
سارا جوزف، تازه مسلمان انگلیسی ایست که در سال 1971 در لندن متولد شد و در سن 16 سالگی مسلمان شد. او هم اکنون مدیریت مجله اسلامی Emel را به عهده دارد که در آن به ارائه شیوه زندگی مسلمانان بر اساس تعالیم اسلامی می پردازد، و نخستین زن مسلمان اروپایی است که وارد این عرصه شده است.
او علت گرایش زنان به اسلام را اینطور بیان می کند که : "بسیاری از مردم به کشور های مسلمان سفر می کنند و وقتی با زیبایی های زندگی مسلمانان و مهمان نوازی های آنان آشنا می شوند و هنر و معماری این سرزمین ها را مشاهده می کنند، اسلام برای آنها جذاب می شود."
وی همچنین معتقد است، خانواده و زن اهمیت بسیاری در اسلام دارند و زنان صرفا برای لذت جویی مردان نیستند و همه زنان اروپایی که به اسلام گرویدهاند، در جستجوی یک شیوه زندگی زیبا و محفوظ از تمامی افراطهای فمنیسم غربی که حقیقتا روشی نادرست است، بوده اند.
به سارای عزیز نیز تبریک می گوییم، و برای موفقیت او در عرصه شناساندن اسلام و مسلمین در اروپا دعا می کنیم، و آرزو می کنیم خداوند متعال روز به روز بر توفیقات او بیفزاید...
********************************
مارگارت مارکوس

مارگارت مارکوس، محقق آمریکایی، در 23 می 1934 در نیویورک به دنیا آمد، او تاکنون بالغ بر 30 جلد کتاب در مورد تاریخ و فرهنگ اسلامی به رشته تحریر در آورده است. وی تحصیلات عالیه خود را در دانشگاه نیویورک ادامه داد و پس از بررسى درباره ى آیین مترقى اسلام و قرآن در 24 می1961 به وسیله انجمن تبلیغات اسلامى مقیم آمریکا رسماً به دین اسلام مشرف شد، و پس آن نام خود را به مریم جمیله تغییر داد.
او در مورد علت مسلمان شدنش اینطور می گوید:
در حین تحصیل مریض شدم و مدت دو سال در بیمارستان بسترى شدم، در آنجا بود که نذر کردم خوب شوم تا زودتر به اسلام و مسلمانان ملحق شوم. بیمارى من به طور غیر منتظره بهبودى یافت و پس از مرخصى از بیمارستان در شهر نیویورک در به در به دنبال جستجوی فرد مسلمانى پرداختم و با شریف ترین افراد مسلمان بر خوردکردم و با کمال افتخار اسلام آوردم.
او همچنین اظهار دارد که:
من به اسلام بسیار علاقه مندم و همچنین به تاریخ تمدّنى و سیاسى آن از آغاز تا عصر حاضر، و تمام معلومات و اطلاعاتى را که درباره ى ایمان و عقیده در مذهب مقدّس اسلام به دست آورده ام شخصاً تتبع کردم. وقتى در پاکستان اقامت گزیدم مقالاتم در نشریه هاى محلى به زبان انگلیسى و اردو انتشار یافت. و همچنین در فواصل معیّنى در مجله هاى هندوستانى منتشر شد.و شوهر من محمد یوسف خان از فوریه 1966 مقالات مرا به صورت کتاب در آورد.
تشرف مریم جمیله عزیز به اسلام را ارج نهاده و به او تبریک می گوییم، و از خداوند متعال خواستاریم تا بینشی به بندگانش اعطا کند تا روز به روز بر شمار مسلمانان جهان افزوده شود...
********************************
سارا بوکر

سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی است.
او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند:
من یک زن امریکائی هستم که در مرکز امریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم. با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در "گران شهرها". در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم. یک منطقه پرشور برای آنهائی که در جستجوی "زندگی پر زرق و برق" هستند. طبیعتا، من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم.
براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرائی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی "با کلاس" برای خود فراهم کنم.
سالها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در "جذابیت زنانگی ام" پیشرفت می کنم درجه رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مد بودم. من گروگان ظاهرم بودم.
به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام، من در فرار از الکل و مهمانی ها (پارتی ها) به مراقبه (مدیتیشن) و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم. اما یک فاصله کوچک به یک دره تبدیل گشت. و در نهایت متوجه شدم که تمامی انها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر.
یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.
یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ئی معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.
سرانجام من حقیقت را دریافتم: فعالیت ارضاء کننده جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام، که می تواند سرچشمه آرامش برای من بعنوان یک مسلمان "فعال" باشد، نبود.
من یک ردای زیبای بلند ویک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم ودر خیابان ها و محله هائی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی، و یا با لباس کار "شیک" سبک غربی در آنها راه میرفتم، ظاهرشدم. اگر چه مردم، چهره ها، و مغازه ها همه همان ها بودند، اما یک چیز بطرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم، و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم.
من احساس کردم که همه زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم، در مکانی که زمانی چهره هائی که پر از نگاه های شکارچی برشکار بود را تجربه کرده بودم، لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم، و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام، من آزاد شدم.
من از حجاب رضایت داشتم، اما دیدن روبه افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا در باره نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را، که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم، درباره گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است، در حالی که نقاب نیست. در آن زمان، حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا بجز صورتم رامی پوشاند، و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام "عبا" که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند، بود.
هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعآنم بعنوان یک شخص با ارزش، خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام، و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود.
به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنآنه اسلامی را می پذیرید، می گویم که: شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید.
به سارای عزیز نیز به خاطر این انتخابش تبریک گفته و برای او نیز از خداوند متعال در جهت پیشبرد اهدافش آرزوی توفیق داریم...
********************************
نیکول کوئین

نیکول کوئین اهل دالاس آمریکا است که در می ۲۰۰۷ از مسیحیت به اسلام گروید . وی همانند سایر زنان آمریکا مشروب می خورد ، در کلوب های شبانه شرکت می کرد و عکاسی می کرد . اما زمانی پیش آمد که وی با سوالهای بی جواب فراوانی روبرو شد . دوستانش وی را تشویق کردند تا جواب سوالاتش را از مسلمانان بپرسد . پس از آن نیکول چنان مجذوب شد که تا صبح مشغول تماشای ویدیوهای یوتیوب و افراد تازه مسلمان شده آمریکایی بیدار ماند .
نیکول اسلام را به عنوان راهنما برگزید و مقصد خود را بر اساس آن انتخاب نمود. مادر وی می گوید:" نیکول کتاب های زیادی راجع به اسلام خوانده بود اما هیچگاه فکر نمی کردیم که وی مسلمان شود . دوستان وی نیز از این عمل وی حیرت زده شدند . اما نیکول شک به دل خود راه نداد."
اندکی در مورد مسلمان شدن او:
وی در رابطه با اسلام آوردنش می گوید:«پانزده ساله بودم که برای اولین بار شروع به کسب اطلاعات درباره ی اسلام کردم .یک خانواده ی عرب به همسایگی ما نقل مکان کرده بود و من شیفته ی رفتار آنها ، لباس پوشیدن ، زبان و مذهبشان شده بودم . خانم خانه و من خیلی با هم دوست شدیم اما چهار سال طول کشید تا مسلمان شدم . آنها هرگز اصراری برای مسلمان کردن من نداشتند ، فقط پاسخ سوالات مرا می دادند آن هم با مهربانی و مهمان نوازی بسیار زیاد .در تمام دوران دبیرستان ،گرچه مسلمان نبودم،خود را از همه ی حرکات منفی و غیر اخلاقی دور نگاه داشته بودم و این به واسطه ی همسایگی با آن دوستان تأثیر اخلاقی آنها برمن بود .
بنابراین وقتی مسلمان شدم تنها چیز واقعی که در من تغییر کرد نحوه ی پوشش من و فعالیتهای اوقات فراغتم یعنی رفتن به کنسرت ، سینما و ورزش بود .»
تشرف نیکول عزیز به اسلام را به او تبریک می گوییم، و از خداوند متعال نیز از این بابت سپاس گذاریم و برای او نیز آرزوی توفیقات هر چه بیشتر داریم.
********************************
مریم فرانسوا کراح

مریم فرانسوا کراح که به امیلی فرانسوا نیز مشهور است، بازیگر انگلیسی است که در سال 1983 متولد شد و در سال 2003 و در سن 21 سالگی مسلمان شد. در سال 1990 ، یعنی در سن 7 سالگی به خاطر ظاهر زیبایش در فیلم "در حس و حساسیت"، نقش ایفا کرد اما هم اکنون نماینده دانشگاه اسلامی آکسفورد است و با حجاب اسلامی در برنامه های مختلف تلویزیونی که درباره جایگاه زنان مسلمان در جامعه است، آشکار می شود.
اندکی در مورد مسلمان شدن او:
این بازیگر انگلیسی تازه مسلمان، علت گرویدن خود به دین اسلام را درخشش عدالت اجتماعی در دین اسلام می داند.او در این باره می گوید: "فهمیدم که در راهی که به سوی اسلام برگزیدم عدالت اجتماعی در شخصیت مسلمانان پایه گذاری شده و نیروی عظیم این عدالت نیز جزوی از وجود من شد."
مریم فرانسوا کراح در یک برنامه تلویزیونی که از شبکه فاکس نیوز پخش شد گفت: عوامل بسیاری باعث شد تا این تغییر را در خود ایجاد کنم و یکی از آنها کشش من به مطالعه زندگی پیامبر اکرم (ص) حضرت محمد (ص) بود و باور دارم او یکی از مظاهر درک نشدنی تاریخ است.
وی ادامه داد: از طریق مطالعه تفکرات رسول خدا (ص) دریافتم که ایشان مظهر عدالت و برابری در میان جامعه مسلمانان بوده اند. خداوند عدالت را دوست دارد و همه مسلمانان اعمالشان را بایستی به سمت احترام به عدالت محوریت بخشند.
وی در اشاره به برخی از احکام و دستورات اسلام اشاره کرد: در بخشش کسی که به توی بدی کرده، معلق شدن به کسی که تو را ترک کرد و نیکی طلب کردن برای کسی که برای تو بدی خواستی و گفتن حقیقیت حتی اگر به ضرر تو باشد از جمله نکات برجسته اسلام است.
تشرف مریم فرانسوای عزیز را نیز به دین مبین اسلام تبریک گفته و برای او نیز از خداوند متعال آرزوی توفیق می کنیم...
********************************
ماشا آلالیکینا

ماشا آلالیکینا ،مانکن، هنرپیشه و خواننده مشهور و تازه مسلمان روسی در بیست و هفتم آوریل سال ۱۹۸۳ میلادی در شهر مسکو بهدنیا آمد.
او در مورد علت مسلمانی خود می گوید :
من 2 سال بعد از مسلمان شدن همسرم اسلام را پذیرفتم، سوره حمد و نماز خواندن را از طریق سایت یاد گرفتم، ولی در ابتدا به آن عمل نکردم (و از این بابت تاسف می خورم) ، تا اینکه یک روز به من خبر رسید یکی از صمیمی ترین دوستانم در بیمارستان شهری دیگر به کما رفته است، نمی دانستم چه کار کنم، از دست من کاری برنمی آمد، اما باید کاری می کردم، ناخودآگاه شروع به نماز خواندن و دعا کردن کردم و برای اولین بار از خداوند کمک خواستم، تا اینکه روز بعد دوستم که از کما بیرون آمده بود با من تماس گرفت و گفت: ازت ممنونم، من تو را در حالت کما دیدم، خیلی به من کمک کردی. در آن لحظه بسیار گریستم زیرا این اولین باری بود که از خدا چیزی می خواستم.
او همچنین معتقد است :
"اگر نمیتوانی درباره خدا فکر کنی، حداقل سعی کن خودت را فراموش کنی". این همان اسلام است.
اگر علاقه دارید کسی را به اسلام دعوت کنید فقط لازم است به او پیشنهاد کنید که بیندیشد و به ندای قلبش گوش دهد چون در صحرای اشباع شده از اطلاعات، او به جای گمراه شدن در انحرافات دانشمند نماهایی که گمراهانی همانند خود او به وجود میآورند، بسیاری از نداهای باطنی را خواهد یافت که بدون اجبار به دنبال آنها خواهد رفت.
انسان به طور ناخودآگاه به چیزهایی احساس تعلق میکند، به همین خاطر است که خودمان را وقف هنر، زن یا مرد میکنیم، شاعر مورد علاقهمان، چینی ژاپنی، بازی شطرنج و نواختن گیتار را به اصطلاح میپرستیم، سپس با حقارت نگاه میکنیم و لبخند میزنیم. "نماز خواندن" برایمان مضحک و یک نوع خرافه پرستی و تعصب است. ولی خریدن هر روز روزنامه "Sport Express" ، خواندن آن در مترو از صفحه اول تا صفحه آخر، حفظ کردن اسامی تمام فوتبالیستها، بررسی محتوای آن ، آیا اینها احمقانه به نظر نمیرسد؟
به ماشای عزیز تبریک می گوییم و از خداوند متعال از این بابت سپاسگذاریم، با امید به آنکه خداوند نور هدایت را در قلب تمامی انسانها روشن کند...
********************************
این راه ادامه دارد
.
.
.