اگر برای بدست آوردن پول مجبوری دروغ بگوئی و فریبکاری کنی ، تهیــدست بمان!

اگر برای بدست آوردن جاه و مقامی باید چاپلوسی کنی و تملّق بگوئی ، از آن چشم بپوش!

اگر برای آنکه مشهور شوی ، مجبور می شوی مانند دیگران خیانت کنی ، در گمنامی زندگی کن!

بگذار دیگران پیش چشم تو با دروغ و فریب ثروتمند شوند ، با تملّق و چاپلوسی شغل های بزرگي را به دست آورند و با خیانت و نادرستی شهرت پیدا کنند ، تو گمنام و تهیـدست و قانع باش! ، زیرا اگر چنین کنی تو سرمایه ای را که آنها از دست داده اند ، به دست آورده ای...
و آن " شرافت " است...

[ شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ ] [ 20:13 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 ملاصدرا میگوید:

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان،
اما به قدر فهم تو کوچک می شود،
و به قدر نیاز تو فرود می آید،
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود،
و به قدر ایمان تو کارگشاست...

یتیمان را پدر میشود و مادر،
محتاجان برادری را برادر می شود،
عقیمان را طفل می شود،
نا امیدان را امید می شود،
گمگشتگان را راه می شود،
در تاریکی ماندگان را نور می شود،
رزمندگان را شمشیر می شود،
پیران را عصا می شود،
محتاجان به عشق را عشق می شود،
خداوند همه چیز می شود همه کس را...

به شرط اعتقاد،
به شرط پاکی دل،
به شرط طهارت روح،
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس...

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا،
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف ،
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار،
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند،
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند،
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند...
مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟

[ شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ ] [ 20:6 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ سه شنبه هشتم دی ۱۳۹۴ ] [ 22:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

اگر میتوانستید غذاهای مناسبی برای کمک به کیفیت خواب و داشتن بهترین خواب ممکن انتخاب کنید، چه میکردید؟ اگر میدانستید کدام غذاها از خواب خوب جلوگیری میکنند از آنها پرهیز میکردید، اینطور نیست؟ در اینجا چنین فرصتی برایتان فراهم شده تا درباره تاثیر غذاهایی که میخورید بر خواب خوب شب بیشتر بدانید.

 

1- غذاهای سرشار از تریپتوفان مصرف کنید  

همه ما شنیده ایم که نوشیدن شیر گرم شب هنگام چه خواب خوبی برایمان رقم میزند اما میدانید چرا ؟ محصولات لبنی حاوی تریپتوفان هستند که خواب را بهبود میبخشد. غذاهای دیگر حاوی مقدار زیادی تریپتوفان عبارتند از مغزهای گیاهی و تخمه ها، موز، عسل و تخم مرغ.

 
2- کربوهیدرات مصرف کنید

غذاهای سرشار از کربوهیدراتها با افزایش تریپتوفان در خون در کنار غذاهای لبنی مکمل خوبی برای خواب به شمار می آیند. بنابراین اگر به دنبال مقداری میان وعده شبانه دیر وقت هستید تا خوابتان بگیرد، میتوانید یک کاسه شیر و غلات صبحانه، ماست و کراکر یا نان و پنیر بخورید.

 
3- پیش از خواب میان وعده بخورید

اگر دچار بی خوابی شده اید، وجود مقدار کمی غذا در معده به شما کمک میکند بخوابید. اما از این شیوه به عنوان مجوز پرخوری استفاده نکنید، این میان وعده باید کم باشد. غذای سنگین دیر وقت میتواند بر دستگاه گوارش فشار وارد آورد و موجب ناآرامی شما شده و خوابتان را دچار مشکل میکند.

 

4- از برگر و غذاهای سرخ کردنی پرهیز کنید

اگر به دنبال دلیل دیگری برای اجتناب از غذاهای پرچرب هستید، این مطلب را بخوانید: تحقیقات نشان داده اند که افرادی که اغلب غذاهای پر چرب میخورند نه تنها دچار اضافه وزن میشوند بلکه اختلال در سیکل خواب را نیز تجربه میکنند. غذای سنگین گوارش را فعال میکند و این باعث میشود در میان خواب نیاز به دستشویی پیدا کنید.

 
5- مراقب کافئینهای نهفته باشید

تعجبی ندارد که یک فنجان قهوه در شب میتواند خوابتان را دچار اشکال کند. حتی کافئین متوسط نیز موجب اختلال خواب میشود. اما اغلب افراد برخی منابع کافئین مانند شکلات، نوشابه، چای و قهوه کافئین زدایی شده را نمیشناسند یا آنها را فراموش میکنند. برای خواب بهتر 4 تا 6 ساعت پیش از زمان خواب از مصرف کافئین خودداری کنید.

 
6- داروها نیز ممکن است حاوی کافئین باشند

برخی از داروهای تجویزی و بدون نسخه حاوی کافئین هستند مانند مسکنها، قرصهای کاهش وزن، دیورتیکها و داروهای سرماخوردگی. این داروها و داروهای دیگر ممکن است به اندازه یک فنجان قهوه و یا حتی بیشتر از آن کافئین داشته باشند. برچسب روی داروهای غیر تجویزی یا تجویزی را بخوانید تا بدانید این داروها با خواب شما تداخل ایجاد میکنند یا نه.

 
7- مشروبات الکلی مصرف نکنید

اگر چه به ظاهر ممکن است الکل موجب به خواب رفتن سریعتر فرد شود اما بیداریهای مکرر، کاهش کفیت خواب، سردرد، تعریق شبانه و کابوس نیز حاصل مصرف الکل است.

 
8- حواستان به غذاهای تند و سنگین باشد

خوابیدن با شکم پر موجب ناآرامی میشود. چون دستگاه گوارش هنگامی که میخوابید کندتر کار میکند ممکن است موجب سوزش معده شود. غذاهای تند و ادویه ای نیز چنین تاثیری دارند. غذای پر حجم و سنگین را حداقل 4 ساعت پیش از زمان خواب مصرف کنید.

 
9- مصرف پروتئین شبانه را به حداقل برسانید

پروتئین بخش مهمی از رژیم غذایی روزانه است اما برای زمان خواب اصلا مناسب نیست. گوارش غذاهای سرشار از پروتئین و چربی سخت تر است بنابراین نزدیک زمان خواب از مصرف آنها صرف نظر کنید و به جای آن یک لیوان شیر گرم یا مقدار کربوهیدراتهای خوب مانند کراکر مصرف کنید.

 
10- از ساعت 8 شب مصرف مایعات را به حداقل برسانید

مصرف مقدار کافی مایعات در روز برای بدن لازم است اما پیش از خواب میتواند برایتان مشکل ایجاد کند. اگر در حین خواب مجبور باشید دائما برای رفتن به دستشویی بیدار شوید خوابتان دچار اختلال شده و از کیفیت آن کاسته میشود.

 
11- فریب آرامش بخشی ظاهری سیگار را نخورید

نیکوتین ماده محرکی است که تاثیری مشابه کافئین دارد. از سیگار به خصوص نزدیک به زمان خواب یا هنگام بیداری نیمه شب، اجتناب کنید.

[ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 19:56 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

جویدن یخ

یخ ماده ای طبیعی و بدون شکر است بنابراین ممکن است تصور کنید خوردن آن ضرری ندارد اماجویدن قطعات سخت یخ میتواند دندانهایتان را لب پر کرده و یا حتی دچار ترک خوردگی کند.اگر جویدن یخ موجب تحریک بافت نرم داخل دندان شود، دندان درد مکرر حاصل آن خواهد بود. غذاهای داغ و سرد ممکن است موجب درد سریع و شدید و ناگهانی دندان شوند. دفعه بعدی که هوس یخ خوردن کردید، مقداری آدامس بدون شکر به جای آن بجوید.

 
انجام ورزش بدون محافظ دهان

هنگام انجام هر گونه ورزش برخوردی، بدون محافظ دندان به میدان نروید. محافظ دندان یک ابزار پلاستیکی پرسی است که از ردیف بالایی دندانها محافظت مینماید و بدون آن ممکن است دندان هنگام وارد آمدن ضربه، ترک خورده و یا حتی بشکند. محافظ دندان متناسب با خود را میتوانید به صورت آماده خریداری کرده و یا از دندان پزشک بخواهید محافظ دهان مخصوص شما بسازد.

 
شیشه شیر هنگام خواب

محافظت از دندان هیچ وقت زود نیست. اگر هنگام خواب کودک شیر خواره به او شیشه شیر یا آبمیوه بدهید، دندانهای تازه او را در مسیر پوسیدگی قرار میدهید. کودک ممکن است به خوابیدن با شیشه در دهان، عادت کند و دندانهایش در تمام طول شب غرق در شکر باشند. بهتر است شیشه کودک را خارج از گهواره او بگذارید. 

 

زیور آلات زبان

زیور آلات زبان ممکن است مد باشد اما وجود یک شی فلزی در دهان به دندان ضربه وارد کرده و ممکن است موجب ترک خوردن آن شود. زیورآلات لب نیز همین خطر را به دنبال دارد. وقتی شی فلزی به لثه مالیده میشود به آن صدمه وارد کرده و ممکن است منجر به افتادن دندان شود. دهان منبع باکتریها است بنابراین این زیور آلات خطر عفونت و زخم دهان را افزایش میدهند. به طور کلی اگر قصد دارید از این زیور آلات استفاده کنید حتما پیش از آن با دندانپزشک مشورت نمایید.

 

دندان قروچه

دندان قروچه به مرور زمان پوشش مینای دندان را از بین میبرد. اغلب استرس و عادات خواب موجب دندان قروچه میشوند بنابراین ممکن است کنترل آن دشوار باشد. در طول روز از مصرف غذاهای سفت خودداری کنید تا درد و آسیب ناشی از این عادت کاهش یابد. میتوانید شب هنگام از محافظ دهان استفاده کنید (ابزاری مخصوص محافظت از دندانها در مقابل دندان قروچه) تا در حین خواب دندانهایتان به خاطر ساییده شدن صدمه نبینند.

 
شربت سرفه

این که قطره و شربت سرفه در داروخانه ها به فروش میرسد دلیل نمیشود که مصرف آن ضرری نداشته باشد. بیشتر شربت سرفه ها پر از شکر هستند بنابراین پس از مصرف آنها دندانهایتان را خوب مسواک بزنید. فرقی نمیکند شکر چسبیده به دندانهایتان از شربت سرفه بوده یا شکلات، در هر صورت موجب تخریب دندان میشود. شکر با پلاکهایی که روی دندانها چسبیده اند، واکنش میدهد، سپس باکتریهای موجود در پلاکها شکر را به اسید تبدیل میکنند که مینای دندان را حل میکند و موجب تشکیل سوراخهای ریز در دندان میگردد.

 
پاستیل و آدامس

همه خوراکیهای شیرین پوسیدگی دندان را تسریع میکنند اما برخی از شکلاتها تاثیر مخربتری دارند. آدامس مدتها در دهان قرار دارد و ساعتها محتوای شکر آنها بر روی دندان باقی مانده و به اسید تبدیل شده و این اسید در تماس با مینا قرار دارد. اگر میخواهید آدامس و پاستیل بخورید به جای یک میان وعده جدا، آن را همراه یک وعده غذایی مصرف کنید، در حین غذا بزاق بیشتری ترشح میشود که اسید و مواد باقیمانده شکلات را تا حدی میشوید و پاک میکند.

 
نوشابه

شکلات تنها منبع شکر دریافتی نیست. نوشابه ها 11 قاشق چایخوری شکر در هر جیره غذایی دارند. علاوه بر آن نوشابه حاوی اسید سیتریک و اسید فسفریک است که مینای دندان را میزداید. نوشابه های رژیمی اگر چه شکر ندارند اما اسید بیشتری به شکل شیرین کننده مصنوعی دارند.

 
باز کردن همه چیز با دندان

باز کردن بطری و پاره کردن پلاستیک با دندان ممکن است مرسوم باشد اما یکی از عادات بدی است که دندانها را خراب میکند. استفاده از دندان به عنوان ابزار میتواند موجب لب پر شدن یا ترک خوردن آن شود. به جای این کار همیشه یک قیچی و در باز کن کوچک همراه خود داشته باشید. دندانهای شما فقط برای خوردن طراحی شده اند.

 
نوشیدنی های انرژی زا

تردیدی وجود ندارد که نوشیدنیهای ورزشی سرد پس از ورزش احساس انرژی و طراوت میبخشند اما این نوشیدنیها معمولا محتوای شکر زیادی دارند و همانند شکلات و نوشابه به مینای دندانهای شما حمله اسیدی میکنند. اگر این نوشیدنیها را به طور مکرر مصرف کنید دندانهایتان دچار پوسیدگی میشوند. یک راه بهتر جلوگیری از بی آب شدن بدن در باشگاه، مصرف آب بدون کالری و شکر است.

 
آبمیوه

آبمیوه سرشار از ویتامین و آنتی اکسیدانها است اما متاسفانه بیشتر آنها مقدار زیادی شکر نیز دارند. برخی از آبمیوه ها به اندازه نوشابه شکر دارند. به عنوان مثال در نوشابه پرتقال تنها 10 گرم شکر بیشتری نسبت به آبمیوه پرتقال وجود دارد. میوه ها قند طبیعی دارند بنابراین به دنبال آبمیوه هایی باشید که شکر افزودنی ندارند. همچنین میتوانید با افزودن مقداری آب به آبمیوه حاوی شکر، مقدار شکر آن را کاهش دهید.

 
چیپس سیب زمینی

باکتریهای موجود در پلاک دندان غذاهای نشاسته ای را نیز به اسید تبدیل میکنند. حمله این اسید به دندان بیست دقیقه طول میکشد و اگر غذا بین دندانهایتان باقی مانده باشد یا مرتب میان وعده مصرف کنید، مدت این حمله طولانی تر نیز خواهد بود. پس از مصرف چیپس سیب زمینی یا غذاهای نشاسته ای دیگر که ممکن است بین دندانها باقی بمانند، نخ دندان بکشید.

 
میان وعده مداوم

میان وعده ها باعث میشوند بزاق کمتری در حین غذا ترشح شود و بنابراین ذرات غذا مدت بیشتری در دهانتان باقی بمانند. از میان وعده به دفعات زیاد خودداری کنید و از میان وعده های کم شکر و کم نشاسته مانند هویج، بیشتر استفاده کنید.

 
جویدن مداد

برخی افراد هنگام تمرکز بر کار یا مطالعات مداد یا خودکار خود را میجوند. این کار همانند جویدن یخ، به دندانها صدمه میزند. زمانی که دوست دارید چیزی بجوید، آدامس بدون شکر انتخاب بهتری است. جویدن جریان بزاق را تحریک میکند، بزاق موجب تقویت و استحکام دندانها و محافظت از آنها در مقابل اسیدهای از بین برنده مینا میشود.

 
قهوه

رنگ تیره قهوه و اسیدیته قهوه به مرور زمان موجب زرد شدن دندانها میشود. خوشبختانه لکه حاصل با روشهای مختلف سفید کردن دندان به راحتی پاک میشود. در صورتی که نگران تغییر رنگ دندان خود هستید با دندانپزشک صحبت کنید.

 
سیگار کشیدن

سیگار و محصولات دیگر تنباکو مانند قلیان، زرد شدن دندانها و بیماریهای لثه که منجر به افتادن دندان میشوند را در پی خواهد داشت. همچنین تنباکو موجب سرطان دهان، لب و زبان میشود. اگر به دنبال یک دلیل دیگر برای ترک سیگار هستید، به چهره خود هنگام لبخند فکر کنید.

 

زیاده روی در خوردن

زیاده روی در خوردن اغلب شامل مصرف مقدار زیادی شیرینی میشود که به پوسیدگی دندان منتهی میگردد. پرخوری دوره ای - پاکسازی (پرخوری و سپس استفراغ عمدی) برای دندان مخرب تر نیز هست چون اسیدهای قوی موجود در مواد استفراغی، دندان را فرسایش داده و آن را ضعیف و شکننده میکنند. این اسیدها موجب بوی بد نفس نیز میگردند. بولیمیا (پرخوری روانی) میتواند انواع مشکلات سلامتی برای فرد ایجاد کند بنابراین در صورت چنین مشکلی باید به پزشک مراجعه کنید.

[ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 19:53 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]


خشم حالتی عاطفی و یکی از هیجانات طبیعی بدن است که از تحریک ملایم تا عصبانیت شدید تغییر می‌کند. همه ما انسان‌ها این احساس را بارها تجربه کرده‌ایم. هر وضعیتی که ما را ناکام کند، می‌تواند باعث ایجاد احساس خشم شود.

 

پرخاشگری کودک

 

 این احساس مانند سایر عواطف با تغییرات فیزیولوژیک همراه است؛ بدین‌گونه که وقتی انسان عصبانی می‌شود، ضربان قلب و فشارخون او بالا می‌رود و سطح هورمون‌هایی مثل آدرنالین افزایش می‌یابد. این احساس در عین طبیعی‌بودن، زمانی‌که از کنترل خارج شود، چهره‌ای مخرب به خود می‌گیرد و برای انسان دردسرساز می‌شود. به بیانی دیگر هنگامی‌که خشم با پرخاشگری همراه شود، مشکلاتی را در پی خواهد داشت که هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان زیان‌آور است.

پرخاشگری و خشونت نه‌تنها در بزرگسال‌ها، بلکه در کودکان هم تبدیل به معضلی شده است که باید مورد بررسی قرار گیرد.کمتر مادری را پیدا می‌کنیم که این موضوع، مسئله فرزندش نباشد. این امر نشان می‌دهد که پرخاشگری در کودکان در حال افزایش است. ورودی‌های اطلاعات همچون اینترنت، بازی‌های کامپیوتری، فیلم‌ها یا موزیک‌هایی با مضامین خشن و….. مواردی هستندکه زندگی ما را فراگرفته‌اند و به کودکان ما آسیب می‌رسانند. فرزندان ما در معرض این منابع، به طور ناخودآگاه یاد می‌گیرند که خشونت و پرخاشگری تنها شیوه‌ای است که به واسطه آن می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند. ازاین‌رو لازم است مهارت‌هایی را برای کنترل این هیجان آموخت و از طریق به‌کاربردن شیوه‌هایی ساده و عملی، تمرین کرد تا به واسطه آن‌ها به کودکان‌مان بیاموزیم که راه‌های مثبت و مناسب‌تری برای ابراز احساساتشان وجود دارد که با به‌کاربستن آن‌ها می‌توان زندگی سالم‌تر و آرام‌تری داشت. البته همه می‌دانیم که ما به‌عنوان بزرگسال‌هایی در نقش پدر یا مادر، نخست باید خود مهارت‌های کنترل خشم را بیاموزیم و اجرا کنیم و سپس به کودکانمان یاد دهیم. موثرترین و عملی‌ترین راه برای این‌که به کودک یاد دهیم چگونه با احساس عصبانیت خود رفتار کند، رفتار ما والدین است که بهترین الگو در مقابل دیدگانش هستیم. همان‌طور که می‌دانیم بچه‌ها با دیدن می‌آموزند نه با شنیدن. 

هنگامی‌که کودک پرخاشگری می‌کند، می‌توانیم با کاربرد این واژه‌ها او را در شناخت احساساتش یاری کنیم. مثلاً به او بگوییم: به نظر می‌رسد تو خسته‌ای، یا فکر می‌کنم ناراحتی، یا چه چیزی تو را کلافه کرده، و…. کم‌کم کودک هم به احساسات خود شناخت پیدا می‌کند و هم کاربرد واژه‌ها را یاد می‌گیرد و می‌تواند حس خود را به درستی در قالب کلمات بر زبان بیاورد

بیایید از مثال‌های روزمره زندگی استفاده کنیم. فرض کنید پدری در کنار فرزندش مشغول انجام کارهایش است. ناگهان تلفن او زنگ می‌خورد و خبری ناخوشایند به او می‌دهند که او را خشمگین می‌کند. کودک در حال نگاه‌کردن است و حالات و رفتار پدرش را زیر نظر دارد. دراین‌حال، پدر اگر هوشیار باشد به این‌که فرزندش نظاره‌گر اوست و تمام رفتارهایش را ضبط می‌کند، از این فرصت استفاده می‌کند تا بهترین عملکرد را داشته باشد؛ بدین‌صورت که به فرزندش با لحنی آرام بگوید در حال حاضر من به دلیل مشکلی که در کارم پیش‌آمده عصبانی هستم و به همین سبب برای این‌که آرام شوم تا بتوانم راه‌حل مناسبی پیدا کنم، نیاز دارم تا کمی پیاده‌روی کنم و بر احساس عصبانیتم مسلط شوم. نحوه عکس‌العمل ما در چنین موقعیت‌های روزمره زندگی، بهترین راه برای آموزش کنترل خشم به کودکان است؛ چراکه کودکان لحظه‌به‌لحظه در حال کپی‌برداری از رفتار والدین هستند. یکی دیگر از راهبردهای کنترل خشم در کودکان در زمان‌هایی کاربرد دارد که کودک نسبت به والدین خشمگین شده و پرخاشگری او در ارتباط با والدین است. این لحظات از سخت‌ترین زمان‌های تربیت و پرورش کودک است. در این موقعیت‌ها ما باید بسیار هوشیار باشیم؛ چراکه اگر دقت نکنیم، پرخاشگری کودک به هیجانات ما دامن می‌زند و بدون این‌که متوجه شویم، خشم او به ما هم سرایت می‌کند. حواسمان باشد داد و فریادکردن و پرخاشگری مسری است و اگر به این موضوع واقف نباشیم، ما هم ادامه‌دهنده رفتار او می‌شویم. در چنین حالت‌هایی بهترین راه‌حل، پیشگیری است؛ یعنی می‌توان با وضع قوانینی اندک، از بروز این اوضاع تا حدی جلوگیری کرد.  به‌عنوان مثال در اوقاتی که کودک آرام است، می‌توانیم در مورد وضع قرارهایی در خانه با هم صحبت کنیم و به توافق برسیم؛ قرارهایی که هم پدر و مادر و هم فرزندان به آن پایبند باشند. مثلاً می‌توانیم با هم قرار بگذاریم هنگام عصبانیت در مورد مشکل‌مان صحبت نکنیم. بگذاریم کمی آرام شویم و احساس خشم در ما فروکش کند، سپس بنشینیم در مورد موضوعی که ما را عصبانی کرده است، صحبت کنیم. اگر در مواردی کودک به این قرارها توجهی نکرد، بعد از یادآوری قوانین او را تنها می‌گذاریم و به سروصدای او واکنشی نشان نمی‌دهیم تا زمانی‌که آرام شود و بعد با او صحبت می‌کنیم. به‌مرور کودک یاد می‌گیرد برای حل مشکلش باید به‌جای دادکشیدن و فریادزدن صحبت کند.

پرخاشگری کودک

 

 گاهی کودکان ما به سبب این‌که یاد نگرفته‌اند چگونه خشم خود را ابراز کنند، پرخاشگری می‌کنند. ممکن است فرزند ما برای ابراز احساسات خود واژه‌ها را نشناسد. بنابراین می‌توانیم به شناخت و دریافت کودک در این زمینه کمک رسانیم. مثلاً می‌توانیم به او بگوییم بیا با هم بنشینیم و در مورد واژه‌هایی که می‌توان برای بیان احساس استفاده کرد، فکر کنیم. سپس با هم آن‌ها را فهرست کنیم و به دیواری بچسبانیم. مثلاً واژه‌هایی همچون عصبانیت، ناراحتی، خستگی، ناامیدی، آشفتگی، ترس…..

 بنابراین هنگامی‌که کودک پرخاشگری می‌کند، می‌توانیم با کاربرد این واژه‌ها او را در شناخت احساساتش یاری کنیم. مثلاً به او بگوییم: به نظر می‌رسد تو خسته‌ای، یا فکر می‌کنم ناراحتی، یا چه چیزی تو را کلافه کرده، و…. کم‌کم کودک هم به احساسات خود شناخت پیدا می‌کند و هم کاربرد واژه‌ها را یاد می‌گیرد و می‌تواند حس خود را به درستی در قالب کلمات بر زبان بیاورد.  بعد از این‌که کودک به این درک و فهم رسید، می‌توان راه‌های عملی کنترل خشم را به او آموزش داد و به او یاد داد هنگام عصبانیت به‌جای پرخاش و فریادزدن می‌توان کارهایی انجام داد تا به نحو شایسته‌ای عصبانیت را تخلیه کرد و تحت کنترل درآورد. کارهایی مثل توپ شوت‌کردن، نقاشی‌کشیدن روی کاغذ، آوازخواندن، موسیقی گوش‌کردن و انواع کارهایی که می‌توان برای کنترل خشم کشف کرد و به کار برد. هروقت کودک هریک از این کارها را انجام داد، او را تشویق و تحسین کنیم. آموزش خود کنترلی باید از کودکی شروع شود و در نوجوانی هم ادامه یابد. بسیاری از آدم ها به دلیل اینکه نمی توانند هیجاناتشان را کنترل کنند ، در زندگی شان لطمه می خورند وباید به فرزندانمان کمک کنیم تا در این مورد مصون بمانند.

منبع:تبیان

[ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 19:49 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

روغن زیتون دارای اثرات آنتی اکسیدانی است و توانایی تنظیم کار سلول کبد برای سرعت بخشیدن به سوخت و ساز بدن را دارد.از تجمع چربی در کبد و افزایش تری گلیسیرید (TG) که منجر به کبد چرب می شود جلوگیری میکند.حدود 90 میلیون آمریکایی مبتلا به کبد چرب هستند و این یک عامل خطر عمده برای دیابت، حملات قلبی و حتی سرطان است.پژوهشگران اخیرا به این نتیجه رسیده اند که روغن زیتون مانع تجمع تری گلیسیرید در کبد می شود.تحقیق دیگر خواص مفید روغن زیتون در مبارزه با آسیب های مزمن کبدی اثبات شده است. دلیلش این است که روغن زیتون دارای اثرات آنتی اکسیدانی است و توانایی تنظیم کار سلول کبد برای سرعت بخشیدن به سوخت و ساز بدن را دارد.

پاکسازی کبد چرب با خوراکی معجزه گر

 

وظیفه اصلی کبد از بین بردن مواد سمی موجود در خون,  و همچنین سوخت و ساز و هضم غذا را بهبود می دهد.محصولات غذایی  که سرشار از غذاهای چرب، شکر تصفیه شده، افزودنی های مواد غذایی و استفاده بیش از حد از الکل به کبد بسیار آسیب می رسانند و بخاطر همین کبد نمیتواند کار خود را بخوبی انجام دهد.بسیاری از داروهای مختلف نیز  باعث بالا رفتن سم در بدن می شود حالا  می توانید کبد خود را با یک قاشق غذاخوری آب لیمو، روغن زیتون پاک کنید

 
روغن زیتون:
از تجمع چربی در کبد و افزایش تری گلیسیرید (TG) که منجر به کبد چرب می شود جلوگیری میکند.حدود 90 میلیون آمریکایی مبتلا به کبد چرب  هستند و این یک عامل خطر عمده برای دیابت، حملات قلبی و حتی سرطان است.پژوهشگران اخیرا به این نتیجه رسیده اند که روغن زیتون مانع  تجمع تری گلیسیرید در کبد می شود.تحقیق  دیگر خواص مفید  روغن زیتون در مبارزه با آسیب های مزمن کبدی اثبات شده است. دلیلش این است که روغن زیتون دارای اثرات آنتی اکسیدانی است  و توانایی تنظیم  کار سلول کبد برای سرعت بخشیدن به سوخت و ساز بدن را دارد.
 
آب لیمو:
آب لیمو نه تنها  به  سم زدایی کبد، کمک میکند بلکه ازسایر اندام های بدن هم مراقبت میکند تا آسیب نبیند.
 
تحقیقات جدید  توسط دانشمندان هندی نشان داد که هسپریدین (بیوفلاونوئید موجود در لیمو  ) برای  محافظت از کبد خوبست یعنی از ورود مواد سمی به کبد جلوگیری میکند.
 
چگونه آبلیمو ور وغن زیتون را مخلوط کنیم؟
مخلوط  یک قاشق غذاخوری روغن زیتون و یک قاشق غذاخوری آب لیمو با معده خالی قبل از صبحانه توصیه می شود.
 
سم زدایی کبد بسیار مهم است اما  باید  الکل راکنار بگذارید  و سعی کنید  مواد غذایی طبیعی  و تازه استفاده کنید . همچنین از داروهای غیر ضروری اجتناب کنند.

[ پنجشنبه سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:55 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

کودک

 

اين روزها اکثر پدر و مادرها به جايي رسيده اند که در جدال بين خواسته هاي خود و فرزندان، اين فرزندان آنها هستند که پيروز شده اند; با اين حال هنوز بسياري از والدين، مهارت هاي کنترل مناسب اين شرايط را نياموخته اند.

شکي نيست که منطقي بودن با کودک لجباز کار سختي است و گاهي اوقات صبر شما به پايان مي رسد، اما راه هاي موثري براي حل مشکل لجبازي بچه ها وجود دارد تا خانه شما را از يک منطقه جنگي به بهشتي آرام تبديل کند.

والدين نبايد در مورد تنبيه کودکشان خيلي سهل انگار يا خيلي خشن عمل کنند. هر دو عملکرد نتايج ناخوشايندي خواهد داشت

 آگاه باشيد که اجراي اين راهکارها از اوان کودکي نتايجي کارآمدتر به همراه خواهد داشت. لذا بهتر است پيش از بچه دار شدن با همسرتان در مورد اهدافتان از روش هاي تربيتي صحبت کنيد.

 آگاهي از لجبازي کودکان

لجبازي در کودک کاملا طبيعي است. هر کودکي تا حدي لجبازي مي کند، چون اين طبيعت آنهاست که اطرافشان را آزمايش کنند و بفهمند که تا کجا مي توانند پيشروي کنند. با اين حال، بچه ها حد و مرز خود را نمي شناسند و اين وظيفه والدين آنهاست که محدوديت ها را براي آنها مشخص کند. اينجاست که نقش مديريتي پدر و مادر شروع مي شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.

 راه حل چيست؟

«نظم موثر»، بهترين راه پيشگيري و همکاري با يک کودک لجباز است. براي به کار بردن اين روش مي بايد از دو قانون  استفاده کرد.

قانون اول: در رفتار با کودک بايد ثابت قدم بود. يعني اينکه شما و همسرتان بايد از قبل، در مورد اينکه فرزندتان مجاز به انجام چه کارهايي است و چه کارهايي را نبايد انجام دهد، هماهنگ باشيد. و نيز بايد بدانيد، در صورتيکه فرزندتان ازحد خود تجاوز کرد چگونه با او برخورد کنيد که در اين مورد نيز نياز به هماهنگي قبلي دارد.

کنترل هميشگي از سوي والدين شخصيت کودک را ضعيف مي کند. از سوي ديگر اگر کودک به حال خود رها شود يا به ندرت از سوي والدينش راهنمايي شود و هميشه راه خودش را برود نتيجه آن کودکي خواهد بود غيرقابل کنترل، که حرف والدينش هيچ تاثيري بر او ندارد

وقتي کودک کار خطايي انجام مي دهد نبايد يکي از شما کودک را دعوا کند و ديگري از او حمايت کند. همچنين نبايد در مورد يک عمل کودک يک روز بي توجه باشيد ولي روز ديگر بخاطر همان کار او را دعوا کنيد. نتيجه آنکه روش شما بايد مداوم ، مشابه، و هماهنگ باشد.

 

قانون دوم: وقتي کودکي لجبازي مي کند، آرام اما محکم و ثابت قدم باشيد. اگر اين دو قانون را درست اجرا کنيد، حد و حدود خود را درک مي کند. داشتن برنامه ريزي روزانه براي کودک باعث مي شود تا شرايطي که باعث تنش شده کم شود و کودک بفهمد که شما چه توقعاتي از او داريد. مثلا بهتر است که برنامه غذا، ساعت خواب و ديگر مسائلي که براي شما اهميت دارد از قبل مشخص شود تا کودک بداند که شما چه توقعي از او داريد. البته همانگونه که بچه ها موظف هستند که بدون سوال، برنامه مورد نظر شما را اجرا کنند، شما نيز بايد وقتي براي کارهاي مورد علاقه کودک در نظر بگيريد.

بهتر است که برنامه غذا، ساعت خواب و ديگر مسائلي که براي شما اهميت دارد از قبل مشخص شود تا کودک بداند که شما چه توقعي از او داريد

بايد بدانيد که کودکان داراي نظرات خاص خود هستند و مي توانند براي خود تصميم بگيرند. اين مسئله بخش مهمي از شکل گيري شخصيت کودک را شامل مي شود. حتي گاهي اوقات زماني را با در نظر گرفتن نظر او و مشورت با او براي انجام فعاليت تنظيم کنيد .پس اين شما هستيد که مسائل قابل بحث و غيرقابل بحث را مشخص کنيد.

تا چه حد سخت گير باشيم؟

والدين نبايد در مورد تنبيه کودکشان خيلي سهل انگار يا خيلي خشن عمل کنند. هر دو عملکرد نتايج ناخوشايندي خواهد داشت.

اگر کودکي بدون آنکه فرصت کافي براي تصميم گيري داشته باشد، جواب منفي بشنود هرگز قادر نخواهد بود که براي خود تصميم بگيرد يا نظر بدهد.

وقتي کودک کار خطايي انجام مي دهد نبايد يکي از شما کودک را دعوا کند و ديگري از او حمايت کند. همچنين نبايد در مورد يک عمل کودک يک روز بي توجه باشيد ولي روز ديگر بخاطر همان کار او را دعوا کنيد. نتيجه آنکه روش شما بايد مداوم ، مشابه، و هماهنگ باشد

بهترين راه براي مهار کودکي که بر سر مسئله اي پافشاري مي کند، اجراي سه راه حل زير است:

اول: آرام اما محکم و قاطع به فرزندتان بگوييد که به رفتارش خاتمه دهد و دوست نداريد که اين کار تکرار شود چون به هيچ وجه آن را نمي پذيرند.

 

دوم: اگر از کار خود دست برنداشت به کودکتان بگوييد اگر به کارش ادامه دهد، تنبيه خواهد شد. اخطار و آگاهي دادن از مراحل مهمي بشمار مي رود.

«نظم موثر»، بهترين راه پيشگيري و همکاري با يک کودک لجباز است

سوم: در آخرين مرحله اگر کودک به خواسته شما عمل نکرد بايد تنبيه شود. اما بهتراست در مورد چگونگي تنبيه هم اطلاعاتي کسب کنيد که خود جاي بحث دارد. کنترل هميشگي از سوي والدين شخصيت کودک را ضعيف مي کند. از سوي ديگر اگر کودک به حال خود رها شود يا به ندرت از سوي والدينش راهنمايي شود و هميشه راه خودش را برود نتيجه آن کودکي خواهد بود غيرقابل کنترل، که حرف والدينش هيچ تاثيري بر او ندارد.

منبع:تبیان

[ سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 23:14 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

روز بیستم ماه صفر، روز اربعین و به قول شیخ مفید وشیخ طوسی روز بازگشت اهل حرم امام حسین علیه السلام از شام به مدینه، و روز ورود اولین زائر آن حضرت جابربن عبدالله انصاری به کربلا، جهت زیارت امام حسین علیه السلام است. زیارت آن حضرت در این روز مستحب است. که به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام از نشانه های مؤمن است.

قال العسکری علیه السلام: «علامات المؤمنین خمس: صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین والتـَختم فی الیَمین و تـَعفیرُ الجـَبین و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحیم.

از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمودند:

علامات مؤمن پنج چیز است:

1. اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز؛

2. زیارت اربعین؛

3. انگشتر به دست راست کردن؛

4. جبین را در سجده بر خاک گذاشتن؛

5. در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

شیخ طوسی در تهذیب و مصباح، زیارت مخصوصه روز اربعین را از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده است.

 فراز اول: سلام های توصیفی

 السلامُ علی وَلیِّ الله و حبیبه؛

سلام بر ولی و حبیب - دوست – خدا.

 السلامُ عـَلی خلیلِ اللهِ وَ نجیبه؛

سلام و درود بر خلیل و گزیده خدا.

 السلامُ علی صَفیِّ اللهِ و ابن ِ صَفیّـه؛

درود بر برگزیده خدا و پسر انتخاب شده خدا.

 السلامُ علی الحُسین ِ المظلوم الشهید؛

درود بر حسین مظلوم شهید.

 السلامُ علی اسیرِ الکربات و قـَتیلِ العـَبرات؛

سلام بر کسی که اسیر و گرفتار بلایا و اندوه ها شد و کشته برای اشک ها.

در سلام های اولیه زیارت، امام صادق علیه السلام به نوعی اصالت خانوادگی امام حسین علیه السلام را بیان می نماید که ایشان فرزند رسول خدا که حبیب خداست، می باشد. برخی از انبیاء در درگاه الهی با نام خاصی توصیف و معروف شده اند. حضرت ابراهیم علیه السلام با عنوان خلیل الله، حضرت موسی علیه السلام با عنوان کلیم الله، حضرت عیسی علیه السلام با عنوان کلمة الله، حضرت نوح علیه السلام با عنوان نبی الله - که البته ایشان اولین پیامبری بودند که مقام نبوت را به دوش کشیدند- حضرت آدم علیه السلام با عنوان صفوة الله و حضرت محمد صلی الله علیه و آله با عنوان حبیب الله مطرح هستند.

در سلام های اولیه زیارت، امام صادق علیه السلام به نوعی اصالت خانوادگی امام حسین علیه السلام را بیان می نماید که ایشان فرزند رسول خدا که حبیب خداست، می باشد. برخی از انبیاء در درگاه الهی با نام خاصی توصیف و معروف شده اند. حضرت ابراهیم علیه السلام با عنوان خلیل الله، حضرت موسی علیه السلام با عنوان کلیم الله، حضرت عیسی علیه السلام با عنوان کلمة الله، حضرت نوح علیه السلام با عنوان نبی الله - که البته ایشان اولین پیامبری بودند که مقام نبوت را به دوش کشیدند- حضرت آدم علیه السلام با عنوان صفوة الله و حضرت محمد صلی الله علیه و آله با عنوان حبیب الله مطرح هستند.

برای سلام معانی مختلف ذکر کرده اند، که به اختصار نام می بریم.

1. سلام، یکی از نام های خدای عزوجّل است و مراد آن است که خداوند حافظ تو باشد.

2. سلام به معنای تسلیم.

3. سلام به معنای سلامتی.

حال که معنای سلام مشخص شد که به معنای آسایش، امنیت و سلامتی است، به تفسیر سلام بر امام حسین علیه السلام می پردازیم. سلام بر امام به این صورت است که شخص زائر در حالی که حضور امام ایستاده یا از دور ایشان را در ذهن حاضر نموده و به حضرت سلام می نماید و در دل می گذراند که هیچ آزاری و آسیبی از ناحیه من به آن امام، نه در آن وقت و نه پس از آن نخواهد رسید؛ زیرا هدف تمامی آن بزرگواران جز هدایت و اصلاح مردم و اعلای کلمه توحید و شیوع طاعت خداوند در مردم نیست، لذا آنها از معصیت خدا و تخلف از اوامر و نواهی او، از اخلاق ناپسند مردم از قبیل خودبزرگ بینی، حرص، ریا، بخل، حّب قدرت، غیبت، آزار رساندن و... اذیت خواهند شد.

زائر باید حال خود را به گونه ای قرار دهد که مورد رضایت امام باشد، نه مایه اذیت آن حضرت. آن وقت است که در گفتن کلام سلام، صادق است. لذا باید دل را با آب توبه شستشو داده، و اشک پشیمانی از دیده فرو ریزد، و پس از آن به امام عرض سلام داشته باشد.

زائر با عرض سلام، خود را به آن حضرت نزدیک نموده و با تکرار واژه ادب، روح و روان خود را به لحاظ نزدیکی به ایشان از پستی ها و رذایل و آلودگی ها پاک می نماید و سلام را چنان با ادب و خلوص و اشک و آه بر دل القا می نماید، تا سلامتی کامل حاصل گردد و موجب جواب سلام آن بزرگوار گردد.

در واقع زائر با عرض سلام بر آن حضرت و یارانش چهره اجتماعی - سیاسی خود را نمایان ساخته و اعلان می دارد که نه تنها با بت درون مبارزه می کند، بلکه همانند خود آن بزرگوار، با طاغوتیان، ظالمان، مستبدان و خائنین به مردم، مبارزه کرده و با شعار سلام، خود را در زمره یاران آن حضرت قرار می دهد.

 فراز دوم: شهادت و گواهی امام صادق علیه السلام به عظمت و برتری امام حسین علیه السلام

 اللهم انی اَشهَدُ أنـَّهُ وَلیـُّکَ وَ ابنُ وَلیِّک؛

بار خدایا گواهی می دهم که -امام حسین- ولی تو و فرزند ولی تو است.

 وَ صَفیـُّکَ وَ ابنُ صَفیـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک؛

و نیز گواهی می دهم که او برگزیده ی تو و پسر برگزیده ی تو است که به کرم تو رستگار است.

 اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة؛

خدایا گواهی می دهم که او را به وسیله شهادت گرامی داشتی.

 و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة؛

و به او سعادت عطا فرمودی.

سلام بر امام به این صورت است که شخص زائر در حالی که حضور امام ایستاده یا از دور ایشان را در ذهن حاضر نموده و به حضرت سلام می نماید و در دل می گذراند که هیچ آزاری و آسیبی از ناحیه من به آن امام، نه در آن وقت و نه پس از آن نخواهد رسید؛ زیرا هدف تمامی آن بزرگواران جز هدایت و اصلاح مردم و اعلای کلمه توحید و شیوع طاعت خداوند در مردم نیست، لذا آنها از معصیت خدا و تخلف از اوامر و نواهی او، از اخلاق ناپسند مردم از قبیل خودبزرگ بینی، حرص، ریا، بخل، حّب قدرت، غیبت، آزار رساندن و... اذیت خواهند شد.

 و اجتـَبـیتـَه بطیبِ الولادة؛

و او را از اصل و نسب، پاکی ولادت بخشیدی.

 و جَعَلتـَه سیداً من السادة و قائِداً من القادة؛

او را آقایی از آقایان و رهبری از رهبران قرار دادی.

 و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطیتـَهُ مَواریثَ الانبیاء؛

و او را مدافعی از مدافعان قرار داده و ارث تمام انبیاء را به ایشان عطا فرمودی.

 و جعلته حُجَة ًعلی خـَلقِک مِنَ الاوصِیاء؛

و شهادت می دهم که او را حجت بر خلق خود از اوصیاء قرار دادی.

 فـَاَعذَرَ فی الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح؛

پس امام حسین علیه السلام نیز در دعوت، عذری باقی نگذاشت و خیر خواهی نمود.

در این دنیا هر کس توسط چیزی و یا عملی به عزت می رسد. امام صادق علیه السلام در این فراز از زیارت، امام حسین علیه السلام را توصیف می نماید که خدایا او ولی تو و فرزند ولی توست، او برگزیده و پسر برگزیده توست. یعنی با تمام عزت و احترامی که برای ایشان قائل بودی ولی به وسیله شهادت به او عزت بخشیدی. تو خواستی که امام به وسیله شهادت، آن هم چنین شهادتی به عزت برسد. خدا به وسیله شهات، امام حسین علیه السلام را به سعادت رسانید. طوری که یزید و وزرایش به دنبال دنیا و کسب مقامات دنیوی بودند و به نوعی به دنبال کسب اعتبار بودند ولی امام حسین علیه السلام که هیچ چشم داشتی به دنیا نداشت و حکومت را هم صرفاً به عنوان ابزاری برای برافراشتن اسلام و اقامه عدالت می دانست.

امام حسین علیه السلام و اهل بیت ایشان در فجیع ترین وقایع و جنایت ها، قرار گرفته بودند. اگر چه مدت زمان جنگ کم بوده؛ اما در این مدت کم، انواع و اقسام جنایت ها و پستی ها دیده می شود که البته بزرگترین چهره این جنایات اینست که بر امام معصوم وارده شده است. شهید مطهری ره می فرماید: " یک وقت حساب کردم و ظاهراً در حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در این جنایت دیدم و خیال نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود، که تا این اندازه تنوع داشته باشد.[1] و به امام با گذراندن چنین وضعیتی کرامت و شرافت داده شد.

 فراز سوم: اهداف قیام امام حسین علیه السلام

 و بَذلَ مُهجَتـَهُ فیکَ لیَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَیرَةِ الضـَلالة؛

 -خدایا- جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

امام حسین علیه السلام قبل از خروج از مکه خطاب به برادرش محمد حنفیه وصیت نامه ای نوشتند که ضمن آن اهداف خود را از قیام اعلام می دارند. در آنجا می فرماید: من برای اصلاح دین جدّم رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر قیام می نمایم.

با مطالعه تاریخ زمان امام حسین علیه السلام در می یابیم که در دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تغییرات بسیاری ایجاد شده و بدعت های فراوانی نهاده شده بود. امام برای این که حقیقت دین رسول اکرم حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعدی رسانده شود هیچ راهی نداشت جز این که قیام نماید و بدین وسیله اعلام کند که حقیقت دین اسلام به یغما برده شده و دین کنونی، دینی است تحریف شده که خلفا به واسطه آن راهی برای حکومت نامشروع خود یافته اند. پس امام قیام می کند تا پیام دین واقعی را به گوش افرادی که خواهان شنیدن حقیقت هستند برساند.

با مطالعه تاریخ زمان امام حسین علیه السلام در می یابیم که در دین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تغییرات بسیاری ایجاد شده و بدعت های فراوانی نهاده شده بود. امام برای این که حقیقت دین رسول اکرم حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعدی رسانده شود هیچ راهی نداشت جز این که قیام نماید و بدین وسیله اعلام کند که حقیقت دین اسلام به یغما برده شده و دین کنونی، دینی است تحریف شده که خلفا به واسطه آن راهی برای حکومت نامشروع خود یافته اند. پس امام قیام می کند تا پیام دین واقعی را به گوش افرادی که خواهان شنیدن حقیقت هستند برساند.

فراز چهارم: قاتلان امام حسین علیه السلام

 وَ قـَد تـَوازَرَ عـَلـَیه مَن غـَرَّته الدُنیا؛

کسانی بر علیه او( امام) همدست شدند که دنیا آنها را فریب داد.

 و باعَ حـَظـَّهُ بالاَرذَلِ الاَدنی وشَری اخِرَتـَهُ بالثـَّمَنِ الاَوکـَس ِ؛

و بهره هستی خود را به بهای ناچیز و پستی فروختند و آخرت خود را به بهای کمی دادند.

 و تـَغـَطرَسَ وتـَرَدّی فی هواه؛

گردن فرازی کرده و خود را در پرتگاه هوس انداختند.

 و اَسخَطَکَ و اَسخَطَ نـَبیکَ؛

و تو و پیغمبر تو را به خشم آوردند.

 و اَطاعَ مِن عِبادِکَ اهلَ الشـِّقاق ِ وَ النفاق؛

و آن( دنیا پرستان) پیروان بنده هایت شدند که خلاف انگیز و نفاق انگیز بودند.

 و حـَمـَلـَة َ الاوزارِ المـُستوجبینَ النار؛ و بار گناه به دوش کشیده و به آتش سزاوار شدند.

 فـَجاهدهُم فیکَ صابراً مُحتـَسـباً؛

پس ( امام) جهاد کرد با آنها درحالی که شکیبا بود.

 حتی سُفـِکَ فی طاعـَتِکَ دمه؛

تا این که در ( راه) طاعت تو خونش ریخته شد.

 وَ استـُبیحَ حَریمَهُ؛

هتک حرمت به حرم امام مباح شد.

 امام صادق علیه السلام در این فراز از زیارت به توصیف قاتلان می پردازد که ما در این اینجا به عرض از آنان را معرفی می نماییم.

عمر بن سعد بن ابی وقاص یکی از افرادی از که در جریان حادثه کربلا نقش بسزایی را ایفا می نماید. سعد پدر عمر از مسلمانانی است که در سالهای نخست بعثت رسول اکرم صلوات الله علیه مسلمان شد و در راه دین، شکنجه و محرومیت دیده بود که فتح ایران و بنای کوفه به دست او انجام شد؛ ولی مانند بسیاری از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله علاقه به دنیا بر او غالب گشته و در ماجرای خلافت حضرت علی علیه السلام با آن حضرت بیعت نکرد و در سال 55 یا 58 از دنیا برفت. عمربن سعد؛ اگرچه به خاطر شخصیت معروف پدرش نام درخشانی داشت؛ اما مرد دنیاپرست و بُزدلی بود که بر طبق روایات رسیده، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام او را مذمت کردند، به همین جهت پدرش هم از او راضی نبود، به طوری که او را از ارث محروم نمود.[2]

نقش عمربن سعد در کربلا، بسیار اساسی بود؛ زیرا او فرمانده کل و جنگ در کربلا، از طرف ابن زیاد بود که پیش از ورود امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا، مأموریت یافته بود که با چهار هزار نفر از مردم کوفه برای بازپس گرفتن یکی از شهرهای استان همدان برود و فرمان حکومت "ری" را نیز به نام او صادر کرده بود.

"شمربن ذی الجوشن" یکی دیگر از سران و فرماندهان در حادثه کربلا بود. وی در زمان حضرت علی علیه السلام جزو شیعیان و طرفداران حضرت به شمار می آمد، او در جنگ صفین از افراد تحت فرمان امیرمؤمنان بود و در جنگ با معاویه شرکت داشت و شجاعت زیادی از خود نشان داد.[3]

وی علی رغم این که در زمره یاران حضرت علی علیه السلام بود؛ ولی همانند بسیاری از دوستان حضرت، عاقبت به خیر نشد؛ چرا که بر اثر گرفتاری نفسانی، در ردیف دشمنان حضرت و وطرفداران بنی امیه قرار گرفت.

اینها نمونه هایی از قاتلان امام حسین علیه السلام بودند که به وسیله حبّ دنیا و مقام وسوسه شده و با فرزند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جنگیدند و امام را به شهادت رساندند.

دلائلی نقلی و تاریخی متذکر این نکته است که عامل دنیاپرستی و منفعت طلبی در حادثه کربلا نقش اساسی داشته است. فرزدق شاعر می گوید: من در سال شصت هجری که با مادرم از کوفه عازم مکه و انجام مراسم حج بودم با امام حسین علیه السلام ملاقات نمودم، حضرت از من سؤال کرد: از کوفه چه خبر داری؟ گفتم: قلوب النّاس معک و سیوفهم مع بنی امیّه و...؛ مردم دلهاشان با توست، ولی شمشیرهاشان با بنی امیه است و... .[4] سپس حضرت امام حسین علیه السلام در طی بیان مطالبی فرمودند: "انّ النّاس عبید الدّنیا و الدّین لعقٌ علی السنتهم یحوطونه مادرّت معائشهم فاذا محصوا باالبلاء قلّ الدّیّانون؛ به راستی که مردم، بندگان دنیا هستند و دین و دینداری بر سر زبان و لقلقه آنهاست و دین را فقط زمانی می خواهند که وسیله ای برای تأمین دنیای آنان شود؛ اما وقتی که به گرفتاری و بلا مورد آزمایش قرار می گیرند، دینداران حقیقی، بسیار اندک هستند".[5]

همیشه در طول تاریخ انسان، دنیا پرستی و قدرت خواهی، عامل انحراف بشر بوده و هست. بعضی از قاتلین حسین علیه السلام نیز گرفتار دنیا و خواسته های آن شدند. آنچه را به طور قطع می توان گفت این است که عامل دنیاخواهی در رؤسا و فرماندهان لشکرها همانند عمر سعد و شمر و عاملان اصلی جنگ (یزید و ابن زیاد) نقش اساسی داشته است؛ زیرا آنها به طور یقین به مقام حسین علیه السلام و حقانیت او آگاهی داشتند؛ ولیکن به خاطر منافع دنیوی و رسیدن به قدرت، راضی به قتل آن حضرت شدند، چنانکه عامربن مجمع بعیدی به امام فرمود: «امّا رؤساؤهم فقد اعظمت رشوتهم و ملئت غرائزهم؛ اما رؤسای آنها که رشوه فراوان به آنان داده شده و خورجین هاشان پر شده است، لذا همه یکدست علیه تواند»

علاوه بر رؤسا تعدادی دیگر در لشکر دشمن بودند، علی رغم آگاهی به حقانیت و مظلومیت حسین علیه السلام، به خاطر از دست ندادن دنیا و زن و بچه در قتل حسین شرکت نمودند؛ البته آنها کسانی بودند که واقعاً نماز می خواندند و شهادتین می گفتند؛ ولیکن به خاطر شکم و ریاست یا ترس از دادن جان و دنیای خود، برخلاف اعتقاد خود با حسین علیه السلام جنگیدند، به همین جهت جنگ اصحاب ابن زیاد در راه عقیده و ایمان نبوده؛ بلکه جنگ با عقیده و خود بوده است؛ یعنی آنها کسانی بودند که به خاطر شکم با اعتقادات خود جنگیدند، به همین دلیل یعنی آنها کسانی بودن که به خاطر شکم با اعتقادات خود جنگیدند، به همین دلیل آنها از کفّاری که در راه عقیده خود می جنگیدند، پست ترند، عقاد در همین باره می گوید: "در پستی یاوران یزید همین بس که در کربلا به جهت اعتقادی به کرامت و حق آن حضرت داشتند از مقابله رو در رو با وی می هراسیدند؛ ولی پس از شهادت، لباس او و اهل بیتش را در میان اموال غارت شده بیرون می آوردند و اینان اگر به دین او و رسالت جدّش هم کافر بودند این عمل آنها در مذهب مردانگی پست ترین کار بود".[6]

مگر ممکن است پیرو حقیقی، در صلح و آرامش با اهل بیت بوده و در جنگ و محاربه، بی تفاوت و یا رو در روی آنها باشد و مگر ممکن است شیعه راستین، در جنگ با آن بزرگواران بوده و در صلح به مخالفت با آنان برخیزد، هرگز این چنین نیست؛ زیرا معنای حقیقی شیعه، پیروی در تمام چهره ها است و پیرو واقعی، روحش با امام خود، یکی می شود.

البته خیانت و فاجعه به این بزرگی را نمی توان با عامل دنیا طلبی فرموله کرد؛ زیرا غریزه منفعت خواهی، کم و بیش عامل انحراف بیشتر انسان ها می شود؛ ولیکن در بعضی از اعمال همانند قتل و کشتار باید خبث باطن و اسارت کامل دنیوی، غرق شدن در شهوات و از خود بیگانگی کامل را عامل داشت، چنانکه عقاد می گوید: "آنان مسخ شدگان زشت رویی بودند که سینه هایشان از کینه فرزندان آدم آکنده بود، به ویژه از کسانی که اخلاق استوار و آثار نیکو داشته اند و به همین دلیل تمامی کینه های خود را از روی دشمنی با وی بر سر آنان ریختند، هر چند که از این کار پاداش و غنیمتی نصیبشان نشد."[7]

پس در کربلا، دنیا چشم و دل یزید، ابن زیاد، شمر، عمر سعد و امثال آنها را کور کرده بود، به طوری که با فجیع ترین وضع ممکن، فرزند پیغمبر صلی الله علیه وآله و نور چشم فاطمه سلام الله علیها را به شهادت رساندند که لعنت خداوند بر تمام آنها باد.

 فراز پنجم: عبرت آموزی از سالار شهیدان

 اشهَدُ انـَّکَ اَمینُ الله وابنُ امینهِ؛

گواهی می دهم که تو امانت دار خدا و پسر امانت دار او هستی.

 عِشتَ سَعیداً وَ مَضَیتَ حَمیداً وَ متَّ فـَقیداً مـَظلوُماً شهیداً؛

گواهی می دهم که سعادتمند زندگی کردی و ستوده در گذشتی، و هنگامی که رحلت کردی از وطن خود دور بودی و در حالی که ستم دیده بودی، به شهادت رسیدی.

 و اشهـَدُ انَّ الله مـُنجـِزٌ ما وَعـَدَکَ؛

و گواهم که خدا وفا کند بدان چه تو را وعده داد

و مُهلِکٌ مَن خـَذلـَکَ و مُعـَذبٌ مَن قتلکَ؛

و ( خدا) هلاک کند هر آن کس که تو را رها کرده و ترک گفته وعذاب کند کسی که تو را کشت.

و اشهـَدُ انـَّکَ وَفیتَ بِعَهدِ الله؛

و گواهی می دهم که به عهد خدا وفا کردی.

 و جاهـَدتَ فی سـَبیلِهِ حتی اتیکَ الیـَقینُ؛

و در راه -خدا- تا رسیدن لحظه مرگ جهاد کردی.

 آن حضرت به دلیل موقعیت خاصّی که برایش پیش آمده، درس های زیادی به طور عملی به تمام انسان های تاریخ و جوامع بشری داده است که به اختصار بیان می کنیم:

الف - فضایل شخصی و فردی:

1. توحید و عرفان؛

2. عبادت و بندگی.

3. ترک از خودبیگانگی در برابر دنیا و خواسته های آن؛

4. تسلیم در برابر رضای خداوند؛

5. آگاهی و شناخت به تمام ارزش های الهی و انسانی؛

6. شجاعت و مروّت؛

7. استقامت و پایداری در برابر ناملایمات و سختی ها؛

8. عزّت نفس و مناعت طبع؛

9. عفو و بخشش؛

10. نترسیدن از مرگ و شهادت و استقبال نمودن از آن.

و دیگر ویژگی های فردی که در کتب دیگر مطرح است.

ب - اجتماعی و سیاسی:

1. ایثار و از خودگذشتگی؛

2. وفاداری؛

3. برابری و نفی تبعیضات ناروا؛

4. عزّت سیاسی؛

5. امر به معروف و نهی از منکر؛

6. نبودن پیروزی حقیقی در اکثریت؛

7. قربانی کردن مصلحت در پای حقیقت؛ یعنی ترک سیاست های محافظه کارانه، برای اثبات حقیقت؛

8. مبارزه با زور و استبداد، و بیعت نکردن با مستبدان و مستکبران؛

9. جدا نبودن سیاست حقیقی از دیانت و یکی بودن حماسه و عرفان.

جمله "بابی انت و امی" در اصل برای دعای تفدیه آمده است، معنای آن چنین است: اگر بلایی یا آفتی بر تو وارد شود، خداوند، جان پدر و مادر مرا فدیه و نگهدار تو کند و در حقیقت این دعا برای احترام به جلالت و بزرگی طرف مقابل است، همانند الفاضی که در زمان ما برای احترام بیان می شود، مثل فدای تو شوم، قربانت گردم، دورت بگردم و... در آن زمان نیز این لفظ را برای احترام و ادب به کار می بردند والا چه بسا پدر و مادر ما زنده نباشند.

این درس ها و پیام ها، قطره ای است از دریای بی کران از عالی ترین نمونه انسانیّت. حال چگونه می شود، کسی خود را هماهنگ آن امام کرده باشد، وجیه و آبرومند نزد خداوند نبوده و عاقبت به خیر نشده باشد. و چگونه ممکن است، انسانی در دنیا با آن حضرت، همگون و هم عقیده و هم جهت (فردی، اجتماعی، سیاسی) باشد و در آخرت از مقام قرب، رحمت و مغفرت به دور باشد، اصولاً تضمین آخرت و سعادت در آنجا بستگی، به سعادت در دنیا دارد، پس حال که دانستیم در همراهی با حسین علیه السلام چه ارزشی نهفته است، جای آن دارد که با تمام خضوع و خشوع از خدای متعال خواستار وجاهت و مقبولیت نزد خودش به واسطه همراهی با حسین علیه السلام باشیم.

فراز ششم: تجدید بیعت با سرور شهیدان حسین بن علی علیهما السلام

 اللهم انّی اُشهـِدُکَ اَنّی وَلیٌ لِمَن والاهُ؛

خدایا! من تو را گواه می گیرم که هر آن که حسین علیه السلام را دوست دارد، دوست می دارم.

 و عـَدُوٌ لـِمَن عاداهُ؛

و دشمنم با هر کسی که دشمن اوست.

بِابی انتَ وَ اُمّی یابنَ رَسولِ الله؛

پدر و مادرم به فدایت ای فرزند پیغمبر اکرم.

 این اذکار یعنی پیروی ما از آن بزرگواران در حدی است که در مقابل دوستان آنان، حقیقت "صلح" و در برابر دشمنان آنان حقیقت "جنگ و محاربه" هستیم و در حقیقت این مطلب است، که در تمام شداید و سختی ها و گرفتاری ها و همچنین در تمام شادی ها و آرامش ها با شما، بلکه عین شما هستیم.

مگر ممکن است پیرو حقیقی، در صلح و آرامش با اهل بیت بوده و در جنگ و محاربه، بی تفاوت و یا رو در روی آنها باشد و مگر ممکن است شیعه راستین، در جنگ با آن بزرگواران بوده و در صلح به مخالفت با آنان برخیزد، هرگز این چنین نیست؛ زیرا معنای حقیقی شیعه، پیروی در تمام چهره ها است و پیرو واقعی، روحش با امام خود، یکی می شود، لذا صلح امام صلح او، جنگ امام، جنگ او می شود، چنانکه پیغمبر صلی الله علیه و آله پس از آن که خامس آل عبا را تحت کساء جمع نمود، فرمود: "اللّهم انّ هؤلاء اهل بیتی و خاصّتی و حامّتی، لحمهم لحمی و دمهم دمی، یؤلمنی ما یؤلمهم و یُحرجنی ما یُحرجهم، انا حربٌ لمن حاربهم و سلمٌ لمن سالمهم و عدوٌّ لمن عاداهم و محبٌّ لمن احبّهم، انّهم منی و انا منهم...؛ [8]  پس آن زمانی که تمامی آنان (پنج تن( گرد آمدند و تعداد کامل شد، رسول خدا طرفین عبا را گرفتند و با دست راست خود به سوی آسمان اشاره فرمودند: پروردگارا اینان اهل بیت و خاصان و یاوران منند، گوشت آنان گوشت من و خون آنان خون من است، آنچه که ایشان را بیازارد مرا آزرده است و آنچه که آنان را به زحمت افکند، مرا به زحمت افکنده، هر که با آن بجنگد، با من جنگیده و هر که با آنان در سلم و صلح باشد با من در سلم و صلح است و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی ورزیده و هر که آنان را دوست بدارد مرا دوست داشته است. من از آنانم و آنان از من. پس پروردگارا صلوات و برکات و رحمت و آمرزش خود را بر من و آنان قرار بده و پلیدی را از آنان زدوده، و پاکشان گردان.... "

یعنی نتیجه را بیان می داریم، که نزدیکی و اتصال من در حدی است که گویی حقیقت سازش شده ام با کسانی که با شما در صلحند و حقیقت جنگ و دشمنی شده ام با کسانی که با شما در جنگند.

بابی انت و امّی

پدر و مادر من فدای تو باد.

باء، در "بابی" برای تفدیه (فدا و قربانی شدن) است. و ابی، به معنای پدر من و امی، مادر من است.

این جمله "بابی انت و امی" در اصل برای دعای تفدیه آمده است، معنای آن چنین است: اگر بلایی یا آفتی بر تو وارد شود، خداوند، جان پدر و مادر مرا فدیه و نگهدار تو کند و در حقیقت این دعا برای احترام به جلالت و بزرگی طرف مقابل است، همانند الفاضی که در زمان ما برای احترام بیان می شود، مثل فدای تو شوم، قربانت گردم، دورت بگردم و... در آن زمان نیز این لفظ را برای احترام و ادب به کار می بردند والا چه بسا پدر و مادر ما زنده نباشند.

از طرفی این لفظ در مورد مخاطب زنده استعمال می گردد، در حالی که ظاهرا "امام" از دنیا رفته است؛ ولی به نظر ما اولا امام حداقل زنده به حیات ابدی، همانند اموات است، ثانیاً، در بسیار از موارد فدا شوند مرده است، چنانکه گاهی ما در مورد فلان کس که از دنیا رفته می گوییم، فدایش گردم، پس استعمال این لفظ در این مقام اشکالی نداشته و معنای آن چنین است که: تو چنان هستی که اگر پدر و مادرم زنده بودند فدای تو می کردم.

از طرف دیگر، به کار بردن این لفظ در مورد امام می تواند، معنای بالاتری داشته باشد و آن این که ما نهایت اتصال وحدت خود را با حضرت بیان می داریم تا حدّی که کشته شدن آن حضرت، مردن ما و پدر و مادر ما است. یعنی وقتی آن بزرگوار کشته شد؛ من و پدر و مادرم و هر کس که با من است، هزاران مرتبه کشته و زنده شدیم، چنانکه خود ابی عبدالله فرمود: الیوم مات جدّی رسول الله، امروز، جدم رسول خدا کشته شده است و این در حالی است که در عالم ظاهر پیغمبر صلی الله علیه وآله مدتها قبل، از دنیا رفته است؛ ولیکن همه معانی بیانگر این نکته است، که سلسله خداپرستان در رضا و غضب، مردن و زندگی، خوشحالی و ناراحتی، صلح و جنگ و... یکی هستند.

فراز هفتم: اصالت خاندان امام حسین علیه السلام

 اشهَدُ انـَّکَ کـُنتَ نوراً فی الاَصلابِ الشـّامِخة و الارحامِ المـَطهَّرة؛

گواهی می دهم که تو نوری بودی در اصلاب پدران بزرگوارت و ارحام مادران پاک.

لم تـُنَجـِّسک الجاهلیة ُ بانجاسِها؛

دوران جاهلیت تو را به پلیدی های خود، آلوده نکرد.

 و لم تـُلبـِسکَ المُدلَهمـّاتُ مِن ثیابـِها؛

و( دوران جاهلیت) جامه های درهم و برهم خود را بر تن تو نکرد.

 و اشهـَدُ انـَّکَ مِن دَعائم ِ الدّین ِ وَ ارکان ِ المـُسلمین ومَعقــِلِ المـَؤمنین؛

و گواهم که تو از ستون های دین، ارکان مسلمین و دژ محکم مؤمنین هستی.

 و اشهـَدُ انـَّکَ الامامُ البـِرُّ التـَّقی ِ الرَّضی الزَّکی ِالهادی المهدی؛

و شهادت می دهم که تو پیشوایی نیکو رفتار، پرهیزکار، پسندیده و پاک، هدایت گر و هدایت شده هستی.

 فراز هشتم: توصیف فرزندان امام حسین علیه السلام

 و اشهـَدُ انَّ الائِمَة َ مِن وُلدِکَ کـَلِمَة ُ التـَّقوی؛

و گواهی می دهم که امامانی که از اولاد و ذریه تو می باشند، کلمه تقوا هستند.

 و اعلامُ الهُدی وَ العـُروَة ُ الوثـقی وَ الحُجَّة ُعلی اَهلِ الدُّنیا؛

و نشانه های هدایت و حلقه محکم تر و حجت، بر همه اهل دنیا هستند.

 فراز نهم: اعتقادات شیعه

 و اشهـَدُ انّی بـِکُم مؤمِنٌ وَ بایابِکُم مُوقن بـِشرایع ِ دینی و خـَواتیم ِ عَمـَلی؛

شهادت می دهم که من به شما و رجعت شما یقین دارم و در انجام کارهایم بر طبق دستورات دین عمل می کنم.

 وَ قـَلبی لـِقـَلبـِکـُم سـِلم؛

و قلبم با قلب شما آمیخته است.

 و اَمری لامرِکـُم مـُتـَّبـِع وَ نُصرَتی لـَکُم مُعدَّة، حتی یاذنَ اللهُ لـَکـُم؛

و در هر کارِ خود پیرو دستورات شما هستم و آماده یاری و نصرت شما می باشم، تا این که خدا به شما اجازه ظهور دهد.

 فمعکم لا مع عدوکم؛

و من با شما هستم نه با دشمنان شما.

 فراز دهم: صلوات بر اهل بیت علیهم السلام

 صلواتُ اللهِ علـَیکـُم و علی ارواحِکـُم وَ اجسادِکُم؛

صلوات خدا بر شما، بر ارواح مقدستان، بر پیکر پاک شما.

 وَ شاهـِدِکـُم و غائبـِکـُم وَ ظاهـِرِکـُم و باطنکم؛

و حاضر شما و غائب شما و آشکار شما و نهانتان.

 امینَ ربَّ العالمین؛

به اجابت رسان، ای پروردگار جهانیان.

 

پی نوشت:



[1] مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج 3، ص 121.

[2] رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی امام حسین علیه السلام، ص 378.

[3] تاریخ طبری، ج 6، ص 16.

[4] مقتل مقرم، ص 206.

[5] علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج 2، ص 308.

[6] مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج 3، ص 145.

[7] همان، ص 49.

[8] قزوینی، سید محمدکاظم، فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 92، به نقل از عوالم الکبی

منبع: حوزه

[ سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 22:29 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

"خدا"درگل،خدا،درآب و رنگ ست
"خدا"نقاش اين دشت قشنگست...

"خدا"يعني درختان حرف دارند،شقايق ها،دروني ژرف دارند...

"خدا"درهرنظر آينه ماست
همين حالا،خدا،درسينه ماست

"خدا"شبنم"خدا"باد و"خدا"گل
"خدا"زيباترين باغ تکامل...

گهي،گل ميکند ماراخبردار،
گهي،مرغي بما ميگويداسرار...

"خدا"راميتوان ازنورفهميد
"خدا"رادرپرستش ميتوان ديد..

لحظه لحظه هاتون پر از حضور خدا

[ سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 22:11 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 21:55 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

[ سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 21:53 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

محبت برای روح یک زن مثل هوا برای تنفس لازم است. زن و مرد همه به محبت احتیاج دارند اما نیاز روحی یک زن به محبت شوهر، فوق العاده مهمتر و حساس تر است. اما گاهی مرد معنای محبت و اطاعت را تفکیک نمی کند.

 
عاشقانه

 

زن زمانی که در خانه ی خود احساس محبوبیت نکند، نمی تواند منطقی رفتار کند و به اهل خانواده نیرو ببخشد. زن باید عاشق همسرش باشد تا زندگی را سرشار از انرژیهای مثبت کند. بانوی خانه باید با قلبی مطمئن و شاد زندگی کند تا آن زندگی را برای خود و اهلش زیبا و دوست داشتنی کند. بنابراین فقط تامین نیاز های مادی یک زن ضروری نیست، تامین نیازهای روحی او مهمتر است.

از سوء ظن جلوگیری کنید

اگر زنی به محبت، وفا و مسئولیت پذیری همسرش اطمینان پیدا کند بسیاری از وسوسه ها و نگرانیها را تجربه نخواهد کرد

یک مرد به عنوان شوهر باید همسرش را دوست داشته باشد و او را از محبت و وفای خود مطمئن کند. مردانی که به خاطر شکاکیت و سوءظن های همسرشان آزار می بینند در بسیاری از موارد خودشان مقصرند. آنها در محبت کردن کوتاهی کرده و  اعتماد سازی نکرده اند. در بسیاری از موارد فقط می توانستند با چند کلمه حرف از ایجاد یک سوء ظن جلوگیری کنند اما یا مسئله را جدی نگرفتند یا به خاطر یک مشکل اخلاقی از محبت کردن ابا داشتند. در هر حال داشتن یک بانوی عاشق در خانه لطف بزرگ الهی است. حال آنکه این نعمت را نباید دست کم گرفت و برای عاشق کردن همسر باید هزینه کرد، باید قدر محبت زنانه دانسته شود تا با کارهای بی جهت و نادرست از بین برده نشود.

لجبازی بیهوده ممنوع

اگر یک مرد به ارزش و اهمیت محبت عمیق در روابط با همسرش پی ببرد، قطعا حاضر نمی شود آن را به خاطر لجبازی های بیهوده و پافشاری کردن بر مواضع بی ارزش از دست بدهد. لاز م است بسیاری از جر و بحث ها و کلمات رکیک به خاطر پابرجا ماندن محبت از زندگی و رفتار و گفتار ما سانسور شود تا چیزی از محبتی که در قلبهای ما هست کاسته نشود. اگر قدر محبت را بفهمیم از یک ذره محبت مثل یک ذره طلا مراقبت خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت عصبانیتها و عدم خویشتنداریها ما را از چشم هم بیندازد.

محبت با اطاعت فرق دارد

یادتان باشد، دقت داشته باشیم که محبت به زن با اطاعت از او فرق دارد. پیامبر خدا طوری با همسرانش و دیگر اطرافیانش رفتار می نمود که هر کدام گمان  می کرد محبوبترین افراد نزد پیامبر است. اما از کسی جز خدا اطاعت نمی کرد. به طور مثال دیده می شود که برخی مردان به دلیل خواسته زنشان قید والدین شان را می زنند. محبت کردن به زن باعث ترک واجبات دینی مثل صله رحم نمی شود. هر مردی وظیفه دارد به والدین خود احسان کند حتی اگر همسرش مخالف باشد. محبت به والدین و همسر هر دو واجب و ضروری است. مردها باید یاد بگیرند هیچکدام را فدای دیگری نکنند. نگرانیهای همسرتان را جدی بگیرید و او را آزار ندهید. با او گفتگو کنید. عصبانی نشوید و از کوره در نروید، تا احساس کند اوضاع از کنترل او خارج شده است.

صبور باشید

اگر می خواهید فرمانده قلب همسرتان باشید، در روابط تان به او اطمینان بدهید که هیچ چیزی بین شما ایجاد اختلاف نخواهد کرد. در مقابل ناراحتی های همسرتان صبور باشید و به محبت تان ادامه دهید تا نتیجه ی دلخواه را بگیرید اما مطیع خواسته های نادرست و غیر اخلاقی او نشوید. گاهی مشکلات زندگی های دیگران زنان را به ترس می اندازد تا جایی که دقیق، حساس و کنترل گر می شوند. چاره ی همه ی این حساسیت ها  و دقت های وسواسی، محبت است. اگر زنی به محبت، وفا و مسئولیت پذیری همسرش اطمینان پیدا کند بسیاری از وسوسه ها و نگرانیها را تجربه نخواهد کرد. در این صورت یک زندگی آرام برای همه ی اعضای خانواده به وجود خواهد آمد.

از مشکلات معجون نسازید

اگر یک مرد به ارزش و اهمیت محبت عمیق در روابط با همسرش پی ببرد، قطعا حاضر نمی شود آن را به خاطر لجبازی های بیهوده و پافشاری کردن بر مواضع بی ارزش از دست بدهد

مشکل بسیاری از زوجین در روابطشان باهم این است که مباحث را با هم مخلوط می کنند. به اسم محبت، اطاعت می کنند در حالی که اصلا محبتی در کار نیست. یا به بهانه ی انجام یک کار اخلاقی درست دیگر، نسبت به همسرشان بی اعتنا می شوند یا خدایی نکرده زورگویی می کنند. محبت حق زن است خداوند در قرآن به مردان سفارش کرده است که با زنان به نیکویی رفتار کنند.

بگذارید محبت تان تکراری شود

به هم محبت کنید و یکدیگر را از محبت خودتان مطمئن کنید. حرفهای خوب و مثبت تان را آنقدر تکرار کنید که تبدیل به باور شود. اگر حق با شماست و همسرتان اشتباه می کند با نگرانی هایش با صبوری رفتار کنید. سعی کنید به جای اینکه با او مبارزه کنید با او مدارا کنید تا به مرور آرامش پیدا کند.

منبع:تبیان

[ سه شنبه دهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 21:48 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

شهرهای محبوب دنیا

گردشگران سراسر دنیا سعی می کنند برای مسافرت پربازدیدترین و معروف ترین شهرها و جاذبه ها را انتخاب کنند. در میان انتخاب های آنها شهرهای زیادی وجود دارد که ما به ده مورد اول اشاره می کنیم.


 

 

10. بارسلونا، اسپانیا

در میان قدیمی ترین شهرهای بندری مدیترانه ای بارسلونا یکی از بانشاط ترین و جوانترین شهرها است.

شهرهای محبوب دنیا

 سبک زیبا، معماری ویژه، غذاهای خوب و سرگرمی های شبانه روزی بارسلونا آن را تبدیل به یکی از محبوب ترین شهرهای دنیا کرده است.

 

9. کیپ تاون، آفریقای جنوبی

نشنال جئوگرافیک کیپ تاون را دومین شهر بهترین شهرهای ساحلی دنیا معرفی کرده است و این شهر یکی از بهترین مقاصد گردشگری دنیا محسوب می شود.

شهرهای محبوب دنیا

 اسکله خوش منظره، معماری زیبا و آب و هوای خوب، کوه تیبل و سواحلی با پنگوئن های فراوانی دلیل محبوبیت این شهر هستند.

 

8. مونترئال، کانادا

مونترئال در فهرست بهترین شهرهای دنیا برای زندگی دیده می شود و این شهر "پایتخت فرهنگی کانادا" نامیده شده است. اخیراً یونسکو به این شهر عنوان "شهر طراحی" داده است. سالانه 7.5 میلیون توریست از آن دیدن می کنند.

شهرهای محبوب دنیا

 در تابستان جمعیت بیشتری از گردشگران به سوی مونترئال سرازیر می شوند و در جشنواره های افسانه ای و نمایشگاه های خیابانی از جمله جشنواره جاز شرکت می کنند.

 

7. نیویورک سیتی، ایالات متحده

این شهر سومین شهر پربازدید دنیاست. میدان تایمز و سنترال پارک دو جاذبه توریستی پربازدید این شهر هستند.

شهرهای محبوب دنیا

برادوی، خیابان پنجم، استادیوم یانکی و محله های دیگر هم از نمادهای شهری نیویورک سیتی محسوب می شوند. موزه تاریخ طبیعی این شهر نیز دایناسورها و غارنشینان را به نمایش گذاشته اس.

 

6. پاریس، فرانسه

شاید فکر کنید پاریس ارزش ایستادن در صف موزه لوور برای دیدن مونالیزا، قهوه گران قیمت نوشیدن در کافی شاپ ها، خیره شدن به استخوان های پوسیده در دخمه ها و ... را ندارد.

شهرهای محبوب دنیا

ولی این دلیل نمی شود که پاریس پاریس نباشد. سالانه بیش از 15 میلیون گردشگر از پاریس دیدن می کنند. "شهر نور و روشنایی" بخاطر هنر، مهماری، غذاها و فشن محبوبیت یافته است. لوور، برج ایفل، تاق پیروزی، کلیسا نتردام و ... از مهمترین جاذبه های پاریس هستند.

در سال 1812 یک ماجراجوی 27 ساله سوئیسی به نام یوهان لودویگ برکهارد چند نفر از قبیله بیابانگردی در اردن را قانع کرد که او را به میان گردنه بادگیر باریکی در گوشه دورافتاده ای از صحرای عربستان که محل "شهر گمشده" دنیای باستان بود ببرند. چندین و چند سال بعد خرابه های باشکوه شهر 2000 هزار ساله اردن پذیرای باستان شناسان، گردشگران و ماجراجویان شد

5. پترا، اردن

در سال 1812 یک ماجراجوی 27 ساله سوئیسی به نام یوهان لودویگ برکهارد چند نفر از قبیله بیابانگردی در اردن را قانع کرد که او را به میان گردنه بادگیر باریکی در گوشه دورافتاده ای از صحرای عربستان که محل "شهر گمشده" دنیای باستان بود ببرند.

شهرهای محبوب دنیا

چندین و چند سال بعد خرابه های باشکوه شهر 2000 هزار ساله اردن پذیرای باستان شناسان، گردشگران و ماجراجویان شد. این شهر توسط یونسکو یکی از عجایب جهان نامیده شده است.

 

4. سانفرانسیسکو، ایالات متحده

شهرهای معدودی در سراسر دنیا هستند که مانند این شهر خلیجی از تپه های خوش منظره، پل های شگفت انگیز، ماشین های برقی، کشتی های تفریحی و جاذبه های فراوان دیگر برخوردار باشند.

شهرهای محبوب دنیا

سالانه 16 میلیون گردشگر به سانفرانسیسکو می آیند و از ساحل زیبا و جذابیت های فراوان آن لذت می برند.

 

3. سانتیاگو، شیلی

کارناوال های بزرگ و جشنواره های تانگو در کنار رشته کوه ها آند و مناظر زیبای دره های آن بسیار نفس گیر هستند.

شهرهای محبوب دنیا

 آب هوای این شهر ساحلی، موسیقی های شاد، کافی شاپ های فراوان، قیمت های مناسب باعث شده که این شهر تبدیل به یکی از مقاصد گردشگری شود.

 

2. شانگهای، چین

در دهه سی، قبل از جنگ جهانی و انقلاب کمونیستی، شانگهای، "پاریس خاور دور" بود. امروزه شانگهای ثروتمندترین و شلوغ ترین شهر چین است.

شهرهای محبوب دنیا

نمایشگاه ها، اکسپوها، آسمانخراش ها و ... این شهر را به مقصدی مهم نموده اند.

 

1. توکیو، ژاپن

این شهر پر از تابلوهای نئون تبلیغاتی، درختان پرشکوفه گیلاس، استادیوم های ورزشی، رستوران های عجیب و غریب، بازارهای ماهی فروشی و ... است.

شهرهای محبوب دنیا

 توکیو قطعاً یکی از آن شهرهایی است که از مسافرت به آن پشیمان نخواهید شد.

[ یکشنبه دهم آبان ۱۳۹۴ ] [ 17:32 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

  1-فرمایش حضرت ولی عصر(عج) بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است.

2- این دعا سبب زیاد شدن نعمت هاست.

3-اظهار محبت قلبی است.

4- نشانه ی انتظار است.

5- زنده کردن امر ائمه اطهار(ع) است.

6- مایه ناراحتی شیطان لعین است.

7-نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است.

8- اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است که اداء حق هر صاحب حقی ؛ واجب ترین امور است.

9- تعظیم خداوند و دین خداوند است.

10- حضرت صاحب الزمان (عج) در حق او دعا می کند.
11- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.
12- شفاعت پیغمبر (ص) ان شالله شامل حالش می شود.
13- این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است.
14- مای استجابت دعا می شود.
15- اداء اجر رسالت است.
16- مایه دفع بلاست.
17- سبب وسعت روزی است انشالله.
18- باعث آمرزش گناهان است.
19- سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا در خواب می شود انشالله.
20-سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود انشالله.
21- از برادران پیغمبر (ص) خواهد بود.
22- فرج مولای ما صاحب الزمان (عج) زودتر واقع می شود.
23- پیروی از پیغمبر و امامان خواهد بود.
24- وفای به عهد و پیمان خداوندی است.
25- آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد.
26-فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود.
27- زیاد شدن اشراف نور امام(عج) در دل اوست.
28- سبب طولانی شدن عمر است.
29- تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی است.
30- رسیدن ه نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است.
31- سبب هدایت به نور قرآن مجید است.
32- نزد اصحاب اعراف معروف می گردد.
33- به ثواب طلب علم نائل می شود انشالله.
34- از عقوبت های اخروی در امان می ماند.
35- هنگام مرگ به او مژده می رسدو با او به نرمی رفتار می شود.
36-این دعا اجابت دعوت خدا و رسول(ص) است.
37- با امیر المومنین (ع) و در درجه ی آن حضرت خواهد بود.
38- محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.
39 - عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خداوند خواهد بود.
40- از اهل بهشت خواهد شد.
41- دعای پیغمبر (ص) شاملش می شود.
42- کردارهای بد او یه کردارهای نیک مبدل می شود.
43- خداوند متعال در عبادت او را تایید می فرمایند.
44- ان شاالله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود.
45- ثواب کمک به مظلوم را دارد.
46- ثواب احترام به بزرگتر و واضح تر نسبت به او دارد.
47- پاداش خونخواهی حضرت حسین(ع) را دارد.
48- شایستگی دریافت احدایث ائمع(ع) را دارد.
49- نور او برای دیگران نیز روز قیامت درخشان می گردد.
50- هفتاد هزار نفر گناهکار را شفاعت می کند.
51- دعای امیرالمومنین(ع) در روز قیامت شاملش می شود.
52- بی حساب داخل بهشت می شود.
53- از تشنگی روز قیامت در امان می ماند.
54- در بهشت جاودان است.
55- مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست.
56- روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می کند.
57- خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت تصیبش می فرماید.
58- در سایه گسترده ی خداوند قرار گرفته است و رحمت بر او نازل می شود مادامی که مشغول آن دعا باشد.
59- پاداش نصیحت مومن دارد.
60- مجلسی که در آن برای حضرت قائم(عج) دعا شود محل حضور فرشتگان می گردد.
61- دعا کننده مورد مباهات خداوند می شود.
62- فرشتگان برای او آمرزش می کنند.
63- از نیکان مردم پس از ائمه(ع) می شود.
64- این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند در بهشت به او حکومت می دهد.
65- مای ی خرسندی خداوند عزوجل است.
66- مایه خوشنودی پیامبر(ص) است.
67- این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است.
68- از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت می دهد.
69- حساب او آسان می شود.
70- این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.
71- این عمل بهترین اعمال است.
72- باعث دوری غصه هاست.
73-دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور است.
74-فرشتگانش درباره اش دعا می کنند.
75- دعای حضرت سجاد(ع) که نکات و فوائد زیادی دارد شامل حالش می گردد.
76- این دعا تمسک به ثقلین است.
77- چنگ زدن به ریسمان الهی است.
78- سبب کامل شدن ایمان است.
79- مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.
80- تعظیم شعائر خداوند است.
81- این دعا ثواب کسی است که با پیامبر(ص) شهید شده را دارد.
82- ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم(عج) شهید شده را دارد.
83- ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان (عج) را دارد.
84- در این دعا ثواب گرامی داشتن عالم هست.
85 - پاداش گرامی داشتن شخض کریم را دارد.
86- در میان گروه ائمه(ع) محشور می شود.
87- درجات او در بهشت بالا می رود.
88- به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل می شود.
89- از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند.
90- و رستگاری به سبب شفاعت حضرت فاطمه زهرا (س) را در پی دارد.

منبع:
موعودنامه ص 30
مکایل المکرم ج 1 ص 351(ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)

[ جمعه هشتم آبان ۱۳۹۴ ] [ 19:2 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]


منا - مکه - عربستان

24 سپتامبر 2015-10-15

کشته شدگان: بیش از 4000 نفر (غیررسمی)


مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


ازدحام در مسیر هدایت زائران به سوی محل رمی جمرات باعث این فاجعه شد. علت حادثه هدایت نادرست زائران به سوی یک ورودی خاص و در واقع مدیریت ناصحیح ازدحام بوده است.


شیکاگو - آمریکا

سی ام دسامبر 1903

کشته شدگان: 603 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


این حادثه که طی آتش سوزی در تئاتر «ایرکویس» رخ داد، نتیجه وحشت زدگی جمعی تماشاگران بود. کشته شدگان در اثر خفگی ناشی از فشار ازدحامی جان خود را از دست دادند.


منا - مکه - عربستان سعودی

دوم ژوئیه 1990

کشته شدگان: 1426 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


ازدحام در مسیر تونلی در منا روی داد و در اثر آن بسیاری از حجاج که اغلب از کشورهای مالزی، اندونزی و پاکستان بودند، جان خود را از دست دادند.


جمرات - عربستان سعودی

دوازدهم ژانویه 2006

کشته شدگان: 364 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


علت این حادثه وحشت ناشی از زمین خوردن عده ای در اثر برخورد با یک چمدان بود. صاحب چمدان آن را رها کرده بود تا به رمی جمرات بپردازد.


مسکو - امپراتوری روسیه

هجدهم مه 1896

کشته شدگان: 1389 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


این فاجعه که باعث مرگ بیش از 1300 نفر شد، زمانی روی داد که عده بسیاری حین مراسم تاج گذاری تزار «نیکولاس دوم» برای دریافت هدایا هجوم بردند. در این حادثه بیش از 1300 نفر دیگر نیز آسیب دیدند.


جنوآ - ایتالیا

23 اکتبر 1942

کشته شدگان: 354 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


این حادثه هنگام یک حمله هوایی و بمباران شهر اتفاق افتاد. عده بسیار زیادی از مردم با هجوم به سوی پناهگاهی زیرزمینی دچار وحشت زدگی جمعی شده و گروهی از آنها در طول مسیر 150 پله ای این پناهگاه دچار خفگی ناشی از فشار ازدحامی شدند.


بغداد - عراق

31 اوت 2005

کشته شدگان: 953 نفر
 

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


افراد زیادی حین عبور از روی یکی از پل های رود دجله دچار ازدحام و وحشت زدگی شدند. پیش تر در همان روز، یک حمله تروریستی به دست یکی از گروه های وابسته به القاعده انجام شده بود. این ازدحام پس از پخش شایعه ای مبنی بر وجود یک بمب گذار انتحاری در یکی از اماکن زیارتی بغداد اتفاق افتاد.


پنوم پن - کامبوج

22 نوامبر 2010

کشته شدگان: 347 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


این حادثه طی یکی از مراسم سنتی کامبوج با عنوان «فستیوال آب خِمِر» اتفاق افتاد. علت آن نیز فشار بیش از حد جمعیت از دو طرف یک پل بود که افراد روی پل را دچار وحشت کرد. کشته شدگان این حادثه در اثر خفگی جان خود را از دست دادند.


کومباملا - الله آباد - هند

سوم فوریه 1954

کشته شدگان: 500 تا 800 نفر

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


این حادثه طی یکی از مراسم مذهبی در هند اتفاق افتاد که بخشی از آن به غسل در رود گنگ اختصاص دارد. در آن روز بیش از پنج میلیون نفر برای این آیین که برای اولین بار پس از اعلام استقلال هند انجام می گرفت به الله آباد رفته بودند.


لیما - پرو

24 مه 1964

کشته شدگان:  328 نفر

 

مرگبارترین فجایع ازدحامی تاریخ


در یکی از مسابقات فوتبال که به درگیری تماشاچیان و پلیس انجامید، تماشاچیان دچار وحشت زدگی شدند و به سمت درهای بسته خروجی حمله کردند اما در طول این مسیر، عده بسیاری در راه پله ها دچار خونریزی داخلی و خفگی ناشی از فشار زیاد شده و جان خود را از دست دادند.

[ چهارشنبه ششم آبان ۱۳۹۴ ] [ 10:50 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

شاید برای خیلی از شما این سوال پیش آمده باشد که چرا مار، سمبل داروخانه‌ و پزشکی است؟
  در این زمینه دو اسطوره یونانی وجود دارد: داستان نخست اینکه روزی اسکولاپ، پسر آپولو، سرگرم درمان مردی به نام گلائوکس بود که زئوس او را با آذرخشی از پای درآورده بود. ماری به اتاق او خزید و اسکولاپ مار را با عصایش کشت. مار دیگری به درون اتاق آمد و گیاهانی در دهان مار مرده نهاد و او را زنده کرد. سپس اسکولاپ از‌ همان گیاه برای زنده کردن گلائوکس بهره گرفت. از آن پس مار، نماد داروخانه و پزشکی شد.

داستان دیگری نیز هست که در افسانه‌های کهن یونان باستان مار نماد تندرستی بوده است. مار بود که شهر رُم را از بیماری طاعون نجات داد و به پاس این کار، او در سر راهش جام شرابی نهادند تا از آن بنوشد و از آن پس مار نماد بهداشت و نماد داروخانه‌ها شد.

۱- از زهر این حیوان برای مصارف دارویی استفاده می‌کردند، هنوز هم سردر داروخانه‌ها تصویری هست از یک جام و ماری که زهرش را در این جام می‌ریزد.

۲- از روغن مار برای درمان دردهای عضلانی و استخوانی استفاده می‌کردند.

۳- در مناطقی که مار زیاد بوده، برخی بیماری‌ها نظیر طاعون وجود نداشته و بالعکس در اماکنی که مار نبوده، این‌گونه بیماری‌ها شیوع داشته است؛ بنابراین برخی داشتن و نگهداری مار را نشانه سلامت می‌دانستند و به افرادی که زیاد دچار امراض می‌شدند، می‌گفتند: «بی‌مار» (بیمار!)

گفته می‌شود، ایرانیان باستان مار را نشانه زندگی و سلامتی می‌دانستند و جام را نشانه دوستی. آنها در جشن‌ها و مراسم، شربت را در جامی می‌ریختند و به نشانه سلامتی می‌نوشیدند. همچنین آنان به کسی که حال خوشی نداشت و در بستر بود، بیمار (بی‌زندگی و سلامتی) می‌گفتند؛ بنابراین، مار که سمبل زندگی بود در جام سلامتی، نشان تندرستی و شفا به شمار می‌رفت.

[ چهارشنبه ششم آبان ۱۳۹۴ ] [ 10:42 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 
آذربایجان شرقی ( قسمت اول )

این استان در حال حاضر دارای 19 شهرستان ، شامل 53 شهر ، 41 بخش ، 139 دهستان و 3179 آبادی است. شهرستان های آن عبارت اند از :

1 – آذر شهر : این شهرستان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد و از شمال، شرق و غرب با شهرستان اسكو و از جنوب با شهرستان عجب شیر هم مرز است . این شهرستان 1347 كیلومتر مربع مساحت دارد . از نظر تقسیمات كشوری آذرشهر دارای دو بخش ، پنج دهستان و سه شهر یعنی آذرشهر، گوگان و ممقان است.

برخی مراكز دیدنی: مسجد شیرامین ، مصلای آذرشهر ، مسجد چهارسو ، گورستان تاریخی بادامیار

2 – ارسباران ( ورزقان) :این شهرستان بامساحت 2368 كیلومتر مربع در سال 1380 تأسیس شد و دارای دو بخش ، هفت دهستان و دو شهر است. در شمال ارسباران شهرستان های كلیبر و جلفا،و در شرق آن اهر قرار دارد.

برخی مراكز دیدنی : به دلیل وجود مناظر بدیع طبیعی ، قلعه های تاریخی متعدد، سنگ نبشته ی معروف سقین دل و نقش و نگارهای سنگی سونگون ، ارسباران از مناطق مستعد برای توسعه صنعت توریسم به شمار می آید.معدن مس رونگون در این شهرستان،مهمترین معدن مس كشور است.

3 – اسكو : شهرستان اسكو از شمال به شهرستان های تبریز و شبستر، از غرب به دریاچه ارومیه ، از جنوب  به شهرستان آذرشهر و عجب شیر و مراغه محدود است. این شهرستان 8/1252 كیلومتر مربع مساحت دارد و دارای دو بخش ،پنج دهستان و دو شهر است.

برخی مراكز دیدنی : مسجد جامع سبزه میدان ، امامزاده اسكو از فرزندان امام جعفر صادق (ع) ،مقبره پیرحیدر ، مزار الله بنده سی ، مسجد پایتخت و روستان كندوان .

آذربایجان شرقی ( قسمت اول )
4 – اهر : قسمت بزرگی از كوه های قره داغ و دامنه های شمالی قوشاداغ ، شهرستان اهر نام گرفته است و در شمال شرقی استان آذربایجان شرقی قراردارد . شهرستان كلیبر ، حدود شمالی آن را می پوشاند و شهرستان ارسباران در غرب آن قرار دارد . این شهرستان از جنوب،همسایه شهرستان هریس است و سراسرِ حدود شرقی آن قسمتی از مرز مشترك استان را با استان اردبیل تشكیل می دهد. اهر دارای نُه دهستان ، دو بخش و دو شهر است. شهر اهر مركز شهرستان ، در 75 كیلومتری شمال شرقی شهر تبریز قرار دارد. وسعت این شهرستان 3073 كیلومتر مربع است.

برخی مراكزدیدنی : مسجد جامع ، بقعه شیخ شهاب  الدین محمود اهری و راسته بازار.

5 – بستان آباد : شهرستان بستان آباد در قسمت میانی استان آذربایجان شرقی قرار دارد . این شهرستان در شرق شهرستان تبریز و جنوب شهرستان هریس واقع شده است و شهرستان های میانه و سراب حدود شرقی و شهرستان هشترود حدود جنوبی آن را می پوشاند . مركز این شهرستان در 47 كیلومتری جنوب شرقی شهر تبریز قرار گرفته است.

برخی مراكز دیدنی : حمام ، آب معدنی و آب گرم.

6 – بناب : شهرستان بناب در گوشه جنوب غربی آذربایجان شرقی قرار دارد . حدود شرقی این شهرستان را شهرستان مراغه می پوشاند و ملكان در سمت جنوب و عجب شیر در شمال آن قرار دارد .

برخی مراكز دیدنی :معماری صخره ای روستای سور.

7 – تبریز : این شهرستان مركز استان آذربایجان شرقی است . ارتفاع تبریز از سطح دریا 1340 متر است و با وسعتی حدود 2054 كیلومتر مربع در قلمرو میانی خطه ی آذربایجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه، به فاصله 619 كیلومتری غرب تهران قرار دارد.

برخی مراكز دیدنی : مسجد جامع تبریز ، ارك یا مسجد علیشاه ، مسجد كبود ، بازار كبود ، بازار بزرگ تبریز كه شامل تعداد زیادی راسته، سرا ،چهارسوق، مسجد، مدرسه و حمام است.مجموعه مسجد ومقبره سید حمزه و بنای یادبود مقبره الشعرا ، بقعه عون بن علی ( عینالی ) ، بقعه سید ابراهیم ، مقبره دوكمال ( كمال الدینخجندی و كمال الدین بهزاد ) ، خانه های قدیمی مانند خانه مشروطه ، خانه شربت اوغلی و مجموعه خانه های قدیمی كه به دانشكده هنرهای اسلامی تبدیل شده اند و نیز موزه باستان شناسی آذربایجان ، موزه مشروطه ، موزه قرآن و كتابت واقع در بنای مسجد صاحب الامر، موزه ادبی خانه شهریار ، موزه ارامنه ، موزه حیات وحش ، سازمان محیط زیست و همچنینپارك های ایل گلی ، باغلار باغی ، باغ فجر ( گلستان سابق ) همراه با ده ها مسجد، مدرسه تاریخی و ...

آذربایجان شرقی
8 – جلفا : شهرستان جلفا به صورت نوار باریكی در مرز شمالی استان با جمهوری نخجوان و ارمنستان قرار دارد. شهرستان كلیبر حدود شرقی آن را می پوشاند و حدود غربی آن،قسمتی از مرز مشترك استان با آذربایجان غربی است .

برخی مراكز دیدنی : كلیسای سنت استپانوس معروف به وانگ

9 – چاراویماق : جنوبی ترین شهرستان استان كه با مركزیت قره آغاج،در سال 1380 از شهرستان هشترود منفك شد.10 – سراب : شهرستان سراب در غرب میانی آذربایجان شرقی قرار دارد . شهرستان هریس محدوده شمال غربی و بستان آباد حدود غربی و میانه حدود جنوبی آن را می پوشاند.

برخی مراكز دیدنی : آب های گرم و معدنی.

11 – شبستر : حدود شمالی شهرستان شبستر را شهرستان های مرند و ارسباران و حدود جنوبی و شرقی آن را شهرستان تبریز و اسكو می پوشاند و دریاچه ارومیه و آذربایجان غربی در حدود غربی شهرستان قرار دارند.

برخی مراكز دیدنی : مسجد جامع تسوج و مقبره شیخ محمود شبستری .

12 – عجب شیر : از شهرستان های مهم شرق دریاچه ی ارومیه و از قدیمی ترین مناطق استان،با قلعه های مهم تاریخی است .

برخی مراكز دیدنی : مسجد جامع شهر عجب شیر معروف به " مسجد شیرلو " ، از نمونه های عالی مساجد چوبی استان با نقش و نگارهای دل انگیز است.

13 – كلیبر : قلمرو شمالی شهرستان كلیبر ، قسمتی از مرز مشترك ایران با جمهوری آذربایجان است و شهرستان جلفا و ارسباران در حدود غربی و اهر در حدود جنوبی آن قرار دارند.

برخی مراكز دیدنی :قلعه معروف بابك یا جمهور و پل های بزرگ و كوچك خدا آفرین.

14 – مراغه : شهرستان مراغه در جنوب غربی استان آذربایجان شرقی قرار دارد و از شمال به شهرستان تبریز ، از شرق به شهرستان هشترود و چاراویماق و از غرب به شهرستان های بناب و ملكان و عجب شیر محدود است.

برخی مراكز دیدنی :برج مدور ، گنبد سرخ ، آرامگاه اوحدی مراغه ای ، موزه مراغه ، آب های معدنی و گرم .

15 – مرند : شهرستان مرند در شمال غرب استانقراردارد . شهرستان جلفا و ارسباران حدود شمال و شرق آن را می پوشاند و شهرستان شبستر در جنوب آن قرار دارد. حدود غربی شهرستان مرند قسمت كوتاهی از مرز استان با آذربایجان غربی است.

برخی مراكز دیدنی :مسجد جامع ، مسجد بازار ، قلعه سن سارود ، قلعه گاوور گوهر ، قلعه تپه خاكستر ، قلعه هلاكو ، قلعه پیام .

16 – ملكان : شهرستان ملكان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه قرار دارد. از شمال با شهرستان بناب  ، از جنوب با شهرستان میاندوآب و از شرق با شهرستان مراغه مرز مشترك دارد.17 – میانه : شهرستان میانه در گوشهیجنوب شرقی استان آذربایجان شرقی قرار دارد . شهرستان های سراب ، بستان آباد، هشترود و چاراویماق حدود شمالی و غربی آن را می پوشاند . حدود جنوبی آن ، استان اردبیل و حدود شرقی  آن ، شهرستان خلخال است.

برخی مراكز دیدنی :پل دختر، قلعه دختر ، بقعه امامزاده اسماعیل (ع) ، مسجد بزرگ سنگی ترك .

18 – هریس: شهرستان هریس از شمال به شهرستان اهر و ارسباران ، از غرب به شهرستان تبریز و از جنوب و شرق به شهرستان های بستان آباد و سراب محدود است.

برخی مراكز دیدنی : بقعه شیخ اسحاق ، مسجد اسنق ، گورستان مینق ، گورستان گوود.

19 – هشترود : شهرستان هشترود ، در شمال فلات ایران و در جنوب استان آذربایجان شرقی قرار دارد . شهرستان های بستان آباد ، تبریز ، مراغه ، چاراویماق و میانه ، حدود شمالی ، غربی و شرقی این شهرستان و آذربایجان غربی و زنجان حدود جنوبی آن را می پوشاند.

برخی مراكز دیدنی : قلعه ضحاك .

آثار تاریخیمسجدها

مسجد استاد و شاگرد

یكی از مساجد تاریخی تبریز ، مسجد استاد و شاگرد است كه از طرف " امیر حسین چوپانی " ملقب به علاءالدین ساخته شد و به نام سلیمان خان ، نواده هلاكو خان مغول موسوم گردید. از این رو این مسجد را سلیمانیه یا علائیه نیز می نامیدند. اما از آنجا كه تحریر كتیبه ها و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله صیرفی خوش نویس معروف دوره ایلخانی و یكی از شاگردان زبردست وی صورت گرفته بود ، عوام مسجد را به نام استاد و شاگرد می نامیدند. این مسجد پس از این كه در زلزله ی سال 1193 به كلی ویران شد ، یك بار در زمان نایب السلطنه عباس میرزا تعمیر اساسی شد و بار دیگر در سال 1295 ه . ق " حاج میرزا محمد علی اوانسرای قراجه داغی " به مرمت آن همت گماشت. برای بار سوم به استناد كتیبهیسنگ مرمرین بیرون دیوار شمالی مسجد " حاج محمد اردبیلی " در سال 1338 ه . ق اقدام به تعمیر آن نمود.

مسجد اسماعیل بیگ

یكی از مساجد تاریخی دوره صفویه ، مسجد اسماعیل بیگ شهر بناب است. ایوان بلند مسجد برروی چهارستون چوبی با سر ستون های مقرنس استوار شده  است.

شبستان این مسجد دارای 11 ستون چوبی با سرستون های كنده كاری با نقوش زیبا و رنگ آمیزی شده ی هم شكل است. پایه های ستون سنگی است. تعداد پنج اروسی معرق با شیشه های رنگی،جلوه خاصی به نمای ورودی این مسجد بخشیده است.

مسجد اسماعیل خاله اوغلی

این مسجد در بین مدرسه ی دینی جعفریه و مسجد جامع بزرگ تبریز واقع شده و طول آن از شمال به جنوب امتداد می یابد . دو پنجره ی این مسجد به دالانی باز می شود كه دارای ده ستون سنگی زیبا و هجده گنبد ضربی آجری است . ستون ها در دو ردیف قرار گرفته اند و گنبدها مساوی و یكنواخت هستند. نادر میرزا قاجار این مسجد را مسجد " ملا محمد حسن پیشنماز " خوانده است.

مسجد اسنق

این مسجد در روستای سنه یا اسنق بخش هریس واقع و از  یك ایوان بلند و یك نمازگاه تشكیل شده است . دو ستون سنگی یا پارچه مارپیچی با سرستون ها و پایه های حجاری شده ی بدیع قسمت جلوی ایوان را نگه می دارد.

نمازخانه به ابعاد 9 متر در 5/10 متر دارای چهارستون سنگی استوانه ای یك پارچه و از پایه ها و سرستون مقرنس خوش طراحی برخوردار است. بلندی كلیه ستون ها به 6 متر می رسد. در ورودی و دو پنجره مسجد در دیوار سنگی سمت شرقی مسجد جای دارند. از مضمون خطوط برجسته كنده شده  در بازوی منبر مسجد و سنگ نبشته های بالای در و پنجره های مسجد بر می آید كه اتمام كار بنای این مسجد و تهیه اثاث آن در سال 733 ه.ق به امر " فخر الدین محمد بن رستم " و به دست نقاش و حكاك هنرمندی موسوم به ملكشاه صورت گرفته است.

مسجد امام جمعه

مسجد امام جمعه تبریز در سمت شرقی بازار مسجد جامع نزدیك مدرسه ی طالبیه واقع شده و دارای بیست ستون سنگی با سرستون مقرنس و سی گنبد ضربی آجری است . ستون ها در چهار ردیف قرار دارند و از آنجا كه همه ی آنها به رنگ سبز در آمده اند، به مسجد سبز نیز شهرت یافته است.

نادر میرزا  درباره ی این مسجد می نویسد: " این مسجد را بازرگانی دین دار ، "  حاج علی نام " از بومیان شهر خوی ( خواهر زاده ی حاج صفرعلیبازرگان معروف تبریزی كه تیمچه و مدرسه و مسجد حاج صفرعلی به خرج وی در تبریز ساخته شده است) به تاریخ 1255 هجری قمری عمارت كرده است ".

مسجد بازار

این مسجد در مركز بازار مرند واقع شده و بنای آن متعلق به دوره صفوی  است ولی براساس سنگ نبشته ی مرمری موجود در مسجد ، بنای فعلی به مباشرت " شیخ علی مرندی " شاگرد مشایخ بزرگ " شیخ محمد حسن " صاحب جواهر الكلام و " شیخ محمد حسین " صاحب الفصول و " شیخ مرتضی " در تاریخ 1268 ه.ق تعمیر شد.

این مسجد دارای 4 ستون سنگی و 9 گنبد ضربی آجری زیبا است . به نوشته مورخان،این مسجد بر پایه های مسجد قبلی كه در قرون دوم یا سوم هجری وجود داشت ، ساخته شده است. عبدالرحیم كیا آورده است مطابق نوشته های تورات ، مادر حضرت نوح در این مكان مدفون شده است.

مسجد جامع اهر

مسجد جامع اهر در كوچهجمعه مسجد واقع  و منسوب به دوره ی سلجوقی و اتابكان است. در ورودی مسجد طاق های آجری و ازاره ی معمولی دارد. سنگ نبشته سر در مسجد تاریخ بنای آن را ( ثلث و عشرین و مائه بعد الالف من الحجره ) ذكر كرده است.

شبستان یا نمازخانه مسجد ، فضایی وسیع و كم ارتفاع به طول 6/30 متر و عرض 16 متر و ارتفاع گنبدها 5 متر است و دارای21 گنبد می باشد. در یكی از گنبدها نیز پس از قید دو بیت شعر،اضافه شده : " حاجی میرزا بابا دزماری سنه 1158 " .

مسجد جامع تبریز ( جامع كبیر )

مسجد جامع تبریز یكی از بناهای تاریخی و باستانی تبریزاست . تاریخ دقیق بنای این مسجد به درستی معلوم نیست اما وجود مسجد جامع كبیر در محل فعلی در زمان اتابكان آذربایجان كه سعدالدین وراوینی به آن اشاره كرده است به دلایل زیر می تواند مستند باشد:

1 – از نخستین سال های فرمانروایی روادیان ، این مسجد درون قلعه تبریز وجود داشت و جزء قسمت معمور شهر به شمار می رفت .

2 – در زمان حكومت روادیان ، سلاجقه و اتابكان ، این ناحیه از قسمت های مقدس شهر بود و بسیاری از سلاطین ، امرا و وزرا در كنار معابد و مساجدی كه شاید خود ساخته بودند ، به خاك سپرده شده اند.

3 – همان مسجدی كه در قرن ششم و هفتم به نام مسجد جامع كبیر خوانده می شد وقبر " شمس الدین عثمان طغرایی " در جانب غربی آن قرار داشت ، در قرن دهم هجریآباد بود و " حافظ حسین كربلایی " به رای العین آن را دیده و از آن به نام مسجد جامع كبیر یاد كرده است. در زمان حكومت تركمانان و صفویه نیز همان مسجد آباد بود.

" حاج طالب خان " پسر " حاج اسحق خان تبریزی " بانی مدرسه طالبیه در سال 1087 ه . ق در وقف نامه ی مدرسه طالبیه ، از این مسجدبا عبارت" مسجد جامع كبیر " نام برده است .

در اثر زلزله های نیمه اول و دوم قرن دوازدهم هجری ، چند طاق این مسجد شكست و فرو ریخت . این بخش ها بعداً به وسیله ی " احد خان " و پسر او " حسین قلی خان دنبلی " مرمت و تجدید بناشد.

در بالای در شمالی مسجد جامع ، سنگ نبشته ای به ابعاد یك متر در یك متر مشتمل بر فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی وجود دارد كه به خط " محمد مؤمن تبریزی " در 15 سطر به خط ثلث بسیار زیبا در تاریخ شوال 1106 هجری روی سنگ رخّام نصب شده است.

درون مسجد نیز سنگ نبشته ی دیگری به ابعاد 172 در 112 سانتیمتر از سنگ رخام به دیوار یكی از طاق های غربی مسجد نصب شده و از رؤیای شاه طهماسب اول صفوی برای الغای رسومات تمغا حكایت دارد. این لوح به خط " علاءالدین محمد تبریزی " از خوش نویسان درباره شاه طهماسب اول است كه د ر12 سطر در تاریخ 972 هجری به خط ثلث نگاشته شده و از آثار گرانقدر هنری آن استاد نامدار محسوب می شود.

آذربایجان شرقی

مسجد جامع تسوج

تسوج شهركی در 33 كیلومتری شبستر است . مسجد جامع تسوج را منسوب به دوره ایلخانان می دانند. شبستان این مسجد دارای 20ستون سنگی و 4 ستون آجری است و همه ستون ها دارای پایه ها و سرستون های مقرنس هستند و 35 گنبد آجری بر روی آنها جای گرفته است.

بر ایوان مدخل این مسجد،فرمانی از سلطان محمد خدابنده صفوی به خط ثلث برجسته بر روی سنگ مرمر یك پارچه، نقر(كنده كاری )شده است . این فرمان مبنی بر حذف مالیات كوزه فروشان به تاریخ 989 ه . ق است . آخرین تعمیر كامل مسجد در سال 1252 ه. ق و به امر محمد شاه قاجار صورت پذیرفت .

مسجد جامع سراب

مسجد جامع سراب مسجدی تاریخی است كه در كنار بازار شهر قرار گرفته است . در سر در ورودی شرقی مسجد كتیبه ای از سنگ مرمر به خط نسخ متعلق به دوره تركمانان آق قویونلو به چشم می خورد كه دارای تاریخ 875 ه . ق همزمان با حكومت اوزون حسن قره قویونلو است و نام  بانی مسجد " حاجی رفیع الدین بن الحاجی رشیدالدین " بر روی آن نقر شده است . این در به وسیله 10 پله به صحن و سپس شبستان مربوط می شود.

ابعاد شبستان 21* 5/47 متر و سقف آن مركب از 60 گنبداست كه بر روی طاق جناغی و پایه های آجری از گچ به ابعاد متفاوت استقرار یافته است . در ضلع جنوبی این شبستان،سه محراب به چشم می خورد كه یكی از محراب ها ازكاشی های برجسته بسیار زیبایی با نقوش برجسته اسلیمی خطایی و لعاب فیروزه ای از دوره مغول تزیین شده است.

مسجد دارای منبر چوبی با 7 پله بلند به طول 6/3 متر و ارتفاع 10/2 متر است و در بالای سطح شرق ، نام واقف آن با خط ثلث زیبا از چوب سفید منبت كاری شده است.

مسجد جامع شیخ بابا

بنای اولیه مسجد تاریخی شیخ بابا درمراغه مربوط به قرون هشتم و نهم هجری است كه بر پایه هایآن ، مسجد كنونی بازسازی شد. آنچه امروز از مسجد جامع شیخ بابا باقی مانده یك ستون سنگی و دو ستون چوبی مقرنس كاری شده است . این ستون سنگی استوانه ای شكل ، و مركب از 20 قطعه سنگ مدور است كه روی هم گذاشته شده و در مجموع ارتفاع آن به 5 متر و محیط آن به 186 سانتیمتر می رسد. 60 سانتیمتر از پایین ستون صاف و بدون نوشته است. بخش بالایی این ستون كتیبه ای به خط ثلث در اندازه 160 سانتیمتر وجود دارد . تاریخی كه در ستون قید شده 864 ه . ق است و متن كتیبه شامل اسمای متبركه  حضرت رسول اكرم ( ص ) و حضرت علی (ع) و نیز نام مشایخ و مرادهای شیخ بابا و نام بانی بنا و حجار آن است. اخیراَ این ستون سنگی برای حفاظت بیشتر به موزه مراغه منتقل شده است.

مسجد جامع مرند

مسجد جامع مرند در مركز شهر مرند واقع شده است . طبق كتیبه ی محراب  مسجد ، این بنا در سال 731 ه . ق در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان از محل خیرات مردم مرند و جزیه ای كه در آن زمان از غیر مسلم می گرفتند به تولیت " حسین بن محمود ابن تاج خواجه " ساخته شد.

امروزه كف مسجد به اندازه سه پله از سطح كوچه مجاور پایین تر است و دالانی به طول 12 متر با سه طاق گنبدی ، ورودی را به شبستانهامربوط می سازد. در سمت چپ این دالان،شبستان جنوبی با گنبدی كم خیز واقع شده كه بر فراز آنكتیبه ای از سنگ به چشم می خورد . چنین به نظر می رسد كه در سال 740 ه . ق در حالی كه بیش از9 سال از عمر این مسجد نمی گذشت  توسط " تاج خواجه " مرمت شد و توسعه یافت . محوطه  اصلی مسجد با سقفی مشتمل بر شش گنبد ، فضای اصلی مجموعه را تشكیل می دهد. محراب به عرض 75/2 و ارتفاع 6 متر در جنوب مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنی به خط كوفی و گچ بری های زیبا و بدیع  است . كتیبه تاریخی محراب در قوس بالای آن دیده می شود. در فاصله دو ستون تزیینی و گچ بری كنار محراب ، نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: " عمل عبدالفقیر نظام بند گیر تبریزی " در داخل هلال و در پایین دو كتیبه مزبور ، كتیبه ی گچ بری دیگری به خط رقاع وجود دارد.

عبدالرحیم كیا می نویسد : " در سرلوحه ای كه در مسجد جامع مرند موجود بوده است چنین نوشته شده بود :"قد باش بعد تعمیر هذالمسجد الواقع فیه مقبرة امّ نوح علیه السلام ، 1268 ه . ق "

راجع به وجه تسمیه مرند روایتی است كه می گوید : بنای این شهر به امر دختر ترسایی به نام ماریا گذاشته شد و كلیسای بزرگ شهر نیز كه فعلاَ پابرجاست ، با تغییراتی به صورت مسجد جامع شهر در آمد . آثار كلیسایی این مسجد مشهود است و صلیب های بزرگ و كوچك شكسته دور تا دور قسمت فوقانی آن را به طرز زیبایی پوشانده است.

این كه نوشته شده مسجد جامع مرند قبلاَ كلیسا بود ، چندان بعید به نظر نمی رسد؛ زیرا ترسایان و نسطوریان كه در قرن پنجم میلادی از ترس امپراطوران روم شرقی و كشیشان متعصب مسیحی به مغرب آذربایجان گریخته بودند در این منطقه جمع شده و برای خود كلیسایی ساخته بودند.

مسجد جمال آباد

روستایجمال آباد در 6 كیلومتری مهربان و 21 كیلومتری تبریز قرار دارد . مسجد تاریخی این روستا دارای 6 ستون عظیم سنگی به بلندی 5/5 متر با سرستون های سنگی نقشدار و پایه های سنگی بزرگ می باشد.

برطاق سردر سنگی ورودی مسجد،آیاتی از قرآن مجید با تزیینات دیگر نقر شده است. ا زشیوه ساخت منبر چوبی مشبك چهار پله ی این مسجد كه مشابه كارهای چوبی دوره ی تیموری و صفوی است تصور می شود تاریخ بنای مسجد حدود قرن دهم ه . ق باشد.

مسجد حاج صفرعلی

در بازار " یمنی دوز " تبریز،مسجد معروف به مسجد حاج صفرعلی،در ضلع شمالی حیاط مدرسه حاج صفر علی واقع شده است . این مسجد دارای گنبدی بلند با مناره منقش به كاشی های آبی رنگ است كه كلاهك و قسمتی از بالای مناره فرو ریخته است. بنای اولیه مسجد متعلق به دوره ی صفوی است ، ولی بانی مسجد فعلی ، " حاج صفرعلی خویی "  بازرگان معروف و معاصر نایب السلطنه عباساست .مسجد حاج صفرعلی یكی از مساجد آباد و دایر تبریز است كه قبلاَ دو امام داشت كه یكیآقای " حاج میرزا عبدالحت مهاجر ایروانی " از علمای درجه اول و موجه شهر تبریز و دیگری استاد بزرگوار آقای " حاج میرزا جواد سلطان القرائی " بودند.

بنیان مسجد حاج صفرعلی به اندازه ای محكم واساسی نهاده شده كه در سال 1288 ه . ق با وجود این كه هنگام جریان سیل معروف ، نصف بیشتر فضای مسجد پر از آب شد ، شكستی در بنای آن به وجود نیامد.

 
آذربایجان شرقی ( قسمت دوم )

مسجدحجة الاسلام

مسجدحجة الاسلام در جنوب صحن مدرسه ی طالبیه و غرب مسجد جامع تبریز واقع شده است . این مسجد پنجاه و هفت متر طول و بیست و پنج متر عرض دارد . در این مسجد پنجاه و چهار گنبد آجری بر روی هال ستون سنگی كبود به صورت قائم  قرار گرفته و همه ستون ها به شكل منشور و دارای قاعده ی ده ضلعی و سرستون مقرنس یكنواخت هستند. تنها یك ستون بزرگ كه  جلوی محراب واقع است ، دارای نوارهای تزیینی مارپیچی و سرستون مقرنس پركار است. بانی این مسجد "حجة الاسلام ملا محمد ممقانی " ، شاگرد " شیخ احمد احسائی " است . او پس از اتمامتحصیلات در نجف اشرف و بازگشت به تبریز ، در سال 1235 ه . ق بنای مسجد را آغاز كرد و در سال 1240  كار عمارت آن را به پایان رساند. این مسجد اخیراً پس از مرمت به مسجد جامع تبریز متصل و منضم شده است.

مسجد حسن پادشاه

این  مسجد در محوطه ی بازار شتربان و میدان صاحب الامر تبریز واقع شده است .

" حاج خلیفه كاتب چلبی "مولف كتاب " جهان نما " دربارهاین مسجد می نویسد : ... جامع السلطان حسن كه از بناهای اوزون حسن پادشاه آق قویونلو استوبه طرز جوامع سلاطین باسنگ تراش و سرب ساخته شده،بنای متین و باشكوهی است. در كنار صفه ی محراب،یك قطعه مرمر بلغمی بزرگ به طول و عرض چند ذرع به دیوار نصب شده و جامع را رونق بخشیده است. سنگ مرمری با چنین ابعاد از نوادر به شمار می رود . " اولیا چلبی " كه در سال 1050 ه . ق از مسجد حسن پادشاه دیدن كرده در توصیف این مسجد می نویسد: " ..این مسجد را سلطان حسن آق قویونلو بنا كرده است ... بنای این مسجد یكی از شاهكارهای هنر معماری است . گنبدهای آن همه كاشی كاری شده و از چهار سو دارای منافذی هستند كه با سنگ های مرمرین مزین و مشعشع گردیده اند. "

او در تشریح تزیینات مسجد می افزاید : " روی هر چهار دیوار این مسجد بزرگ را با اسلیمی ها ، ترنج ها ، گل ها وبوته های گوناگون و كتیبه های متعدد حجاری و گچ بری شده زینت بخشیده اند .. بالای درها و پنجره ها نیز سنگ نبشته هایی با خط ثلث جلی وجود دارد كه بی شباهت به خط زیبای یاقوت مستعصمی نیست . در طرفین محراب این مسجد دو پارچه ستون سنگیِزرد رنگ قرار دارد كه گویا اینها كهربا ست و نظیرشان در هیچ جای دنیا پیدا نمی شود." در وضعیت كنونی مسجد حسن پادشاه ، ازآنهمه سنگِ تراش و رخام و كاشی جز تعدادی اندك باقی نمانده است ، زیرا اوایل قرن حاضر در محل حسن پادشاه ، مسجدی با ستون های  چوبی و سقف مسطح برپا شد كه هنوز مورد استفاده اهالی است.

مسجد خزینه (قزللی )

سر ِ  بازار،درانتهای خیابان فردوسی تبریز مسجدقزللی كه به مسجد " حاج میرزا یوسف آقا " نیز معروف است قرار دارد. كف این مسجد ازسطح خیابان فردوسی و ورودی بازار یك متر بلندتر است و در رودی و پنجره های آن همه مشرف به خیاباناست.

مسجد قزللّی دوازده ستون سنگی و بیست گنبد آجری یكنواخت دارد . طول مسجد حدود بیست و چهار متر و عرضآن بیست متر است و خواجه نشین های تقریباَ عریضی دارد .بنای مسجد چنان كه از نامش نیز معلوم است  مرحوم حاج میرزا یوسف طباطبایی بود و عمارتآن نیز در ربعآخر قرن سیزدهم ه . ق صورت گرفت . هنگام ساخت این مسجد چند كوزه سكه زرین و سیمین به دستآمد.

مسجد زرگران

مسجد زرگران شهر بناب از مساجد دوره صفوی و از نظر معماری،تزیینات ستون و سرستون های چوبی تقریباَ مشابه مسجد اسماعیل بناب است . این مسجد دارای هشت ستون چوبی منقوش است و نمای خارجی آجر كاری زیبایی دارد.

مسجد سنگی ترك

مسجد جامع ترك یكی از زیباترین مساجد سنگیآذربایجان است كه در روستای ترك درسه كیلومتری  شمال میانه و در كنار جاده قدیم میانه به سراب واقع شده است . تاریخ بنای اولیهآن معلوم نیست ولی با توجه به شیوه معماری شبستان قدیمی می توانآن را به دوره ایلخانان نسبت داد.

بر در و دیوار مسجد تاریخ 1016 ه . ق مقارن با حكومت شاه عباس صفوی دیده می شود. همچنین طبق كتیبه موجود در محل ، در این مسجد به سال 1282 ه . ق پس از تخریب بر اثر زلزله ، در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و توسط " حاج عباس تركی " باز سازی شده است. مسجد سنگی دارای صحنی با دو در ورودی ، شبستان و مناره ای است كه گل دسته و قسمت فوقانیآن منهدم شده است. كتیبه ای در پیشانی دیوار در داخل هفت ترنج نوشته شده و یك كتیبه سنگی در كنار در ورودی به چشم می خورد.

شبستان مسجد مستطیلی به ابعاد 90/17 × 5/21 متر است. یك گنبد بزرگ بر فراز جلوخان محراب و 12 گنبد كوچكتر بر روی ستون های سنگی حجاری شده و جرزهای شبستان استقرار یافته اند . شبستان مسجد دارای یك محراب اصلی با مقرنس كاری ساده و دو محراب كوچكتر سنگی نقش دار است كه در طرفین محراب اصلی قرار دارند.

مسجد شهدا ( مسجد شازدا )

این مسجد در میدان شهدای تبریز واقع شده و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به نام مسجد شازدا یا شاهزاده معروف بود . نوشته اند که به دستور علما و مجتهدین تبریز و ناصر الدین میرزا ولیعهد ، " سیدعلی محمد شیرازی " ملقب به " باب " را در مقابل این مسجد به دارآویختند.

مسجد شهدا ، دارای جلوخانی بزرگ ، كفش كنیوسیع و فضایی باز و فراخ است. ستون های سنگی منظم و سرستون های مقرنس و خواجه نشین ها و صفه های منظم در معماری این مسجد به چشم می خورد.

این مسجد در زمان حیات نایب السلطنه عباس میرزا ساخته شداز این رو به مسجد ولیعهد یا مسجد شازدا معروف گردید. با پیشآمدن جنگ ها و مسافرت های متعدد عباس میرزا و عدم مراقبت و مواظبت ازآن ، در پاره ای از قسمت های مسجد شكست راه یافت. این امر موجب مرمت مسجد به وسیله ی " مهدی قلی میرزا " برادر محمد شاه و تجدید بنایآن شد.

آذربایجان شرقی ( قسمت دوم )

مسجد علیشاه ( ارك )

بنای شكوهمند ارك تبریز بازمانده مسجدی است كه در فاصله سال های 716 تا 724 ه . ق به همت تاج الدین علیشاه جیلان تبریزی ، وزیر اولجایتو و بهادر خان از ایلخانان مغول ، ساخته شد. قسمت جنوبی این مسجد دارای طاق بزرگی بود و مورخان نوشته اند : " به علت فرونشستن بنیان و تعجیل در اتمامآن ، طاق مذكور شكسته و فرو ریخته است". بنایی كه اكنون به صورت سه دیوار بلند به شكل ایوان دیده می شود ، قسمت مسقف مسجد بود كه عرض و ارتفاعآن هریك حدود 30 متر است . در حفریات اخیر دریافتند كه 7 متر از دیوارها در زیر خاك مانده است . عرض دیوارها حدود 10 متر است و در داخل مركب از دو دیوار عریض و مستحكم است كه در چند مرحله به وسیله ی طاق های متعدد متصل شده اند. این بنای عظیم در بیشتر سفرنامه ها و تواریخ وصف شده است.

ابن بطوطه می نویسد : در بیرون این مسجد از دست راست مدرسه و از دست چپ زاویه ای وجود دارد و صحنآن با سنگ های مرمر فرش گردیده و دیوارها با كاشی پوشانده شده و جویآبی از وسطآن می گذرد و انواع درختان و موها و یاسمین درآن به عملآورده اند . "

حمدالله مستوفی معاصر علیشاه می نویسد : " مسجد جامع بزرگی است كه صحنآن 250 گز در 200 گز است و در او صفه ای بزرگ از ایوان كسری به مداین بزرگتر ".

بدرالدین محمود العینی می نویسد : " در وسط صحن مسجد ، حوض مربعی بود كه هر ضلعآن 150 زراع طول داشت و سكویی در وسطآن بود كه رد هر سویآن از دهان مجسمه ی شیر ،آب فرو می ریخت. بالای سكو نیز فواره ی هشت گوشی بود كه دو دهانه یآب پران داشت. طاق نوك تیز محراب به وسیله ی دو ستون مسی اندلسی نگاه  داشته می شد و قاب محراب با طلا و نقره تزیین و نقاشی شده بود. چراغ های مزین به زر و سیم با زنجیرهای مسی از سقفآویزان بودند  و داخل طاق را روشن می كردند. و پنجره های مشبك نیز هركدام 20 شیشه ی دایره ای مزین به طلا و نقره داشت".

تاجر ونیزی كه حدود سال 886 ه . ق سومین سال سلطنت سلطان یعقوبآق قویونلواز تبریز دیدن كرده می نویسد : " جامع علیشاه بلندترین بناهای تبریز و دارای صحن بزرگی است . در میان صحن حوضی دارد كه چهار گوش است ، درازا و پهنایآن هركدام به اندازه صدقدم و ژرفایش شش پاست و پلكانی از كنار استخر به ایوانآن منتهی می شود . طاق شبستان مسجد به قدری بلند استكه اگر كمان كشی تیری در كمان مناسبی قرار دهد و رها كند ،هرگز به طاق شبستان نمی رسد . دور مسجد را با سنگ های نفیسی طاق بندی كرده اند و طاق بر روی ستون هایی از مرمر قرار دارد و مرمر به اندازه ای ظریف و شفاف است كه به بلور نفیس می ماند . این مسجد سه در دارد كه هركدام طاقی به عرض 40 و بلندی 20 پا دارد . ستون های دو سوی درها از سنگ مرمر نیست بلكه از سنگ های الوان ساخته شده است. بقیه ی طاق با گچ، مقرنس كاری و تزیین شده است".

در دوران قاجاریه  صحن ، محل زاویه و مدرسه ی علیشاه مبدل به انبار غلات و مخزن مهمات قشون گردید و حصاری دورآن كشیده شده و به نام ارك مشهور شد . ارك تبریز بارها هدف گلوله ی مهاجمان قرار گرفت وآسیب زیادی به دیوارهایآن واردآمد. در زمان انقلاب مشروطیت هم بناهای اطرافآن ، مخزن مهمات دولتی بود . این مخزن به دست مشروطه خواهان افتاد و باعث تقویتآنان گردید. ارك تبریز همیشه به صورت سنگری محكم و مسلط  بر شهر تبریز محسوب می شده است.

در اوایل حكومت پهلوی ، صحن ارك به صورت گردشگاه عمومی درآمد و باغ ملی نام گرفت . در حال حاضر در محوطه ارك مصلای جدید امام و مجموعه فرهنگی بزرگی در دست احداث است.

مسجد كبود ( فیروزهیاسلام )

جهانشاه قراقویونلو در سال 839 ه . ق برابر 1430 میلادی حكومت را به دست گرفت و به تدریج بر سراسر ایران تسلط یافت و چون تبریز پایتخت وی محسوب می شد ، درآبادانی و عظمت این شهركوشید.

از مهمترینآثار زمان وی مجموعه ی پر شكوه مسجد كبود ، خانقاه ، صحن و كتابخانه ی بزرگی بود كه به فرمان وی در كنار یكدیگر ساخته شدند.متاسفانه از همه ی این بناها تنها ویرانه های مسجدی به نام مسجد كبود باقی ماند. پس از بازسازی در سال های اخیر این مسجد تا حدودی شكل اولیه ی خود را بازیافته است.

هرچند بنای مسجد كبود را به صالحه خاتون دختر جهانشاه و نیز به جهان بیگم ، همسر او نسبت داده اند ولی كتیبه ی سردر ورودی مسجد ، بینان گذارآن را ابوالمظفر جهانشاه می شناساند و به این جهت به این بناها ( مظفریه ) نیز می گفته اند. بنای این مسجد به سركاری " عزالدین  قاپوچی " حاجب و معتمد دربار جهانشاه در سال 870 ه . ق به اتمام رسید. بیشتر سطوح این مسجد زیبا و ظریف با كاشی های معرق عالی پوشیده و به مناسبت رنگ فیروزه ای و كبودآن ، فیروزه ی اسلام نیز خوانده شده است .

خطوط متنوعنستعلیق ، نسخ ، كوفی ساده و تزئینی ، ثلث و طرح های دل انگیز اسلیمی به كار رفته در این  مسجد از " نعمت الله بن محمد بواب " خطاط و كاشی كار مشهورآن دوره است. سر در اصلی این مسجد ، نمونه ای بسیار ممتاز از هنر تزیینی كاشی كاری است . بر این سردر معرق ، كتیبه ای به خط رقاع در متن لاجوردی و زمینه ی سفید نصب شده كه از نظر زیبایی و كمال از عالی ترین مظاهر معرق كاری دوره ی اسلامی به شمار می رود . از متن كتیبه تاریخ ربیع الاول سال 870 هجری خوانده می شود.

سر در مسجد و دو مناره یآن دارای رواق گنبد داری بود كه به شبستان اصلی مسجد در زیر گنبد بزرگ متصل می شد. در طرفین رواق ، شبستان های متعددی وجود داشت كه هریك دارای طاق گنبدی بود و دیوارهای مسجد با روكشی از سنگ مرمر شفاف و كاشی معرق نفیس تزیین شده بود.

با قتل میرزا جهانشاه در سال 872 هجری در جنگ با اوزون حسن ، سردسته ی تركمانانآق قویونلو ( بایندری ) در صحرای موش دیاربكر ، كار تعمیر و توسعه ی بنا متوقف ماند.

همچنینزلزله ی سال 1193 ه . ق تبریز را به شدت در هم كوبید و مسجد كبود هم با همه ی استحكامش از این واقعه سالم نماند . طبق اسناد و مدارك و تصاویر مستند موجود ، از این بنای عظیم و نفیس ، جز سر در و چند جرز و پایه های شبستان ، سنگ های مرمر و قطعاتی ا ز كاشی های بدیع ، چیزی باقی نماند و اغلب سنگ نوشته های نفیس مرمری و كاشی های زیبایآن در سال های پس از زلزله ی 1193 ، توسط مردم برای تزیین ساختمان های جدید به كار رفت .

خوشبختانه در سال های اخیر این مسجد به نحو مطلوبی توسط متخصصان در حال بازسازی است و طرح بازیابی نقش و نگارهای داخلی مسجد در دست اجرا قرار دارد.

آذربایجان شرقی ( قسمت دوم )

مسجد كبود بناب

از مساجد تاریخی بناب ، مسجد كبود متعلق به دوره صفویه است كه بر یازده ستون چوبی با سرستون های مقرنس كاری استوار شده است. این مسجد در یكی از كوچه های قدیمی بناب به نام"سیف العلما " و مجاور حمام تاریخی " قاضی " واقع شده است.

مسجد مجتهد

در سمت غربی بازار مسجد جامع ، روبه روی بازار نجاران ، یكی از بزرگترین و جالب ترین مساجد تبریز واقع شده است. این مسجد شصت ستون سنگی دارد كه در هفت ردیف قرار گرفته اند . سقف مسجد با هشتاد گنبد ضربیآجری پوشیده شده است. پنجره های این مسجد به شمال و غرب باز می شوند . نادر میرزا بنای مسجد را به" حاج میرزاباقرمجتهد " نسبت داده است.

مسجد ملا معزالدین

این مسجد در خیابان خواجه نصیر شهر مراغه واقع شدهو بنایآن مربوط به دوره صفویه است . به موجب كتیبه مرمری موجود در دیوار جنوبی ، مسجد در دوره شاه طهماسب اول در تاریخ 976 ه . ق بازسازی شد و سپس در دوره قاجار مجدداَ مرمت گردید.

مسجد بزرگ این بنا 36 ستون چوبی در چهار ردیف دارد كه از دیوار شمالی وارد محوطه مقبره شیخ معزالدین می شود. سنگ قبرهای موجود در محوطه حیاط و مقبره داخل مسجد دارای كتیبه های تاریخی نفیسی هستند. از این میان می توان به سنگ قبر مرمرین شیخ معزالدین اشاره نمود كه در حیاط شمالی جای دارد.

در صفه ی جلوی مسجد سنگ قبرهای دیگر مرمری قرار دارد كه تاریخ های 871 و 772 ه . ق را نشان می دهند. این سنگ نبشته ها معلوم می دارد كه از قرن هشتم تا روی كارآمدن شاه اسماعیل صفوی ، خاندان معزالدین در مراغه صدارت و نفوذ داشته اند.

مسجد مقبره

مسجد مقبره در اول بازار كفاشان تبریز واقع شده است. این مسجد به شكل مربعی است كه طول هر ضلعآن نزدیك 25 متر است و 9 ستون سنگی خوش تراش گنبدهای بلند ضربیآن را نگه داشته اند. در زلزله ی 1193 ه . ق سقف این مسجد فرو ریخت . در این واقعه " حاج میرزا مهدی قاضی طباطبایی " از جمله افرادی بود كه در زیر خاك مانده بودند. پس از این كه اواز زیر آوارجان سالم به در برد،بقیه ی زندگی خود را وقف خدمت به مردم و كارهای عام المنفعه نمود. او مسجد مقبره را توسعه داد و به صورت كنونی درآورد . همچنین قسمتی از راسته بازار را احداث كرد. او حمام قاضی ، مسجد میرزا مهدی ، مدرسه ، حمام ، سرا و یخچال میرزا مهدی و ده ها بنای دیگر را ایجاد و یا تجدید عمارت نمود.

پس از وفات میرزا مهدی قاضی طباطبایی در سال 1241،جسد او را در همان مسجد دفن كردند وآنجا را مقبره نامیدند. دركنار قبر مرحوم حاج میرزا مهدی قاضی طباطبایی چند نفر دیگر از جملهآیت الله شهید " سید محمد علی قاضی طباطبایی " كه در سال 1362 شمسی به شهادت رسید ، مدفون هستند.

 

مسجد ملا رستم

این مسجد در میدان ملا رستم در خیابان اوحدی شهر مراغه واقع شده است . سر در بلند ورودی مسجد دارای قوس جناغی و مقرنس كاری های گچی است. در حاشیه سر در مسجد از گچ بری های شبكه ای و تزیینات هندسی استفاده شده و كتیبه ای از سنگ مرمر در كنار این سردر ورودی به چشم می خورد.

شبستان مسجد ملا رستم دارای 35 ستون چوبی درپنج ردیف است كه سقف چوبی مسجد را نگه داشته اند . ستون ها و سرستون های چوبی مسجد از تزیینات زیبایی برخوردار است.

مسجد ملا رستم كتیبه تاریخی ندارد. دركتاب"دافع الغرور"بنای مسجد ملا رستم به حاجی علیخان مقدم مراغه ای ( حاجب الدوله ) نسبت داده شده است.ولی می توان بنایآن را متعلق به دوره صفویه دانست كه در دوره قاجاریه نیز بازسازی شده است .

مسجد مهرآ

بادمسجد تاریخی مهرآباد در كنار میدان بزرگ مهرآباد شهر بناب واقع است . در كنار مسجد ، گرمابه تاریخی مهرآباد قرار دارد. ابعاد شبستان مسجد 19 در 30 متر و دارای 20 ستون چوبی با پایه های سنگی و سرستون های زیبا به ارتفاع 5/4 متر است . بنا به نظر دكتر ورجاوند طراحی سرستون های چهل ستون اصفهان برگرفته از این سرستوناست. رنگ آمیزی و طراحی های سرستون ها در نوع خود بسیار جالب و منحصر به فرد است. بر دیوار قسمت شمالی كتیبه ای به خط ثلث وجود دارد كه معلوم می دارد هزینه این مسجد توسط " بی بی خانم " دختر " منصور بیك " پرداختشدهو بنایآن در سال 951 ه . ق ، زمان سلطنت شاه طهماسباحداث گردیده است.

مسجد مولانا ( سید المحققین )

در انتهای بازارچه " دباغ خانه " تبریز كه به وسیله ی بازارچه ی  كوچكی به بازار صادقیه راه دارد، مسجد تاریخی بسیار جالبی بنا شده است. این مسجد در سال 1322 ه . ق از طرف " حاج میرزا محمد رفیع طباطبایی " ملقب به " نظام العلما" بزرگ خاندان دیبا ساخته شد .

طول این مسجد نزدیك بیست و پنج متر و عرضآن در حدود پانزده متر است و دارای هشت ستون سنگی قطور است كه پانزده گنبد یكنواختآجری را نگه داشته اند . ستون ها همه سرستون های سنگی دارند و در دو ردیف قرار گرفته اند . نخستین امام این مسجد،مرحوم " حاج سید المحققین " فرزند نظام العلما بود .

مسجد میدان

این مسجد در كنار میدان معروف"گزاوشت"در شهر بناب ساخته شده و از بناهای تاریخی و دیدنی  بناب محسوب می شود. از خصوصیات این مسجد ستون ها و سرستون های چوبی با تزیینات بسیار جالب و پوشش زیبای سقف كاذب چوبیآن است.

نقوش گل و بوته و ترنج های سطح صندوق ها و تخته كوبی سرستون ها چنان زیباست كه توجه هر بیننده ای را به خود جلب می نماید .

ابعاد این شبستان مسجد 5/14 در 5/20 متر و دارای 18 ستون چوبی به ارتفاع 5/5 متر می باشد . در این مسجد كتیبه ای كه تاریخ بنایآن را معلوم كند وجود ندارد، اما بر اساس ویژگی های معماری می توان زمان ساخت را دوره ی صفویه دانست.

مسجد میرزا صادق آقا

در بازار مسجد جامع  تبریز در سمت شمال دالان مدرسه طالبیه و قسمت ورودی مسجد جامع ، مسجد " میرزا صادقآقا دینوری " واقع شده است. این مسجد 23 ستون سنگی قطور و خوش تراش و سرستون های سنگی مقرنس دارد كه 34 گنبدآجری نیم دایره ی كوتاه و منظم پوشش سقف ان را تشكیل می دهد. تاریخ بنای مسجد معلوم نیست اما نوع ستون ها و شیوه ی بنا حكایت از قدمتآن دارد .

مسجد میرزا مهدی قاری ( مسجد شهیدی )

این مسجد در قسمت جنوبی بازار قدیم نجاران تبریز واقع شده و بیست و چهار ستون سنگی و سیوپنج گنبد ضربی دارد . مسجد از شمال به جنوب امتداد می یابد و دارای ستون هایی در چهار ردیف است. سقف مسجد تقریباَ بلند و فضایآن روشن و دلگشاست.

این مسجد را مسجد شهیدی نیز می نامند . این امر ازآنجا ناشی شده كه از سال 1326 هجری شمسی مرحومآیت الله حاج میرزا فتاح شهیدی كه از مجتهدین اعلم و صاحب رساله و مورد احترام مردم تبریز بود ، چند سالی نماز ظهر و عصر را درآنجا می خواند.

منبع: کتاب میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی

[ سه شنبه پنجم آبان ۱۳۹۴ ] [ 20:52 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

وهابیت

«شاخ شیطان» جامع ترین کتاب عمومی در نقد فرقه ضاله وهابیت منتشر شد.

 سید مجتبی عصیری، نویسنده ی کتاب، سعی‌ دارد با توجه به استفاده‌های علمی و پژوهشی که از محضر مراجع عظام تقلید، اساتید بلند پایه حوزه به خصوص استاد فرزانه جناب دکتر حسینی قزوینی و پاسخگویی به شبهات وهابیت و مناظرات متعددی که با علمای وهابیت داشته است، فعالیت ویژه‌ای را در راستای افشای هویت فرقه ضالّه وهابیت و پاسخ به شبهات این گروه معاند ارائه نماید.

نویسنده در ابتدای کتاب بحث مفصلی در باب وحدت اسلامی و معنای حقیقی آن ارایه داده و پس از آن (و در فصل اول) با ذکر فتاوای علما و مراجع تقلید شیعه درباره ی حسن تعامل و مسالمت با اهل سنّت، از تلاش شیعیان در عرصه ی وحدت اسلامی سخن می گوید.

در فصل بعدی با ارایه ی مجموعه ای از فتاوای تکفیری وهابیت علیه شیعیان و بیان این مطلب که این فرقه وحدت میان شیعه و سنی را ممکن نمی داند از نواقص و کاستی های موجود در تقابل با این هجوم همه جانبه سخن می گوید.

بر اساس عقاید وهابیت زیارت قبور، توسل، استغاثه، نماز خواندن در کنار قبور، روشن کردن چراغ در کنار قبور، نذر و قربانی نزد قبور و.. حرام است

بحث فصل سوم کتاب، آشنایی با فرقه ضالّه وهابیت است. خواننده در این فصل با عناوینی همچون تعریف سلفیه و وهابیت، شاخصه‌های وهابیت، وهابیت در کلام بزرگان و مراجع، مروری بر تاریخچه و نحوه شکل‌گیری وهابیت، آشنایی با تئوریسین وهابیت، آشنایی با بنیان‌گذار وهابیت و گوشه‌ای از جنایات این فرقه از آغاز شکل‌گیری تاکنون، آشنا می شود.

فصل چهارم کتاب، مروری است بر عقاید و مبانی وهابیت. از جمله: نفی عقل، تکفیر مسلمانان، حرام بودن زیارت قبور، توسل، استغاثه، شفاعت، ساخت بنا بر فراز قبور، نماز خواندن در کنار قبور، روشن کردن چراغ و روشنایی در کنار قبور، نذر و قربانی نزد قبور. نویسنده پس از بیان این مطالب به شبهات موجود و اتهامات این فرقه پاسخ می دهد.

این فرقه بر اساس برخی از روایات صحاح ستّه خداوند را به انسان تشبیه کرده و او را دارای دست، انگشت، کمر و سیمای زیبا می داند، خدایی که کشتی‌گیر است، سوار بر مرکب است و می توان از آسمان به او آویزان شد

فصل بعدی کتاب راجع به عقاید فرقه ی ضاله ی وهابیت درباره ی خدای سبحان است. در این قسمت از کتاب بیان می شود که این فرقه بر اساس برخی از روایات صحاح ستّه خداوند را به انسان تشبیه کرده و او را دارای دست، انگشت، کمر و سیمای زیبا می داند. خدایی که کشتی‌گیر است، سوار بر مرکب است، می توان از آسمان به او آویزان شد، خدایی که حساب و کتاب نمی‌داند، طرز ساخت بهشت و نحوه ی پرکردن جهنم از کافران را نمی‌داند، پای خود را برای پرکردن آتش به جهنم فرو می‌برد و برای این ‌که بندگان در آخرت او را بشناسند ساق پای خود را عریان می‌سازد.

در فصل پایانی کتاب با فتاوای زشت و مستهجن وهابیت از قبیل رضاع کبیر، فتاوای انهدام اماکن مقدس شیعیان، بچه‌دار شدن از راه دور، ترویج زنا با فتاوای غیر شرعی، یک بچه و چند پدر، حلال کردن بسیاری از کارهای حرام و بدعت شماردن بسیاری از کارهای مباح و حلال آشنا می شویم.

کتاب فوق که با زبانی علمی و مستند، امّا در عین حال ساده و قابل درک برای عموم اقشار جامعه اسلامی به نگارش در آمده، می‌تواند به خوبی با مخاطبان مختلف ارتباط برقرار کند.

[ شنبه دوم آبان ۱۳۹۴ ] [ 23:22 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

آنچه بايد قبل از جراحي‌هاي زيبايي بدانيم

بوتاکس

بعضي از ما وقتي جلوي آينه مي‌ايستيم و خودمان را نگاه مي‌كنيم، با وسواس خاصي حساب تمام خط و خطوط ريز صورتمان را داريم، حتي خط‌هايي كه آنقدر كوچك هستند كه غير از خودمان هيچ كس نمي‌تواند آنها را ببيند.

كم‌كم كه چين و چروك‌ها بيشتر مي‌شوند، به فكر چاره مي‌افتيم. يكي از اين راه‌حل‌ها، تزريق آمپول‌هاي زيبايي است. آمپول‌هايي كه مثل همه آمپول‌ها دردناك هستند، ولي هيچ كس از آنها نمي‌ترسد و همه دوستشان دارند.

البته اين آمپول‌ها فقط براي رفع چين و چروك به كار نمي‌روند. بزرگ كردن لب يا برجسته كردن گونه‌ها هم از جمله كاربردهاي اين آمپول‌هاي زيبايي است.

 

انواع آمپول هاي زيبايي

انواع مختلفي از تزريق دارو توسط آمپول هاي زيبايي انجام مي‌شود. اين داروها عمدتا در لايه‌هاي سطحي پوست و براي 3 هدف عمده زيبايي تزريق مي‌شوند:

- افزايش حجم

- از بين بردن چين و چروك صورت

- از بين بردن چربي‌ها و چاقي موضعي

اين داروها اگر چه به راحتي تزريق مي‌شوند و در مقايسه با عمل‌هاي جراحي زيبايي بسيار ارزان‌قيمت تر هستند، اما مي‌توانند عوارض زيادي داشته باشند و حتي گاهي كشنده باشند.

بوتاکس

سمي دوست‌داشتني

بر خلاف تصور رايج، بوتاكس يك داروي شيميايي نيست، بلكه يك سم طبيعي است كه از نوعي باكتري‌ گرفته مي‌شود.

اين باكتري کلستريديوم بوتولينوم(Clostridium Botulinum) نام دارد و قادر به ايجاد بيماري بوتوليسم (botulism ) در انسان است. اين بيماري باعث فلج شدن عضلات بدن مي‌شود كه به صورت تدريجي از سر شروع شده و به قسمت‌هاي پايين‌تر بدن پخش مي‌گردد. اگر بيماري آنقدر گسترش پيدا كند كه عضلات قفسه سينه را هم درگير كند، باعث از كار افتادن سيستم تنفسي و در نتيجه خفگي و مرگ مي‌شود. اين بيماري معمولا از طريق مصرف كنسروهاي آلوده منتقل مي‌شود. با اينكه اين سم بسيار كشنده است، اما مصرف آن به صورت كنترل‌شده مي‌تواند مفيد باشد و در درمان بعضي از بيماري‌ها استفاده گردد.

بوتاکس فقط براي زيبايي نيست

بر خلاف تصور رايج، بوتاكس فقط براي از بين بردن چين و چروك صورت به كار نمي‌رود. بوتاكس اولين بار در دهه 1970 به طور آزمايشي براي درمان لوچي چشم (Strabismus ) به كار رفت.

در حال حاضر اين دارو براي درمان لوچي چشم، كج شدن گردن (Portcullis )، تيك (حركت ناگهاني عضلات)، لرزش عضلات‌ (Tremor)‌، تعريق شديد (Hyperhydrosis ) و آشالازي (بيماري دريچه تحتاني مري) به كار مي‌رود.

اثر درماني اين دارو در تمام اين بيماري‌ها از طريق فلج كردن عضلات است. در هر كدام از بيماري‌ها، بوتاكس به صورت موضعي به عضله مورد نظر تزريق مي‌شود.

بوتاکس

رفع چين و چروک پوست، دائمي نيست

پوست از سه لايه تشكيل شده است: اپيدرم، درم و اندودرم.

چين و چروك پوست تا حد زيادي در اثر انقباض عضلات ظريفي به وجود مي‌آيد كه در لابه‌لاي پوست قرار دارند. اين عضلات با گذشت زمان ظرافت خود را از دست مي‌دهند و باعث ايجاد چين و چروك دائمي در پوست مي‌شوند. تزريق بوتاكس از طريق فلج كردن همين عضلات باعث از بين رفتن چين و چروك پوست مي‌شود. تزريق بوتاكس به صورت موضعي انجام مي‌شود و فقط عضلات همان ناحيه را فلج مي‌كند.

اثر اين دارو در عرض 1 تا 3 روز ظاهر مي‌شود و معمولا 4 تا 6 ماه ماندگار است. بعد از اين مدت فلج بودن عضلات و اثر دارو از بين مي‌رود. اگر بيمار بخواهد از اثر دائمي دارو برخوردار شود، بايد هر 4 تا 6 ماه يك بار تزريق را انجام دهد.

بوتاکس آنقدر هم كه فكر مي‌كنيد، بي‌خطر نيست

بوتاكس داروي كم‌عارضه‌اي است، اما بر خلاف تصور رايج بي‌خطر نيست.

عوارض بوتاكس را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: دسته اول عوارض زيبايي هستند. اگرچه بوتاكس با هدف زيبايي تزريق مي‌شود، ولي اگر درست تزريق نشود ممكن است باعث افتادگي پلك و غير متقارن شدن صورت شود. از طرف ديگر تزريق نادرست و غيرعلمي، به طور نادر ممكن است باعث فلج عضلات تنفسي و مرگ شود.

حجم‌دهنده‌ها

بوتاکس

دسته دوم تزريق هاي زيبايي، حجم‌دهنده‌ها هستند كه براي زيبايي صورت كاربرد گسترده‌تري دارند. تزريق كلاژن براي اين کار رايج‌تر است و براي از بين بردن چين و چروك صورت، بزرگ كردن لب، برجسته كردن گونه و پر كردن چانه به كار مي‌رود. كلاژن پروتئيني است كه به پوست استحكام و انعطاف‌پذيري مي‌بخشد. كلاژن، بيشتر در لايه دوم پوست (درم) قرار دارد. با تزريق كلاژن به پوست خاصيت انعطاف‌پذيري پوست بيشتر مي‌شود و تا زماني كه كلاژن از بين نرفته است اثر خود را حفظ مي‌كند.

بر خلاف تصور رايج، اثر كلاژن بر لب‌ها و گونه‌ها دائمي نيست، زيرا كلاژن بعد از مدتي جذب بافت بدن مي‌شود، به خصوص در قسمت‌هايي كه حركت بيشتري دارند، اين جذب سريع تر اتفاق مي‌افتد.

تزريق كلاژن دردناك است. براي كاهش درد، كلاژن را به صورت مخلوط با ليدوكائين (ماده بي‌حسي) تزريق مي‌كنند. درد و قرمزي محل تزريق ممكن است تا دو روز باقي بماند، ولي بعد از آن از بين مي‌رود. به ندرت ممكن است محل تزريق كلاژن عفونت كند.

با چربي‌هاي بدنتان خداحافظي كنيد

دسته سوم تزريق‌هايي كه با هدف زيبايي انجام مي‌شود، مزوتراپي(Mesotherapy)است. مزوتراپي، تزريق مخلوطي از داروهاي مختلف در داخل بافت چربي بدن است كه باعث از بين رفتن چربي در همان منطقه مي‌شود. اين روش در مقايسه با ليپوساكشن بسيار ارزان‌تر است و نيازي به بيهوشي ندارد. در اين روش، بيمار از شر عوارض جراحي و دوره نقاهت بعد از عمل خلاص مي‌شود.

بر خلاف تصور رايج، مزوتراپي كاربرد بسيار گسترده‌اي دارد. در روش‌هاي مختلف مزوتراپي، داروهاي متفاوتي در برخي نواحي تزريق مي‌شود. در نتيجه مزوتراپي را مي‌توان در درمان مشكلات متعددي به كار برد، به عنوان مثال در کاهش پف دور چشم، درمان ريزش مو، از بين بردن چين و چروك پوست صورت و دست.

اگر چه بيش از 50 سال است كه مزوتراپي در اروپا انجام مي‌شود، اما هنوز هم در مورد فوايد آن، اختلاف نظرهاي بسياري وجود دارد و بسياري از پزشكان با انجام آن مخالف هستند.

lمنبع :تبیان

[ شنبه دوم آبان ۱۳۹۴ ] [ 23:6 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه