10 اختراع زمان باستان كه فكر مي‌كرديد مربوط به زمان ما هستند!!

10 اختراع زمان باستان كه فكر مي‌كرديد مربوط به زمان ما هستند!!
دراين مطلب اختراعاتی که فکر می کردید مدرن و مربوط به امروز هستند،معرفي مي شود. اینها وسایلی هستند که اغلب مردم فکر می کنند این اجسام در جهان مدرن (یا حداقل قرون وسطی) اختراع شده اند اما تمام آنها مربوط به زمان پیش از مسیحیت هستند.
 10. فوتبال

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

  رومی ها و یونانی های باستان با انواع زیادی از بازی های توپی آشنا شده بودند، که در بعضی از آنها شرط استفاده از پا ضروری بود. در بازی رومی harpastum باور داشتند که از یک بازی تیمی به نام episkyros اقتباس شده است. سیاستمدار رومی به نام سیسرو (106- 43 قبل از میلاد) از یک مرد نام می برد که زمانی که برای زدن مویش به سلمانی رفته بود در اثر پرت شدن توپ به آرایشگاه مرد! با تعریفی که از این بازیها شده به نظر به فوتبال راگبی شباهت دارد. مدرک مستندی از فعالیتی شبیه به فوتبال نیز در آیین نامه ارتش چینی « Zhan Guo Ce» یافت شده است که بین قرن های سوم تا اول قبل از میلاد گردآوری شده است. در آنجا از ورزشی به نام سوجو (ترجمه تحت اللفظی «ضربه به توپ») نام آورده شده که با یک توپ چرمی شروع می شد، بازیکنان این توپ را به درون سوراخی که در وسط یک تکه لباس ابریشمی بوده می انداختند که در بین نی های بامبو بسته شده بود.
 9. مسواک

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

 انواع مختلفی از پیشگیری های بهداشتی مربوط به دهان از زمان های باستان وجود داشته و در تاریخ ثبت شده است. این موضوع به وسیله حفاری هایی که در سراسر جهان انجام شده مورد بررسی قرار گرفته است، در این حفاری ها تکه چوب های جویدنی، شاخه های کوچک درخت، پرهای پرندگان، استخوان های حیوانات و تیغ های جوجه تیغی کشف شده است. مردم زیادی از شکل های مختلف مسواک استفاده می کردند. در طب هندی (Ayurveda) از درخت neem (a.k.a. daatun) استفاده می شد و این درخت برای تهیه مسواک و محصولات مشابه برای هزاران سال پرورش می شد. یک نفر انتهای شاخه درخت نیم را می جود تا به شکل رشته های مسواک در آید و بعد از آن برای تمیز کردن دندان هایش استفاده می کند. در جهان مسلمانان، مسواک یا سیواک عبارت بود از شاخه یا ریشه گیاهانی که خاصیت ضدعفونی کننده داشتند. مسواک از دوران عصر طلایی اسلام به طور گسترده ای استفاده می شد.
 8. بخیه

تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

  بخیه تاریخچه طولانی و عجیبی دارد که به مصر باستان برمی گردد، در آنجا از هر چیزی از پوست درخت تا مو برای بخیه زدن گوشت انسان استفاده می شد. پزشکان 4000 سال پیش برای بستن زخم از بخیه زدن استفاده می کردند. یافته های باستان شناسی مصر باستان نشان می دهد که مصری ها از کتان و رگ و پی حیوانات برای بستن زخم ها استفاده می کردند. در هند باستان پزشکان از شاخک های سوسک ها یا مورچه ها به عنوان گیره ای که زخم ها را جوش می داد استفاده می کردند. آنها برای این کار حشرات را گرفته و بدنشان را نصف می کردند و این شاخک ها را از بدنشان جدا می کردند. از دیگر مواد طبیعی که برای بستن زخم استفاده می شد می توانیم از کتان، مو، علف، نخ پنبه، ابریشم، موهای ریز خوک و دل و روده حیوانات نام برد. پس الان باید متوجه شده باشید که اصول اساسی بستن زخم ها از سال 4000 سال پیش زیاد تغییر نکرده است!
7. نقشه

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

  یک لوح سفالین بابلی به عنوان اولین نقشه شناخته شده جهان ثبت شده است. این لوح سال 1930 در حفاری های خرابه های شهر گا-شور (Ga-Sur) در نوزیه 20 مایلی شمال محوطه بابل قدیم (عراق امروزی) از زیر خاک بیرون کشیده شد. این نقشه به قدری کوچک است که در کف دست جای می گیرد (6.8 در 7.6 سانتی متر)، بیشتر مکان های این نقشه مربوط به دودمان پادشاهی ساراگون پادشاه اکد (2300 تا 2500 قبل از میلاد) می باشد. روی لوح مرزهای دو منطقه خشکی مشخص شده است و مجرای آب زمین ها را به دو نیم کرده است.
این لوح خاص با اشکال میخی نوشته شده و با نمادهای مخصوص روی سفال علامت گذاری یا قلم زنی شده است. نوشته های روی نقشه هویت برخی افراد و اسامی برخی مکان ها را مشخص می کند.
 6. صابون

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

 قدیمی ترین مدرک ثبت شده از تولید مواد صابونی شکل مربوط می شود به 2800 سال قبل از میلاد مسیح در بابل باستانی. فرمول صابون ترکیبی از آب، ماده قلیایی و روغن cassia که بر روی لوح گلی تقریبا مربوط به 2200 سال پیش نوشته شده است. در پاپیروس Ebers (مصر، 1550 قبل از میلاد) نوشته شده که مصریان باستان به طور مرتب حمام می کردند و روغن حیوانی و گیاهی را با نمک های قلیایی ترکیب می کردند تا ماده ای شبه صابون خلق کنند. در برخی دیگر از اسناد کشف شده مصریان باستان ذکر شده که آنها در تهیه پشم برای ریسندگی از موادی مثل صابون استفاده می کردند. جالینوس ساختن صابون با استفاده از قلیاب را شرح می دهد و آن را برای شستشو و دور کردن آلودگی از لباس و بدن تجویز می کند. طبق گفته جالینوس بهترین صابون برای آلمان بود؛ و صابون فرانسه رتبه دوم را دارا بود. اولین نمونه از صابون واقعی به عنوان پاک کننده ثبت شده در تاریخ همین است.
 5. کشتی سازی

تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

 قدیمی ترین کارگاه های کشتی سازی 2400 سال قبل از میلاد در بندر هاراپان در زندکی لوتال در گجرات هند برپا شدند. کشتی سازی های لوتال مربوط بودند به مسیر باستانی رود سابارماتی روی مسیر تجاری بین شهرهای هاراپانی در سند و شبه جزیره Saurashtra، وقتیکه بیابان محصور Kutch بخشی از دریای عربی بود. معماران لوتال پیشرفت های برجسته ای در ساخت کارگاه کشتی سازی و انباری که به منظور استفاده در راه اهداف تجارت آب به کار می رفت را به نام خود ثبت کردند. لنگرگاه در دامنه شرقی شهر ساخته شد و باستان شناسان به آن به عنوان یک اثر برجسته معماری با عالی ترین سبک معماری می نگرند. این لنگرگاه دورتر از سرچشمه اصلی رودخانه قرار دارد که از رسوب گرفتن و مسدود شدن آب جلوگیری می شود اما دسترسی به کشتی را حتی در بالاترین حالت مد آب به خوبی تامین می کند. نام شهر باستانی یونانی ناپاکتوس « Naupactus» به معنی کارخانه کشتی سازی است. شهرت شهر ناپاکتوس به افسانه های گذشته مربوط می شود، وقتی که Heraclidae (اولاد هرکول) در آنجا ناوگانی برای رزم با پلوپونسوس ساختند.
4. آینه طبی یاسکپولوم (وسیله معاینه از طریق سوراخ های بدن)

     تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

 یاسکپولوم (معادل لاتین برای «آیینه») نوعی ابزار پزشکی که برای معاینه از طریق سوراخ های بدن مورد استفاده قرار می گیرد و شکل آن هم بستگی به سوراخ های آن ناحیه از بدن دارد که قرار است برای آنجا استفاده شود. رومی ها از آیینه واژینال استفاده می کردند و نمونه های دست سازی از آیینه ها در پمپئی یافت شده است. ابزارهای اصلی در حفاری های خانه ساراگون در پمپئی یافت شد، پس به خاطر یافت شدن این ابزار در خانه اش مشهور شد. این ابزار عبارت بود از یک priapiscus با 2 (یا گاهی اوقات 3 یا 4) دریچه کام و زبانه ای که با یک دسته با مکانیزم پیچی باز و بسته می شود، تنظیماتی که در یاسکپولوم قرن 18 اروپا نیز یافت شد. سورانوس اولین نویسنده ای است که نظرش نسبت به یاسکپولوم بخصوص از نوع واژینال را ذکر کرده است. نویسنده های Graeco-Roman که از امراض زنانه و مامایی می نویسند بارها استفاده از این ابزار را برای تشخیص و درمان بیماری های رحم و واژن توصیه کرده اند، و حالا این ابزارها یکی از نادرترین ابزارهای پزشکی شناخته شده اند.
3. رزین عمل آمده

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

اگرچه ولکانش اختراع قرن 19 بود، تاریخچه رزین با مصارف دیگر به زمان پیش از تاریخ برمی گردد. واژه Olmec در زبان آزتکی به معنای «مردم رزینی» می باشد. مردم نیمه آمریکایی زمان باستان، واژه لاستیک « latex» را از کلمه Castilla elastic نوعی درخت رزینی آن منطقه استخراج کردند. سپس آب انگور محلی با این شیره گیاهی مخلوط شد تا رزین عمل آمده در 1600 قبل از میلاد خلق شود. مدارک باستان شناسی دال بر این است که رزین در دوره های گذشته مورد استفاده این آمریکایی ها بوده است- نمونه اش دوجین توپی است که در باتلاق Olmec El Manati یافت شده است. تا 3000 سال بعد و زمان پیروزی اسپانیا رزین از مناطق گرمسیری به سراسر Mesoamerica صادر می شد. اگرچه پیکرنگاری نشان می دهد استفاده های متعددی از رزین می شده است اما مصرف اولیه آن در توپ هایی بوده است که یا برای هدیه گرفتن استفاده می شدند و یا در بازی های توپی آیینی به کار می رفتند.
2. چتر

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

 در مجمسه های نینوا بارها سایبان دیده شده است. اوستن هنری لایارد عکسی از یک نقش برجسته ارائه می دهد که در آن پادشاهی در یک ارابه با چتری بالای سرش ایستاده است، همراه با یک خدمتکاری که چتر را بالای سر او نگه داشته است. در قسمت پشتی سایبان نیز پرده ای است که آن را جمع می کند، درست مثل نمونه هایی که ما امروزه استفاده می کنیم. این وسیله منحصرا به پادشاه تعلق داشت (کسی که طاس هم بود) و هرگز توسط افراد دیگر مورد استفاده قرار نمی گرفت. در مصر سایبان با شکل های متفاوتی پیدا شده است. در برخی نمونه ها شبیه یک بادبزن است، بادبزنی با برگ های خرما یا پرهای رنگین که دسته بزرگی به آن وصل شده است، شبیه آنهایی که در اجتماعات پشت سر پاپ نگه داشته می شوند. مفسر قرن دوم چینی فو شیان اضافه می کند که این چتر تاشوی ارابه وانگ مانگ بندهایی داشته که آن را جمع و باز می کرده است.
1. خمیردندان

 تاريخ باستان,قرون وسطي,اختراعات دوران باستان

 قدیمی ترین اشاره به خمیردندان مربوط می شود به نسخه های خطی مصری مربوط به قرن 4 بعد از میلاد که در آن مخلوطی از گل های زنبق و سوسن تجویز شده است. فرمول ساخت بیشتر خمیردندان های اولیه بر پایه ادرار بوده است. باوجود این خمیردندان ها یا پودرها تا قرن 19 میلادی در مصرف عموم مردم قرار نگرفت. یونانی ها و سپس رومی ها با اضافه کردن پاک کننده هایی مثل استخوان های خرد شده یا پوست های صدف ساختار خمیردندان را بهتر کردند. در قرن 9 «زیریاب» موسیقی دان و طراح مد ایرانی به خاطر اختراع نوعی خمیردندان مشهور شد. که درسرتاسر اسپانیای اسلامی معروف شد. ترکیبات دقیق این خمیر دندان اکنون ناشناخته است، اما گزارش شده که هم مواد اساسی تمیز کننده و هم طمع دهنده را دارا بوده است.

10 زن برجسته ای که چهره ارتش را تغییر دادند!

10 زن برجسته ای که چهره ارتش را تغییر دادند! 

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

10 زن برجسته ای که چهره ارتش را تغییر دادند! (+عکس)
کمدین معروف ایلیان بوسلیر این طور می گوید: "ما زنانی را در ارتش داریم؛ امّا آنها ما را در خط مقدم قرار نمی دهند. آنها نمی دانند که اگر ما بتوانیم بجنگیم، می توانیم بکُشیم. فکر کنم ما می توانیم. تمام کاری که باید انجام دهیم، رفتن به پیش یک زن و گفتن این جمله می باشد: آیا دشمن را در آن منطقه می بینی؟ آنها خواهند گفت: چقدر در آن لباس ها چاق به نظر می رسند".
برای دهه ها، زنان اجازه ورود به ارتش را نداشتند. در گذشته، زنان باید خانه را حفظ می کردند، نه آنکه در جنگ ها شرکت کرده و مبارزه می کردند. هرچند، زنان امروز می توانند به شاخه نظای ارتش بپیوندند، امّا نه مجاز به کارهای سخت در نیروی دریایی هستند و نه می توانند عازم خط مقدم گردند. با این وجود، امروز 20 درصد از ارتش ایالات متحده آمریکا را زنان تشکیل می دهند. اگرچه، پیشرفت به سمت برابری بیشتر میان زنان و مردان در ارتش ایالات متحده آمریکا در حال انجام است، امّا هنوز هم اختلافات زیادی وجود دارد. در ادامه به ده زن برجسته ای اشاره خواهیم نمود که چهره ارتش را تغییر دادند.

10. ژاندارک

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

 اگرچه او به عنوان دختر دهقان در شرق فرانسه بزرگ شد، امّا امروز از او با نام ژاندارک و به عنوان نماد قدرتی که زنان می توانند، حتّی در ارتش، داشته باشند، شناخته می شود. با وجود این حقیقت که بسیاری در گذشته و حتّی در دوران امروز، نسبت به موفقّیت زنان در حرفه نظامی، با دیده تردید می نگرند. در طول جنگ صد ساله، ارتش فرانسه با رهبری ژاندارک، به پیروزی هایی در چندین جنگ دست یافت. البتّه، ژاندارک مجبور شد تا زندگی مردانه را برای خود برگزیند، که منجر شد تا او موهایش را کوتاه نموده و لباس مردانه بر تن کند. در حالیکه بسیاری باور نداشتند که هدایت الهی از او خواست تا فرانسه به پیروزی هایی دست یابد و سرزمین مادری را از بریتانیا پس بگیرد، امّا در واقع این او بود که سبب موفقیت ارتش فرانسه شد.

در واقع، ژانداک توسط پادشاه چارلز ششم فرستاده شد تا اورلئان را از محاصره نجات دهد، و توانست تنها در 9 روز به این محاصره پایان دهد. او زمانی توانست این کار را انجام دهد که ژنرال ها را متقاعد نموده و بر خودبینی طولانی مدّت آنها مُهر خاموشی زند.
ژاندارک در آغاز بسیار موفق عمل کرد، و در چند جنگ بر علیه بورگاندیانز پیروز شد و حتّی توانست به چینون رفته و با پادشاه صحبت نماید. با این وجود، ژاندارک در 30 می سال 1430 دستگیر شد و به زندانی در روئین فرانسه فرستاده شد. جایی که او محاکمه شد و حکم الحادش صادر گشت. در پایان او محکوم به اعدام با سوزانده شدن در آتش شد. با این وجود، در ژوئن سال 1456، محاکمه دیگری برای او ترتیب داده و او را شهید خواندند و لایق بهشت برین دانستند. امروز، او یک قدیسه، قهرمان و "دوشیزه اورلئان" می باشد.  
9. الیزابت سی. نیوکام

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

اگر همیشه دوست داشتند، زندگی مدرن فردی چون ژاندارک را بخوانید، بهتر است سراغ الیزابت نیوکام بروید. زندگی این دو دختر بسیار شبیه به یکدیگر است. در حالیکه هیچ روح الهی از او نخواسته بود که به جنگ برود، در سپتامبر 1847، نیوکام مسیر خود را برای ورود به جنگ در دژ نظامی لیوین وورث آغاز کرد، برای آنکه در جنگ میان آمریکایی ها- مکزیکی ها شرکت کند. او نیز برای آنکه بتواند وارد جنگ شود، مانند ژاندارک، لباس مردانه بر تن کرد.

نیوکام با موفقیت مثال زدنی به مبارزه با آمریکایی های بومی در شهر داگ پرداخت، هرچند سرانجام ده ماه بعد مشخص شد که او یک زن است. هنگامی که این حقیقت آشکار شد، او را عودت داده و اجازه بازگشت به میدان مبارزه را ندادند.
در جولای 1848، از نیوکام به خاطر رشادت های مثال زدنیش در جنگ تشکر کردند. با تصویب لایحه ای خاص در تاریخ 19 جولای 1848 در کنگره، زمینی 160 هکتاری به نیوکام بخشیده شد. علاوه بر این زمین، به او حقوقی برابر با یک سرباز را که ده ماه در جنگ خدمت کرده است، و همچنین سه ماه اضافی، پرداخت کردند. به دلیل فقدان اسناد دولتی در این رابطه، اطلاعات زیادی درباره نیوکام وجود ندارد (عکس: شهر داگ، کانزاس).
8. اوفا جانسون

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

 اوفا جانسون فرصتی را به دست آورد تا در تاریخ 12 آگوست سال 1918، تاریخ ساز شود. هنگامی که وزیر نیروی دریایی به زنان اجازه داد تا وظایف دفتری داشته باشند و به نیروی دریایی و تفنگدارانش خدمت برسانند. جانسون با شنیدن این خبر، یک ثانیه را هم هدر نداد و روز بعد اسم او در لیست جای گرفت. در طول جنگ جهانی اوّل، تنها 304 زن داوطلب دیگر وجود داشت.

بیشتر این زنان شغل هایی چون آشپزی، نظافت، آموزش برای پرستار شدن و کار به عنوان منشی را بر عهده گرفتند. در آن زمان، زنانی که داوطلب می شدند این عنوان را داشتند: "یک مرد را از میدان نبرد دور کرده است". بسیاری از زنانی که در آن زمان این شغل ها را بر عهده گرفته بودند، فرستادن سربازان بیشتر به فرانسه را مجاز می کردند.
اوفا اوّلین زنی بود که داوطلب اعزام به جبهه های جنگ شد. او پیشاهنگ لیستی 18000 نفری از زنان بود که در طول جنگ جهانی اول در این لیست جای گرفتند. در واقع، زنان نیمی از پرسنل پایگاه های مختلف در سراسر ایالات متحده آمریکا را تشکیل می دادند. این تعداد بیش از تعداد سربازانی بود که برای جنگ با ژاپنی ها به سواحل غرب فرستاده شدند.
7. لورتا والش

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

لورتا والش در 22 آوریل سال 1896 در فیلادلفیا به دنیا آمد و اوّلین زنی بود که وارد نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا شد. در سال 1917، چند سال از جنگ جهانی اول گذشته بود و آلمان از قصد خود برای استفاده مجدد از زیردریایی های خود برای جنگ بر علیه نیروهای متفقین، از جمله کشتی هایی که با پرچم ایالات متحده آمریکا در آبها حرکت می کنند، خبر داده بود. با اعلام این خبر، آلمانی ها به چهار کشتی آمریکایی ها حمله نموده و 15 نفر را کشتند.

به همین دلیل، کشتی های تجاری آمریکا نیز مسلح شده و به آنها دستور داده شد که اگر حمله ای بر علیه شان صورت گرفت، از خود دفاع نمایند. این اتفاق سبب شد تا والش در 17 مارس سال 1917 در لیست داوطلبان قرار گیرد. چند روز بعد، این دختر هجده ساله به اوّلین دفتردار زن در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا تبدیل شد. هنگامی که آتش بس اعلام شد، والش را در رزرو افراد غیر فعّال قرار دادند، امّا هنوز هم کار خود را به عنوان یک دفتردار انجام می داد.
اگرچه زنان از چند دهه قبل از والش در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا کار می کردند، او اوّلین زنی بود که از حقوق و مزایایی برابر با مردان برخوردار بود. زنان داوطلب پیش از او بیشتر به عنوان پرستار کار می کردند و در جامعه با عنوان شهروند شناخته می شدند و نه پرسنل نظامی. والش اوّلین زن از 13000 زنی بود که داوطلب خدمت در نیروی دریایی شدند. امروز، او بخشی مهمّی از تاریخ زنان و همچنین تاریخ نیروی دریایی را تشکیل می دهد.
6. اویتا کالب هابی

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

سرهنگ اویتا کالب هابی، اوّلین زنی است که مفتخر به دریافت مدال لیاقت از ارتش ایالات متحده آمریکا شده است. این مدال در تاریخ 1945 به او اهدا شد. او در کیلین تگزاس به دنیا آمد و وارد کالج ماری هاردین بایلور که مخصوص زنان بود و همچنین دانشگاه تگزاس در هیوستون شد تا دو مدرک جداگانه را دریافت نماید. او به زودی با ویلیام هابی که فرماندار سابق ایالت تگزاس و همچنین ناشر هیوستون پست، ازدواج کرد. اویتا به یکی از سردبیران روزنامه تبدیل شد و بر بخش زنان وزارت جنگ تمرکز نمود.

با این وجود، در طول جنگ نیروی انسانی روندی کاهشی به خود گرفت، در نتیجه اویتا تصمیم گرفت تا وارد رسته زنان ارتش شود. پس از پرستاران ارتش، این زنان اوّلین زنانی بودند که لباس نظامی بر تن کردند. او مدارج ترقی را طی نمود و سرهنگ شد. او اوّلین زنی است که مدال لیاقت ارتش ایالات متحده آمریکا را از آن خود کرده است.
اویتا هابی پس از جنگ نیز به فعالیت های سیاسی خود ادامه داد. در آن زمان، آیزنهاور، رئیس جمهور آمریکا، او را به عنوان رئیس آژانس امنیتی فدرال منصوب نمود. او سپس برای چندین آژانس دولتی مختلف کار کرد. پس از آن به عنوان ویراستار کار نمود و سپس از شوهر بیمار خود که در حال مرگ بود مراقبت نمود. شوهرش در سال 1995 از دنیا رفت. اویتا هابی آنقدر مهم است که مدرسه ای در تگزاس به نام او می باشد، و همچنین نقل قولی از او بر روی یادبود جنگ جهانی دوم در واشنگتن دی. سی حکاکی شده است: "زنانی که در این راه قدم گذاردند، به عنوان شهروندان این کشور ارزیابی می شوند و نه به عنوان زن ... این جنگ مردم بود و همه در آن شرکت داشتند".
5. السی اِس. آت

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

اگرچه بسیاری از زنان حاضر در این لیست پرستار بودند، ستوان السی اِس. آت پرستار تخصصی پرواز بود. آنچه که نقش او را برجسته می سازد، حضور او در اوّلین پرواز بین قارّه ای برای تخلیه در ژانویه 1943 بود. حقیقت جالب در این زمینه آن است که آت هیش آموزش رسمی درباره تخلیه هوایی ندیده بود و پیش از این پرواز، هرگز سوار هواپیما نشده بود.

او در ایستگاه 159 و در بیمارستان کراچی مستقر گشت؛ در 26 ژانویه 1943، از او خواسته شد تا برای مراقبت از پنج بیمار در طول پرواز، آماده شود. آت اجازه نداد که این وظیفه جدید و ناشناخته او را از پای درآورده و شکست دهد. او برای شش روز از این بیماران مراقبت کرد تا آنها به شهر واشنگتن رسیدند. اگر این سفر با کشتی انجام می شد، چند ماه طول می کشید.
با وجودی که او هیچ آموزشی در این زمینه ندیده بود، امّا آت کار خود را به خوبی و با موفقیّت به پایان رساند و به همین دلیل از تلاش های او تقدیر شد. به او مدال درجه یک نیروی هوایی اعطا شد، مدالی که برای اوّلین بار به یک زن اعطا شده بود. همچنین به او این فرصت داده شد تا دوره رسمی پرستاری پرواز را بگذراند. او نه تنها از تک تک بیماران به خوبی مراقبت کرد، بلکه همچنین پول خود را هزینه نمود تا برای آنها غذا بخرد. و همچنین نکاتی را در رابطه با مراقبت از بیماران در پرواز و چگونگی پشتیبانی از آنها یادداشت کرد. برخی از پیشنهادات او شامل کپسول اکسیژن و جعبه کمک های اولیه در هواپیما بود. آت همچنین ایجاد تغییر در لباس پرستاران پرواز را خواستار شد. دامن به نوعی مانع از سرعت عمل آنها در حین انجام وظایف می شد.
4. کوردلیا ای. کوک

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

یکی از زنان حوزه پزشکی این لیست می باشد. کوردلیا ای. کوک در رسته پرستاران ارتش در طول جنگ جهانی دوم خدمت نمود، و اوّلین زنی است که به خاطر رشادت هایش در طول جنگ، دو جایزه دریافت کرده است: ستاره برنزی و قلب بنفش. کوک در ایتالیا مستقر گشت و توانست وظایف خود را به عنوان پرستار در طول جنگ های سخت این منطقه به خوبی انجام دهد و بسیاری از سربازان زخمی و در حال مرگ را از مرگ حتمی نجات دهد.
ستوان کوردلیا کوک، ابتدا در سال 1943، مفتخر به دریافت ستاره برنزی شد، و او را به اوّلین زنی تبدیل کرد که توانست این جایزه را دریافت کند. مدّت کوتاهی پس از آن، جایزه قلب بنفش به او اعطا شد؛ این جایزه او را به اوّلین زن در تاریخ تبدیل نمود که به خاطر صرف زمان  و تلاش های مثال زدنی اش در طول جنگ جهانی دوم، دو جایزه ارزشمند و شایان تعریف را دریافت نموده است.
3. مارگارت کوربین

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

 مارگارت کوربین در جنگ انقلاب آمریکا جنگید؛ با وجود موقعیتی که زنان در آن روزگار داشتند. او زندگی عادی چون سایر زنان داشت تا آنکه در سال 1772 با جان کوربین ازدواج کرد. آنها همراه با صدها مرد دیگر، به جنگ بر علیه نیروهای بریتانیایی پرداختند، بخصوص در دژ واشنگتن در منهتن.

اگرچه جان در اوّلین شرکت توبخانه پنسیلوانیا داوطلب شده بود، امّا مارگارت حضور نداشت و در پشت جبهه خدمت می کرد. کاری که برای زنانی که شوهرانشان در جنگ بودند، کاری عادی تلقی می گشت. نقش اصلی او آشپزی، نظافت، و خدمت رسانی به سربازان بود. او زنی خانه دار در مکانی دور از خانه بود.
هنگامی که شوهر او و دیگر مردان به میدان نبرد می رفتند، مارگارت نیز با آنها می رفت. او به شوهرش در شلیک توپ کمک می کرد تا آنکه شوهرش مجروح شد و جانش را از دست داد.

او پس از این اتفاق، شجاعانه، خودش شلیک توپ را بر عهده گرفت. مارگارت در این میان سالم نماند: فک، قفسه سینه، و بازوی او آسیب دید. و سرانجام به دلیل جراحاتی که بر بدنش وارد آمده بود، تسلیم شد. او سپس در سال 1779 به فیلادلفیا رفت و پولی به او اعطا شد؛ نیمی از حقوق ماهانه یک سرباز حاضر در جنگ. بدین ترتیب، او به اوّلین زنی تبدیل شد که مستمری دریافت کرد. او همچنین اوّلین و تنها سرباز انقلابی بود که در گورستان نقطه غرب به خاک سپرده شد (تصویر بالا؛ هنرمند: هربرت نوتیل).
2. آنی جی. فاکس

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

 آنی جی. فاکس در چهارم آگوست سال 1893 به دنیا آمد، و اوّلین زن نظامی بود که موفق به نشان قلب بنفش به خاطر شجاعت ها و رشادت هایش در رسته پرستاران نیروی دریایی آمریکا شد. هرچند این نشان به دلیل تغییرات الزام آور در رابطه با دریافت آن، از او پس گرفته شد؛ زیرا برای درفات این نشان شما باید مجروح شده باشید. او مدال ستاره برنزی را دریافت کرد که به خاطر شجاعت در دوران جنگ به افراد اعطا می گردد. این نشان به خاطر نقش فوق العاده او در طول نبرد بندرگاه مروارید به او اعطا شد. او اوّلین ستوان و سرپرستار در آوهو، هاوایی بود.
او به عنوان پرستار تربیت شده بود تا از سربازان مجروح و در حال مرگ نگهداری نماید. امّا گفته می شود که او شجاعانه به کار خود ادامه می دادف حتّی زمانی که منطقه به شدّت بمباران می شد. او قادر بود به درستی بیهوشی را انجام دهد و حتّی می توانست به پرستاران داوطلب شهری چگونگی تمیز کردن یک زخم را آموزش دهد. فاکس مطمئنا در این شرایط سخت و طاقت فرسا، آرامش خود را به خوبی حفظ می کرد. و به همین دلیل نشان قلب بنفش به او اعطا شد. در طول جنگ جهانی دوم، به 964،409 نفر نشان قلب بنفش اعطا شد. امروز تخمین زده می شود که 287 عدد از این نشان ها، به زن های حاضر در جنگ داده شده است.
1. ماری ای. واکِر

زنان در جنگ جهاني,تاريخ و تمدن,تاريخ ايران

او در نیویورک و در خانه ای که طرفدار الغای بردگی بودند، متولد شد. واکِر امروزه به عنوان اوّلین و تنها زنی در تمام نیروهای ارتشی شناخته می شود که مدال افتخار کنگره را به خاطر اقدامات و کارهایش در طول جنگ داخلی آمریکا، از آن خود کرد. در حالیکه او کار خود را از ارتش آغاز نکرده بود، امّا برای حقوق زنان و اصلاح لباس آنان تلاش می کرد.

پیش از آغاز جنگ داخلی آمریکا، واکِر تنها زن طبقه خود بود که دارای مدرک پزشکی از کالج پزشکی سیراکوس بود. مدّت کوتاهی پس از آنکه او مدرکش را گرفت، جنگ داخلی آمریکا شروع شد و او به عنوان افسر پزشکی داوطلب شد. اما تنها یک جواب قاطع شنید: نه.
اگرچه به خاطر جنسیت او را نپذیرفتند، امّا واکِر با پافشاری هایش به دستیار جراح در ارتش کومبرلند در سال 1863 تبدیل شد. در طول این زمان، او لباس خود را به لباس یک افسر تغییر داد تا بتواند به راحتی با سربازان حرکت نماید. او سپس دستیار جراح پیاده نظام 52 اوهایو شد، امّا توسط متحدان در سال 1864 دستگیر شد و چهار ماه بعد آزاد گشت. او سپس در اسالت تنسی در یک یتیم خانه مشغول به کار شد. در 11 نوامبر سال 1965، او مدال افتخار دریافت کرد. در سال 1917 این مدال از او باز ستانده شد (چون مطابقت با استانداردهای تعیین شده در آن زمان نداشت)، امّا در سال 1977 به او بازگردانده شد. 

10 حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!!

10 حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!!

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

10 حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!! (+تصاویر)
گفته شده که مایاها تمدنی نیمه آمریکایی هستند که تنها با خط کاملا پیشرفته پیش از کلمبیایی شناخته می‌شدند، در زمینه هنر، معماری و تجهیزات نجومی ‌و ریاضیات نیز شهرت داشتند. تصورات اشتباه خیلی زیادی در مورد تمدن مایا وجود دارد و این فهرست مطمئنا خط بطلانی بر حداقل یک یا دو مورد از این اشتباهات خواهد کشید. علاوه براین در این متن حقایقی که شما هیچ وقت در مورد تمدن مایا نمی‌دانستید در اختیارتان می‌گذاریم.
1. راز باستانی

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

 حقیقت: هیچ کس واقعا نمی‌داند که چه چیزی باعث نابودی فرهنگ مایا شد.
به خاطر دلایلی که هنوز هم مورد بحث اند، مناطق اصلی زندگی مایا که در سطحی پایینتر از زمین اصلی قرار داشت به مرور و در طول قرون 8 و نهم شیب بیشتری پیدا کرد و پس از آن کم کم رو به نابودی رفت. این ادعا با نوشته‌های تاریخی و سازه‌های معماری در مقیاس بزرگ پیوند دارد.

تئوریهای غیر اکولوژی در مورد نابودی مایا به چندین زیر گروه در یک رده، مثل زیاد شدن جمعیت، تاراج خارجیها، شورش و طغیانهای محلی و فروپاشی مسیرهای تجاری  دسته بندی می‌شوند. فرضیه‌های اکولوژی شامل حوادث طبیعی، ‌بیماریهای واگیردار و تغییرات آب و هوایی می‌شوند. حالا دلیل و شاهدی دال بر افزایش جمعیت اضافه بر ظرفیت محیط بوده که موجب فرسودگی پتانسیل‌های زراعتی و شکار بیش از اندازه حیوانات می‌شده و همین عامل نابودی تمدن مایا را تضمین می‌کرده است. برخی از محققین به تازگی استدلال کردند که خشکسالی 200 ساله شدید و سختی منجر به سقوط و فروپاشی تمدن مایا شده است.
 2. زندگی ادامه دارد...

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: تقویم مایایی پایان جهان را پیشگویی نمی‌کند.
اول از همه اینها باید بگوییم که مایاها فقط یک تقویم ندارند بلکه آنها تقویمهایی دارند که با هم ارتباط دارند. در افسانه‌هایی گفته شده که در این تقویم long count  (که در بالا آورده شده) زمان به پایان رسیدن جهان مشخص شده است.
طبق افسانه‌های مایا ما در جهان چهارم یا جهان «آفرینش» که در افسانه‌ها ازش صحبت شده زندگی می‌کنیم. در تقویم long count آخرین خلق یا آفرینش در 12.19.19.17.19 به پایان می‌رسد. که این سلسله مراتب دوباره در 20 دسامبر 2012 اتفاق می‌افتد. طبق این گفته مایاها الان زمان جشن بزرگ به خاطر رسیدن به انتهای چرخه آفرینش فرا رسیده است.

این سخن به معنی رسیدن به پایان جهان نیست بلکه منظور از این جمله شروع یک عصر جدید است. مگر 31 دسامبر هر سال پایان جهان محسوب می‌شود؟ خیر- ما در این روز وارد سال جدیدی می‌شویم. این مساله شبیه دوره‌های آفرینشی تمدن مایاست. درحقیقت مایاها ارجاعهای زیادی به تاریخهایی دارند که بعدها در سال 2012 رخ می‌دهد. در حقیقت نظریه پایان یافتن جهان در سال 2012 (باتوجه به افسانه مایایی) را اولین بار خوزه آرگیولس سال 1987 در کتابش به نام The Mayan Factor: Path Beyond Technology مطرح کرد.
 3. آخرین قلمرو حکومتی مایا

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

 حقیقت: آخرین حکومت تمدن مایا تا سال 1697 وجود داشت.
شهر جزیره‌ای  تایاسال مکان آخرین پادشاهی مستقل تمدن مایا محسوب می‌شد و برخی از کشیشان اسپانیایی تا سال 1969 با مسالمت و آرامش آخرین پادشاه ایتزا یعنی کانک Canek را ملاقات و موعظه می‌کردند. پادشاهی ایتزا بالاخره در  13 مارچ 1697 تسلیم اسپانیایی‌ها شد.  حالا مصنوعات و بناهای باستانی در چیچن ایتزا که همه ما می‌شناسیم، در این آخرین منطقه خودمختار واقع شده است. قابل توجه اینکه بیشتر زمینهایی که این مکانهای باستانی در آنجا واقع شده، جزو زمینهای خصوصی یک خانوده محسوب می‌شود، درحالیکه دولت آنها را متعلق به خود و درحقیقت خود را اداره کننده این مکانها می‌داند.
 4. سونا

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: مایاها از سونا استفاده می‌کردند!
حمامهای آرامش بخش یا zumpul-ché جایی بود که مردم مایایی زمان باستان خودشان را در آنجا تطهیر و شستشو می‌کردند. این حمامها خیلی شبیه سونای امروزی و ساختاری، دیوارهای سنگی و سرپوشیده داشت همراه با یک دریچه یا سوراخ کوچک در قسمت سقف. آبی که از صخره‌های سنگین وارد اتاق می‌شد تولید بخار کرده و این روند شرایطی فراهم می‌کرد که تمام ناپاکیها و کثیفیها نابود شود. پادشاهان مایا عادت داشتند بعد از ملاقاتهایشان حمام سونا بگیرند تا احساس سرزندگی و همچنین پاکی داشته  باشند.
5. Ball Courts

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: مایاها ball court را به عنوان محلی برای بازی کردن می‌ساختند.
بازیهای توپی Mesoamerica ورزشی با انجمنهای آیینی بود که مردم پیش-کلمبیایی بالغ بر 3000 سال از این ورزش استقبال می‌کردند. در طول دوره ای هزار ساله انواع مختلفی از این بازی در سرزمینهای مختلف وجود داشته و هنوز یک نمونه مدرن از این بازی به نام ulama در معدودی از مکانها  و بین افراد بومی ‌طرفدار دارد.

Ballcourts مکانهایی عمومی ‌بودند که برای حوادث مهم فرهنگی و فعالیتهای آیینی مثل جشنواره‌ها و اجراهای موسیقی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این مکان از سراشیبی‌های پله دار تشکیل می‌شد که به صحن مراسم یا پرستشگاه‌های کوچک منتهی می‌شد، ball court‌ها شبیه حرف “I” بود که تقریبا در تمام شهرهای کوچک مایا یافت می‌شد.
 6. مواد مخدر

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: مایاها از مسکن و مواد مخدر استفاده می‌کردند.
مردم مایا در مراسم مذهبی‌شان به طور مرتب از داروهای توهم زا استفاده می‌کردند (که از مواد طبیعی تهیه می‌شد)، اما در زندگی روزمره‌شان نیز برای تسکین درد نیز از این مواد استفاده می‌کردند. معمولا  از گیاهانی مثل peyote، نیلوفر، بعضی از قارچها، تنباکو و گیاهان دیگر برای ساختن نوشیدنی‌های الکی استفاده می‌کردند. علاوه براین همانطوری که در شعرهای مایایی گفته شده و بر سنگها تراشیده شده؛ آنها از برای جذب سریعتر و تاثیرگذاری بیشتر مواد مخدر، داروی مایع و آیینی را به خودشان (از راه مقعد مانند عمل تنقیه)  تزریق می‌کردند. در بالا تصویر مجسمه مایایی را می‌بینید که از تزریق این مایع به بدنش لذت می‌برد!
7. قربانیان

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: بعضی از افراد مایا هنوز هم قربانی و خونریزی دارند
قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی و یا پزشکی یکی از موضوعاتی است که اکثر مردم در مورد مایاها می‌دانند- اما آنچه اغلب مردم نمی‌دانند این است که آنها هنوز هم قربانی می‌کنند. اما هیجان زده نشوید! الان خون مرغ جای خون انسان را گرفته است. امروز هنوز هم اقوام مایا سنتهای آیینی اجدادشان را حفظ کرده اند. آیین نماز و دعا، هدایا، قربانی‌های خونی (که الان مرغها جای انسان را گرفته اند)، رقصها، مهمانی‌ها، و نوشیدنی‌های آیینی هنوز هم از رسومات دینی و سنتی آنها محسوب می‌شود.
8. دکترهای عالی

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

 حقیقت: مایاها روشهای درمانی بسیار خوب و جالبی دارند.
سلامت و علم پزشکی در میان مایای باستانی ترکیب پیچیده ای از ذهن، بدن، مذهب، مراسم آیینی و دانش محسوب می‌شد. مهم‌تر از همه اینها کسانی برای وظایف پزشکی انتخاب می‌شدند که آموزشهای عالی و درستی دیده بودند. این مردان «شامان» نامیده می‌شدند و به عنوان واسطه ای بین دنیای فیزیکی و دنیای معنوی عمل می‌کردند.

آنها برای رسیدن به هدفشان یعنی شفا بخشیدن بیماران، و پیش‌بینی کردن و کنترل کردن حوادث فوق طبیعی تمرین جادوگری هم می‌کردند. از زمانیکه دانش پزشکی شدیدا با جادوگری و مذهب غرابت پیدا کرد، برای شامانها هم بسیار ضروری و واجب بود که مهارتهای پزشکی و دانش خود را توسعه بخشند. معروف بود که مایاها زخمها را با موی انسان بخیه می‌زدند، شکستگی استخوان را درمان می‌کردند و حتی در زمنیه جراحی دندان هم مهارت داشتند از سولفید آهن برای پر کردن دندان استفاده می‌کردند و ابزارهای جراحی می‌ساختند.
 9. دوران کودکی مایا

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: مایاها به زیبایی و تربیت بچه‌هایشان اهمیت می‌دادند
مایاها همواره آرزو داشتند بچه‌هایشان تواناهایی جسمی‌ غیرطبیعی داشته باشند. برای مثال در سنین خردسالی تخته‌هایی را روی پیشانی بچه‌ها محکم فشار می‌دادند تا پیشانی پهنی داشته باشند. یکی دیگر از معیارهای زیبایی برای بچه‌های مایا چپ بودن چشمها محسوب می‌شد!

بنابراین پدر و مادرها برای رسیدن به این هدف اشیائی را جلوی چشمهای نوزاد تازه به دنیا آمده آویزان کرده و آن را تکان داده تا بر اثر مداوت و تکرار این عمل چشمهای بچه دیگر برای همیشه چپ بشود!!
حقیقت جذاب دیگر در مورد کودکان مایا این است که بیشتر آنها را بر اساس روزی که در آن به دنیا می‌آمدند نام گذاری می‌کردند. هر روز سال برای بچه‌های پسر و دختر و والدین اسم خاصی داشت و ازشان انتظار می‌رفت که این سنت را انجام دهند.
 10. فرهنگی که ادامه دارد...

مایا,تمدن اسرارآمیز مایا,قوم مايا, تقویم مایا,تقويم قوم مايا

حقیقت: هنور افراد زیادی از تمدن مایا در مناطق خاص خودشان زندگی می‌کنند
درحقیقت بالغ بر 7 میلیون مایایی در مناطق خاصی زندگی می‌کنند، تعداد زیادی از آنها نیز طوری زندگی می‌کنند تا بتوانند آنچه از میراث فرهنگی برایشان باقیمانده را حفظ کنند. بعضی از آنها به طور کامل با فرهنگ مدرن منطقه ای که در آن زندگی می‌کنند خودشان را وفق داده اند، در حالیکه دیگران زندگی ویژه سنتی و باستانی خود را ادامه می‌دهند و اغلب اوقات به یکی از زبانهای مایایی به عنوان زبان اول صحبت می‌کنند.

بیشترین جمعیت از افراد مایا در ایالتها و شهرهای مکزیک مثل Yucatán، Campeche، Quintana Roo، Tabascoو Chiapas، و در بعضی کشورهای آمریکای مرکزی مثل Belize، گوآتمالا و قسمتهای غربی هوندوراس و الساوادور پراکنده اند. و جالب است بدانید امکان دارد بعضی از کلمات مثل shark به معنی کوسه و cocoa به معنی کاکائو از زبان مالایی گرفته شده باشند. حالا برایتان یک جمله مالایی را می‌نویسیم تا اگر با یک مالایی برخورد کردید  حداقل بتوانید یک جمله صحبت کنید!
در زبان Yucatec مالایی جمله Jach Dyos b’o'otik برای تشکر کردن به کار می‌رود و معنی آن می‌شود "ازت متشکرم"

تمدن مایا

تمدن مایا

قوم مايا,تمدن مایا,تقويم مايا ها,پيشگويي  هاي قوم مايا

تمدن مایا ( عروس باران )
قرنها پیش از پیداش مسحیت در اروپا، قبایل متمدنی در دره های حاصلخیز و جنگلهای سرسبز آمریکای مرکزی و جنوبی زندگی می کردند که در کشاورزی ، معماری ، علوم ، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند . از جمله این قبایل میتوان " مایا ، اینکا ، آزتک و تولتکس " را نام برد .
قبیله " مایا " ، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آن را پرستش می کردند ، به همین جهت خود را  "فرزندان خورشید " می نامیدند .

انان خدایان دیگری نیز داشتند ، از جمله خدای باران ، خدای جنگل و ...
" مایا " ها حدود سالهای نخستین پیدایش مسیحیت در اروپا ، شروع به ساختن شهری بزرگ با ساختمانها و معبدهای عظیم کردند و زندگی خود را با جشنها و مراسم با شکوه رونق بخشیدند . آنها در این جشنها ، ماسک حیوانات به چهره می زدند و با خواندن سرود و زدن طبل ، به پایکوبی  می پرداختند  تا خدایان کوچک و بزرگ خود را ستایش کنند .
به درستی معلوم نیست چه شد و چه پیش امد که مایا ها دل از ان همه نعمت ، رفاه و زندگی آسوده بر کندند و دست به یک مهاجرت گروهی و ناگهانی به سوی جنگاهای شمال زدند . دلیل این مهاجرت مرموز ، شاید شیوع نوعی بیماری مرگبار مثلا طاعون یا وقوع تغییرات ناگهانی آب وهوا ، و شاید هم بروز قحطی و خشکسالی بوده است .

به هر روی ، دلیل واقعی این مهاجرت مرموز و ناگهانی هنوز معلوم نیست و شاید هم هرگز روشن نشود . . " مایا " با این مهاجرت ، سالها در جنگلها و کوهها  ودره ها سرگردان بودند . هر گروه به سویی و هر دسته در جهتی پیش می رفت . بر اساس مدارک و شواهد تاریخی ، بزرگترین گروه مهاجر از قوم مایا ، در محلی که امروز یوکاتان نامیده می شود ، سکونت گزیدند و شهر شگفت انگیز چی چن ایتزا را به وجود آوردند . زیبایی و شوکت این شهر به قدری خیره کننده بود که حسادت و کینه دیگر قبایل را برانگیخت . سرانجام در سال 1200 میلادی ، این شهر درگیر جنگ خونین با اقوام وحشی شد و چون اهالی آن از عهده دفاع از خود برنیامدند ، یک بار دیگر همچون اجداد خود خانه و زندگی خود را بر جای گذاشتند و رفتند . بدین سان ، چی چن ایتزا به غارت رفت و خانه ها ومعبدها ، ستونها  و مجسمه های ان شهر خالی از سکنه ، در اعماق جنگل از نظر ناپدید شد .
از این ماجرای غم انگیز ، 350 سال گذشت . در سال 1541 جهانگشایان اسپانیایی به امریکای جنوبی و مرکزی یورش بردند و شهر یو کاتان به چنگ انها افتاد . این زمان ، دیگر هیچ نام و نشانی از شهر چی چن ایتزا نمانده بود ، مگر قصه هایی بر زبان سالمندان بومی .
سربازان مهاجم اسپانیایی را کشیشی به نام دیه گو دولاندا همراهی می کرد . او به هر سرزمینی که قدم می نهاد ، به یادداشت برداری از آداب و رسوم مذهبی مردم ان منطقه می پرداخت . او در بازگشت به اسپانیا نتیجه تحقیقات خود را به صورت کتابی تنظیم کرد و به کتابخانه مرکزی سپرد ، به این امید که مورد توجه دانشمندان و باستانشناسان قرار گیرد .

اما این کتاب جالب تا سیصد سال بعد هم خواننده ای نیافت ، زیرا کمتر کسی حاضر بود مطالب عجیب آن را درباره خدایان سرخپوستان امریکای جنوبی و آداب و سنن مربوط به آنها را بپذیرد و باور کند . باستانشناسان بزرگ جهان نیز در اواخر قرن نوزدهم  و اوایل قرن بیستم ، بیشتر به فکر کشف آثار تمدنهایی از یونان ، روم و مصر بودند و توجهی به اعماق جنگلهای آمریکای جنوبی نداشتند .
اما سرانجام یک نفر پیدا شد که کتاب کشیش دیه گودولاندا را بخواند و اطمینان پیدا کند که مطالب آن حقایقی از گذشته های دور است . او ، یک جوان آمریکایی به نام " ادوارد تامسون " بود که شیفته ماجراهای نوشته شده در آن کتاب شد و با خود عهد بست که روزی به کشور مکزیک و شهر یوکاتان برود و تمدن مایا را کشف کند ! مهمترین قدم در این راه ، یافتن آثار و بقایای شهر چی چن ایتزا در قلب جنگلهای مکزیک بود .
تامسون از خود پرسید : " چی چن ایتزا " چیست ؟
این کلمه بسیار قدیمی در زبان سرخپوستان مایا بود . تامسون سرانجام کشف کرد که  " ایتزا " لقب فرمانروایان قوم مایا بوده و چی چن به معنای " دهانه چاه " است . او نتیجه گرفت که در شهر چی چن ایتزا چاههایی بوده که در زندگی ساکنان شهر اهمیت بسیار داشته است ،آن قدر که مراقبت از ان چاهها به فرمانروایان و حکمرانان سپرده می شده است .
دیه گو دو لاندا نیز در کتاب خود به وجود این چاهها اشاره کرده  واز گودال عمیقی نام برده بود که در اعتقاد مردم مایا به " خدای باران " تعلق داشت  و آن را " چاه قربانی می نامیدند " . به نوشته او ، مردم  مایا خدای باران را " یوم چاک " می گفتند و معتقد بودند که یوم چاک در اعماق آن گودال عمیق و در لابه لای آن آبهای سرد و زلال ان زندگی می کند . او اگر چه اژدهایی بود به شکل یک مار بزرگ که بدنی پوشیده از پر اشت ، اما به قدری نازک طبع و لطیف بود که اگر غمگین می شد ، قحطی به بار می آورد و مزرعه های ذرت را ، که غذای اصلی قوم مایا بود ، از بی آبی خشک و نابود می کرد ! .
رضایت خاطر یوم چاک زمانی فراهم می شد که پیروانش هدایایی برای او به درون چاه می ریختند . کاهنان معبد بزرگ می گفتند که بهترین هدیه برای یوم چاک ، قربانی کردن دوشیزه ای از میان دختران قوم و افکندن او به عنوان عروس باران به " چاه قربانی " بود .
اما نگاهی به مراسم عروس باران
 ماههاست که قطره ای باران از آسمان فرو نریخته و مزارع ذرت در حال نابودی است ، زمین تشنه و خشک است . دعاهای مردم به نتیجه نمی رسد . کاهنان معبد بزرگ می گویند که خدای باران - یوم چاک - از انها راضی نیست . باید هدیه ای تقدیم او کنند تا شادمان شود و ابرها را فرمان دهد از هر سو بیایند و ببارند !
به دعوت کاهن بزرگ ، گروه گروه مردم، شبانه از هر سو به چی چن ایتزا می آیند و با هدایایی خود پیرامون معبد بزرگ حلقه می زنند . با بر آمدن افتاب ، مراسم آغاز می شود . کاهنان در یک صف ، در حال خواندن ورد و دعا از پله های معبد بزرگ پائین می ایند . طبلها در دو سوی جاده سنگفرشی که به چاه قربانی ختم می شود ، به ترتیبی خاص می نوازند و مردم آوازی بر لب دارند . پشت سر صف کاهنان ، دویزه ای آراسته با پارچه هایی زیبا و جواهرات گرانبها روی تخت روانی که بر دوش مردان قوی هیکل قبیله قرار دارد ، دراز کشیده است و با چهره ای رنگ پریده و چشمانی لبریز از اشک ، به عاقبت شوم و هولناک خود می اندیشد . او ، عروس باران و هدیه مردم به یوم چاک است که به زودی باید در چاه قربانی سرنگون شود !
پشت سر عروس باران ، جادو گران در حالی که ماسک حیوانات مختلف را به چهره زده و پوست بدن خود را رنگ آمیزی کرده اند ، در حال پایکوبی و دست افشانی جلو می ایند .
در صف بعد بزرگان قوم با لباسهای با شکوه و گردنبند های درخشان قدم بر می دارند و در پی آنها ، غلامان با ظرف های پر از هدیه حرکت می کنند . این هدیه ها ، جهیزیه عروس باران است که همراه او به درون چاه قربانی ریخته خواهد شد .
دیری نمی گذرد که این کروان بزرگ و پر سر و صدا به نزدیکی چاه می رسد . به اشاره کاهن بزرگ ، طبلها از نواختن با ز می مانند . مردمی که سرود می خواندند و دعا می کردند ، ساکت می شوند . غلامان ، با ظرفهای هدیه پیش می ایند  و انها را به درون چاه می افکنند .

اکنون، نوبت عروس باران است . تخت روان به اهستگی پیش می اید  و از روی دوش مردان بر روی زمین قرار می گیرد . عروس باران از وحشت نیم خیز می شود . دو مرد قوی هیکل ، بازوان او را از دو طرف می گیرند و بلند می کنند . از شدت وحشت د ر پاهای دوشیزه نگون بخت نیرویی برای راه رفتن نیست . او را تقریبا کشان کشان به لبه چاه می اورند و دریک آن ، همچون پر کاه به فضای مقابل پرتاب می کنند . عروس باران جیغ جگر خراشی از دل بر می آورد و لحظه ای بعد به میان ابهای سرد می افتد و پس از آن که چند غوطه می خورد ، از نظرها ناپدید می شود . در این حال ، فریاد خوشحالی و رضایت از مردم بلند
می شود و مراسم به پایان می رسد . "
این داستان هولناک را که دیه گو در کتاب خود از مراسم مایا ها نوشته بود کسی به آن صورت باور نکرد ، اما تامسون پذیرفت که این داستان بر اساس واقعیت نوشته شده و براستی قوم مایا روزگاری چنین آداب ورسومی داشته است .

امیلیانو زاپاتا که بود ؟

امیلیانو زاپاتا که بود ؟

از رهبران برجسته قيام بزرگ مردم مكزيك عليه رژيم ديكتاتورى پورفيريو داياز به شمار مى آيد كه در سال ۱۹۱۰ آغاز شد و به واسطه نقش موثرى در جريان انقلاب به يكى از قهرمانان ملى مكزيك بدل شد و به همين دليل جنبش انقلابى كه از ايالت چياپاس مكزيك آغاز شد را به احترام او زاپاتيستا يا زاپاتيستاس مى خوانند.

اميليانو زاپاتا سالازار در هشتم اوت ۱۸۷۹ در ايالت مركزى موره لوس در روستايى به نام آنه نه چوئيلكو (كه امروزه آيالا نام دارد) از گابريل زاپاتا و كلئوفاس سالازار متولد شد. در آن زمان رژيم ديكتاتورى داياز بر مكزيك حكومت مى كرد كه در سال ۱۸۷۶ به قدرت رسيده بود. خانواده زاپاتا از اوضاع مالى متوسطى برخوردار بود اما در اين بين توانسته بود با مقاومت در برابر شرايط سخت اجتماعى، استقلال خود را حفظ نماید.

در سن ۳۰ سالگى به فرماندهى نيروهاى دفاعى روستا منصوب شد و او را به سخنگو و نماينده هم ولايتى هايش بدل كرد. او اصالتاً از دو نژاد اسپانيايى و آمريكاى لاتين بود و مكزيكى خالص به حساب نمى آمد خيلى زود براى احقاق حقوق مهاجران هندى وارد بحث و جدل و در نهايت درگيرى شد.

در ۹ آوريل ۱۹۱۹ گوجاردو به نمايندگى از دولت زاپاتا را براى ديدارى دوستانه دعوت كرد و زاپاتا با شنيدن پيغام به راه افتاد و پس از طى يك روز به مكان ملاقات رسيد و در بدو ورود هدف گلوله هاى نظاميان در كمين قرار گرفت.

فیلمی نیز بر اساس سرگذشت وی با نام زنده باد زاپاتا Viva Zapata)) تهیه شده است ، که در آن مارلون براندو نقش آفرینی کرده است .

.برای اطلاعات بیشتر درباره ی فیلم به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.imdb.com/title/tt0045296

این جمله ی زیبا از زاپاتا است :

روی پاها مردن بهتر از روی زانو زندگی کردن است .

وصیت نامه کوروش بزرگ

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند .
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست.البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا  بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم .چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود .
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما .
به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست .
چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی .
توجه کنید : همان کانالی که بعد از دو هزار و دویست سال ، بعنوان کانال سوئز توسط اروپایی ها ساخته شد .
و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند .
ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ،
اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود .
در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت .
ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

امیر کبیر چه خدماتی انجام داد؟

امیر کبیر چه خدماتی انجام داد؟


گاه درخشش نام بعضی ازانسانها درصفحات تاریخ آنچنان است كه نیازی به تورق درآن نیست. وچه نیكوست كه این درخشندگی حاكی ازمثبت بودن اثراتی باشد كه ازآن انسانها باقی مانده باشد. میرزا تقی خان فراهانی معروف به امیركبیرازجمله این شخصیت هاست كه به خاطرانقلابی كه درخیلی ازحوزه ها ایجاد كرد، نام خود را به صورت جاودانه درتاریخ حك كرد.

ادامه نوشته

قدیمی‌ترین شهرهای اروپا


در اروپا شهرهای فراوانی وجود دارند که صدها سال از تاریخ تشکیل آن‌ها می‌گذرد و مغرور از چین سابقه‌ای، به انبوه گردشگرانی خود فخر می‌فروشند. اما در بین این جاذبه‌های تاریخی چند صد ساله می‌توان به مناطقی برخورد که از هزاران سال پیش تا به امروز همچنان پابرجا مانده و حتی یکبار هم خود را خالی از جمعیت ندیدند.

این شهرها، هنوز هم از گذشته‌های بسیار دور خود نشانه‌های بی‌شماری دارند. خانه‌ها، معابد، میدان‌ها، بناها و بی‌شمار ابنیه و جاذبه‌ که با وجود سپری شدن هزاران سال از قدمتشان باز هم می‌توان اجزای تشکیل دهنده آن‌ها را با همان احساس اولیه لمس کرد.

اما در این میان، کدام شهر را می‌توان قدیمی‌ترین شهر اروپا نامید. آنچه در ادامه خواهید خواهند، مجموعه‌ای از پنج شهر تاریخی و کهن اروپا است که از هزاران سال پیش از میلاد تا امروز زندگی را در خود حفظ کرده و به قدیمی‌ترین شهرهای زنده اروپا تبدیل شده اند.

ادامه نوشته

حماسه سوم خرداد( آزادسازی خرمشهر)

در خيال خرمشهر كه كنار كارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره اي نبود. نخلستان هايش صداي چرخ هاي تانك را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه ۵۹ كه خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهاي تاريك و پر دود اسارت، در سوم خرداد ۱۳۶۱ شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل هاي سوخته، نخل هاي بي سر...
فتح خرمشهر (سوم خرداد ۱۳۶۱) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه آفرين صحنه هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت، اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

ادامه نوشته

تاريخ تبريز کهن

شاردن در قرن هفدهم ميلادی نوشته است که " در تمام عالم من شهری نمی شناسم که درباره بنا و پيدايش و نام اوليه آن نويسندگان جديد اين قدر زياد بحث و جدل کرده باشند1 ".

بسياری از جهانگردان اروپايی که در قرن هفدهم و حتی هجدهم و نوزدهم از تبريز گذشته اند ، تبريز را همان اکباتان قديم پنداشته اند . تاورنيه که پيش از شاردن از تبريز ديدار کرده ، می نويسد که " عقيده بعضی اين است که تبريز همان اکباتان قديم ، پايتخت مملکت مداست 2." اولئاريوس که در نيمه نخست قرن هفدهم از

ادامه نوشته