[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:7 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

یک راه حل برای مواقعی که پاسخ سوال کودک را نمی‌دانیم؛ یا نمی‌دانیم چه طور به او توضیح دهیم؛ این است که اول، از خودش بپرسیم؛ یعنی وقتی کودک پرسید؛ من چه گونه به وجود آمده‌ام؟ یا کارکرد فلان وسیله، به چه صورت است؟ از او بپرسیم؛ تو چه فکر می‌کنی؟ اگر پاسخ او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوییم؛ آفرین، همین درست است.

پاسخ ما و کلمات و جملاتی که استفاده می‌کنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی و رشد کودک باشد تا بتواند کمک کننده باشد. دادن توضیح اضافی و حاشیه‌پردازی، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمی‌کند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودک‌مان را بدانیم؛ سپس می‌توانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر می‌کنی؟ به این دلیل که کودک، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمی‌آید.

وقتی پاسخ سوالی را نمی‌دانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمی‌دانم ولی به دنبال یافتن پاسخش می‌روم. می‌توانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوه‌ی پاسخ‌یابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوال‌ها را به کودک یاد می‌دهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی می‌شود؛ ضمن این‌که کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخ‌های موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا می‌شود.

گاهی اوقات، با وجود این‌که  پاسخ سوال را می‌دانیم؛ نباید پاسخ آماده به کودک بدهیم. دادن پاسخ‌های آماده به کودک، جلوی خلاقیت او را می‌گیرد. برای رشد خلاقیت، کودک باید در شرایط مشکل و شَک قرار بگیرد؛ بنابراین بهتر است بعضی وقت‌ها، به او بگوییم: من هم نمی‌دانم، توچه فکر می‌کنی؟ به نظر تو چه گونه است؟ این مطلب یا کتاب را بخوان؛ بعد با هم درباره‌ی آن بحث می‌کنیم.

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:6 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

1- رویه کفش: رویه کفش باید چرمی و دارای انعطاف پذیری متوسط باشد. رویه، نباید خیلی خشک و خیلی نرم باشد و باید دارای بند یا چسب باشد تا هنگامی که بر اثر پوشش مکرر و گرمای پا، تغییر شکل می دهد با تنظیم بندهای آن بتوان استحکام دیواره های کفش را تنظیم کرد.

۲- پنجه کفش: پنجه کفش باید پهن باشد، به گونه ای که انگشتان دچار فشردگی نشوند، زیرا انحراف انگشتان از کودکی و نوجوانی با پوشیدن کفش های بسیار تنگ به وجود می آید که منجر به تغییر قوس کف پا می شود.

۳- پاشنه کفش: پاشنه پا محل شایعی برای تغییر در اندام تحتانی است. دو لایه بودن و قوام دار بودن پاشنه کفش، دو خصوصیت کفش مناسب می باشد که از انحراف پاشنه در جهت داخل و خارج جلوگیری می کند. کفش مناسب باید در قسمت پاشنه ارتفاع ۲ سانتی متر و در قسمت پنجه ارتفاع ۵/۱ سانتی متر داشته باشد.

۴- کف کفش: کف کفش باید ضمن انعطاف پذیری، دارای استحکام باشد تا به عنوان ضربه گیر عمل کند، زیرا کف خشک کفش ضربه را مستقیما به مفاصل و ستون فقرات وارد می کند.

والدین باید درموقع خرید کفش مدرسه به چه نکاتی توجه کنند

* هرگز برای خرید کفش مدرسه، بدون حضور کودک‌تان اقدام نکنید. حتما در هنگام خرید کفش، کودکتان باید هر دو لنگه کفش را امتحان کند.

* روزی را برای خرید کفش مدرسه کودکتان انتخاب کنید که صبر و فرصت کافی دارید.

* سکوت کودکان در هنگام به پا کردن کفش را به معنای مناسب بودن آن فرض نکنید.

* از کودک بخواهید با کفش چند قدمی راه برود. به نحوه راه رفتن او دقت کنید.

* بهتر است در حالت ایستاده کودکتان، بین انگشت بزرگ پای او و نوک کفش به اندازه ضخامت انگشت شصت دستتان فاصله باشد.

* خرید کفش های بزرگ و نیز خرید کفش تنگ هر دو به یک اندازه، به سلامت پاهای کودک آسیب می زنند. اندازه شدن کفش به پای کودک را به ماه های آینده واگذار نکنید.

* با توجه به تغییر و افزایش سایز پای دانش آموزان بر حسب ضرورت، کفش جدیدی تهیه کنید. منتظر جدا شدن کف کفش یا پاره شدن آن نباشید.

* قبل از خرید کفش مدرسه، به کف آن هم توجه کنید. اگر کف کفش صاف باشد، دانش آموز در حین بازی و ورزش در معرض خطر لیز خوردن خواهد بود. این خطر در روزهای بارانی شدیدتر است.

* اگر دانش آموزان دختر به کفش های پاشنه دار علاقه مندند، حداکثر پاشنه دو و نیم سانتی متری را به شما پیشنهاد می کنیم.

* کفش های با کفی و پاشنه بسیار نازک هم مورد تایید نیستند.

* بهتر است برای ساعت های ورزش دانش آموزان، کفش ورزشی جداگانه ای تهیه شود.

کفش نامناسب چگونه کفشی است؟

- کف کفش انعطاف پذیری بیش از حد دارد که منجر به پیچ خوردگی پا می شود.

- پاشنه های باریک مناسب نیست، چون کم بودن سطح اتکای پاشنه از عوامل تشدیدکننده خطر پیچ خوردگی پاست و نباید از آنها در محیط هایی نظیر مدرسه برای دویدن و بالا رفتن از پله استفاده شود.

- کفش های پاشنه بلند و بدون پاشنه، هر کدام باعث اختلالاتی در راه رفتن دانش آموز شده و در مواردی باعث خستگی زودرس و فشار بر ستون فقرات و زانوها می شود.

- اگر کفه داخلی کفش از برجستگی مرکزی که پوشش دهنده قوس داخلی پا است برخوردار نباشد، قوس کف پا را در طول دوران رشد تنظیم نمی کند. در این صورت باید از کفی طبی برای تنظیم قوس کف پا استفاده شود.

- کفش نامناسب علاوه بر اینکه عوارض مختلفی برای دانش آموز در پی خواهد داشت، می تواند او را به انواع بیماری ها مانند میخچه، حساسیت های پوستی، دردهای مفصلی و اسکلتی مانند درد پاشنه و زانو، خستگی، داغی و سوزش پا و شیوع انواع ناهنجاری ها مثل انگشتان چکشی ، انگشت شصت کج، ناخن فرورفته، تاول، کف پای صاف، کف پای گود، پای پهن و احساس کمردرد مبتلا کند.

- اگر کفش بیش از حد بزرگ باشد، باعث فقدان تعادل در راه رفتن و زمین خوردن و بروز حادثه می شود از سوی دیگر کفش کوچک تر از اندازه پای دانش آموز، موجب فشردگی پنجه و ایجاد تاول و میخچه می گردد.

- وزن کفش ها نباید زیاد باشد. کفش سنگین ضمن اینکه خستگی دانش آموز را در پی دارد، پاهای او را هم خسته و زخمی می کند.

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 23:2 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ 11:24 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

دل بسپار به آتشی که نمی سوزاند "ابراهیم" را

و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
نهنگی که نمیخورد
"یونس" را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "

پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...!

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 19:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

 

این جزر و مد چیست که تا ماه می‌رود؟
دریای درد کیست که در چاه می‌رود؟
این سان که چرخ می‌گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می‌رود
گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده به اکراه می‌رود
آبستن عزای عظیمی است، کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحرگاه می‌رود
امشب فرو فتاده مگر ماه ازآسمان
یا آفتاب روی زمین راه می‌رود؟
در کوچه‌های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می‌رود
دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ای که در دل شب راه می‌رود
"قیصر امین پور"

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 22:5 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]


برای پدر و مادرهای نسل امروز، بسیار مهم است که فرزندانشان دوره تحصیل موفقی را پشت سر بگذارند، اما گاهی این خواسته به ضد خود تبدیل می‌شود و به نام تلاش برای موفقیت و باروری استعدادها، فشار روانی کاذبی بر خانواده‌ها تحمیل می‌شود.

هیچ پدر و مادری به فرسودگی ذهن و روان فرزند خود افتخار نمی‌کند و نمی‌بالد. از هم پاشیدگی ذهن فرزند، مایه مباهات هیچ خانواده‌ای نیست، به ویژه وقتی تحمیل این فرسودگی و خستگی از ناحیه پدر و مادر باشد و به همین جا هم ختم نشود، یعنی به موازات این فرسایش، خستگی و تنش جسمی هم برای والدین به همراه داشته است.

فرزندان مجبورند در کلاس‌های متعددی حضور یابند، بی آن که تنوع این کلاس‌ها با درآمدهای خانواده، ظرفیت‌های ذهنی و روانی فرزند و دایره استعدادهایش هم‌خوانی داشته باشد. ما گاهی به نام علم‌آموزی یا هنر و ورزش‌آموزی، شبه علم، شبه هنر، شبه ورزش را به فرزندان خود تحمیل می‌کنیم و آنچه از این مزرعه سوخته درو می‌کنیم، خستگی و فرسودگی ذهن و جسم در خانواده است.

از طرفی وقتی رفتارهای نابهنجار در جامعه‌ای گسترش می‌یابد، به مرور زمان، افراد آن جامعه نسبت به رفتار شکل گرفته، بی‌تفاوت می‌شوند؛ بنابراین، آن رفتار، روند عادی شدن را به خود می‌گیرد. آن‌ها کم‌کم می‌پذیرند که این‌گونه رفتارها را نمی‌توان تغییر داد یا از بین بردن و کاهش آن با دشواری زیادی روبه‌رو است، اما علل شیوع این گونه رفتارهای افراطی در یک جامعه به چه عواملی مربوط است؟

دکتر سهیلا فرتاش، روان‌شناس تربیتی در گفت‌وگو با جام جم دراین‌باره می‌گوید: افراد در هر جامعه‌ای نیاز دارند که بین کار و تفریح، فضای تعادل و تناسبی را برقرار کنند. تناسب میان این دو مۆلفه، به تعادل روحی و روانی افراد منجر می‌شود. توجه کنید که در سنین کودکی و نوجوانی، کار بیشتر بر تکالیف درسی متمرکز می‌شود. بچه‌ها موظفند با درس خواندن، رفتن به مدرسه، انجام تکالیف درسی و تلاش و پشتکار خود، به موفقیت تحصیلی دست پیدا کنند، اما در بزرگ‌سالی، کار افراد همان شغل و حرفه آن‌هاست.

یافتن شغل و کسب درآمد مناسب، یکی از وظایف مهم در دوران بزرگ‌سالی محسوب می‌شود، اما این همه ماجرا نیست. افراد یک جامعه در مقابل کار، به تفریح نیز نیازمندند. تفریح، فشار و خستگی یک هفته کاری را تخلیه می‌کند و باعث ترمیم روح، ذهن و روان افراد می‌شود. فرد با پشت سر گذاشتن تفریحی مناسب، یک روز کاری جدید و سرشار از انرژی، خلاقیت و پشتکار را شروع می‌کند، اما اگر در جامعه‌ای تعادل الاکلنگی بین کار و تفریح برهم بخورد، شاهد پیامدهای اجتماعی ناخوشایند خواهیم بود.

افراد در هر جامعه‌ای نیاز دارند که بین کار و تفریح، فضای تعادل و تناسبی را برقرار کنند. تناسب میان این دو مۆلفه، به تعادل روحی و روانی افراد منجر می‌شود.

کتب درسی، برای هوش متوسط طراحی نشده است

به نظر می‌رسد در بحث آموزش و پرورش، حساسیت‌ها و توقعات والدین و متولیان جامعه رو به گسترش است. به طوری که بالا رفتن انتظارات از دانش‌آموز و الزامات روزافزون تحصیلی، آسیب‌های ناخوشایندی را بر دوش خانواده‌ها و از همه مهم‌تر بچه‌ها وارد می‌کند که پیامدهای آن در جامعه به‌وفوردیده می‌شود. دکتر فرتاش در این باره معتقد است: محتوای درسی که در کتاب‌های مدرسه به دانش‌آموزان ارائه می‌شود، فوق‌العاده سنگین است. به نظر می‌رسد در این زمینه پیش‌فرضی وجود دارد که همه بچه‌ها تیزهوشند.

به طور طبیعی در یک جامعه، بیشتر افراد هوش متوسط دارند و فقط 2 یا 3 درصد، در رده افراد بسیار باهوش یا کم‌هوش قرار می‌گیرند، بنابراین مخاطب اصلی مدارس ما در رده هوش متوسط قرار می‌گیرند، پس بهتر است سرمایه‌گذاری تحصیلی و پرورشی مناسب‌تری برای این قشر طراحی شود، اما متأسفانه محتوای دروس، آنقدر پیچیده و در سطح بالاست که فشار روانی زیادی روی بچه‌ها و حتی خانواده‌های آن‌ها وارد می‌کند. خستگی روانی از خواندن این کتب و آموزش آن، یکی از پیامدهای چشمگیر این سبک از آموزش است. وقتی کودک در مدرسه، متوجه این حجم سنگین از درس نمی‌شود، والدین مجبور به گرفتن معلم خصوصی و پرداخت هزینه‌های بالای آن می‌شوند.

از طرفی خانواده‌ها به خصوص در شهرهای بزرگ، با هزینه‌های سنگینی روبه‌رو هستند؛ هزینه‌هایی همچون مسکن، حمل و نقل، پوشاک، خوراک، مدرسه و نظایر آن که در این میان، استخدام معلم خصوصی، هزینه مازادی را بر دوش آن‌ها خواهد گذاشت. بنابر این، خانواده‌ها مجبورند زمان زیادی در بیرون از خانه به کار و تلاش بپردازند تا از عهده این مخارج برآیند. پس می‌توان انتظار داشت کفه ترازو به سمت کار می‌چرخد و تفریح در خانواده‌ها کم‌کم کاهش می‌یابد یا از بین می‌رود، زیرا تفریح، خود نیازمند هزینه است و این هزینه، بیشتر صرف امور دیگر خانه می‌شود.

كاربرد روانشناسی در آموزش

 

اما نکته‌ای که در اینجا وجود دارد این است که با کاهش تفریحات سالم و افزایش فشار روانی، افراد جامعه به سمت رفتارهای نابهنجار دیگری کشیده می‌شوند تا بتوانند به لذت‌های کاذب دست پیدا کنند. به طور مثال، ما یک اختلال روانی به نام «پرخوری عصبی» داریم که در آن وقتی فرد، تحت فشار و استرس روانی قرار می‌گیرد، بدون آن که واقعاً گرسنه باشد، مقدار زیادی غذا می‌خورد و به دنبال آن، افزایش وزن را تجربه می‌کند.

این حجم زیاد غذا برای فرد، حکم لذتی زودگذر و آنی را دارد که به وسیله آن فشار روانی وارد شده بر خود را کاهش می‌دهد. این یک نمونه از مصادیق کسب شادی است. این گونه رفتارهای نامناسب مانند مسکنی است که فرد با خوردن آن در یک دوره، احساس لذت کرده، ولی در درازمدت تأثیر آن کاهش پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد اکنون مهم‌ترین علت رفتارهای نامناسب به خصوص در نوجوانان و کودکان، احساس فشار روانی ناشی از کار است که با تفریح و سرگرمی‌های زودگذر و نامناسب پر می‌شود.

اقتدار منطقی والدین، جایگزین فرزندسالاری

مهم‌ترین اهرمی که می‌توان به واسطه آن، جامعه‌ای سالم را پی‌ریزی کرد، سبک تربیتی والدین است. رفتار، پاسخ‌دهی و واکنش مناسب والدین نسبت به فرزند می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت و پرورش استعداد و خصایص کودک مۆثر باشد. فرزند، والدین خود را به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوی خود می‌بیند. او یاد می‌گیرد پدر و مادرش چگونه با یکدیگر برخورد می‌کنند و نسبت به رفتارهای او چه واکنشی از خود نشان می‌دهند.

دکتر فرتاش در این باره می‌گوید: یکی از مهم‌ترین ریشه‌های ایجاد رفتار نابهنجار، سبک تربیتی و حاکمیت فرزندپروری آسان‌گیر یا فرزندسالاری در خانواده‌هاست. از این رو آموختن جامعه‌پذیری به شکل صحیح یا پذیرفتن هنجارهای اجتماعی از زمان تولد، یکی از وظایف محوری والدین نسبت به بچه‌هاست، اما متأسفانه آنچه ما امروز شاهد آن هستیم، بیشتر گسترش سبک تربیتی فرزندسالاری است که در آن، حاکمان اصلی، فرزندان هستند.

مهم‌ترین اهرمی که می‌توان به واسطه آن، جامعه‌ای سالم را پی‌ریزی کرد، سبک تربیتی والدین است. رفتار، پاسخ‌دهی و واکنش مناسب والدین نسبت به فرزند می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت و پرورش استعداد و خصایص کودک مۆثر باشد. فرزند، والدین خود را به عنوان اولین و مهم‌ترین الگوی خود می‌بیند.

 

پدر و مادر، توان و قدرت هدایت و جهت‌دهی رفتاری نسبت به فرزندان را از دست داده‌اند، بنابراین کودک از همان ابتدای زندگی، کنترل رفتارهایش را به دست خود می‌گیرد و در تصمیم‌ها، خودسرانه و بی‌اعتنا به دیدگاه‌های والدین عمل می‌کند. با گسترش چنین فضایی، پدر و مادر به این باور می‌رسند که آن‌ها فقط باید خدماتی را به فرزند خود ارائه دهند و کودک طبیعتاً یاد می‌گیرد که رئیس اصلی خانه، اوست و والدین در پشت سرش قرار می‌گیرند.

 

متأسفانه این روند تربیتی در جامعه ما امروز به‌وفور دیده می‌شود؛ روندی که کودک، قدرت تصمیم‌گیری و هدایت موثر را از سوی والدین نمی‌بیند و به مرور زمان به این نتیجه می‌رسد که والدین فقط حکم ارائه‌دهنده امکانات را داشته و اوست که باید هدایت خود را به دست گیرد، اوست که در منزل تصمیم نهایی را می‌گیرد. در این شرایط، وقتی بچه‌ها وارد جامعه می‌شوند، به جای این که با والدین خود همانندسازی کرده باشند، با همسالان خود همانندسازی می‌کنند. اگر یک گروه از همسالان برای کاهش فشار روانی به قلیان و سیگار، لباس نامناسب، آرایش زننده یا مدل موی غربی روی آورد، با آن‌ها یکی شده و از آن‌ها الگوبرداری می‌کند.

فردی می‌شود کاملاً شبیه به دوستان خود که هیچ هویت و پشتوانه‌ای قوی ندارد. در چنین شرایط بحرانی، پدر و مادر مانند افراد ضعیف در پشت او ایستاده‌اند و هیچ عکس‌العمل خاصی نسبت به تصمیم‌ها و رفتارهای فرزندشان از خود نشان نمی‌دهند. امروزه نظریه‌پردازان روان‌شناسی کودک بر این باورند که سبک تربیتی باید به سمت اقتدار منطقی سوق پیدا کند. سبکی که در آن، ضمن احترام به فرزند، والدین قاطعانه با اشتباهات آن‌ها برخورد می‌کنند و همیشه به عنوان الگوی تربیتی، جلوتر از بچه‌ها قرار می‌گیرند.

 مدیریت‌ كلاس‌، موانع‌ و راهبردها

 

تعادل هیجان و لذت دانش‌آموز در دستان معلم

آموزش و پرورش یکی از اهرم‌های قوی جامعه محسوب می‌شود. نحوه تدریس و آموزش معلمان در چگونگی به‌کارگیری استعدادها و نیازهای دانش‌آموزان، بسیار حائز اهمیت است.

دکتر فرتاش معتقد است: معلمان باید سعی کنند پرسش‌های امتحانی را در سطح متوسط کلاس مطرح کنند، زیرا مخاطب اصلی کلاس، دانش‌آموزانی باهوش متوسط هستند. از طرف دیگر، حجم سنگین کتب و پرسش‌ها باعث می‌شود که برخی بچه‌ها که هوش بالایی ندارند، عزت نفس پایینی را تجربه کرده یا در شکل شدیدتر، ترک تحصیل کنند. این کودکان حال بدی دارند و برای بالا بردن هیجان و احساس لذت خود، ممکن است دست به رفتارهای ناپسند اجتماعی بزنند.

در واقع وقتی ما تاکید زیادی روی بحث آموزش داشته باشیم، جایی برای پرورش باقی نمی‌ماند. از طرف دیگر، زمان بچه‌ها را نمی‌توان به دو قسمت تقسیم کرد، بنابراین معلم ریاضی، فیزیک یا شیمی باید هم آموزش دهد و هم به پرورش دانش‌آموزان بپردازد، زیرا برخی بچه‌ها دبیر شیمی و برخی دبیر ریاضی را می‌پسندند و اگر فقط یک متولی برای آموزش یا پرورش وجود داشته باشد، شاید بچه‌ها ارتباط لازم را با آن دبیر برقرار نکنند و نیاز آن‌ها برآورده نشود.

حجم بالای کتب نیز به پایین آوردن درجه شادی، لذت و اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان کمک می‌کند که در نهایت ما شاهد آنیم که فرزندان جوان یک کشور به سمت رفتارهای ناپسند و نامعقولی کشیده می‌شوند تا بتوانند حرمت نفس و هیجان از دست رفته خود را بازگردانند.(منبع:تبیان)


[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 10:7 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

   

           

           


خانه های قدیمی را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است
همه چیز عمر دارد ، حرف دارد ، برکت دارد

هنوز حیاط هست ، حوض است، کوزه هست
قناری می خواند ، ماهی شنا می کند
دیوارهای اتاق های کوچک ، مهمان جمعیتی زیاد است
سفره ها گسترده اند ، نه دو نفره ، نه چهار نفره
صدای پیرها شنیده می شود، حضورشان برکت خانه است
کوزه ها مملو از ترشی ، دیگ کوچک مفهومی ندارد
نذری پزان به راه ، همسایه حق به گردن دارد
دست ها صدا دارد ، درختان نفس می کشند
باغچه هنوز آرزو نشده ، زیرزمین انباری نیست
حیاط را بالکن نمی خوانند، پنجره فقط در نقاشی ها نیست
باران در خانه می بارد
ایوان زیر حصیر
چایی همیشه دم است ، روی سماور ، توی قوری
در خانه همیشه باز است
مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد
غذاها ساده و خانگی است ، بویش نیازی به هود ندارد
عطرش تا هفت خانه می رود
کسی نان خشکه ندارد ، نان برکت سفره است
مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند
دلخوری ها مشاوره نمی خواهد
دوستی ها حساب و کتاب ندارد
سلام ها اینقدر معنا ندارد ، سلام گرگی وجود ندارد
افسردگی بیماری نایابی است
گلدان ها در خانه اسیر نیستند
درخت یاس هنوز هست ، بوی یاس از شیشه های عطر نمی آید
دست پدر همیشه پر است
خانه همیشه شسته
خاک اینجا نمی ماند
همه چیز زنده است
حتی اگر آن خانه
…..سال های سال متروکه مانده باشد

[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 15:34 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

  • به برچسب روی بازی ها که با حروف (RP.ESRB. EG,AO,T, E, M) مشخص می شوند، توجه کنید. این برچسب ها و حروف، طبقه بندی بازی ها را بر حسب محتوا و سن افراد نشان می دهد. مثلاً حرف AO نشانه ای این است که اطفال مطلقاً اجازه ی چنین بازی ای را ندارند و بازی مربوطه دارای درجات زیادی از خشونت و کشتار و یا صحنه های جنسی و یا الفاظ ناشایست و رکیک است (طبیعی است که این برچسب ها بر اساس فرهنگ کشور سازنده تهیه شده، اما در نبود کنترل و نظارت در جامعه ی ما در نبود کنترل و نظارت در جامعه ی ما، استفاده از همین سیستم طبقه بندی هم مفید و ارزشمند است).
  • اگر به زبان خارجی و اینترنت آشنایی ندارید از فروشنده ی بازی درباره ی محتوا و کیفیت و نوع بازی اطلاعات لازم را کسب کنید. قبل از استفاده ی فرزندتان نیز محتوای بازی را مشاهده و ارزیابی کنید و ببینید با سن فرزندتان، روحیات او، نگرش تربیتی شما، و فرهنگ جامعه فاصله و مغایرت زیاد نداشته باشد.
  • از تهیه ی بازی هایی با مضمون قتل و خون ریزی پرهیز کنید. ترجیحاً از بازی هایی استقبال کنید که روش حل مسائل را می آموزند، قدرت تصمیم گیری درباره ی مسائل اجتماعی می دهند و خلاقیت فرزندتان را تقویت می کنند (یعنی چیزهایی بیش از کشتن و زدن و گریختن دارند).
  • درباره ی محتوای بازی ها با فرزندتان صحبت کنید و دلیل عدم موافقت خود را با فلان بازی به او توضیح دهید. توجه داشته باشید که فرزندان شما دائم در حال تبادل بازی ها با دوستان خود هستند و در خارج از منزل هم امکان بازی کامپیوتری دارند. امروزه در ایران نوجوانان بسیاری در کلوپ های بازی ازدحام می کنند (حتی در اوقات مورد انتظار برای درس و مطالعه مثل سَرِ صبح) که پدیده ای قابل تأمل است و آسیب شناسی و طبعاً مراقبت های خاص خود را دارد.
  • زمان بازی را دقیقاً مشخص کنید (از ساعت....تا....)/ زمان بازی بیشتر از یک ساعت در روز نباشد.
  • قبل از انجام بازی، الزاماً باید تکالیف درس و مسئولیت های دیگر انجام شده باشد.
  • نشانه های هشدار وابستگی به بازی را (که قبلاً آمد) جستجو کنید. اگر بازی حالت وسواس و افراطی به خود گرفته، قبل از آن که همه چیز از کنترل خارج شود آن را متوقف کنید.
  • ترجیحاً در اتاق فرزندان تان کامپیوتر و بازی ویدیویی نگذارید. کامپیوتر و بازی ویدیویی در جایی قرار گیرد که قابل نظارت باشد.
  • قضاوت و نظر اطرافیان درباره ی بازی کامپیوتریِ فرزندتان، شاید کاملاً موافق شما نباشد؛ شما در این باره اصول و نظر خود را اعمال کنید

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 11:51 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 20:11 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 20:9 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 19:58 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

عبد الحمید الفاضل” پژوهشگر و محقق علوم ریاضی از امارات گفت
که صدای اذان در کره زمین در تمام شبانه روز قطع نمی شود
و در هر منطقه ای به پایان برسد
بلافاصله                                             در جای دیگری آغاز می شود.
به نوشته پایگاه خبری عرب آنلاین،
وی توضیح داد که گفتن اذان ۴ دقیقه زمان لازم دارد
و زمین دارای ۳۶۰ خط فرضی از قطب شمال به قطب جنوب است
که معادل ۳۶۰ درجه است.
هنگامی که برای مثال ظهر شرعی درخط ۱ شروع می شود،
۴ دقیقه طول می کشد تا ظهر شرعی در خط ۲ شروع شود
و این مدت معادل زمانیست که در خط یک اذان گفته می شود.
به این ترتیب ۳۶۰ ضربدر ۴ می شود ۱۴۴۰ دقیقه
که معادل ۲۴ ساعت است.

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 19:56 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 19:53 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

مـــــــاه برکت زِ آسمان می آید

صوت خوش قرآن و اذان می آید

تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه

تبریــک،بهار رمضــــــان می آید

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 20:18 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

در قرآن در آيه 16 و 17 حشر، عاقبت منافقان را اين گونه مثال زده است:

كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلاِْنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّى بَرِي‏ءٌ مِّنكَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ - فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِى النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَ ذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ؛

كار آنها (منافقان) همچون شيطان است كه به انسان گفت: كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم) امّا وقتى كه كافر شد گفت: من از تو بيزارم، من از خداوندى كه پروردگار جهانيان است بيم دارم - سرانجام كار شيطان و انسان پيرو شيطان اين شد كه هر دو در آتش دوزخند، جاودانه در آن می مانند و اين است كيفر ستمكاران.

جمعى از مفسران و محدثان در ذيل اين آيه داستان برصيصاى عابد را ذكر كرده كه عاقبت شيطان و پيروان شيطان را مجسم مى‏كند، و اين داستان چنين است:

در ميان بنى اسرائيل عابد و راهبى به نام برصيصا بود. سال‏هاى بسيار به عبادت خدا اشتغال داشت، و آن چنان در پيشگاه خدا داراى مقام و منزلت شد كه حتى بيماران روانى را درمان مى‏كرد، مردم بيماران خود را نزد او مى‏آوردند و با دعاى او شفا می يافتند. روزى زن جوانى از يك خاندان با شخصيت را كه بيمارى روانى پيدا كرده بود، برادرانش نزد برصيصا آوردند و بنا شد مدتى در آن جا بماند تا شفا يابد.

شيطان وسوسه گر در آن جا ظاهر شد و آن قدر آن زن را در نظر برصيصا زينت داد كه او فريفته شد و به او تجاوز كرد، پس از مدتى آن زن باردار شد، برصيصا ديد كه نزديك است آبرويش برود، باز گول شيطان را خورد، و آن زن را كشت و جنازه‏ اش را در گوشه ‏اى از بيابان دفن كرد.

شيطان اين موضوع را فاش ساخت، و برادرانش از اين حادثه رنج آور با اطلاع شدند، اين خبر شايع شد و در تمام شهر پيچيد، و به گوش حاكم رسيد، حاكم با گروهى از مردم به بررسى پرداختند، عابد اقرار به گناه كرد، پس از آن كه وقوع جنايت براى آن‏ها ثابت شد، حاكم حكم اعدام برصيصا را صادر كرد، مأموران همراه ازدحام جمعيت، عابد را به پاى دار آوردند و او را به بالاى چوبه دار كشيدند، در اين هنگام شيطان در نظر عابد مجسم شد و گفت: اين من بودم كه تو را تا اين جا كشيدم، اكنون نيز می توانم موجب نجات تو شوم.

عابد گفت: چه كنم تا نجات يابم؟

شيطان گفت: هرگاه يك سجده براى من كنى، كافى است.

عابد گفت: من كه در اين جا نمی ‏توانم سجده كنم.

شيطان گفت: با اشاره سجده كن، او با اشاره، شيطان را سجده كرد و همان دم دار را كشيدند و جان سپرد و در حال كفر از دنيا رفت. دو آيه مذكور به اين مطلب اشاره مى‏كند.

اين است سرنوشت كسانى كه به پيروى از شيطان ادامه مى‏دهند و با منافقان همنشين و همسو می ‏گردند.

[ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 ] [ 15:52 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

ساده لباس بپوش! ساده راه برو!
اما در برخورد با دیگران ساده نباش!!
زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند!
برای درهم شکستن غرورت!!!

مرحوم حسین پناهی

ساده که باشی پشت حرف‌های آدم‌ها دنبال منظور نمی‌گردی، برای جواب دادن به آدم‌ها  دنبال هدف نمی‌گردی. ساده که باشی برای سلام دادن به آدم‌ها مشتاقانه چشمت دنبالشان می‌دود. ساده که باشی همیشه به دیگری حق می‌دهی. خودت خودت را توجیه می‌کنی… شاید ناراحت بوده، شاید مشکلی داشته. اصلا  شاید حق با او باشد. حالا چه اهمیتی دارد؟ این‌ها حرف‌هایی است که به خودت می‌گویی تا زودتر ناراحتی‌ات را فراموش کنی، تا نخواهی کسی را از دست بدهی…ساده که باشی زود به زود دلت برای آدم‌ها تنگ می‌شود. برای آن‌هایی که راحت با تو سرد می‌شوند. برای آن‌ها که بارها بخشیده‌ای و به روی خودت نیاورده‌ای، برای آن‌ها که عوض کارهاشان گله کنی بدهکار می‌شوی… ساده که باشی بچه بازی‌ها را یادت می‌رود، اما خوبی‌ها را فراموش نمی‌کنی. دوست داری خاطره‌های خوب را، عزیز نگه داری. …

[ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 ] [ 15:41 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

"سلامت علیه سلامت" در شبکه‌های ماهواره‌ای


به تازگی شبکه‌های ماهواره‌ای، تاکتیک تازه‌ای را برای فروش بیشتر محصولات مرتبط با حوزه سلامت در پیش گرفته‌اند و در این تاکتیک تلاش می‌کنند با استفاده از علاقه مخاطبان به مباحثی مانند لاغری و زیبایی برای فروش محصولات خود و جذب مخاطبان بیشتر امتیازاتی مانند ارسال رایگان، هدایای ویژه و همچنین اشتراک 6 تا یک ماهه محصولات خود و مواردی از این نمونه را تبلیغ کنند.


این در حالی است که به باور بسیاری از کارشناسان حوزه رسانه، این روزها شبکه‌های ماهواره‌ای از تاکتیک «سلامت علیه سلامت» استفاده می‌کنند و علاوه بر کسب درآمد و فروش محصولات به دنبال تاثیر تدریجی بر روند سلامت در کشور بویژه سلامت نسل جوان هستند. 

 

تبلیغات ماهواره

 

 فاز تازه ماجرا

این روزها یکی از دغدغه‌های اصلی کارشناسان و مدیران حوزه سلامت، مقابله با آسیب‌های مخرب در این حوزه مانند خرید و فروش داروهای غیرمجاز و تقلبی لاغری و زیبایی است اما در نقطه مقابل در فاز تازه فعالیت شبکه‌های ماهواره‌های 2 موضوع در دستورکار قرار گرفته است: 1– گرایش جوانان به داروهای خارجی و دورشدن از تولیدات داخلی 2- ترویج تدریجی اعتیاد و داروهای روانگردان در پوشش فروش داروهای لاغری. این در حالی است که در ماه‌های گذشته شبکه‌های ماهواره‌ای جدید و متفاوتی بین انبوه شبکه‌ها راه‌اندازی شده است. بیشتر برنامه‌های این شبکه‌ها مجری‌محور است و برنامه به صورت زنده پخش می‌شود. شاید در نگاه اول این برنامه‌ها همانند بسیاری از برنامه‌های معمولی و روتین ماهواره‌ای باشد که یک مجری یا «شومن» از آن سوی مرزها برنامه را اجرا می‌کند و با موسیقی و ترانه‌های جوان‌پسند به دنبال جذب مخاطب بویژه جوانان است اما با نگاهی دقیق و موشکافانه به عملکرد و چگونگی اجرای چنین برنامه‌هایی از سوی مجریان می‌توان به تاکتیک ویژه گردانندگان این شبکه‌ها برای ترویج بی‌حجابی و استفاده از شگرد «سلامت علیه سلامت» اشاره کرد.

اینکه چرا و به چه دلیل شبکه‌های تازه تاسیس ماهواره‌ای برای فروش بیشتر محصولات نه‌چندان مرغوب خود این تاکتیک تازه را در دستور کار قرار داده‌اند و برای مقابله با این تاکتیک چه تکنیکی باید در دستور کار متولیان امر در کشور قرارگیرد، پرسشی است که پاسخ آن را از کارشناسان و جامعه‌شناسان جویا شده‌ایم

 تبلیغ داروهای لاغری در کنار رقص و آواز

تاکتیک هوشمندانه این شبکه‌ها برای جذب جوانان و فروش بیشتر محصولات خود به این صورت طراحی شده که در بخش اول برنامه مجریان جوان به بهانه برنامه‌های شاد و جذاب موسیقی‌محور در برابر دیدگان مخاطب ظاهر می‌شوند و پس از مدتی به تبلیغ یکی از محصولات تجاری خود که بیشتر محصولات لاغری، زیبایی و مرتبط با حوزه سلامت است، می‌پردازند. این در حالی است که مخاطب در وهله اول با توجه به فضای شاد، ریتمیک و جوان‌پسند به خوبی جذب برنامه شده است. در حقیقت این شبکه‌های غیرمجاز ماهواره‌ای در پوشش برنامه‌های مفرح و شاد و جوان‌پسند به دنبال اهداف دیگری مانند تبلیغ و فروش محصولات خود هستند.

 هوشمندانه عمل می‌کنند

این پروسه هوشمندانه از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای به صورت دقیق و مرحله‌ای انجام می‌شود، به صورتی که با استفاده ابزاری از مجریانی با چهره‌های زیبا و طرح مباحث مورد علاقه جوانان بویژه دختران جوان، تلاش می‌کنند تاکتیک «سلامت علیه سلامت» را به بهترین شکل ممکن به سرانجام برسانند و با هزینه‌های فراوان در عرصه رسانه به اهداف شوم و پلید خود دست پیدا کنند.

 وقتی ماجرا خطرناک می‌شود!

تهدیدات فروش محصولات لاغری و مرتبط با سلامت در شبکه‌های ماهواره‌ای تا جایی پیش رفته که طی روزهای گذشته شاهد انتشار اخباری درباره مرگ 3 ایرانی در اثر مصرف داروهای ماهواره‌ای لاغری بوده‌ایم. خبری که به نقل از رسول دیناروند، رئیس سازمان غذا و دارو در برخی رسانه‌ها منتشر شد.

تاکتیک هوشمندانه این شبکه‌ها برای جذب جوانان و فروش بیشتر محصولات خود به این صورت طراحی شده که در بخش اول برنامه مجریان جوان به بهانه برنامه‌های شاد و جذاب موسیقی‌محور در برابر دیدگان مخاطب ظاهر می‌شوند و پس از مدتی به تبلیغ یکی از محصولات تجاری خود که بیشتر محصولات لاغری، زیبایی و مرتبط با حوزه سلامت است، می‌پردازند

نکته قابل توجه در این ماجرا زمانی مشخص می‌شود که عضو کمیسیون بهداشت مجلس هم درباره پشت پرده این شبکه‌ها اظهاراتی داشته است. عابد فتاحی در این باره به فارس گفته است: «تولیدکنندگان داروهای ماهواره‌ای اهداف شومی در سر دارند، اگر راست می‌گویند، قانونی فعالیت کنند». به گفته این عضو کمیسیون بهداشت مجلس، نگران این موضوع هستیم که تولیدکنندگان این داروهای تقلبی اهداف شومی در سر داشته و در پی ترویج اعتیاد در کشور باشند. اگر داروی آنها دارای مجوز است و سالم، بیایند به صورت قانونی در کشور فعالیت کنند، ما از این وحشت داریم که این افراد مقاصد شومی در سر داشته و به دنبال ترویج اعتیاد در کشور باشند.

 چرا سلامت ایرانیان را هدف گرفته‌اند؟ 

تبلیغات ماهواره

اینکه چرا و به چه دلیل شبکه‌های تازه تاسیس ماهواره‌ای برای فروش بیشتر محصولات نه‌چندان مرغوب خود این تاکتیک تازه را در دستور کار قرار داده‌اند و برای مقابله با این تاکتیک چه تکنیکی باید در دستور کار متولیان امر در کشور قرارگیرد، پرسشی است که پاسخ آن را از کارشناسان و جامعه‌شناسان جویا شده‌ایم. به باور دکتر محمد اسماعیلی، عضو هیات علمی دانشگاه و جامعه‌شناس در حال حاضر شگردهای ارتباط‌گیری در شبکه‌های ماهواره‌ای تغییرکرده و این روش‌ها با توجه به تغییرات اجتماعی و مسائل روز برنامه‌ریزی می‌شود. این استاد دانشگاه می‌گوید: «شبکه‌های ماهواره‌ای برای بقای خود دو اصل مهم را دنبال می‌کنند؛ یکی جذب مخاطب و دیگری بیشترین تاثیرگذاری برای فروش محصولات حوزه سلامت». بنابر اظهارات اسماعیلی در گذشته شبکه‌های ماهواره‌ای برای جذب مخاطب تنها به موسیقی‌های جوان‌پسند یا پخش فیلم‌های روز جهان متوسل می‌شدند اما در حال حاضر با توجه به فراگیرشدن مسائل اجتماعی و سیاسی در کشور و از آن مهم‌تر اشتیاق جوانان برای وارد شدن به بحث و گفت‌وگوی آزاد، شبکه‌های ماهواره‌ای هم از این اشتیاق به سود خود استفاده می‌کنند. به صورتی که حتی در مواردی در پوشش یک برنامه گفت‌وگومحور اجتماعی شاید به دنبال تبلیغ محصولات مرتبط با سلامت باشند. محصولاتی که مجاز بودن شرکت‌های سازنده آن و استاندارد و کیفیت تولید و پخش آن مشخص نیست.

 زیبایی؛ موضوع مورد علاقه دخترها

این استاد دانشگاه با بیان این مطلب می‌گوید: این روزها موضوع سلامت و بویژه زیبایی یک دغدغه فراگیر در جامعه و بویژه در بین دختران است، به همین دلیل این شبکه‌ها هم در بحث‌ها، میزگردها و تبادل‌نظرات و دیدگاه‌های خود با مخاطب این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند اما به دلیل اینکه رویکرد اصلی برخی شبکه‌های ماهواره‌ای فروش بیشتر محصولات تجاری خود برای کسب درآمد است با استفاده از شگردهای جدید، باورهای غلط و انحرافی را درباره زیباتر شدن با استفاده از داروهای ماهواره‌ای به مخاطبان خود القا می‌کنند و متاسفانه شاهد هستیم در برخی موارد اثراتی منفی در جامعه و در بین جوانان داشته است.

بخش اجتماعی تبیان

[ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 ] [ 15:23 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

 

[ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ] [ 15:42 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

        

متن ادبی

حضرت رسالت(ص)؛ روحی دیگر گونه دارد.
شادمان‏ی، نگفتنی.
«خانه‏ های مکّه»، در التهابند؛
در احتراقی باور نکردنی. دنیایی عجیب.

امشب، «جهان،در غوغایی‏ عظیم موج می‏زند.»
همه جای آسمان ازنور ورودش،
که نورانی است و منور به هر چه روشنایی، می‏درخشد.

و آنگاه «حوریان سپیدپوش» بهشت،
با «آب کوثر» غسلش می‏دهند و او می‏خواند:
«اشهد ان لا اله الا اللّه‏»

او، «پاکیزه و منزه از هر چه کاستی»
«پیشرو در کمال و خیر»«راضی به رضای حضرت دوست»

و «پسندیده حضرت حق، است»
«که ملائک با او سخن می‏گویند»
صمیمانه؛ زمین را، و هر چه را که در آن می‏زیَد

مبارک می‏گرداند.«این سُرورِ پیامبر(ص)،
جاودانی است و تاریخی»«اللّه‏ اکبر»؛
که این فرشته نورانی، «فُطمت من الشّر» است
و خورشید هماره تابان عصمت.

«سُبحان اللّه‏»؛که تا قیام قیامت،
کسی را جز «علیّ اعلی»
یارای همنشینی و هم صحبتی با او نیست.

«والحمدللّه‏»؛«که سَروَرمان چنین زنی است»
و ما با گوشه‏ای از نظرش تا آخرین لحظه وجود،
رستگاریم و مبراییم از رنج.

بتول جعفری

------------------------------------------------------

شعر

شب فرخندهٔ میلاد زهراست
فروغ معرفت از مکه پیداست

خدا امشب در رحمت گشوده
غبار از دیدۀ خاتم زدوده

ملائک در سما تسبیح گویان
خلایق در زمین توفیق جویان

سرور رحمة للعالمین است
پیام آور ز حق روح الأمین است

محمد! سِرّ حق را کس نداند
حبیبا حق سلامت می رساند

دو چشمت روشن از دیدار زهرا
بهشت آیینه رخسار زهرا

چه زهرا شاهکار آفرینش
حیا و معرفت او را گزینش

چه زهرا برتر از مریم مقامش
هزاران عیسی و مریم غلامش

چه زهرا جلوۀ جذاب هستی
چه زهرا ترجمان حق پرستی

چه زهرا آن که طاووس جنان است
عروس بی مثال آسمان است

چه زهرا از پیمبر یادگار است
زنان را بهترین آموزگار است

چه زهرا همسر شاه ولایت
مدال سینۀ ختم رسالت

چه زهرا کل هستی را دلیل است
ارادتمند کوی جبرئیل است

اگر یک لحظه لب هایش بخندد
خدا درهای دوزخ را ببندد

سید حسن حوشزاد

----------------------------------------------------------

متن ادبی

مکّه، غرق آینه باران نور و سرور است.
امشب، در این گوشه از خاک که مرکز آسمان و زمین است، چه خبر است؟
آیا درهای بهشت را بر زمین گشوده اند یا آسمان بر خاک نزول کرده است؟

این فرشتگان که با طبق های عقیق و سبزه و آینه در پروازند
به تماشای کدام ماه نو به آسمان زمین سرک می کشند؟
امشب در این گوشه از خاک چه خبر است؟

محمّد صلی الله علیه و آله ، آخرین سفیر خداوند در زمین
را التهابی عجیب فرا گرفته است؛

التهابی نه از آن دست که در شب حرا داشت، نه آن لرزه ای که
از تماشای هیبت حق، در تاروپود جانش افتاده بود؛
التهابی شیرین، التهابی روشن.

محمّد صلی الله علیه و آله در انتظار مژده ای آسمانی بود.
محمّد صلی الله علیه و آله ، کودکی در راه داشت؛

دختری که می آمد تا معنای زن را در گوش مردانگی فروشان
تاریخ فریاد کند، دختری که می آمد، تا زن را از عمق گورهای
جاهلیت برآورد و بر سریر افراخته عصمت بنشاند،
دختری که می آمد تا برای پدرش مادری کند...

هلهله برخاست.
زنان آسمانی برای در آغوش گرفتن دختر نور، بر هم پیشی
می گرفتند و محمّد صلی الله علیه و آله از التهاب، تهی شده بود
و سرشار از شور و وجدی آسمانی، پیشانی بر آستان شکر می سایید.

فاطمه آمده بود.
فاطمه آمده بود که تا ابد برای امّت پدرش، مادری کند.

امید مهدی نژاد

------------------------------------------------------------

متن ادبی در صبح آمدنت

جریانِ زلال چشمانت را باز کن که پدر منتظر است،
بانوی رازهای نامکشوف خلقت، بانوی مهربانی و ایستادگی!

آمده ای تا از کرانه های دامانت، صحرای جنون، جوانه های یقین بزند.
آمده ای تا اقیانوس ها و رودها را چنان بشورانی که واله و
شیدا، سر بر دیواره ها و جداره ها بکوبند.

آمده ای و عطر حضورت، آرامش بخش شب های تنهایی پدر است.
آمده ای و هلهله ملائک در آسمان می پیچد.

آمده ای تا لبخندهای پیامبر ادامه پیدا کند زیر
سقفی که خدیجه انتظار آمدنت را می کشید.
شور و هیجانِ آمدنت را از کدام هیاهوی آسمانی می شنوم؟

نامت، راز شکوفایی بهار است.
شب های اضطراب پدر را از مکه تا مدینه
نفس های سرشارت آرامش بخشید.

از پشت تمام پنجره ها می نگرم؛ آسمان آبی پس از آمدنت
را که چگونه می بارد به شوق و شور.

در صبح آمدنت، گویی در کشتگاه آسمان، هزار بار خورشید
متولّد شده است! بوی تو را نزدیک حس می کنم.

تو را که مظلومه تاریخی، تو را که ادامه نبوّتی!
ای فراتر از ادراک بشر!

آمدنت را شوری ست و روزهای پیش رویت را اندوهی ست
سرشار.ایستاده ای روبروی جبروت.

گونه هایت خیس باران، با چنین عظمتی بندگی ات را اشک
می ریزی.دل بی تابت می تپد و تاریخ هنوز دنبال
تکیه گاهی چون تو می گردد.

حمیده رضایی

---------------------------------------------------------------------------

متن ادبی خوش آمدی!

بشارتت باد مکه، شهر امان، کشور عشق!
بشارتت باد، خانه دوست، خانه عشق، خانه مهر!

اینک از راه می رسد؛ آیینه عصمت!
اینک می رسد آنکه عرش از شنیدن
نامش، تواضع کنان، برمی خیزد!

می آید؛ دختر نور، همسر نور و مادر نور تا خورشید
و ماه و ستاره از پرتو گل های چادر نمازش، آیینه شوند؛ آیینه نور!

بخوان یا پیامبر صلی الله علیه و آله ! بخوان سرود نور را:
اینک این جمال چهره جان است که از پرده خلقت سر بر آورده است.

این است، آن گوهری که خداوند، امانت وجودش را سفارش می کند.
این است آن زلال حقیقت که از خاک پایش، «کوثر» جاری می شود!
این است آن حقیقت محض که آسمان و زمین را
محو جمال و کمال خویش کرده است.

خوش آمدی، عصاره تمام خوبی ها
کوثر، زهره؛ خوش آمدی زهرا!

سید علی اصغر موسوی

-----------------------------------------------------------------

منبع:http://www.ayehayeentezar.com

[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 10:59 ] [ علیرضا افکاری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه