به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطّلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند....
به پارگیِ ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی نخند ......
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند !!
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقّلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جارو می زنند...
سرما و گرما را تحمّل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند
خیلی ساده ... نخند
هرگز به آدم ها نخند

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 15:12 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

جهان آفرينش همه جا ش سخاوت و انفاق و بذل و بخششه ،

خورشيد دائم می‏سوزه و بخشی از وجودش را تبديل به نور وحرارت می کنه و اون را به تمام منظومه شمسی می‏رسونه و با نور و گرمای خود به همه‏مخلوقات، زندگی می‏بخشه

ساير موجودات جهان نيز هر كدام دست‏های سخاوتمند خود را سوی انسان‏ها گشوده‏اند تا سخاوت خودشون را نشان دهند.در جهانی كه همه جاش سخاوته، سهم ما چیه؟

سخاوت و بخشش یکی از خصلت ها و فضایل خوب و زیبای انسانیه. کسی که اهل بخششه نه تنها به دیگری کمک می کنه تا از نظر اقتصادی و آسایشی، وضعیت بهتری پیدا کنه، بلکه به خودش کمک می کنه تا از نظر روانی در آرامش قرار بگیره بنابراین، بخشش و سخاوت پیش از آن که آثارش به دیگری برسه به خود فرد می رسه. 

امام صادق عليه السلام در این مورد  میفرمایند :

اَلسَّخاءُ مِن أخلاقِ الأنبياءِ ، وهُوَ عِمادُ الإيمانِ ، ولا يَكونُ مُؤمِنٌ إلاّ سَخيّا ، ولا يَكونُ سَخيّا إلاّ ذو يَقينٍ وهِمَّةٍ عاليَةٍ ؛ لأِنَّ السَّخاءَ شُعاعُ نورِ اليَقينِ ، ومَن عَرَفَ ما قَصَدَ هانَ عَلَيهِ ما بَذَلَ؛

 سخاوت از اخلاق پيامبران و ستون ايمان است . هيچ مؤمنى نيست مگر آن كه بخشنده است و تنها آن كس بخشنده است كه از يقين و همّت والا برخوردار باشد ؛ زيرا كه بخشندگى پرتو نور يقين است . هر كس هدف را بشناسد بخشش بر او آسان شود .

بحارالأنوار، ج71، ص355، ح17

 آری بخشندگی و سخاوت یک عمل انسانی و نشانه رنگ خدایی گرفتن انسانه

 مخصوصا اگه در مسیر بازسازی حرمهای مطهر ائمه اطهار علیهم السلام باشه چون عاقبتش تقرب به خدا و ماندگارشدن در بهشت جاویدان الهیه

رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

اَلسَّخىُّ قَريبٌ مِنَ اللّه ، قَريبٌ مِنَ النّاسِ ، قَريبٌ مِنَ الجَنَّةِ؛

 سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزديك است.

بحارالأنوار، ج73، ص308، ح37

آیا تا کنون  فکر کرده ایم که  نیمی از گرفتاریهای ما بدین خاطر است که بدهکار به عالم هستی هستیم ؟

شاید اگر اندکی به خود آییم و دلهایمان را به خدا بسپاریم وهمراه و هم نوای همهء هستی اندکی مهربان و بخشنده و سخاوتمند باشیم بسیاری از مشکلات زندگی مان حل شود

بار الها :به چشم رحمت خود نگاهم كن

 و به عظمت خود ت مرا بلند مرتبه گردان،

و به توانمندي خود ت مرا گشاده دستي عنايت كن،

 تا گشاده دست باشم،

جاری باشم، کمک کنم (مثل رود)

باشفقت و مهربان باشم (مثل خورشید)

متواضع باشم و کبر نداشته باشم (مثل خاک)

• بخشش و عفو داشته باشم (مثل دریا )

 خوب باشم (مثل آینه)

آمین یا رب العالمین

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 15:6 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

ویژگی های یک معلم خوب

الف) اطلاعات
ویژگی معلم، افزودن و به روز کردن اطلاعات است. معلم باید خود را با تغییر و تحولات امروزی هماهنگ سازد و نیاز دانش آموزان خود را بشناسد و اقدامات لازم را انجام دهد .
1.  آشنایی با فناوری آموزشی
بي شك بهره گيري از تكنولوژي آموزشی به مفهوم جديد آن يكي از نوآوري هاي آموزشي و یکی از لوازم اصلی کلاس محسوب مي شود. تكنولوژي آموزشي يا فناوري آموزشي صرفاً كاربرد دستگاه هاي شنیداری –دیداری  نيست، آموزش نيز امروز معني و مفهوم جديدي پيدا كرده است. مواد و وسايل آموزشي روز به روز تنوع بيشتري مي يابند و الگوهای سنتی به وسیله کتاب های درسی، معلمین و تخته سیاه کمرنگ تر و یادگیری دانش آموزان و تدریس معلمین دگرگون شده است.
2. 
شناخت استانداردهای جهانی
که شامل: ISO- CE-  TUV- استاندارد حلال -  ANSIو.... .
لازم به یادآوری است که همه استانداردها، الگوها و مدل ها همواره در حال تکامل و بازنگری می باشند و هیچ نسخه ای، نسخه نهایی محسوب نمی گردد.
   
بالا بردن اطلاعات عمومی
معلم قرن بیست و یکم باید در همه زمینه ها اطلاعات خود را بالا ببرد. اصطلاحات رایج روز را بشناسد، امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه خود را بداند و در نهایت به علم روان شناسی آگاه باشد؛ چرا که یک معلم قبل از معلم بودن، باید یک روان شناس آگاه و خبره باشد.
4.  تدریس نوین
استفاده از روش های تدریس فعال و همگام با روز، تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد و جو کلاس را جذاب تر می کند در نتیجه فرایند آموزش سریع تر خواهد شد.  من آینده را می بینم و سپس درس می دهم. " کریستا مک اولیف[1]معلم و فضانورد شاتل چالنجر ( 1986-1948
هیچ فرمول معجزه آسایی برای رشد مهارت معلمین در فرایند تدریس وجود ندارد. اگر معلمین و دانش آموزان بتوانند با یک زبان مشترک بخندند، خواهند توانست به همان زبان صحبت کنند.
5.  شرکت در دوره های ضمن خدمت
معلم همیشه خود باید در حال فراگیری علم باشد و اطلاعات جدید و نو را دبست آورد، در طول کار خود همیشه یکسان تدریس نکند و نکات را از جهات مختلف و زوایای متعدد بیان کند. تا بتوانند به گونه ای موثرتر به تعلیم و تربیت کودکان بپردازند. که لازمه ی این کار، شرکت در دوره های ضمن خدمت آموزش معلمان است.
6.  آشنایی با اصول روانشناسی تربیتی
معلم باید در طول تدریس شاگردان خود را بشناسد، با آنها ارتباط برقرار کند، تا حدودی با ویژگی های خانوادگی آنها آشنا باشد تا بتواند مطالب مندرج در کتاب ها را شفاف تر بیان کند و تاثیر گذارتر عمل نماید.
7.  داشتن طرح درس
طرح درس قالب يك درس است. درس به مثابه ي يك سفر است و طرح درس يك نقشه. طرح درس محصول تفكر معلم نسبت به كلاس است. به چه چيزي رسيدن و چطور رسيدن است.
یک معلم موفق در قرن حاضر در مورد بودجه بندی کتاب ها شناخت دارد، طرح درس روزانه خود را می نویسد، ارزشیابی تشخیصی، تکمیلی، پایانی را در مراحل تدریس خود به کار می بندد. هدف های جزئی - کلی و هدف های رفتاری را شناسایی می کند. حیطه های آموزشی (دانش، درک و فهم، کاربرد، ترکیب و قضاوت) را می داند و در طرح ریزی سؤالات و ارزشیابی های مستمر خود که در طرح سالانه خود در نظر گرفته است، اعمال می نماید.
ب) ابتکار
و اما دومین مهارتی که می توان به آن پرداخت، ابتکار است که شامل موارد فوق می گردد:
1.  خلاق است.
معلم خلاق به محیط اطراف خود دقت دارد. دست به شیوه های جدید می زند و دانش آموزان را نیز خلاق بار می آورد و همچنین قدرت استقلال، ریسک پذیری، کنجکاوی، علاقه به کارهای پیچیده، تحمل ابهام، انعطاف پذیری و ... را در دانش آموزان خود ایجاد می کند و در نهایت انگیزه ی خلاقیت که در نهاد آنها بالقوه وجود دارد، به فعلیت می رساند و در این صورت است که بزرگترين چيزها را به آنها آموخته است.

2.  ایجاد دنیای پرسش در کلاس
با پرسش های کلاسی است که معلم ازدرون شاگرد خود باخبر می شود و نا گفته ها را می شنود و حس انگیزه کنجکاوی دانش آموزان را تحریک می کند. آنان را به فعالیت و جنبش وا می دارد (در کلاس مرده و خسته کننده، دیدگان دانش آموزان فقط به عقربه های ساعت      می باشد) و عشق به یادگیری فنون جدید را در آنها زنده می کند.
3.  ایجاد دنیای تخیل در کلاس
معلم مبتکر به تخیل دانش آموزان احترام می گذارد. یک انشا نو یا یک نقاشی غیر عادی را به مسخره نمی گیرد، از جنبه خلاقانه و مبتکرانه به آن می نگرد زیرا تخیل است که خلاقیت و ابتکار را به دنبال دارد.
4.  واهمه نداشتن از شکست
باور خویشتن و یک روحیه مثبت و واهمه نداشتن از آینده و موفقیت ها و شکست هایی که در پیش روست، خصوصیاتی  است که در کنار عوامل موثر دیگر، ضامن موفقیت است. معلمی دارای چنین ویژگی ای این روحیه را در دانش آموزان خود پرورش می دهد که مسولیت اعمال خویشتن را بر عهده می گیرند، موفقیت را برای خود تعریف می کنند و همواره در تلاش برای رسیدن به آرمان های بزرگ تری هستند؛ و در نهایت اعتماد به نفس، خودباوری را در آنها پرورش می دهد تا  توانایی لازم را برای مقابله  با چالش ها و غلبه بر موانع و مشکلات را داشته باشند.
5.  خطرپذیری
معلم مبتکر وخلاق ریسک پذیر است و از شکست نمی ترسد و طرحهای خلاق خود را آزمایش می کند و از نتیجه نمی ترسد زیرا به هدفش اعتقاد و ایمان دارد.
6.  قدرت تغییر پیش فرض ها
معلم مبتکر پیش فرض های جدید ارائه می دهد و به یک مسئله از زوایای مختلف می نگرد، پیش فرض های قدیمی برای او جالب نیستند،  می اندیشد و در ذهن خود (چرا) پروری ذهنی ایجاد می کند، پیش فرض ها را تغییر می دهد، تجربه می کند، می آزماید تا بالاخره روشی جدید و طرحی نو در اندازد.
7.  تشخیص پیش نیازهای دانش آموزان
یکی از زمینه فعالیت های معلم این است که از کجا شروع کند و پیش نیاز فراگیران او چیست او با طرح سوالی جدید، آوردن ماکت یا وسیله ای در کلاس درس و...  بهترین نقطه شروع را به کار می بندد.
8.  درمان ناتوانایی های یادگیری
معلم مبتکر دانش آموزان ناتوان را شناسایی می کند و به رفع نقاط ضعف آنها می پردازد. معلمی که با دانش آموزان یک دست خلاق و توانا کار کند، ابتکار خاصی شاید نتواند در کار خود به کار بندد، اما معلم مبتکر کسی است که با به کار بردن روش های جدید آموزشی به دانش آموزان ناتوان کمک کند.
9.  شناخت تفاوت های فردی
معلم مبتکر به تفاوت های فردی دانش آموزان توجه دارد. می داند به هر کدام چه مسئوولیتی بدهد و در چه زمینه ای آنها را خلاق بار آورد و استعدادهای نهان آنان را در چه رشته ی تحصیلی بارور سازد
ج) مهارت و سرعت
سومین ممیزه ی قرن بیست و یکم، مهارت و سرعت است که معلم باید دارای ویژگی های زیر در این مقوله باشد.
    مهارت های فردی
شامل قدرت طرح ریزی روش های گوناگون در ذهن، به کارگیری اصول منطقی در تدریس، قدرت تجزیه و تحلیل مسائل و قدرت تصمیم گیری در زمینه های گوناگون.
    مهارت های ارتباطی
مهارت های ارتباطی معلم شامل ویژگی های از قبیل: کنترل احساسات، فن بیان، به کار بردن شعر و ضرب المثل در تدریس و گزارش دهی صحیح می باشد.
    مهارت در تدریس
بیشترین تأثیر در اثر بخشی کار معلمان، مهارت در تدریس و اطلاع از روشهای گوناگون در تدریس است که ارتباط خاصی بین دوره کارآموزی و عملکرد معلمان وجود دارد، معلم قرن بیست و یکم باید با فنون و الگوهای جدید تدریس آشنا باشد و آنها در آموزش خود به کار گیرد.
    استفاده از وسایل کمک آموزشی (تکنولوژی آموزشی)
یکی از مقوله هایی که به مهارت و سرعت تدریس معلم کمک می کند به کار بردن وسایل کمک آموزشی در امر تدریس می باشد به ویژه در مقطع ابتدایی.

    مهارت تفکر انتزاعی
معلمانی که تفکر انتزاعی بالایی دارند می توانند با دیدگاه های متفاوت به یک مسأله یا مشکل بنگرند( از دید خودشان، دانش آموزان، مشاوران، مدیران، اولیاء و ...) بنابراین می توانند راه حل های متفاوتی ارائه دهند و درباره ی مزایا و معایب هر برنامه، فکر و بهترین راه را انتخاب کنند و اگر نتایج پیش بینی شده، تحقق نیابد مشتاقند که برنامه را تغییر دهند. در هنگام برنامه ریزی مشکلات اضافی را می توانند حدس بزنند و قبل از این که مشکل روی دهد به طور منظم روش های پیشگیری را به کار می ببندند . 

    مهارت تجزیه و تحلیل مسائل

 این معلمان سطح تفکر انتزاعی فوق العاده بالایی دارند. در حوزه کلامی از هوش زیادی بهره مندند، سرشار از اندیشه های عالی هستند. درباره موضوعات گوناگون به روشنی بحث می کنند، می دانند انجام چه کارهایی لازم است و چه کارهایی ضرورت و اهمیت ندارد. نکته ای که قابل ذکر است این که هر چند در قرن بیست و یکم تحولات جهانی، سرعت اطلاعات، ابتکارات، مفاهیم کلیدی و خاص به سرعت رو به افزایش است اما ویژگی های معلم در فرهنگ دینی ما همیشه جای خود را دارد و در کنار ویژگی های قبلی اهمیت فراوانی پیدا می کند چرا که هدف از تعلیم و تربیت فراگیران تنها در زمینه علم نیست بلکه تربیت و پرورش دینی و رشد خصوصیات اخلاقی هم دارای اهمیت است که در این جا به ویژگی های اخلاقی معلم در قرن بیست و یکم می پردازیم.

 

 د) ویژگی های اخلاقی

و در نهایت یک معلم موفق در قرن حاضر باید دارای ویژگی های اخلاقی باشد که گزاره های زیر را شامل می گردد:

    مراعات آداب و رسوم اجتماعی

بسیاری از سعادت های اجتماعی مرهون ادب و مراعات آداب و رسوم اجتماعی است و به بهانه پیشرفت علم ،تحولات و جهانی شدن نباید معلم که الگوی اخلاق برای دانش آموزان خود است آداب و رسوم اجتماعی خود را کنار گذارد، حصارها را بشکند و حریم عفت و پاکدامنی جامعه را کنار نهد.

    نشاط و شادابی

معلم باید به هنگام ورود به کلاس، مشکلات زندگی خود را که ناشی از تغییر و تحولات جامعه اش می باشد نظیر تورم، گرانی، بیماری ها و ... همه را کنار گذارده و با روحیه ی شاد و پرنشاط پا به دنیای کلاس نهد. اگر بی نشاطی، کسلی، افسردگی بر او غلبه کند موجب انتقال آن به دانش آموزان نیز می شود و به قول نیچه: (هیچ کاری که در آن روحیه ی شاد نقش نداشته باشد پیش نمی رود).

    آراستگی ظاهر

هر چند در قرن بیست و یکم سرعت، اهمیت ویژه ای می یابد و زمان و فرصت به حداقل می رسد اما معلم باید فرصت رسیدن به ظاهر را به خود بدهد و با ظاهری آراسته وارد کلاس شود. رسول اکرم (ص) قبل از خروج از منزل، مقابل آئینه می رفته و ظاهر خود را مرتب می کرده است و در جواب این سؤال که چرا تا این اندازه به این موضوع اهمیت می دهند می فرمودند: نمی خواهم باعث غیبت مردم شوم.

    سعه ی صدر

اگر معلم در عصر تحولات و تغییرات، رفتار هایی خاص از دانش آموزان خود دید باید با سعه ی صدر با آن برخورد کند، دریا دل باشد و توانایی پشت سر گذاشتن هیجان های ناشی از پیشرفت در دانش آموزان خود را داشته باشد زیرا با سعه ی صدر، بسیاری از مشکلات حل می شود (ربّ اشرَح لی صدری و یسِّر لی أمری واحلُل عقدة من لسانی یفقَهوا قولي ( سوره طه، آیه 25) ) با سعه ی صدر می توان استعداد درونی فراگیران را شناخت و آنها را شکوفا کرد.

    اخلاص

بارزترین ویژگی معلم در عصر شکوفایی علم، اخلاص است. مدرسه، درس، کلاس، رفتار، گفتار همه باید بوی اخلاص بدهد. اگر به دنبال آموزش های جدید و تکنیک های جهانی است نباید به خاطر ریا و رخ کشیدن خود و خودنمایی باشد، بلکه باید اخلاص در کار داشته باشد و تنها خود را نبیند بکله هدفش پیشرفت جامعه و تعالی آن باشد و اگر اخلاص در کار معلم نباشد هر چند در زمینه علمی، معلمی موفق باشد اما ارزش معنوی نخواهد داشت.

    شخصیت دادن به دیگران

معلم موفق در قرن بیست و یکم، کسی است که علاوه بر این که خود متشخص است برای دیگران اعم از دانش آموزان یا همکاران ارزش و شخصیت قائل است و با سخنان کنایه آمیز نباید دیگران را برنجاند، بلکه باید راهنمای بقیه در راه یابی به موفقیت ها باشد. دیگران را تحقیر و در جمع سرزنش نکند ( ویل لکل همزه لمزه ) زیرا باعث عقده و کینه در وجود شخص می شود و آتش انتقام را شعله ور می سازد.

    تعهد در کار

اگر معلم همگام با جامعه پیشرفت کرد و بر تمامی زوایای علوم و فنون جدید دست یافت اما در کارش به خصلت تعهد آراسته نگشت، جز زیان و خسران برای جامعه اش ارمغان دیگری نخواهد آورد. تعهد کاری موجب درست استفاده کردن از اطلاعات علمی می شود، راه بکارگیری صحیح آنها را به معلم می نمایاند و گرنه علم در خدمت نسل کشی و تباهی جوامع می شود؛ همان طور که این وضعیت در غرب حاکم است.

    تقوا

ویژگی های اولیه و مسلم برای قرن بیست و یکم، تقوا است. اگر معلم آراسته به خوی و خصلت تقوا نباشد، نسلی که تحت تعلیم و تربیت او  می باشند عاری از این صفت خواهند بود و کسی که تقوا نداشته باشد تحت تأثیر فرهنگ های مخرب قرار خواهد گرفت و پدیده تهاجم فرهنگی را با استقبال خواهد پذیرفت و یا این که دچار غرور علمی کاذب می گردد.

    وظیفه شناسی

معلم قرن بیست و یکم، دارای خصلت وظیفه شناسی است. از زیر بار مسوولیت به بهانه های مختلف نمی گریزد، تأخیر در کار ندارد، در کلاس درسش اتلاف وقت نمی کند، کم کاری در برنامه اش مفهوم ندارد و حتی گاهی بیش از وظیفه نیز کار انجام می دهد و ایثار می کند، فقط به کار از جنبه ی مالی و سود مادی نمی نگرد و در حین انجام وظیفه اش چشم داشت به تعریف، تمجید یا پاداش و تشویق خاص و ... ندارد.

    رأفت و مهربانی

معلم قرن بیست و یکم، مهربان است و با این صفت کودکان و نونهالان را به خود جذب می کند، پرخاشگر و تندخو و عصبانی نیست، زمینه را برای هر گونه پرسش فراهم می کند، اجازه می دهد به راحتی دانش آموزان با او گفتگو کنند و مشکلات درسی یا غیر درسی خود را بازگو کنند.

    نگرش و بینش صحیح

معلم قرن بیست و یکم، نگرشی درست و مثبت از مسائل دارد. مسائل جدید و نوآوری ها را با دید مثبت می نگرد که روحیه رقابت جویی را در او تقویت می کند نه این که کاستی های او را به رخش کشد، در تجزیه و تحلیل این نوآوری ها قوی و قدرتمند است و آنها را مغتنم می شمارد و به خوبی استفاده می کند.

و اینگونه بحث خود را به پایان می رسانیم که:

جوامع بشري با سرعتي شگفت‌انگيز در حال توسعه، تغيير و تحولند و اين تحولات جنبه‌هاي گوناگون زندگي را در بر مي‌گيرد. پيشرفت علوم و فنون، دانش‌هاي جديد را مطرح مي‌كند. بنابراين آموزش بايد با سرعت و كيفيت بيشتر انجام شود به همين دليل، معلمان باید در مباحث تربيتي – آموزشی به بهره‌گيري از این فنون دقت ‌كنند، چراكه باعث سهولت، سرعت و دقت در امر آموزش و يادگيري مي‌شود.

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 15:3 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

روز عید قربان از اعیاد مهمّ اسلامى است. این روز یادآور اخلاص و بندگى حضرت ابراهیم(علیه السلام)در برابر پروردگار خویش است، آن جا که فرمان حق براى ذبح اسماعیل صادر شد، و ابراهیم آن بنده فرمانبردار خداوند آماده اجراى این فرمان شد و اسماعیل را به قربانگاه برد و کارد بر حلقومش نهاد، ولى ندایى رسید که اى ابراهیم از عهده این آزمون الهى برآمدى! دست نگهدار که فرمانبردارى خویش را به درستى اثبات کرده اى. 

جبرئیل همراه با «قوچى» فرود آمد و ابراهیم آن را قربانى کرد، و سنّت قربانى در منا از آن روز برقرار شد، این روز، روز عید و خوشحالى و سرور است. زیرا علاوه بر این که بنده اى مخلص از آزمونى دشوار، سربلند بیرون آمد و بندگى خویش را در پیشگاه خداى بزرگ ثابت کرد، گروه عظیمى از بندگان مخلص خدا به او تأسّى جسته، به زیارت خانه خدا مى شتابند و مراسم منا و از جمله، قربانى را انجام مى دهند.

شب عید قربان بسیار با عظمت و پر فضیلت است

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله : یَسُحُّ اللّه ُ عز و جل مِنَ الخَیرِ فی أربَعِ لَیالٍ سَحّا : لَیلَةِ الأَضحى ، وَالفِطرِ ...

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : خداوند در چهار شب ، پیوسته خیر فرو مى ریزد: شب عید قربان و عید فطر... .کتاب «مراقبات ماه رمضان»، صفحه 459

 لذا مستحب است شب عید را انسان بیدار بماند و به عبادت مشغول شود

قال رسول الله صلى الله علیه و آله : مَن أحیَا اللَّیالِیَ الأَربَعَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ : لَیلَةَ التَّروِیَةِ ، ولَیلَةَ عَرَفَةَ ، ولَیلَةَ النَّحرِ ، ولَیلَةَ الفِطرِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :    هر كس این چهار شب را شب زنده دارى كند، بهشت براى او واجب است: شبِ ترویه، شب عرفه، شب عید قربان و شب عیدفطر.کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث»  ، صفحه 343

یا در کلام دیگری

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمودند  : مَن قامَ لَیلَتَیِ العیدَینِ مُحتَسِبا للّه ِ ، لَم یَمُت قَلبُهُ یَومَ تَموتُ القُلوبُ . 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر كس دو شب عید [ فطر و قربان] را به خاطر پاداش خدا به عبادت بپردازد ، در آن روز كه دل ها مى میرند ، دل او نمى میرد.  کتاب «مراقبات ماه رمضان» ، صفحه 465

و همچنین تاکید شده در این شب  بر زیارت حضرت سید الشهدا علیه السلام

فی تهذیب الأحكام عن عبدالرحمن بن الحجّاج عن الإمام الصادق علیه السلام : «مَن زارَ قَبرَ الحُسَینِ علیه السلام لَیلَةً مِن ثَلاثٍ غَفَرَ اللّه ُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِهِ وما تَأَخَّرَ» .

قُلتُ : أیُّ اللَّیالی ـ جُعِلتُ فِداكَ! ـ؟ قالَ : «لَیلَةُ الفِطرِ ، ولَیلَةُ الأَضحى ، ولَیلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ» .

تهذیب الأحكام ـ به نقل از عبد الرحمان بن حَجّاج ، از امام صادق ـ :

«هر كس یك شب از سه شب ، قبر حسین علیه السلام را زیارت كند ، خداوندْ گناهان گذشته و آینده اش را مى آمرزد».

گفتم: فدایت شوم! كدام شب ها؟ فرمود: «شب عید فطر ، شب عید قربان و شب نیمه  شعبان». کتاب «مراقبات ماه رمضان» ، صفحه 463

اعمال روز عید قربان:

براى عید قربان اعمالى چند نقل شده است:

1ـ غسل کردن است که به گفته مرحوم «علاّمه مجلسى»، غسل در آن روز سنّت مؤکّد است تا آن جا که بعضى از علما آن را واجب دانسته اند.(1

2ـ نماز عید قربان است و نحوه انجام آن، به همان کیفیّتى است که در نماز عید فطر گفته شد، و نماز عید قربان در زمان غیبت امام(علیه السلام)مطابق مشهور فقهاى عظام، سنّت مؤکّد است.(2) (خواه به صورت جماعت خوانده شود یا فرادى).

3ـ مستحب است دعاهایى را که پیش از نماز عید و قبل از آن وارد شده است بخواند. به فرموده مرحوم «علاّمه مجلسى»، بهترین دعاها،دعاى چهل و هشتم «صحیفه کامله سجّادیه» است که اوّلش این است: أللّهُمَّ هذا یَومٌ مُبارَک و اگر دعاى چهل و ششم را نیز بخواند بهتر است.(3)

4ـ خواندن دعاى ندبه در این روز و سایر اعیاد مستحبّ است.(4)

5ـ قربانى کردن در این روز براى همه مستحبّ مؤکّد است و بسیار سفارش شده است، تا آن جا که برخى از علما آن را بر کسانى که توانایى دارند واجب دانسته اند و مستحب است بعد از نماز عید، کمى از گوشت آن بخورد.(5)

الإمام علیّ علیه السلام : سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله علیه و آله یَخطُبُ یَومَ النَّحرِ ، وهُوَ یَقولُ : هذا یَومُ الثَّجِّ والعَجِّ ، والثَجُّ : ما تُهریقونَ فیهِ مِنَ الدِّماءِ ، فَمَن صَدَقَت نِیَّتُهُ كانَت أوَّلُ قَطرَةٍ لَهُ كَفّارَةً لِكُلِّ ذَنبٍ ، والعَجُّ : الدُّعاءُ ، فَعِجّوا إلَى اللّه ِ ، فَوَالَّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لا یَنصَرِفُ مِن هذَا المَوضِعِ أحَدٌ إلاّ مَغفورًا لَهُ ، إلاّ صاحِبَ كَبیرَةٍ مُصِرًّا عَلَیها لا یُحَدِّثُ نَفسَهُ بِالإِقلاعِ عَنها .

امام علی علیه السلام : شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله روز عید قربان ، خطبه می خواند ومی فرمود :

 امروز ، روز «ثجّ» و«عجّ» است . ثجّ ، خون قربانی هاست كه می ریزید . پس نیّت هركس صادق باشد ، اولین قطره خونِ قربانی او كفّاره همه گناهان اوست ، و«عجّ» ، دعاست . پس به درگاه خداوند دعا كنید ، قسم به آن كه جان محمّد صلی الله علیه وآله در دست اوست ، از اینجا هیچ كس بر نمی گردد ، مگر آمرزیده شود ، جز كسی كه گناه كبیره انجام داده وبر آن اصرار ورزد ودر دل خود ، تصمیم بر ترك آن ندارد .کتاب «حج و عمره در قرآن و حدیث» ، صفحه 361

و نیز مستحبّ است هنگام قربانى این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ، حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما أنَا

من روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان ها و زمین را آفریده; من در ایمان خود خالصم و

مِنَ الْمُشْرِکینَ، إنَّ صَلاتى وَ نُسُکى وَ مَحْیاىَ وَ مَماتى لِلّهِ رَبِّ

از مشرکان نیستم. نماز و قربانى و زندگى و مرگم براى خداوندى است که پروردگار

الْعالَمینَ، لا شَریکَ لَهُ، وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ. اَللّهُمَّ مِنْکَ

جهانیان است. شریکى براى او نیست. من به این برنامه مأمور شدم و از مسلمانانم. خدایا از تو و

وَلَکَ، بِسْمِ اللّهِ وَاللّهُ اَکْبَرُ. اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّى.(6)

براى توست. به نام خدا و خداوند بزرگتر است. خدایا از من قبول فرما.

(البتّه اگر به نیّت چند نفر قربانىِ مستحب انجام شود، بگوید: اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّا)

بسیار مناسب است افراد توانگر، در این روز قربانى نمایند و اکثر آن را به فقرا و نیازمندان انفاق کنند و به همسایگان و آشنایان نیز بدهند.

در روایتى است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: امام على بن الحسین و امام باقر(علیهم السلام) گوشت قربانى را سه قسمت مى کردند; یک قسمت آن را به همسایگان مى دادند و یک قسمت آن را به نیازمندان و قسمت سوم را براى اهل خانه نگه مى داشتند.(7)

6ـ تکبیرات مشهور زیر را بگوید; براى کسانى که در این ایّام توفیق حضور در مراسم حج و صحراى «منى» را دارند، بعد از پانزده نماز این تکبیرها را مى خوانند; از نماز ظهر روز عید، شروع کرده تا نماز صبح روز سیزدهم; ولى کسانى که در آن جا نیستند، بعد از ده نماز آنها را مى خوانند، از نماز ظهر روز عید آغاز نموده، تا نماز صبح روز دوازدهم، و آن تکبیرها مطابق روایت کتاب شریف «کافى» چنین است:

اَللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ، و للهِِ الْحَمْدُ، اَللهُ اَکْبَرُ عَلى

خدا بزرگتر از توصیف است معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر است و ستایش خاص خداست خدا بزرگتر است بر آنچه

ما هَدانا; اَللهُ اَکْبَرُ عَلى ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاَْنعامِ; وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلى ما أبْلانا.(8)

ما را راهنمایى کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزیمان کرد از چهار پایان انعام (شتر و گاو و گوسفند) و ستایش خاصّ خداست براى آن که آزمود ما را.

حدّاقل این تکبیرها را بعد از نماز در این ایّام، یکبار بگوید ولى اگر تکرار نماید، بهتر است، و حتّى اگر بعد از نوافل نیز بگوید خوب است.(9)

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

1.زادالمعاد، صفحه 319.

2. همان مدرک.

3. همان مدرک.

4. همان مدرک، صفحه 320.

5. همان مدرک.

6. زاد المعاد، صفحه 321 .

7. اقبال، صفحه 451.

8. کافى، جلد 4، صفحه 517، حدیث 4.

9. زادالمعاد، صفحه 323.

[ یکشنبه سیزدهم مهر 1393 ] [ 14:48 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

شناسنامه امام محمد باقر(ع)

نام : محمد

کنیه : ابوجعفر

القاب : باقر،شاکر،هادی

نام پدر : امام سجاد(علیه السلام)

نام مادر : فاطمه دخترامام حسن (علیه السلام)

تاریخ ومحل تولد : دوشنبه سوم صفرویااول رجب سال ۵۷ هجری قمری درمدینه

 مدت امامت : ۱۹ سال واندی

 طول عمر : ۵۷ سال

 تاریخ شهادت : دوشنبه ۷ذیحجه سال ۱۱۴ه.ق

 قاتل : هشام بن عبدالملک

 محل دفن : مدینه ،قبرستان بقیع

 حضرت امام محمدباقر (علیه السلام) پیشوای پنجم شیعیان جهان درروزدوشنبه سوم صفریااول رجب سال ۵۷ چشم به جهان گشودند.

کنیه آن جناب ابوجعفروازمهترین القاب شریفش،باقر،شاکر، هادی می باشد.

پدربزرگوارشان چهارمین امام شیعیان ،حضرت امام سجاد (علیه السلام) ومادرگرامیشان حضرت فاطمه دخترامام حسن (علیه السلام)بود، که اوراام عبدالله می گفتند.

این بانوی بزرگوارازشأن ومنزلت والائی برخوردار بوده چنانکه ازامام صادق(علیه السلام) روایت شده است :

کَانَت صِدیَقة لَن یُدرَک فِی الِ الحَسَنِ (علیه السلام) مِثلُها

 جده ام صدیقه بودودرآل [امام]حسن (علیه السلام) زنی به درجه ومرتبه اونرسید.

ازامام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

روزی مادرم درزیر دیواری نشسته بود، ناگهان صدائی ازدیواربلند شدوازجاکنده شده خواست که برزمین فروریزد.

مادرم بادست خودبه دیواراشاره کردند وفرمودند: فرونیا. قسم به حق مصطفی (صلی الله علیه وآله)

آن دیوار میان زمین وهواباقی ماند تاآنکه مادرم ازآن دیواردورشد. ازاینرو پدرم امام زین العابدین (علیه السلام) صد اشرفی برای اوصدقه داد.

آری،آن امام بزرگوار در دامن این چنین مادری رشد یافت وتحت تعلیم پدری همچون امام سجاد(علیه السلام) بابهای علم وحکمت راگشود، ودرعلم ودانش سرآمد دانشمندان زمان خودشد، چنانکه حضرت راباقرالعلوم (شکافنده علمها ) می خواندند.

درروایت مشهوربه حدیث جابر، نقل شده روزی حضرت رسول الکرم (صلی الله علیه وآله) (به جابربن عبدالله انصاری) فرمودند:

اِنَّکَ سَتَدرُکُ رَجُلاً مِن اَهلِ بَیتِی اسمُهُ اِسمِی وشَمَائِلُهُ شَمَائِلِی یَبقَرُالعِلمَ بَقرًا....اَبُوک رَسُولُ الله یقرؤُکَ السَّلاَم .

توبعدازمن چندان زنده می مانی که مردی ازفرزندان مراکه شبیه ترین مردم به من ونامش مطابق نام من باشد واوشکافنده علوم است رازیارت کنی وقتی اورادیدی سلام مرا برسان

امام باقر(علیه السلام) یکی از بازماندگان واقعه جانگداز کربلا بودند و یعقوبی ازقول ایشان نقل می کند:

هنگامی که جدم حسین(علیه السلام) به شهادت رسید من چهارساله بودم جریان شهادت آن حضرت وآنچه درآنروزبرماگذشت همه رابه یاد دارم

پس ازواقعه جانگداز کربلا امام باقر(علیه السلام) درکنارپدر بزرگوارشان رشد و نمویافته واز دریای بیکران علم ودانش پدربهره ها بردند و دوشادوش ایشان به بسط ونشرفرهنگ عاشوراوقیام جد بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) پرداختند. این امرتاسن ۳۸ سالگی امام باقر(علیه السلام) یعنی زمان شهادت پدرگرامیشان ادامه داشت.

احادیثی از حضرت امام محمدباقر(ع)

اَلْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤمِنِ لِأبِیهِ وَ اُمِّهِ.[1]

مؤمن، برادر تنی مؤمن است.

اَعْرِفْ الْمَوَدَّةَ لَکَ فِی قَلْبِ اَخیِکَ بِما لَهُ فِی قَلْبِکَ.[2]

به محبت قلبی برادرت نسبت به خودت، با محبتی که در قلبت نسبت به او داری، پی ببر.

ما مِنْ شَیءٍ أبْغَضٌ اِلَی اللهِ مِنْ بَطْنٍ مَمْلُوُءٍ.[3]

نزد خداوند چیزی منفورتر از معده پر نیست.

اِن اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یرْفَعُ الْعَذابَ عَنْ اَهْلِ الأرْضِ اِذا کانَ فِیها نَبِی أوْ إمامٌ.[4]

خداوند عزوجل، با وجود پیامبر یا امام در روی زمین، عذاب را از خاک نشینان برمی دارد.

اِنَّ الله َ اَعْطی الْمؤمِنَ ثَلاثَ خِصالٍ اَلْعِزَّ فِی الدُّنیا وَ فِی دینِه، وَالْفَلاحَ فِی الآخِرَةَ وَ الْمهابَةَ فِی صُدُورِ الْعالَمِین.[5]

خداوند سه خصلت به مؤمن عطا کرده است: عزت در دنیا و دینش، رستگاری در آخرت و شکوه و ابهت در دل های مؤمنان

فضای فرهنگی جامعه اسلامی در زمان امام باقر(ع)

اسلام در زمان امام باقر(ع) دست خوش تحریف های فراوان شد. ممنوعیت نقل حدیث از زمان خلیفه دوم و سپس گسترش احادیث جعلی موجب شده بود، مردم از شاه راه هدایت دور شوند. «بی خبری مردم زمانی به اوج رسید که فتوحات اسلام آغاز شد. زمامداران و به پیروی از آنها مردم، به طوری مشغول کشورگشایی و امور ظاهری و مسائل مالی شدند که فعالیت علمی و تربیت دینی کنار گذاشته شد تا حدی که وقتی ابن عباس در آخر رمضان در بصره بر منبر گفت: «اخرجوا صدقة صومکم»، مردم معنای حرف او را نفهمیدند. لذا ابن عباس از کسانی که اهل مدینه بودند و در بصره حضور داشتند، خواست برخیزند و مفهوم صدقه فطره را توضیح دهند. آنها نیز ندانستند و فرو ماندند».[6]

به طور کلی، تعصب بنی امیه و به وجود آمدن فرقه های انحرافی مثل خوارج، مرجئه و عثمانیه و رواج مفاهیم آیین یهود یا اسرائیلیات موجب شده بود. مسلمانان سردرگم و ناتوان شوند. در دوران امامت امام باقر و سپس امام صادق8، حکومت بنی امیه روزهای پایانی زمامداری خود را سپری می کرد و آل عباس در تکاپوی غصب ردای خلافت بود. بنابراین، شکاف موجود می توانست زمینه مناسبی برای رشد فرهنگی جامعه اسلامی باشد.

«با نگاهی کوتاه به مستندات فقهی و تفسیری شیعه، به خوبی می توان دریافت که بخش زیادی از روایات فقهی، اخلاقی و تفسیری شیعه از امام باقر(ع) نقل شده است. وسائل الشیعه و کتب تفسیری مانند البرهان از بحرانی و صافی از فیض کاشانی، حاوی روایات زیادی در زمینه تبیین مسائل فقهی و توضیح آیات قرآن و شأن نزول آنهاست که از آن حضرت روایت شده است. علاوه بر اینها، مقدار زیادی اخبار تاریخی درباره امیرالمؤمنین و جنگ صفین نیز از آن حضرت نقل شده است. همچنین، در زمینه اخلاقیات، جملات پرمغزی از امام باقر(ع) روایت شده؛ جملات قصاری که در نهایت زیبایی برخاسته از روح معصوم و کمالات درونی امام است».[7]

از نمونه های برجسته فعالیت های امام باقر(ع) در زمینه گسترش اخلاق اسلامی در جامعه، می توان به مبارزه او با افراد متعصب اشاره کرد. آن حضرت، زهد و پرهیزکاری را با بهره مندی از نعمت های دنیوی مغایر نمی دانست. نقل است یکی از حافظان قرآن، آن حضرت را به همراه دو غلام سیاه مشغول کار کردن روی زمین زراعی دید. جلو رفت تا امام را موعظه کند. آنگاه خطاب به امام گفت: اگر در این حال اجلت فرا رسد، چه خواهی کرد؟ امام باقر(ع) فرمود: «اگر در این شرایط از دنیا بروم، در اطاعت خدا بوده ام».

امام باقر(ع) که رهبری دینی جامعه اسلامی را بر عهده داشت، در کنار سامان دهی به مسائل فرهنگی و اجتماعی زمان خود، شاگردان برجسته بسیاری را تربیت و راهی سرزمین های اسلامی کرد. افرادی مثل جابر بن یزید جعفی، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب و ابوبصیر اسدی از درس آموختگان مکتب امام باقر(ع) بودند. همچنین کسانی مانند ابن مبارک، زهری، اوزاعی، ابوحنیفه، مالک، شافعی، زیاد بن منذر و بلاذری نیز در شمار راویان آن حضرت بوده اند.[8]

شهادت

امام محمدباقر(ع) پس از عمری تلاش در میدان بندگی خدا و زنده کردن دین و گسترش علم و فعالیت های اجتماعی، در هفتم ذی الحجه سال 114 به شهادت رسید.

درباره تاریخ شهادت آن حضرت، نقل قول های متفاوتی وجود دارد. گروهی از مورخان، تاریخ شهادت آن حضرت را سال 117 و برخی دیگر سال 118 بیان می کنند. گروهی نیز سال های 113، 115، 116 و حتی 111 هجری را تاریخ شهادت امام باقر(ع) نقل کرده اند، ولی بیشترین منابع تاریخی، سال 114 را مستند دانسته اند. همچنین علت وفات آن حضرت، در منابع روایی و تاریخی، مسمومیت بیان شده است؛ مسمومیتی که حکومت امویان در آن دخیل بود. در برخی روایات آمده است. امام باقر(ع) مسموم شد و بر اثر این مسمومیت، بدن آن حضرت متورم شد و به شهادت ایشان انجامید. در اینکه چه فرد یا افرادی در این ماجرا دست داشتند، نقل های متفاوتی وجود دارد. برخی منابع، هشام بن عبدالملک را عامل اصلی این جنایت بیان کرده اند و برخی دیگر ابراهیم بن ولید را مسموم کننده امام باقر(ع) معرفی می کنند. در برخی روایات نیز از زید بن حسن نام برده شده؛ چراکه وی کینه ای دیرینه نسبت به امام باقر(ع) داشته است. با این حال، شکی نیست که امام باقر(ع) در دوران حکومت هشام بن عبدالملک به شهادت رسیده است؛ زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجری بوده و آخرین سال وفات آن حضرت در کتاب های تاریخی، سال 118 هجری بیان شده است.

نقل ها مبنی بر تاریخ شهادت آن حضرت به ظاهر متفاوت است. با این حال، با قدری تأمل در منابع روایی درمی یابیم که عامل شهادت آن حضرت می تواند چند نفر باشد که در هر روایت از یکی نام برده شده است. بعید نیست که هشام برای قتل غیرآشکار امام انگیزه ای قوی داشته است.[10]

امام باقر(ع) در مباحث علمی و دینی اهل جدال نبود. نخست، مطلب حق را می گفت. سپس ساکت می شد و به ذهن ها و اندیشه ها فرصت می داد درباره سخنانش فکر کنند و به جمع بندی و نتیجه گیری دقیق تر برسند. بحث آن حضرت با پیروان ادیان و مکاتب فقهی، بحث غالب و مغلوب نبود، بلکه هدف امام باقر(ع) این بود که طرف مقابل را قانع کند. آن حضرت هرگز در برابر تکذیب ها مقابله به مثل نمی کرد، بلکه می کوشید مطلب را از طریق دیگر و با منطقی دیگر بیان و در پایان، شخص مورد نظر را به حقیقت آگاه کند.[11]

ذکر

امام صادق(ع) در وصف اخلاق و عبادت پدرش چنین می فرماید:

پدرم بسیار ذکر خدا می گفت. با او غذا می خوردم و او ذکر خدا می گفت. با مردم سخن می گفت، ولی این امر او را از ذکر خدا باز نمی داشت. می دیدم زبان به کامش می چسبد، ولی با این حال، از گفتن ذکر لا اله الا الله باز نمی ایستد. ما را جمع می کرد و به ما می فرمود: تا سر زدن آفتاب ذکر خدا بگوییم و هر کدام از ما را که خواندن می دانست، به تلاوت قرآن سفارش می کرد و به دیگران می گفت ذکر بگویند.[12]

حکایت

کعبه

یهودیانی که در جامعه اسلامی زندگی می کردند، حتی آن گروه که مسلمان شده بودند، می کوشیدند برتری بیت المقدس را که قبله یهودیان بود، به مسلمانان بقبولانند. ازاین رو، به جعل احادیثی در این زمینه دست می زدند و آنها را به صورت گسترده در میان مسلمانان رواج می دادند. زراره نقل می کند: «روزی در خدمت امام باقر(ع) نشسته بودم. امام درحالی که در مقابل کعبه نشسته بود، فرمود: «نگاه کردن به خانه خدا عبادت است.» در همان حال شخصی از قبیله بحیله که او را عاصم بن عمر می نامیدند، نزد امام آمد و گفت: کعب الاحبار می گوید: کعبه صبحگاهان برابر بیت المقدس سجده می کند. امام پرسید نظر تو در مورد سخن کعب الاحبار چیست؟ مرد گفت : من هم فکر می کنم سخن او صحیح باشد. امام که به شدت ناراحت شده بود، فرمود: هر دو دروغ می گویید. خداوند بقعه ای محبوب تر از کعبه بر روی زمین نیافریده است.[13]

نیکی

زنی به نام سلمی، یکی از کنیزان امام محمدباقر(ع) بود. روزی شنید امام به کسانی که نزدش می آیند، غذا می دهد، لباس می پوشاند و به آنها درهم و دینار عطا می کند. به سراغ امام رفت و او را از این کار بازداشت. امام به او فرمود: «ای سلمی، در دنیا پس از شناخت خداوند و معرفت دین، جز برادران دینی به چه چیزی می توان امید داشت؟»[14]

هرچه او می خواهد

روزی جابر نزد امام محمدباقر(ع) آمد. امام از او پرسید: «چگونه ای؟» جابر در پاسخ گفت: «در حالی هستم که پیرم، ولی جوانی می خواهم، بیمارم و سلامتی را می طلبم. در مسیر مرگ و مردنم، ولی به زندگی مشتاق ترم.» امام در اصلاح اندیشه او چنین فرمود: «من چنین نیستم. اگر خدا پیرم کند، من هم پیری را می خواهم؛ اگر جوان کند، جوانی را می خواهم؛ اگر مرا سالم دارد، سلامتی را می خواهم؛ اگر بیمارم بپسندد، بیماری را می خواهم و اگر مرا بمیراند، مرگ را می خواهم».[15]

زیبایی دنیا

روزی گروهی نزد امام باقر(ع) آمدند. امام همه آنها را به حضور پذیرفت و اطعام کرد. سپس برای همه مهمانان، لباس تدارک دید و به آنان انعام داد و افزون بر آن هدایا، برای هر کدام مقداری پول نقد کنار گذاشت. فردی وقتی این همه لطف و اکرام را دید، با تعجب گفت: چرا یک باره تا این اندازه احسان می کنی؟ امام فرمود: «زیبایی و ارزش دنیا به دلیل همین پیوندها و احسان هاست».[16]

پی نوشت ها:

[1]. میزان الحکمه، ج 1، ص 65.

[2]. همان، ص 75.

[3]. همان، ص 159.

[4]. همان، ص 215.

[5]. همان، ص 201.

[6]. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان، با همکاری دفتر تحقیقات و تدوین متون درسی وابسته به مرکز جهانی علوم اسلامی، ص 294.

[7]. همان، ص 302.

[8]. محمدتقی مدرسی، زندگی و سیمای امام محمدباقر(ع)، ترجمه: محمدصادق شریعت، ص 32.

[9]. احمد ترابی، امام باقر(ع)، جلوه امامت در افق دانش، ص 22.

[10]. همان، ص 24.

[11]. علی قائمی، در مکتب فجر دانش ها، حضرت امام محمد باقر(ع)، ص 166.

[12]. سید محمدتقی مدرسی، زندگی و سیمای امام محمد باقر(ع)، ترجمه: محمدصادق شریعت، ص 46.

[13]. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 301.

[14]. گروه مؤلفان، سید منذر حکیم با همکاری سید شهاب الدین حسینی، پیشوایان هدایت شکافنده علوم حضرت امام محمدباقر(ع)، مترجم: کاظم حاتمی طبری، مجمع جهانی اهل بیت7، چ 1، 1385، ص 41.

[15]. در مکتب فجر دانش ها (حضرت امام محمدباقر(ع))، ص 145.

[16]. همان، ص 141.

[ چهارشنبه نهم مهر 1393 ] [ 14:48 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

عنوان(عنوان کلی را به یک دانش آموز یا یک کلاس یا یک مدرسه محدود کنید )

چگونه توانستم محيط کلاس را زيبا کنم؟

چگونه توانستم مشکل کم شنوايي و... رابرطرف کنم؟

علاقمند کردن دانش آموزان به درس هديه

کاهش اضطراب و نگراني

قرائت صحييح قرآن

استفاده از وسيله خودارزشيابي

تدريس فعال و پويا

بهبود مشکلات رفتاري

افزايش مشارکت دانش آموزان

تغيير نگرش دانش آموزان به درس رياضي

کاهش مصرف خوراکي هاي غير مجاز

علاقمند کردن دانش آموزان به فعاليت هاي قرآني

چگونه مي توان در دانش آموز بي نظم و بي اهميت در نظم كارها كمك نمود تا او در كارهايش به نظم اهميت دهد؟

چگونه دانش آموزان را به اقامه نماز جماعت علاقمند کنیم؟

چگونه توانستيم يادگيري جدول ضرب را در دانش آموزان بهبود بخشيم؟

چگونه توانستم بچه ها را به درس رياضي علاقه مند كرده و ميزان يادگيري را در آنها افزايش دهم؟

چگونه توانستم دانش آموزان كلاس چهارم دبستان را به نماز جماعت علاقه مند كنم؟

چگونه توانستم اختلالات يادگيري عطيه را در درس ديكته درمان كنم؟

چگونه توانستم با اجراي نظام اقتصاد ژتوني در دبستان استثنايي فرشته مشكل لجبازي زيبا را در پايه چهارم كاهش دهم؟

چگونه توانستم  مشكل سپيده را در املاء حل كنم؟

چگونه توانستم با آموزشهای مختلف دانش آموزان را به خواندن نماز ترغیب نمایم.

چگونه توانستم زهرا جليلي رابه کلاس درس

 

چگونه توانستم بي علاقه گي تعدادي از دانش آموزان پايه پنجم ابتدائي در درس رياضي را كاهش دهم؟

چگونه توانستم ناهنجاري دانش آموزم را كاهش دهم؟

چگونه توانستم نماز جماعت مدرسه را پرشورتر اجرا كنم؟

چگونه توانستم والدين دانش آموزان ضعيف را در تقويت دروس فرزندانشان مشاركت اساسي بدهم؟

يادگيري و آموزش در سايه نيايش

چگونه توانستم مشكت اختلال املاء را در يك دانش آموز دوم ابتدائي برطرف سازم؟

چگونه دانش آموزان را به اقامه نماز جماعت علاقمند کنیم؟

چگونه توانستم دانش آموزان مدرسه راتشويق به رعايت بهداشت.....

تلاش براي رفع عدم توانايي در خواندن و نوشتن دانش آموزان كلاس اول

تشويق بچه ها به نوشتن خلاق و زيبا

چگونه توانستم تحولي در شيوه هاي سنتي تدريس و فرآيند برنامه ريزي آموزشي - درسي در دوره ابتدائي با تخصصي نمودن كلاسها بر اساس دروس ايجاد نمايم؟

چگونه توانستم مشکل بد خطي دانش آموزم فاطمه را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشكل بد خطي دانش آموز فاطمه......

چگونه توانستم روابط انساني و عاطفي دانش آموزان را تقويت كنم؟

ارتقا كيفي طرح كراهت در قالب واحدهاي امامت و ولايت

چگونه توانستم دانش آموزانم  را به خوردن شير علاقه مند كنم؟

چگونه توانستم دانش آموزان مدرسه را به نماز جماعت علاقه مند كنم؟

چگونه توانستم علاقه به صبحانه خوردن را در دانش آموزان كلاس اول الف، دبستان دخترانه محمود تهراني 1، ناحيه 2 افزايش دهم؟

علاقه مند دانش آموزان به قرآن

اصلاح الگوي مصرف(چگونه توانستم مفهوم صرفه جويي و مديريت درآمدها و هزينه ها را به دانش آموزان كلاس اول الف، دبستان دخترانه محمود تهراني آموزش دهم؟)

چگونه توانستم دانش آموزان  را در يادگيري قرآن سوم ابتدايي ترغيب و تشويق كنم؟

چگونه توانستم با اجراي طرح هاي جديد قرآني در آموزشگاه ابتدائي حضرت ابوالفضل (ع) وضعيت يادگيري درس قرآن دانش آموزان آموزشگاه را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشكل بي انضباطي شاگردان كلاس سوم را كاهش دهم؟

چگونه توانستم ضعف املايي فائزه و پيامدهاي ثانويه آن را از بين ببرم؟

بررسي روشهاي افزايش علاقه مندي دانش آموزان پايه پنجم به انس با قرآن، داستانهاي قرآني و احاديث

راهكارهاي افزايش علاقه مندي دانش آموزان دخترانه دبستان صفا به درس قرآن

راهكارهاي علاقه مند كردن دانش آموزان پايه دوم به درس هنر

چگونه توانستم طريقه صحيح خواندن نماز را در بين دانش آموزان آموزشگاه خود بهبود ببخشم؟

چگونه توانستم آب ريزش دهان مريم را كنترل كنم

علاقه مند كردن دانش آموزان به نماز جماعت

چگونه توانستم دانش آموزان كم توان ذهني مدرسه فرشته را به بهداشت حياط مدرسه علاقه مند سازم.

چگونه توانستم  مشكل نارساخواني و ...

چگونه توانستم اضطراب امتحان …

چگونه توانستم انجمن اوليا و مربيان …

چگونه توانستم مشكل اخلاقي ...

چگونه توانستم علاقه مندي
دانش آموزان را ...

چگونه توانستم  دقت و تمركز نگين را به  ...

چگونه توانستم علاقه دانش آموزان...

چگونه توانستم اسراف كردن
دانش آموزان را ...

چگونه توانستم ضعف املا را در معصومه ...

چگونه توانستم  مهارت بيان نوستاري ...

چگونه توانستم محدثه را به درس...

چگونه توانستم مشكل كمبود توجه و...

درمان اختلال در روان گفتار

چگونهمسائل رياضي را حل نمودم؟

چرا مهدي نمي تواند همراه بقيه ديکته بنويسد

چگونه توانستم علاقمند ييدانش آموزانم را به نماز افزايش دهم؟

چگونه توانستم دروغ گويي دانش آموزم را برطرف سازم؟

تقويت املا دانش آموزان ضعيف

برطرف نمودن ضعف املايي وايجاد اعتماد

چگونه توانستم ناخن جويدن دانش اموزم را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشکل ناتواني در صحبت ...

چگونه توانستم ميزان پرخاشگري دانش آموزان کاهش دهم؟

بررسي عوامل درجذب دانش اموزان به نماز چماعت

چگونه توانستم مشکلت املاي دانش آموز زينب را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم دانش آموزان را به نماز جماعت علاقمند سازم؟

چگونه توانستم بي توجهي دانش آموزان درمحاسبه محيط دايره را برطرف نمايم؟

چگونه توانستم جدول ضرب را در دانش آموزان تقويت کنم؟

چگونه توانستم طرح جديد قرآن را پياده کنم؟

چگونه توانستم اضطراب يادگيري جدول ضرب را کاهش دهم؟

چگونه توانستم مشکلات املايي دانش آموزم را حل کنم؟

چگونه توانستم بددهني يکي از دانش آموزانم را برطرف کنم؟

چگونه توانستم با بهبود درروخواني و دروس را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشکل دانش آموز دردرس املا را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشکلات دانش آموز کلاس پنجم را بهبود بخشم؟

چگونه مي توانم ناخن جويدن دانش امو ...را برطرف کنم؟

راهکارهايي براي حل مشکل رفتاري و درسي يک دانش آموز

هنردرماني دانش آموزان نابينا

چگونه توانستم مشکل املاي  دانش آموز .. را برطرف کنم؟

چگونه توانستم به دانش آموزان جدول ضرب را سريع ياد بدهم.

چگونه توانستيم رعايت حجاب رادردانش اموزان بهبود بخشم؟

دعوت از مادران جهت علاقمند کردن دانش آموزان به نماز

چگونه توانستم مشکل بهداشت دهان ودندان را کاهش دهم؟

چگونه توانستم کلاسي پويا و شاداب ايجاد کنم؟

افزايش مداخله مادر جهت بهبود آموزش

چگونه توانستم توجه مهرانه دانش آموز بيش فعال از طريق بازي تقويت نمايم؟

راهکارهاي کاهش اختلالات يادگيري املاي يکي از دانش آموزان

نقش آموزش و پروش در نهادينه کردن اصلاح الگوي مصرف

چگونه توانستم مشکل انزوا و کمرويي زهرا را برطرف کنم

چگونه توانستم احساس مذهبي نماز را دردانش آموزان پرورش دهم؟

چگونه توانستم مشکل خجالتي بودن تعدادي از دانش آموزان را برطرف کنم؟

چگونه توانستم مشکلات مديريتي کلاسم را کاهش دهم؟

چگونه توانستم علل رفتارمدرسه گريزي از بين ببرم

چگونه توانستم اختلالات ديکته نويسي يک نفر از دانش اموزان را درمان کنم؟

چگونه توانستم دانش آموزان آموزشگاه جهادرابه شرکت درنماز جماعت علاقمند سازم؟

چگونه توانستم دانش آموزان را به شرکت درنماز جماعت مدرسه علاقه مند کنم؟

چگونه توانستم کم رويي دانش آموز پايه دوم را کاهش دهم؟

چگونه توانستم وضعيت دانش آموزان بي انضباط را بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشکل کمرويي دانش آموز پايه پنجم را برطرف کنم؟

چگونه توانستم ناسازگاري مهران را با محيط و ساير هم کلاسي هايش بر طرف نمايم؟

چگونه مي توانيم با همياري يکديگر هزينه هاي آموزشگاه را بهبود بخشيم؟

چگونه توانستم رضايت شغلي همکاران رادرمحيط کارفراهم کنم؟

چگونه توانستم با اجراي طرح کرامت تاثيرات مطلوبي دررفتار دانش آموزان ايجاد نمايم؟

چگونه توانستم توانايي قدرت ابراز وجو دو اعتماد به نفس را دردانش موز ... شکوفا نمايم؟

چگونه توانستم دانش آموزان کلاس اول را به درس املا علاقمند کنم؟

چگونه توانستم مشکلات زينب را با توجه به عارضه لب شکري و ديرآموزي او بهبود بخشم؟

چگونه توانستم مشکل تکرار ادرار سر کلاس فاطمه را بهبود بخشم؟

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 17:5 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 16:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]





 

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 23:12 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

بـرو ای تُـرک که تَــرک تــو سـتــمگـــر کـــردم

 

حیـف ازان عمــر کـه در پای تو من سر کردم

 

عـهـــد و پـیــمان تـو بــا مـا و وفــا بــا دگــران

 

ســاده دل من که قســم هـای تو بـاور کردم

 

بــه خـدا کـافر اگــر بــود بـه رحــم آمـده بــود

 

زان همــه ناله کــه من پیــش تــو کافر کردم

 

تــو شـدی همسـر اغیــار و من از یـار و دیار

 

گشتــم آواره و تــرک ســر و هـمســر کــردم

 

زیـــر ســر بالــش دیبــاست تـو را کِـی دانی

 

کـه مــن از خــار و خــس بــادیـه بستر کردم

 

در و دیــوار بــه حــال دل مــن زار گــریــسـت

 

هر کجــا نالـــه ی نـاکــامی خــو سـر کــردم

 

در غـمـت داغ پــدر دیــدم و چـون دُرِّ یـتـیــم

 

اشـک ریــزان  هــوس دامــن  مــــادر کــردم

 

پس از این گوش فلک نشنـود افغـان کسی

 

کــه من این گـوش ز فریـاد و فغـان کـر کـردم

 

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در

 

دیـده  را  حلقـه  صفت  دوختـه بر  در  کردم

 

شهریــــارا به جفــــا کــرد چو خـاکـــم پـامال

 

آنکــه من خاک رهش را بـه سر افسـر کردم.

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:37 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

تبریز آذربایجان 

تبریز آذربایجان

تبریز آذربایجان

تبریز آذربایجان

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:30 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

من دلم مي خواهد

خانه اي داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش

دوستهايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو

هرکسي مي خواهد

وارد خانه پر عشق و صفايم گردد

يک سبد بوي گل سرخ

به من هديه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوي دلهاست

شرط آن داشتن

يک دل بي رنگ و رياست

بر درش برگ گلي مي کوبم

روي آن با قلم سبز بهار

مي نويسم اي يار

خانه ي ما اينجاست

تا که سهراب نپرسد ديگر

" خانه دوست کجاست؟ "

فريدون   مشيري

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:20 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

آدمهاي ساده را دوست دارم.
همان ها که بدي هيچ کس را باور ندارند.

 

همان ها که براي همه لبخند دارند.

 

همان ها که هميشه هستند، براي همه هستند.

 

 

آدمهاي ساده را بايد مثل يک تابلوي نقاشي ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.

 

بسکه هر کسي از راه مي رسد
يا ازشان سوءاستفاده مي کند

 

يا زمينشان ميزند
يا درس ساده نبودن بهشان مي دهد.

 

آدم هاي ساده را دوست دارم.
بوي ناب “آدم” مي دهند.

 

نیک میدانم با شكستن پاي ديگران هيچگاه نمي توانم تندتر راه بروم

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 13:19 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:7 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

یک راه حل برای مواقعی که پاسخ سوال کودک را نمی‌دانیم؛ یا نمی‌دانیم چه طور به او توضیح دهیم؛ این است که اول، از خودش بپرسیم؛ یعنی وقتی کودک پرسید؛ من چه گونه به وجود آمده‌ام؟ یا کارکرد فلان وسیله، به چه صورت است؟ از او بپرسیم؛ تو چه فکر می‌کنی؟ اگر پاسخ او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوییم؛ آفرین، همین درست است.

پاسخ ما و کلمات و جملاتی که استفاده می‌کنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی و رشد کودک باشد تا بتواند کمک کننده باشد. دادن توضیح اضافی و حاشیه‌پردازی، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمی‌کند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودک‌مان را بدانیم؛ سپس می‌توانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر می‌کنی؟ به این دلیل که کودک، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمی‌آید.

وقتی پاسخ سوالی را نمی‌دانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمی‌دانم ولی به دنبال یافتن پاسخش می‌روم. می‌توانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوه‌ی پاسخ‌یابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوال‌ها را به کودک یاد می‌دهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی می‌شود؛ ضمن این‌که کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخ‌های موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا می‌شود.

گاهی اوقات، با وجود این‌که  پاسخ سوال را می‌دانیم؛ نباید پاسخ آماده به کودک بدهیم. دادن پاسخ‌های آماده به کودک، جلوی خلاقیت او را می‌گیرد. برای رشد خلاقیت، کودک باید در شرایط مشکل و شَک قرار بگیرد؛ بنابراین بهتر است بعضی وقت‌ها، به او بگوییم: من هم نمی‌دانم، توچه فکر می‌کنی؟ به نظر تو چه گونه است؟ این مطلب یا کتاب را بخوان؛ بعد با هم درباره‌ی آن بحث می‌کنیم.

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:6 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

1- رویه کفش: رویه کفش باید چرمی و دارای انعطاف پذیری متوسط باشد. رویه، نباید خیلی خشک و خیلی نرم باشد و باید دارای بند یا چسب باشد تا هنگامی که بر اثر پوشش مکرر و گرمای پا، تغییر شکل می دهد با تنظیم بندهای آن بتوان استحکام دیواره های کفش را تنظیم کرد.

۲- پنجه کفش: پنجه کفش باید پهن باشد، به گونه ای که انگشتان دچار فشردگی نشوند، زیرا انحراف انگشتان از کودکی و نوجوانی با پوشیدن کفش های بسیار تنگ به وجود می آید که منجر به تغییر قوس کف پا می شود.

۳- پاشنه کفش: پاشنه پا محل شایعی برای تغییر در اندام تحتانی است. دو لایه بودن و قوام دار بودن پاشنه کفش، دو خصوصیت کفش مناسب می باشد که از انحراف پاشنه در جهت داخل و خارج جلوگیری می کند. کفش مناسب باید در قسمت پاشنه ارتفاع ۲ سانتی متر و در قسمت پنجه ارتفاع ۵/۱ سانتی متر داشته باشد.

۴- کف کفش: کف کفش باید ضمن انعطاف پذیری، دارای استحکام باشد تا به عنوان ضربه گیر عمل کند، زیرا کف خشک کفش ضربه را مستقیما به مفاصل و ستون فقرات وارد می کند.

والدین باید درموقع خرید کفش مدرسه به چه نکاتی توجه کنند

* هرگز برای خرید کفش مدرسه، بدون حضور کودک‌تان اقدام نکنید. حتما در هنگام خرید کفش، کودکتان باید هر دو لنگه کفش را امتحان کند.

* روزی را برای خرید کفش مدرسه کودکتان انتخاب کنید که صبر و فرصت کافی دارید.

* سکوت کودکان در هنگام به پا کردن کفش را به معنای مناسب بودن آن فرض نکنید.

* از کودک بخواهید با کفش چند قدمی راه برود. به نحوه راه رفتن او دقت کنید.

* بهتر است در حالت ایستاده کودکتان، بین انگشت بزرگ پای او و نوک کفش به اندازه ضخامت انگشت شصت دستتان فاصله باشد.

* خرید کفش های بزرگ و نیز خرید کفش تنگ هر دو به یک اندازه، به سلامت پاهای کودک آسیب می زنند. اندازه شدن کفش به پای کودک را به ماه های آینده واگذار نکنید.

* با توجه به تغییر و افزایش سایز پای دانش آموزان بر حسب ضرورت، کفش جدیدی تهیه کنید. منتظر جدا شدن کف کفش یا پاره شدن آن نباشید.

* قبل از خرید کفش مدرسه، به کف آن هم توجه کنید. اگر کف کفش صاف باشد، دانش آموز در حین بازی و ورزش در معرض خطر لیز خوردن خواهد بود. این خطر در روزهای بارانی شدیدتر است.

* اگر دانش آموزان دختر به کفش های پاشنه دار علاقه مندند، حداکثر پاشنه دو و نیم سانتی متری را به شما پیشنهاد می کنیم.

* کفش های با کفی و پاشنه بسیار نازک هم مورد تایید نیستند.

* بهتر است برای ساعت های ورزش دانش آموزان، کفش ورزشی جداگانه ای تهیه شود.

کفش نامناسب چگونه کفشی است؟

- کف کفش انعطاف پذیری بیش از حد دارد که منجر به پیچ خوردگی پا می شود.

- پاشنه های باریک مناسب نیست، چون کم بودن سطح اتکای پاشنه از عوامل تشدیدکننده خطر پیچ خوردگی پاست و نباید از آنها در محیط هایی نظیر مدرسه برای دویدن و بالا رفتن از پله استفاده شود.

- کفش های پاشنه بلند و بدون پاشنه، هر کدام باعث اختلالاتی در راه رفتن دانش آموز شده و در مواردی باعث خستگی زودرس و فشار بر ستون فقرات و زانوها می شود.

- اگر کفه داخلی کفش از برجستگی مرکزی که پوشش دهنده قوس داخلی پا است برخوردار نباشد، قوس کف پا را در طول دوران رشد تنظیم نمی کند. در این صورت باید از کفی طبی برای تنظیم قوس کف پا استفاده شود.

- کفش نامناسب علاوه بر اینکه عوارض مختلفی برای دانش آموز در پی خواهد داشت، می تواند او را به انواع بیماری ها مانند میخچه، حساسیت های پوستی، دردهای مفصلی و اسکلتی مانند درد پاشنه و زانو، خستگی، داغی و سوزش پا و شیوع انواع ناهنجاری ها مثل انگشتان چکشی ، انگشت شصت کج، ناخن فرورفته، تاول، کف پای صاف، کف پای گود، پای پهن و احساس کمردرد مبتلا کند.

- اگر کفش بیش از حد بزرگ باشد، باعث فقدان تعادل در راه رفتن و زمین خوردن و بروز حادثه می شود از سوی دیگر کفش کوچک تر از اندازه پای دانش آموز، موجب فشردگی پنجه و ایجاد تاول و میخچه می گردد.

- وزن کفش ها نباید زیاد باشد. کفش سنگین ضمن اینکه خستگی دانش آموز را در پی دارد، پاهای او را هم خسته و زخمی می کند.

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:2 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ 11:24 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

دل بسپار به آتشی که نمی سوزاند "ابراهیم" را

و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
نهنگی که نمیخورد
"یونس" را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "

پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...!

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 19:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

 

این جزر و مد چیست که تا ماه می‌رود؟
دریای درد کیست که در چاه می‌رود؟
این سان که چرخ می‌گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می‌رود
گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده به اکراه می‌رود
آبستن عزای عظیمی است، کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحرگاه می‌رود
امشب فرو فتاده مگر ماه ازآسمان
یا آفتاب روی زمین راه می‌رود؟
در کوچه‌های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می‌رود
دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ای که در دل شب راه می‌رود
"قیصر امین پور"

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 22:5 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]


برای پدر و مادرهای نسل امروز، بسیار مهم است که فرزندانشان دوره تحصیل موفقی را پشت سر بگذارند، اما گاهی این خواسته به ضد خود تبدیل می‌شود و به نام تلاش برای موفقیت و باروری استعدادها، فشار روانی کاذبی بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود.

هیچ پدر و مادری به فرسودگی ذهن و روان فرزند خود افتخار نمی‌کند و نمی‌بالد. از هم پاشیدگی ذهن فرزند، مایه مباهات هیچ خانواده‌ای نیست، به ویژه وقتی تحمیل این فرسودگی و خستگی از ناحیه پدر و مادر باشد و به همین جا هم ختم نشود، یعنی به موازات این فرسایش، خستگی و تنش جسمی هم برای والدین به همراه داشته است.

فرزندان مجبورند در کلاس‌های متعددی حضور یابند، بی آن که تنوع این کلاس‌ها با درآمدهای خانواده، ظرفیت‌های ذهنی و روانی فرزند و دایره استعدادهایش هم‌خوانی داشته باشد. ما گاهی به نام علم‌آموزی یا هنر و ورزش‌آموزی، شبه علم، شبه هنر، شبه ورزش را به فرزندان خود تحمیل می‌کنیم و آنچه از این مزرعه سوخته درو می‌کنیم، خستگی و فرسودگی ذهن و جسم در خانواده است.

از طرفی وقتی رفتارهای نابهنجار در جامعه‌ای گسترش می‌یابد، به مرور زمان، افراد آن جامعه نسبت به رفتار شکل گرفته، بی‌تفاوت می‌شوند؛ بنابراین، آن رفتار، روند عادی شدن را به خود می‌گیرد. آن‌ها کم‌کم می‌پذیرند که این‌گونه رفتارها را نمی‌توان تغییر داد یا از بین بردن و کاهش آن با دشواری زیادی روبه‌رو است، اما علل شیوع این گونه رفتارهای افراطی در یک جامعه به چه عواملی مربوط است؟

دکتر سهیلا فرتاش، روان‌شناس تربیتی در گفت‌وگو با جام جم دراین‌باره می‌گوید: افراد در هر جامعه‌ای نیاز دارند که بین کار و تفریح، فضای تعادل و تناسبی را برقرار کنند. تناسب میان این دو مۆلفه، به تعادل روحی و روانی افراد منجر می‌شود. توجه کنید که در سنین کودکی و نوجوانی، کار بیشتر بر تکالیف درسی متمرکز می‌شود. بچه‌ها موظفند با درس خواندن، رفتن به مدرسه، انجام تکالیف درسی و تلاش و پشتکار خود، به موفقیت تحصیلی دست پیدا کنند، اما در بزرگ‌سالی، کار افراد همان شغل و حرفه آن‌هاست.

یافتن شغل و کسب درآمد مناسب، یکی از وظایف مهم در دوران بزرگ‌سالی محسوب می‌شود، اما این همه ماجرا نیست. افراد یک جامعه در مقابل کار، به تفریح نیز نیازمندند. تفریح، فشار و خستگی یک هفته کاری را تخلیه می‌کند و باعث ترمیم روح، ذهن و روان افراد می‌شود. فرد با پشت سر گذاشتن تفریحی مناسب، یک روز کاری جدید و سرشار از انرژی، خلاقیت و پشتکار را شروع می‌کند، اما اگر در جامعه‌ای تعادل الاکلنگی بین کار و تفریح برهم بخورد، شاهد پیامدهای اجتماعی ناخوشایند خواهیم بود.

افراد در هر جامعه‌ای نیاز دارند که بین کار و تفریح، فضای تعادل و تناسبی را برقرار کنند. تناسب میان این دو مۆلفه، به تعادل روحی و روانی افراد منجر می‌شود.

کتب درسی، برای هوش متوسط طراحی نشده است

به نظر می‌رسد در بحث آموزش و پرورش، حساسیت‌ها و توقعات والدین و متولیان جامعه رو به گسترش است. به طوری که بالا رفتن انتظارات از دانش‌آموز و الزامات روزافزون تحصیلی، آسیب‌های ناخوشایندی را بر دوش خانواده‌ها و از همه مهم‌تر بچه‌ها وارد می‌کند که پیامدهای آن در جامعه به‌وفوردیده می‌شود. دکتر فرتاش در این باره معتقد است: محتوای درسی که در کتاب‌های مدرسه به دانش‌آموزان ارائه می‌شود، فوق‌العاده سنگین است. به نظر می‌رسد در این زمینه پیش‌فرضی وجود دارد که همه بچه‌ها تیزهوشند.

به طور طبیعی در یک جامعه، بیشتر افراد هوش متوسط دارند و فقط 2 یا 3 درصد، در رده افراد بسیار باهوش یا کم‌هوش قرار می‌گیرند، بنابراین مخاطب اصلی مدارس ما در رده هوش متوسط قرار می‌گیرند، پس بهتر است سرمایه‌گذاری تحصیلی و پرورشی مناسب‌تری برای این قشر طراحی شود، اما متأسفانه محتوای دروس، آنقدر پیچیده و در سطح بالاست که فشار روانی زیادی روی بچه‌ها و حتی خانواده‌های آن‌ها وارد می‌کند. خستگی روانی از خواندن این کتب و آموزش آن، یکی از پیامدهای چشمگیر این سبک از آموزش است. وقتی کودک در مدرسه، متوجه این حجم سنگین از درس نمی‌شود، والدین مجبور به گرفتن معلم خصوصی و پرداخت هزینه‌های بالای آن می‌شوند.

از طرفی خانواده‌ها به خصوص در شهرهای بزرگ، با هزینه‌های سنگینی روبه‌رو هستند؛ هزینه‌هایی همچون مسکن، حمل و نقل، پوشاک، خوراک، مدرسه و نظایر آن که در این میان، استخدام معلم خصوصی، هزینه مازادی را بر دوش آن‌ها خواهد گذاشت. بنابر این، خانواده‌ها مجبورند زمان زیادی در بیرون از خانه به کار و تلاش بپردازند تا از عهده این مخارج برآیند. پس می‌توان انتظار داشت کفه ترازو به سمت کار می‌چرخد و تفریح در خانواده‌ها کم‌کم کاهش می‌یابد یا از بین می‌رود، زیرا تفریح، خود نیازمند هزینه است و این هزینه، بیشتر صرف امور دیگر خانه می‌شود.

كاربرد روانشناسی در آموزش

 

اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که با کاهش تفریحات سالم و افزایش فشار روانی، افراد جامعه به سمت رفتارهای نابهنجار دیگری کشیده می‌شوند تا بتوانند به لذت‌های کاذب دست پیدا کنند. به طور مثال، ما یک اختلال روانی به نام «پرخوری عصبی» داریم که در آن وقتی فرد، تحت فشار و استرس روانی قرار می‌گیرد، بدون آن که واقعاً گرسنه باشد، مقدار زیادی غذا می‌خورد و به دنبال آن، افزایش وزن را تجربه می‌کند.

این حجم زیاد غذا برای فرد، حکم لذتی زودگذر و آنی را دارد که به وسیله آن فشار روانی وارد شده بر خود را کاهش می‌دهد. این یک نمونه از مصادیق کسب شادی است. این گونه رفتارهای نامناسب مانند مسکنی است که فرد با خوردن آن در یک دوره، احساس لذت کرده، ولی در درازمدت تأثیر آن کاهش پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد اکنون مهم‌ترین علت رفتارهای نامناسب به خصوص در نوجوانان و کودکان، احساس فشار روانی ناشی از کار است که با تفریح و سرگرمی‌های زودگذر و نامناسب پر می‌شود.

اقتدار منطقی والدین، جایگزین فرزندسالاری

مهم‌ترین اهرمی که می‌توان به واسطه آن، جامعه‌ای سالم را پی‌ریزی کرد، سبک تربیتی والدین است. رفتار، پاسخ‌دهی و واکنش مناسب والدین نسبت به فرزند می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت و پرورش استعداد و خصایص کودک مۆثر باشد. فرزند، والدین خود را به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوی خود می‌بیند. او یاد می‌گیرد پدر و مادرش چگونه با یکدیگر برخورد می‌کنند و نسبت به رفتارهای او چه واکنشی از خود نشان می‌دهند.

دکتر فرتاش در این باره می‌گوید: یکی از مهم‌ترین ریشه‌های ایجاد رفتار نابهنجار، سبک تربیتی و حاکمیت فرزندپروری آسان‌گیر یا فرزندسالاری در خانواده‌هاست. از این رو آموختن جامعه‌پذیری به شکل صحیح یا پذیرفتن هنجارهای اجتماعی از زمان تولد، یکی از وظایف محوری والدین نسبت به بچه‌هاست، اما متأسفانه آنچه ما امروز شاهد آن هستیم، بیشتر گسترش سبک تربیتی فرزندسالاری است که در آن، حاکمان اصلی، فرزندان هستند.

مهم‌ترین اهرمی که می‌توان به واسطه آن، جامعه‌ای سالم را پی‌ریزی کرد، سبک تربیتی والدین است. رفتار، پاسخ‌دهی و واکنش مناسب والدین نسبت به فرزند می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت و پرورش استعداد و خصایص کودک مۆثر باشد. فرزند، والدین خود را به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوی خود می‌بیند.

 

پدر و مادر، توان و قدرت هدایت و جهت‌دهی رفتاری نسبت به فرزندان را از دست داده‌اند، بنابراین کودک از همان ابتدای زندگی، کنترل رفتارهایش را به دست خود می‌گیرد و در تصمیم‌ها، خودسرانه و بی‌اعتنا به دیدگاه‌های والدین عمل می‌کند. با گسترش چنین فضایی، پدر و مادر به این باور می‌رسند که آن‌ها فقط باید خدماتی را به فرزند خود ارائه دهند و کودک طبیعتاً یاد می‌گیرد که رئیس اصلی خانه، اوست و والدین در پشت سرش قرار می‌گیرند.

 

متأسفانه این روند تربیتی در جامعه ما امروز به‌وفور دیده می‌شود؛ روندی که کودک، قدرت تصمیم‌گیری و هدایت موثر را از سوی والدین نمی‌بیند و به مرور زمان به این نتیجه می‌رسد که والدین فقط حکم ارائه‌دهنده امکانات را داشته و اوست که باید هدایت خود را به دست گیرد، اوست که در منزل تصمیم نهایی را می‌گیرد. در این شرایط، وقتی بچه‌ها وارد جامعه می‌شوند، به جای این که با والدین خود همانندسازی کرده باشند، با همسالان خود همانندسازی می‌کنند. اگر یک گروه از همسالان برای کاهش فشار روانی به قلیان و سیگار، لباس نامناسب، آرایش زننده یا مدل موی غربی روی آورد، با آن‌ها یکی شده و از آن‌ها الگوبرداری می‌کند.

فردی می‌شود کاملاً شبیه به دوستان خود که هیچ هویت و پشتوانه‌ای قوی ندارد. در چنین شرایط بحرانی، پدر و مادر مانند افراد ضعیف در پشت او ایستاده‌اند و هیچ عکس‌العمل خاصی نسبت به تصمیم‌ها و رفتارهای فرزندشان از خود نشان نمی‌دهند. امروزه نظریه‌پردازان روان‌شناسی کودک بر این باورند که سبک تربیتی باید به سمت اقتدار منطقی سوق پیدا کند. سبکی که در آن، ضمن احترام به فرزند، والدین قاطعانه با اشتباهات آن‌ها برخورد می‌کنند و همیشه به عنوان الگوی تربیتی، جلوتر از بچه‌ها قرار می‌گیرند.

 مدیریت‌ كلاس‌، موانع‌ و راهبردها

 

تعادل هیجان و لذت دانش‌آموز در دستان معلم

آموزش و پرورش یکی از اهرم‌های قوی جامعه محسوب می‌شود. نحوه تدریس و آموزش معلمان در چگونگی به‌کارگیری استعدادها و نیازهای دانش‌آموزان، بسیار حائز اهمیت است.

دکتر فرتاش معتقد است: معلمان باید سعی کنند پرسش‌های امتحانی را در سطح متوسط کلاس مطرح کنند، زیرا مخاطب اصلی کلاس، دانش‌آموزانی باهوش متوسط هستند. از طرف دیگر، حجم سنگین کتب و پرسش‌ها باعث می‌شود که برخی بچه‌ها که هوش بالایی ندارند، عزت نفس پایینی را تجربه کرده یا در شکل شدیدتر، ترک تحصیل کنند. این کودکان حال بدی دارند و برای بالا بردن هیجان و احساس لذت خود، ممکن است دست به رفتارهای ناپسند اجتماعی بزنند.

در واقع وقتی ما تاکید زیادی روی بحث آموزش داشته باشیم، جایی برای پرورش باقی نمی‌ماند. از طرف دیگر، زمان بچه‌ها را نمی‌توان به دو قسمت تقسیم کرد، بنابراین معلم ریاضی، فیزیک یا شیمی باید هم آموزش دهد و هم به پرورش دانش‌آموزان بپردازد، زیرا برخی بچه‌ها دبیر شیمی و برخی دبیر ریاضی را می‌پسندند و اگر فقط یک متولی برای آموزش یا پرورش وجود داشته باشد، شاید بچه‌ها ارتباط لازم را با آن دبیر برقرار نکنند و نیاز آن‌ها برآورده نشود.

حجم بالای کتب نیز به پایین آوردن درجه شادی، لذت و اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان کمک می‌کند که در نهایت ما شاهد آنیم که فرزندان جوان یک کشور به سمت رفتارهای ناپسند و نامعقولی کشیده می‌شوند تا بتوانند حرمت نفس و هیجان از دست رفته خود را بازگردانند.(منبع:تبیان)


[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 10:7 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

   

           

           


خانه های قدیمی را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است
همه چیز عمر دارد ، حرف دارد ، برکت دارد

هنوز حیاط هست ، حوض است، کوزه هست
قناری می خواند ، ماهی شنا می کند
دیوارهای اتاق های کوچک ، مهمان جمعیتی زیاد است
سفره ها گسترده اند ، نه دو نفره ، نه چهار نفره
صدای پیرها شنیده می شود، حضورشان برکت خانه است
کوزه ها مملو از ترشی ، دیگ کوچک مفهومی ندارد
نذری پزان به راه ، همسایه حق به گردن دارد
دست ها صدا دارد ، درختان نفس می کشند
باغچه هنوز آرزو نشده ، زیرزمین انباری نیست
حیاط را بالکن نمی خوانند، پنجره فقط در نقاشی ها نیست
باران در خانه می بارد
ایوان زیر حصیر
چایی همیشه دم است ، روی سماور ، توی قوری
در خانه همیشه باز است
مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد
غذاها ساده و خانگی است ، بویش نیازی به هود ندارد
عطرش تا هفت خانه می رود
کسی نان خشکه ندارد ، نان برکت سفره است
مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند
دلخوری ها مشاوره نمی خواهد
دوستی ها حساب و کتاب ندارد
سلام ها اینقدر معنا ندارد ، سلام گرگی وجود ندارد
افسردگی بیماری نایابی است
گلدان ها در خانه اسیر نیستند
درخت یاس هنوز هست ، بوی یاس از شیشه های عطر نمی آید
دست پدر همیشه پر است
خانه همیشه شسته
خاک اینجا نمی ماند
همه چیز زنده است
حتی اگر آن خانه
…..سال های سال متروکه مانده باشد

[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 15:34 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه