تفریح و سرگرمی‌های زودگذر و نامناسب پر می‌شود.

اقتدار منطقی والدین، جایگزین فرزندسالاری

مهم‌ترین اهرمی که می‌توان به واسطه آن، جامعه‌ای سالم را پی‌ریزی کرد، سبک تربیتی والدین است. رفتار، پاسخ‌دهی و واکنش مناسب والدین نسبت به فرزند می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت و پرورش استعداد و خصایص کودک مۆثر باشد. فرزند، والدین خود را به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوی خود می‌بیند. او یاد می‌گیرد پدر و مادرش چگونه با یکدیگر برخورد می‌کنند و نسبت به رفتارهای او چه واکنشی از خود نشان می‌دهند.

دکتر فرتاش در این باره می‌گوید: یکی از مهم‌ترین ریشه‌های ایجاد رفتار نابهنجار، سبک تربیتی و حاکمیت فرزندپروری آسان‌گیر یا فرزندسالاری در خانواده‌هاست. از این رو آموختن جامعه‌پذیری به شکل صحیح یا پذیرفتن هنجارهای اجتماعی از زمان تولد، یکی از وظایف محوری والدین نسبت به بچه‌هاست، اما متأسفانه آنچه ما امروز شاهد آن هستیم، بیشتر گسترش سبک تربیتی فرزندسالاری است که در آن، حاکمان اصلی، فرزندان هستند.

مهم‌ترین اهرمی که می‌توان به واسطه آن، جامعه‌ای سالم را پی‌ریزی کرد، سبک تربیتی والدین است. رفتار، پاسخ‌دهی و واکنش مناسب والدین نسبت به فرزند می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت و پرورش استعداد و خصایص کودک مۆثر باشد. فرزند، والدین خود را به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوی خود می‌بیند.

 

پدر و مادر، توان و قدرت هدایت و جهت‌دهی رفتاری نسبت به فرزندان را از دست داده‌اند، بنابراین کودک از همان ابتدای زندگی، کنترل رفتارهایش را به دست خود می‌گیرد و در تصمیم‌ها، خودسرانه و بی‌اعتنا به دیدگاه‌های والدین عمل می‌کند. با گسترش چنین فضایی، پدر و مادر به این باور می‌رسند که آن‌ها فقط باید خدماتی را به فرزند خود ارائه دهند و کودک طبیعتاً یاد می‌گیرد که رئیس اصلی خانه، اوست و والدین در پشت سرش قرار می‌گیرند.

 

متأسفانه این روند تربیتی در جامعه ما امروز به‌وفور دیده می‌شود؛ روندی که کودک، قدرت تصمیم‌گیری و هدایت موثر را از سوی والدین نمی‌بیند و به مرور زمان به این نتیجه می‌رسد که والدین فقط حکم ارائه‌دهنده امکانات را داشته و اوست که باید هدایت خود را به دست گیرد، اوست که در منزل تصمیم نهایی را می‌گیرد. در این شرایط، وقتی بچه‌ها وارد جامعه می‌شوند، به جای این که با والدین خود همانندسازی کرده باشند، با همسالان خود همانندسازی می‌کنند. اگر یک گروه از همسالان برای کاهش فشار روانی به قلیان و سیگار، لباس نامناسب، آرایش زننده یا مدل موی غربی روی آورد، با آن‌ها یکی شده و از آن‌ها الگوبرداری می‌کند.

فردی می‌شود کاملاً شبیه به دوستان خود که هیچ هویت و پشتوانه‌ای قوی ندارد. در چنین شرایط بحرانی، پدر و مادر مانند افراد ضعیف در پشت او ایستاده‌اند و هیچ عکس‌العمل خاصی نسبت به تصمیم‌ها و رفتارهای فرزندشان از خود نشان نمی‌دهند. امروزه نظریه‌پردازان روان‌شناسی کودک بر این باورند که سبک تربیتی باید به سمت اقتدار منطقی سوق پیدا کند. سبکی که در آن، ضمن احترام به فرزند، والدین قاطعانه با اشتباهات آن‌ها برخورد می‌کنند و همیشه به عنوان الگوی تربیتی، جلوتر از بچه‌ها قرار می‌گیرند.

 مدیریت‌ كلاس‌، موانع‌ و راهبردها

 

تعادل هیجان و لذت دانش‌آموز در دستان معلم

آموزش و پرورش یکی از اهرم‌های قوی جامعه محسوب می‌شود. نحوه تدریس و آموزش معلمان در چگونگی به‌کارگیری استعدادها و نیازهای دانش‌آموزان، بسیار حائز اهمیت است.

دکتر فرتاش معتقد است: معلمان باید سعی کنند پرسش‌های امتحانی را در سطح متوسط کلاس مطرح کنند، زیرا مخاطب اصلی کلاس، دانش‌آموزانی باهوش متوسط هستند. از طرف دیگر، حجم سنگین کتب و پرسش‌ها باعث می‌شود که برخی بچه‌ها که هوش بالایی ندارند، عزت نفس پایینی را تجربه کرده یا در شکل شدیدتر، ترک تحصیل کنند. این کودکان حال بدی دارند و برای بالا بردن هیجان و احساس لذت خود، ممکن است دست به رفتارهای ناپسند اجتماعی بزنند.

در واقع وقتی ما تاکید زیادی روی بحث آموزش داشته باشیم، جایی برای پرورش باقی نمی‌ماند. از طرف دیگر، زمان بچه‌ها را نمی‌توان به دو قسمت تقسیم کرد، بنابراین معلم ریاضی، فیزیک یا شیمی باید هم آموزش دهد و هم به پرورش دانش‌آموزان بپردازد، زیرا برخی بچه‌ها دبیر شیمی و برخی دبیر ریاضی را می‌پسندند و اگر فقط یک متولی برای آموزش یا پرورش وجود داشته باشد، شاید بچه‌ها ارتباط لازم را با آن دبیر برقرار نکنند و نیاز آن‌ها برآورده نشود.

حجم بالای کتب نیز به پایین آوردن درجه شادی، لذت و اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان کمک می‌کند که در نهایت ما شاهد آنیم که فرزندان جوان یک کشور به سمت رفتارهای ناپسند و نامعقولی کشیده می‌شوند تا بتوانند حرمت نفس و هیجان از دست رفته خود را بازگردانند.(منبع:تبیان)


[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 10:7 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

   

           

           


خانه های قدیمی را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است
همه چیز عمر دارد ، حرف دارد ، برکت دارد

هنوز حیاط هست ، حوض است، کوزه هست
قناری می خواند ، ماهی شنا می کند
دیوارهای اتاق های کوچک ، مهمان جمعیتی زیاد است
سفره ها گسترده اند ، نه دو نفره ، نه چهار نفره
صدای پیرها شنیده می شود، حضورشان برکت خانه است
کوزه ها مملو از ترشی ، دیگ کوچک مفهومی ندارد
نذری پزان به راه ، همسایه حق به گردن دارد
دست ها صدا دارد ، درختان نفس می کشند
باغچه هنوز آرزو نشده ، زیرزمین انباری نیست
حیاط را بالکن نمی خوانند، پنجره فقط در نقاشی ها نیست
باران در خانه می بارد
ایوان زیر حصیر
چایی همیشه دم است ، روی سماور ، توی قوری
در خانه همیشه باز است
مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد
غذاها ساده و خانگی است ، بویش نیازی به هود ندارد
عطرش تا هفت خانه می رود
کسی نان خشکه ندارد ، نان برکت سفره است
مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند
دلخوری ها مشاوره نمی خواهد
دوستی ها حساب و کتاب ندارد
سلام ها اینقدر معنا ندارد ، سلام گرگی وجود ندارد
افسردگی بیماری نایابی است
گلدان ها در خانه اسیر نیستند
درخت یاس هنوز هست ، بوی یاس از شیشه های عطر نمی آید
دست پدر همیشه پر است
خانه همیشه شسته
خاک اینجا نمی ماند
همه چیز زنده است
حتی اگر آن خانه
…..سال های سال متروکه مانده باشد

[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 15:34 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

  • به برچسب روی بازی ها که با حروف (RP.ESRB. EG,AO,T, E, M) مشخص می شوند، توجه کنید. این برچسب ها و حروف، طبقه بندی بازی ها را بر حسب محتوا و سن افراد نشان می دهد. مثلاً حرف AO نشانه ای این است که اطفال مطلقاً اجازه ی چنین بازی ای را ندارند و بازی مربوطه دارای درجات زیادی از خشونت و کشتار و یا صحنه های جنسی و یا الفاظ ناشایست و رکیک است (طبیعی است که این برچسب ها بر اساس فرهنگ کشور سازنده تهیه شده، اما در نبود کنترل و نظارت در جامعه ی ما در نبود کنترل و نظارت در جامعه ی ما، استفاده از همین سیستم طبقه بندی هم مفید و ارزشمند است).
  • اگر به زبان خارجی و اینترنت آشنایی ندارید از فروشنده ی بازی درباره ی محتوا و کیفیت و نوع بازی اطلاعات لازم را کسب کنید. قبل از استفاده ی فرزندتان نیز محتوای بازی را مشاهده و ارزیابی کنید و ببینید با سن فرزندتان، روحیات او، نگرش تربیتی شما، و فرهنگ جامعه فاصله و مغایرت زیاد نداشته باشد.
  • از تهیه ی بازی هایی با مضمون قتل و خون ریزی پرهیز کنید. ترجیحاً از بازی هایی استقبال کنید که روش حل مسائل را می آموزند، قدرت تصمیم گیری درباره ی مسائل اجتماعی می دهند و خلاقیت فرزندتان را تقویت می کنند (یعنی چیزهایی بیش از کشتن و زدن و گریختن دارند).
  • درباره ی محتوای بازی ها با فرزندتان صحبت کنید و دلیل عدم موافقت خود را با فلان بازی به او توضیح دهید. توجه داشته باشید که فرزندان شما دائم در حال تبادل بازی ها با دوستان خود هستند و در خارج از منزل هم امکان بازی کامپیوتری دارند. امروزه در ایران نوجوانان بسیاری در کلوپ های بازی ازدحام می کنند (حتی در اوقات مورد انتظار برای درس و مطالعه مثل سَرِ صبح) که پدیده ای قابل تأمل است و آسیب شناسی و طبعاً مراقبت های خاص خود را دارد.
  • زمان بازی را دقیقاً مشخص کنید (از ساعت....تا....)/ زمان بازی بیشتر از یک ساعت در روز نباشد.
  • قبل از انجام بازی، الزاماً باید تکالیف درس و مسئولیت های دیگر انجام شده باشد.
  • نشانه های هشدار وابستگی به بازی را (که قبلاً آمد) جستجو کنید. اگر بازی حالت وسواس و افراطی به خود گرفته، قبل از آن که همه چیز از کنترل خارج شود آن را متوقف کنید.
  • ترجیحاً در اتاق فرزندان تان کامپیوتر و بازی ویدیویی نگذارید. کامپیوتر و بازی ویدیویی در جایی قرار گیرد که قابل نظارت باشد.
  • قضاوت و نظر اطرافیان درباره ی بازی کامپیوتریِ فرزندتان، شاید کاملاً موافق شما نباشد؛ شما در این باره اصول و نظر خود را اعمال کنید

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 11:51 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 20:11 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 20:9 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 19:58 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

عبد الحمید الفاضل” پژوهشگر و محقق علوم ریاضی از امارات گفت
که صدای اذان در کره زمین در تمام شبانه روز قطع نمی شود
و در هر منطقه ای به پایان برسد
بلافاصله                                             در جای دیگری آغاز می شود.
به نوشته پایگاه خبری عرب آنلاین،
وی توضیح داد که گفتن اذان ۴ دقیقه زمان لازم دارد
و زمین دارای ۳۶۰ خط فرضی از قطب شمال به قطب جنوب است
که معادل ۳۶۰ درجه است.
هنگامی که برای مثال ظهر شرعی درخط ۱ شروع می شود،
۴ دقیقه طول می کشد تا ظهر شرعی در خط ۲ شروع شود
و این مدت معادل زمانیست که در خط یک اذان گفته می شود.
به این ترتیب ۳۶۰ ضربدر ۴ می شود ۱۴۴۰ دقیقه
که معادل ۲۴ ساعت است.

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 19:56 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه