وحشتناک ترین رسوم دنیا

وحشتناک ترین رسوم دنیا

رسوم و سنت ها از آندست پدیده هاییست که در هر گوشه از این کره خاکی حکایت خاص خود را دارد. مردم هر گوشه از زمین پهناور با گرامیداشت سنت های خود به نوعی به گذشتگانشان احترام می گذارند.

معمولا اجرای سنت ها و آداب و رسوم در سراسر دنیا کاری پسندیده به شمار می آید و مردم نسل اندر نسل و سینه به سینه آن را به نسل های بعدی خود انتقال می دهند که سنت شان از بین نرود.

اما حکایت خطرناک ترین سنت های دنیا که حتی بعضا تلفات و خسارت های فراوان به چای گذاشته، داستانی خواندنی است که در این گزارش آن را می خوانید:

آداب و رسوم, گاو بازی, وحشتناک ترین رسوم دنیا

1.  خوشامد گویی ناهنجار به دبیرستانی های تازه وارد، آمریکا
در این رسم خطرناک که در اصطلاح Hazing  گفته می شود، کسانی که تازه وارد کالج شده اند، با صحنه های نه چندان خوشایندی مواجه می شوند. در این خوشامد گویی نامتعارف تازه واردها به چیزی بسته می شوند و با شوخی های خطرناک، آزار و اذیت و حتی آب پاشی مورد استقبال با سابقه تر ها قرار می گیرند. با اینکه اجرای این رسم ممنوع شده و حتی یک کشته هم برجای گذاشته اما اجرا کنندگان حاضر نیستند، دست از این کار خطرناک خود بکشند.

آداب و رسوم, گاو بازی, وحشتناک ترین رسوم دنیا

2.گاو بازی، پامپلونا، اسپانیا
این سنت نیز هیچ دست کمی از آن خوشامدگویی عجیب و غریب ندارد. عاشقان و دلباختگان گاوبازی در اسپانیا از سال 1910 تا همین امسال در یک جشنواره یک روزه به استقبال یا بهتر است بگوییم به جنگ گاوها می رفتند و با تحریک و تهیدید، آنها را به سمت خود می کشاندند و خود باید از دستشان در می رفتند!

آخرین مسابقه گاوبازی همین امسال در ایالت پامپلونا برگزار شد و در طول یک قرن برگزاری این رقابت خطرناک 15 نفر کشته و البته بسیاری هم زحمی شده اند.

آداب و رسوم, گاو بازی, وحشتناک ترین رسوم دنیا

3. شیرجه آغاز سال نو، سیبری، روسیه
در روسیه، شیرچه روی های حرفه ای، آغاز سال نو میلادی را با شیرجه زدن در عمیق ترین دریاچه آب شیرین دنیا یعنی بایکال جشن می گیریند. آنها پس از اینکه بخشی از یخ های سطح دریاچه را شکستند و به آب رسیدند، به درون این دریاچه 40 متری بپرند و یک درخت را در کف دریاجه قرار دهند و بعد هم دور آن رقص و پایکوبی می کنند.

ظاهرا شیرجه زدن در دریاچه آنهم برای شیرچه روی های حرفه ای کار چندان سختی نیست، اما در هر صورت بایکال عمیق ترین دریاچه دنیاست.

آداب و رسوم, گاو بازی, وحشتناک ترین رسوم دنیا

4. درخت های کریسمس
بسیاری از ما با درخت کریسمس آشنا هستیم؛ در ختی زنده یا مصنوعی که با آغاز سال نو میلادی زینت بخش بسیاری از خانه های مسیحی می شود. تا اینجا هیچ مشکلی وجود ندارد. اما مشکل از جایی شروع می شود که این درختان بعضا باعث آتش سوزی می شوند و طبق آمار از سال 2003 تا 2006 میلادی، 240 نفر قربانی این آتش سوزی ها شده اند.

درست است که آمار این آتش سوزی ها نسبتا کم است، اما به هرحال از بین رفتن انسانها، انهم در روزهای آغاز سال نو، امری دردناک است.

آداب و رسوم, گاو بازی, وحشتناک ترین رسوم دنیا

5. اونباشیرا، توکیو، ژاپن
این رسم که معنای تحت اللفظی آن ستون های غرورانگیز است و هر شش سال یکبار در پایتخت ژاپن برگزار می شود، دو بخش به نام های یاماداشی و ساتوبیکی دارد که اولی در ماه می و دومی در ماه آوریل انجام می گیرد.

در مراسم ماه می که بخش خطرناک این سنت محسوب می شود، مردان به جنگل می روند، درختان را قطع می کنند، به تنه درخت ریسمانی می بندند، سوار آن می شوند و بعد از بالای کوه به سمت پایین می آیند.در این مراسم خیلی ها زخمی و حتی کشته می شوند.

 ابتکار نقاش



خواندنیهای پند آموز

واقعا زیباست - دست بر شانه پسر

 

واقعا زیباست - دست بر شانه پسر

 

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید: تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟پسر جواب داد: من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید

با ناراحتی از کنار پسر رد شد

بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود.

پسرم من میزنم یا تو؟

این بار پسر جواب داد شما میزنی.

پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟

پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی...

تفاوت بین آسان و مشکل

 

تفاوت بین آسان و مشکل

 

 

خوابیدن در هر شب آسان است ولی مبارزه با آن مشکل است.

نشان دادن پیروزی آسان است ولی قبول کردن شکست مشکل است.

حظ کردن از یک ماه کامل آسان است ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است.

زمین خوردن با یک سنگ آسان است ولی بلند شدن مشکل است.

لذت بردن از زندگی آسان است ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است.

قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است ولی وفای به عهد مشکل است.

گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است.

انتقاد از دیگران آسان است ولی خودسازی مشکل است.

ایراد گیری از دیگران آسان است عبرت گرفتن از آنها مشکل است.

گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است.

فکر کردن برای پیشرفت آسان است متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است.

فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است.

دریافت کردن آسان است اهدا کردن مشکل است.

حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است.

منبع:asriran.com



شما استثنایی هستید!

شما استثنایی هستید

 

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار

شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید

ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟

هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید

قیــمت یه روز زنــدگی چنـده؟

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم

شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به
گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

این جوری فقط می خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟
اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه
و به موجودات زمین می بخشه؟!
ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
قیمت بلیتش هم دل تومنه!

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن
زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
چی خیال کردی؟
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری
تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی ميکنی!

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

 قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو
این مطلب رو برای ده نفر که لیاقتش رو دارن بفرست
اگه ده نفر پیدا نکردی در خودت تجدید نظر کن
 

قیــمت یه روز زنــدگی, مطالب جالب و خواندنی

مهربانی یعنی فرستادن یک نامه به یک دوست

منبع:iranvij.ir

حسنک کجايي،تصميم کبری،...کجايند؟

  

حسنک کجايي،تصميم کبری،...کجايند؟

 

گاو ماما میکرد

گوسفند بع بع میکرد!

سگ واق واق میکرد

و همه با هم فریاد میزدند : حسنک کجایی ؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود .
حسنک مدت زیادی است به خانه نمی آید
او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند
او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات
جلوی آینه به موهای خود ژل میزند
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست
چون او به موهای خود گلت میزند
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد
کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است
کبری تصمیم گرفته حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند
چون او با پتروس چت میکرد
پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد .
پتروس دید که سد سوراخ شده
اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود
او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند .
پتروس در حال چت کردن غرق شد
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود
اما کوه روی ریل ریزش کرده بود
ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت
ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست لباسش را درآورد.
ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت
قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد.
کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت
خانه مثل همیشه سوت و کور بود .
الان چند سالی است کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد
او حتی مهمان خوانده هم ندارد
او حوصله مهمان ندارد .
او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید
چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت
اما او از چوپان دروغگو گِله ندارد
چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد .

کاش هنوزم همه‌رو ۱۰تا دوست‌داشتیم!

کاش هنوزم همه‌رو ۱۰تا دوست‌داشتیم!

 

بچه که بودیم...!

- بچه که بودیم، چه دل‌های بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم، چه دلتنگیم!
- کاش دل‌هامون به بزرگی بچگی بود.
- کاش برای حرف‌زدن، نیازی به صحبت‌کردن نداشتیم و فقط «نگاه» کافی بود.


- بچه که بودیم تو جمع گریه می‌کردیم، بزرگ که شدیم، تو خلوت.

 

- بچه که بودیم راحت دل‌مون نمی‌شکست، بزرگ که شدیم، خیلی آسون دل‌مون می‌شکنه.


- بچه که بودیم همه‌رو ۱۰تا دوست داشتیم، بزرگ که شدیم، بعضی‌هارو هیچی، بعضی‌هارو کم و بعضی‌ها‌رو بی‌نهایت دوست‌داریم.


- بچه که بودیم قضاوت نمی‌کردیم و همه یکسان‌بودن، بزرگ که شدیم، قضاوت‌های درست و غلط موجب شد که اندازه‌ی دوست‌داشتنمون تغییر کنه.

 

- بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می‌کردیم، یک‌ساعت بعد از یادمون می‌رفت، بزرگ که شدیم، گاهی دعواهامون سال‌ها تو یادمون می‌مونه و آشتی نمی‌کنیم.

 

- بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می‌شدیم، بزرگ که شدیم، حتی ۱۰۰تا کلاف هم سرگرم‌مون نمی‌کنه.

 

- بچه که بودیم بزرگ‌ترین آرزومون داشتن کوچک‌ترین چیز بود، بزرگ که شدیم، کوچک‌ترین آرزومون، داشتن بزرگ‌ترین چیزه.

 

- بچه که بودیم آرزومون بزرگ‌شدن بود، بزرگ که شدیم، حسرت برگشتن به بچگی‌رو داریم.

 

- بچه که بودیم تو بازی‌هامون همه‌اش ادای بزرگ‌ترهارو درمی‌آوردیم، بزرگ که شدیم، همه‌اش تو خیال‌مون برمی‌گردیم به بچگی.

وصیتی زیبا برای زنده ماندن  

زندگی زیبا, اهدای عضو

 

روزي فرا خواهد رسيد كه جسم من آنجا زير ملحفه سفيد پاكيزه اي كه از چهار طرفش زير تشك تخت بيمارستان رفته است، قرار مي گيرد و آدم هايي كه سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از كنارم مي گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسيد كه دكتر بگويد مغز من از كار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگيم به پايان رسيده است.

در چنين روزي، تلاش نكنيد به شكل مصنوعي و با استفاده از دستگاه، زندگيم را به من برگردانيد و اين را بستر مرگ من ندانيد.

بگذاريد آن را بستر زندگي بنامم. بگذاريد جسمم به ديگران كمك كند كه به حيات خود ادامه دهند چشمهايم را به انساني بدهيد كه هرگز طلوع آفتاب، چهره يك نوزاد و شكوه عشق را در چشم هاي يك زن نديده است.

قلبم را به كسي هديه بدهيد كه از قلب جز خاطره ي دردهايي پياپي و آزار دهنده چيزي به ياد ندارد.

خونم را به نوجواني بدهيد كه او را از تصادف ماشين بيرون كشيده اند و كمكش كنيد تا زنده بماند و نوه هايش را ببيند.

کليه هايم را به كسي بدهيد كه زندگيش به ماشيني بستگي دارد كه هر هفته خون او را تصفيه مي كند.

استخوان هايم، عضلاتم، تك تك سلول هايم و اعصابم را برداريد و راهي پيدا كنيد كه آنها را به پاهاي يك كودك فلج پيوند بزنيد.

هر گوشه از مغز مرا بكاويد، سلول هايم را اگر لازم شد، برداريد و بگذاريد به رشد خود ادامه دهند تا به كمك آنها پسرك لالي بتواند با صداي دو رگه فرياد بزند و دخترك ناشنوايي زمزمه باران را روي شيشه اتاقش بشنود.

آنچه را كه از من باقي مي ماند بسوزانيد و خاكسترم را به دست باد بسپاريد، تا گلها بشكفند اگر قرار است چيزي از وجود مرا دفن كنيد بگذاريد خطاهايم، ضعفهايم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شيطان و روحم را به خدا بسپاريد و اگر گاهي دوست داشتيد يادم كنيد.

عمل خيري انجام دهيد، يا به كسي كه نيازمند شماست، كلام محبت آميزي بگوييد.اگر آنچه را كه گفتم برايم انجام دهيد، هميشه زنده خواهم ماند...


بازیهای محلی نواحی مختلف ایران




بازیهای بومی محلی استان خوزستان

بازیهای بومی,بازیهای محلی,بازیهای محلی استان خوزستان

 بازى‌هاى خوزستان عبارتند از:
ابوامح جيم، ارکُم بَرکُم، استپ،اَلختربازي، الک چوب، بدواشيح، بَردبَرد گرکي، تشتک‌بازي، تنورتنور، تيرلش‌بازي، چقّه، چوب توپه، چوب معده، چوب و کليد، حَتَّ حَلُول، خاک ماله، خش بيزار، داژوال، دال پران، دور هرسيه، سَرمامک، سُک‌سُک، سواره و پياده، شرده، شنگ، طناب‌بازي، عيسى‌بازي، ننگ‌بازي، قاوان، قلعه ٔ شاه مال من است، کروچ، کشت مايه، گال، گروک‌بازي، گل‌بازي، گولکي، لنگ‌رو، منم منم فرشته، هفت سنگ، هُوشِيه، يزله و ...
ابو، امح جيم (مناطق عربى زبان خوزستان )
بازيکنان به دو گروه تقسيم مى‌شوند و روى زمين دايره ٔ بزرگى مى‌کشند، سپس به‌طريق قرعه‌کشى يارگيرى مى‌کنند و گروه مدافع و مهاجم را نيز به‌همان شيوه تعيين مى‌کنند. آن‌گاه بازيکنان مدافع در داخل زمين که به‌شکل دايره کشيده شده قرار مى‌گيرند و گروه مهاجم خارج ان مى‌ايستند. سپس همه ٔ بازيکنان دو گروه پاى خود را بلند کرده و از پشت با دست پنجه ٔ پاى مخالف را مى‌گيرند، حال مهاجمان لى‌لى‌کنان وارد محوطه ٔ دايره شکل مى‌شوند و هريک از آنها سعى مى‌کند، به‌گونه‌اى تعادل فردى از گروه مدافع را برهم بزند تا پنجه ٔ گرفته شده ٔ او، رها شود. گروه مدافع نيز به‌همين ترتيب عمل مى‌کند در اين‌صورت فردى که تعادل او به‌هم خورده باشد از دور خارج مى‌شود. در آخر بازى يک نفر بدون باخت در زمين باقى خواهد ماند که اين فرد متعلق به‌هر گروه که باشد، آن گروه برنده ٔ بازى خواهد بود .

بايد ياد‌آور شد که حمله ٔ چند نفر از يک گروه به يک نفر از گروه مقابل بلامانع مى‌باشد .
اَروِيع (سوسنگرد )
بازيکنان به‌وسيله ٔ تر يا خشک به دو گروه مساوى تقسيم مى‌شوند و پشک مى‌اندازند تا گروه برنده و بازنده مشخص شود. روى زمين مستطيلى رسم مى‌کنند و از طول آن را نصف مى‌کنند. بازيکنانى که بازنده شده‌اند با فاصله‌هاى معين روى خط وسط مى‌ايستند و بازيکنان برنده بيرون زمين صف مى‌بندند و تک‌تک سعى مى‌کنند از مقابل صف بازنده‌ها خود را به انتهاى زمين برسانند. بازيکنان بازنده بايد مانع حرکت اين بازيکنان بشوند و آنها را با دست بزنند . بازيکنان برنده مى‌توانند به‌طور مارپيچ عبور کنند .
 بَردبَرد گَرَکى (bard bard garaky) ( ايذه )
بازيکنان به دو گروه تقسيم مى‌شوند. آتشى روشن مى‌کنند و سنگ را در آتش مى‌گذارند تا داغ شود. سپس قرعه مى‌کشند تا گروهى که بايد از آتش نگهبانى کند، مشخص شود . بعد چشم‌هاى افراد گروه ديگر را مى‌بندند و گروه نگهبان سنگ را از آتش بيرون آورده و در سياهى‌ها به دوردست پرتاب مى‌کند، بعد چشم‌هاى گروه مقابل را باز مى‌کنند و آنها مى‌روند تا سنگ را پيدا کنند؛ گروه نگهبان هم بايد همين کار را بکند. اگر گروه نگهبان سنگ را بيابد و آن را در آتش بى‌اندازد بازى به‌همين روال تکرار مى‌شود. اما اگر کسى از گروه مقابل اين کار را بکند جاى دو گروه عوض مى‌شود .
 تشتک‌بازى (خرمشهر )
پسرها به در مغازه‌ها مى‌روند و تشتک جمع مى‌کنند. ديوارى را به‌عنوان هدف انتخاب مى‌کنند و با فاصله از آن مى‌ايستند. نفر اول تشتک خود را پرتاب مى‌کند، همين‌طور نفرات بعدي. تشتک هرکس به ديوار نزديک‌تر بود او برنده است. اين بازى با سکه هم صورت مى‌گيرد و جنبه ٔ قمار دارد. برنده ٔ سکه‌هاى ديگران را از آن خود مى‌کند .
 تيرلش‌بازى (شوشتر )
نى بلندى را برمى‌دارند و يک سر آن را با يک لوله ٔ کاغذى که پر از مواد منفجره مثل باروت است، پر مى‌کنند و براى آن فتيله‌اى درست مى‌کنند. فتيله را آتش مى‌زنند و آن را به هوا پرتاب مى‌کنند .
 دادارى پودارى دو تا بيار (دا به معنى مادر و پو به معنى پدر است) (مسجدسليمان )
يکى از بازيکنان مى‌گويد: هرکس مادر و پدر دارد دو تا انگشت خود را در دست من بگذارد . بازيکنان همين کار را مى‌‌کنند. بازيکن اول چشم‌هاى خود را مى‌بندد و مى‌پرسد: تف کنم يا بگيرم؟ بچه‌ها مى‌گويند: بگير. بازيکن سعى مى‌کند که يکى از بازيکنان را بگيرد. اگر موفق شد، چشم او را مى‌بندد و ديگران مى‌روند و گوشه‌اى پنهان مى‌شوند. وقتى همه پنهان شدند، چشم‌هاى بازيکن را باز مى‌کنند و به او مى‌گويند: 'روغه رى سست گرده بر سيست' و او بايد برود و پنهان شده‌ها را پيدا کند. اگر کسى را پيدا کرد بايد بر سر او بزند و بگويد: 'کچل' کسى که کچل بشود از بازى کنار مى‌رود تا دور بعدي. بعضى از بازيکنان که بتوانند خود را به بازيکن اولى برسانند و به او دست بزنند و بگويند: 'حلال حلال' ديگر کسى نمى‌تواند به آنها کارى داشته باشد. وقتى همه يا کچل شدند يا حلال بازى از نو آغاز مى‌شود و کس ديگرى انگشتان بچه‌ها را در دست مى‌گيرد .
طناب‌بازى (اهواز - آبادان - مسجدسليمان )
هريک از چهار بازيکن يکى از نام‌هاى سرخ، سبز، آبى و گلابى را براى خود انتخاب مى‌کند . آن‌گاه دو نفر از بازيکنان هريک دو سر طناب را در دست گرفته و يکى ديگر از بازيکنان بين اين دو قرار مى‌گيرد. يک نفر ديگر هم کنار محوطه ٔ بازى مى‌ايستد. دو نفر بازيکن طناب به‌دست شروع به چرخاندن طناب مى‌کنند و فردى که در وسط ايستاده بايد با نزديک شدن طناب به پاهاى او به هوا بپرد تا طناب از زير پاى او بگذرد. اين کار به‌صورت متوالى انجام مى‌گيرد. همراه با اين کار، همان دو نفرى که دو سر طناب را گرفته‌اند، مرتباً تکرار مى‌کنند: سرخ، سبز، آبي، گلابي. بازى به‌همين ترتيب ادامه دارد تا زمانى‌که پاى پرنده به طناب گير کند و طناب از چرخش بى‌افتد. آن‌گاه روى هر نامى که اين خطا صورت بگيرد، صاحب آن نام بايد به وسط بيايد و از روى طناب بپرد و به‌همين شيوه بازى را تا هر زمان که مايل باشند، ادامه مى‌دهند .
گال (شوشتر )
بازيکنان در اين بازى با مشتى چوب باريک، برد و باخت مى‌کنند به اين ترتيب که ابتدا طرف مقابل شرط خود را که طاق يا جفت است، مشخص مى‌کند، آن‌گاه بازيکن اولى چوب‌ها را در لبه‌اى از ديوار که گال ناميده مى‌شود، مى‌اندازد،د درنتيجه مقدارى از آنها در لبه ٔ گال باقى مى‌ماند. تعداد چوب‌ها را مى‌شمارد و اگر با شرط طرف مقابل مطابقت داشت، همه ٔ آنها را مى‌برد .
يزله
اين بازى نمايشى جنبه ٔ حماسى و پهلوانى دارد و در مواقعى که دشمن سرزمين را تهديد مى‌کند، براى بالا بردن روحيه ٔ مبارزه‌طلبى مردم اجراء مى‌شود. يک نفر سردسته ٔ گروه مى‌شود و شروع به حماسه‌سرائى مى‌کند و ديگران به او پاسخ مى‌دهند . حرکات موزون بازيگران و هماهنگى کامل بين اين حرکات با گفتار آنها از ويژگى‌هاى مهم اين مراسم است. اين مراسم در شکل اصلى خود همراه با سلاح انجام مى‌شده و بازيگران با لباس‌هاى محلى و خشاب فشنگ به اين بازى مى‌پرداخته‌اند. اين بازى با نيايش پروردگار براى پيروزى پايان مى‌گيرد .

منبع:rasekhoon.net



بازی های مازندرانی,بازیهای محلی مازندران,بازیهای محلی

آغوزكا یا گردو بازی:

بازیكنان گردو ها را دو به دو روی یكدیگر چیده و هر یك به نوبت با گردویی به نام كل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیكنان باید به تیره او بزنند هر كسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می كند.

 

چلیك ماركا :

بازیكنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تكه چوب یا چلیك و و چوب بزرگ یا ماركا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب كوچك كی زنند و آن را به طرف بالا پرت می كنند . چوب هر یك از بازیكنان كه مسافت بیشتری را طی كند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

 

رزین كا:

رزین وسیله چوبی به شكل Y است كه تكه نوار لاستیكی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیكن با گذاشتن سنگ لای لاستیك و كشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می كند و گنجشك شكار می كند.

 

ریسمان بازی:

از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یك نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانك در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانك نیز در پایین با درآوردن شكلك و حركات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می كند بعد از پایان نمایش شیطانك در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می كند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند.

 

كشتی لوچو:

كشتی لوچو از كشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این كشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت كار روستاییان ، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز كشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یك راس گاو است كه توسط اهالی خریداری می شود.

 

برای مسابقه دو نفر از كشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این كشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. كشتی گیری كه در این دو هفته تمامس حریفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.

 

گاوجنگی:

 

بازی های مازندرانی,بازیهای محلی مازندران,بازیهای محلی


از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر كلا شهرستان نور است كه به زبان محلی تشك جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یك هفته بعد از اتمام كشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و كرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.

 

« سوچلا» یا شكار به روش سنتی در آب بندان :

یكی از راه های درآمد روستاهای مركزی مازندران شكار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام كم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و... از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران كه دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می كنند و بیشتر در آب بندان ها كه به علت كشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساكن می شوند.این شكار از اوایل پاییز هر سال تا 15 اسفند در شب های تاریك بدون تیراندازی با وسایل شكار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله 500 متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شكار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین كلا، لاریم و مشك آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.

 

صید سنتی به روش « روز دما » :

شكار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این كار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردك ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می كنند تا به محیط اطراف عادت كنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود 20 متر مربع حفر می كنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند كه به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردك های ترتیب شده به جمعپرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می كشانند . سپس صیاد نخ را می كشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.

 

منبع:تبیان مازندران

معرفی بازی های محلی التریش

 

معرفی بازی های محلی


● التریش

اهداف بازی: سرگرمی و نشاط، افزایش تمرکز، دقت و سرعت عمل

تعداد بازیکنان: ۲ نفر به بالا

ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد

محوطه بازی: فضای باز بسته


▪ شرح بازی:

بچه ها دور هم می نشینند و یکی از آنان به دروغ چیزی را نشان می دهد. به طور مثال می گوید: «آن مرغ بالای دیوار را نگاه کنید». هر کدام از بچه ها که فریب بخورد و آن طرف را نگاه کند، فرد دروغگو روی پای نفر دوم می زند و دست به چانه خود می کشد و می گوید: «التریش» اگر چنین شد، دروغگو برنده است، اما اگر نفر دوم فریب نخورد، او به پای نفر اول می زند و دست به چانه اش می کشد و می گوید: «التریش» و برنده می شود و یک امتیاز می گیرد. اگر بعد از زدن ضربه دروغگو به پایش سریع عکس العمل نشان داد و از رسیدن دست او به چانه اش ممانعت کرد هیچ کدام امتیازی نمی گیرند. این بازی به همین شیوه و نوبتی ادامه می یابد. در پایان بازی هر کس امتیاز بیشتری داشته باشد و یا هر کس به امتیاز تعیین شده برسد، برنده بازی خواهد بود.

 

منبع: کتاب «بازی های بومی، محلی و سنتی

معرفی بازی های بومی محلی ( پا بازی )

 

معرفی بازی های بومی محلی ( پا بازی )

 

● پا بازی پریدنی


▪ اهداف بازی: افزایش سرعت، چابکی، عکس العمل و قدرت پا، تقویت چهار سر و دیگر عضلات پا، دقت و تمرکز

 

▪ تعداد بازیکنان: ۵ تا ۱۲ نفر

 

▪ ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد.

 

▪ محوطه بازی: فضای باز

 

شرح بازی: این بازی به بازی «پابازی» شباهت دارد ولی از نظر اجرا تفاوت هایی دارد، به همین دلیل آن را به طور جداگانه بررسی می کنیم. در این بازی یک نفر را به عنوان اوستا انتخاب می کنند و بقیه بازیکنان به طور دایره وار و با فاصله از هم می ایستند، ولی دست یکدیگر را نمی گیرند و اوستا هم در میان بازیکنان و کنار آن ها می ایستد.

 

آغاز بازی با اوستا است.وستا در بین دو بازیکنی که قرار گرفته، تلاش می کند به طور ناگهانی روی پای بازیکن مجاور بپرد و بازیکن هم باید با عقب کشیدن پاهایش، مانع از پریدن اوستا روی پایش شود. اگر اوستا موفق شود پای بازیکن مجاور را بزند بازیکن می سوزد و باید از بازی اخراج شود، ولی اگر اوستا موفق نشود و بازیکن پایش را عقب بکشد، نقش اوستا به بازیکن مذکور داده می شود.

 

بازیکن می تواند به طور ناگهانی روی پای بازیکن کناری یا اوستای قبلی که کنارش ایستاده است بپرد.این بازی به همین شیوه ادامه پیدا می کند تا زمانی که همه بازیکنان بسوزند و فقط یک نفر باقی بماند. نفر باقی مانده به عنوان برنده کل بازی شناخته می شود و مورد تشویق دوستان قرار می گیرد.

 

منبع: کتاب معرفی بازی های «بومی، محلی و سنتی استان خراسان شمالی»
نوشته «اعظم حکمتی» و « حبیب ا... رحمانی»

کلاه بازی

 

بازیهای محلی

 


● کلاه بازی (نوع اول)

اهداف بازی: افزایش سرعت، چابکی و استقامت قلبی، تنفسی و عضلانی

تعداد بازیکنان: ۶ نفر به بالا

ابزار بازی: یک عدد کلاه

محوطه بازی: فضای باز

 

▪ شرح بازی:

بعد از قرعه کشی به روش گل یا پوچ، یک نفر به عنوان بازنده تعیین می شود و شخص بازنده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و خودش هم بدون این که از دایره بیرون برود از کلاهش دفاع کند، او می تواند در داخل دایره راه برود و یا بدود اگر او بتواند یکی از افراد بیرون دایره را با پا بزند، جایش را با او عوض می کند و شخص ضربه خورده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از کلاه دفاع کند، ولی اگر نتواند با پایش به افراد بیرون دایره ضربه بزند، بازیکنان که به صورت پراکنده بیرون دایره هستند، سعی می کنند که با پا کلاه را از خط دایره بیرون ببرند. اگر بازیکنی موفق شود کلاه را بیرون از دایره بیندازد، همه بازیکنان به سمت کلاه می دوند و آن را با پا شوت و سعی می کنند کلاه را از شخصی که داخل دایره بود، دور کنند. شخصی که کلاهش ربوده شده، به دنبال کلاهش می دود و سعی می کند که کلاهش را از دیگران بگیرد؛ اگر به کلاهش برسد و آن را از چنگ دیگران درآورد، می تواند با کلاهش بازیکنان را هدف قرار دهد و اگر بتواند با کلاه به دیگر بازیکنان ضربه بزند فرد ضربه خورده باید داخل دایره برود و کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از آن دفاع کنند.

 

▪ یادآوری:


۱) در بازی گاهی اوقات شخص موفق می شود کلاهش را در ۳ یا ۴ متری دایره از دیگران پس بگیرد و گاهی اوقات این فاصله تا صد متر هم می رسد.

 

۲) در این بازی از دست ها به هیچ عنوان استفاده نمی شود مگر زمانی که شخص کلاهش را از دیگران می گیرد.

 

۳) بازی تا زمانی که بازیکنان خسته شوند ادامه دارد.


● کلاه بازی (نوع دوم)


اهداف بازی: افزایش استقامت قلبی تنفسی، هماهنگی عصبی عضلانی، چابکی و سرعت

تعداد بازیکنان: ۴ تا ۱۲ نفر

 

ابزار بازی: کلاه به تعداد نیمی از بازیکنان

 

محوطه بازی: فضای باز


▪ شرح بازی:

این بازی در گذشته های بسیار دور در روستاها با توجه به نبود امکانات صدا و سیما بین جوانان و میانسالان رواج داشته است، به ویژه در تعطیلات فروردین ماه به اوج خود می رسید. علاوه بر این، نوجوانان و کوچکترها و مردم عادی زیادی به تماشای این بازی رغبت نشان می دادند و با علاقه بسیاری به تماشای آن می نشستند و برد و باخت در این بازی بسیار اهمیت داشت و گاهی به رقابت های محلی و خانوادگی تبدیل می شد.

 

بازی با گروه بندی بین جوانان آغاز می شود، قبل از بازی، دایره ای به قطر ۴ متر روی زمین رسم می کنند. بعد از قرعه کشی و تعیین گروه آغاز کننده بازی، گروه بازنده در حالی که بر سرشان کلاهی نهاده اند در وسط دایره قرار می گیرند. گروه بیرون دایره در اطراف دایره به طور مستمر حرکت و سعی می کنند، کلاه یکی از بازیکنان را بربایند، گروه مقابل نیز علاوه بر محافظت از کلاه، در حالی که یک پایشان در وسط دایره است با پای دیگر به افراد حریف ضربه می زنند و در صورت موفقیت برنده می شوند و باید جایشان را تعویض کنند. ولی در صورت موفق نبودنشان باید هم چنان در وسط دایره بمانند.

 

از طرف دیگر گروه بیرون دایره، اگر کلاه یکی از بازیکنان را بردارند به سرعت به طرف جایگاهی که به عنوان نشانه و به زبان محلی «ملته» در نظر گرفته اند، می دوند؛ بازیکنان داخل دایره آن ها را تعقیب می کنند اگر بتوانند به آن ها برسند، کلاه را از آن ها می گیرند و جایزه اش این است که بیرون دایره قرار می گیرند و گروه مخالف باید به وسط دایره بروند، ولی در صورت ناتوانی در گرفتن کلاه حریفان شان کلاه را به نشانه می رسانند، یک امتیاز می گیرند و دوباره به همان روش بازی آغاز می شود و گروه بازنده دوباره باید وسط دایره قرار بگیرند.

 

این بازی به همین روش ادامه پیدا می کند در پایان تعداد امتیازها را می شمارند، هر گروهی که امتیاز بیشتری کسب کرده باشند، برنده بازی اعلام می شود و اعضای گروه جایزه ای از حریف دریافت می کنند.



معرفی بازی محلی یک گل دو گل

 

بازی های محلی

 

● یک گل دو گل

 

اهداف بازی: سرگرمی، افزایش هماهنگی عصبی عضلانی، افزایش دقت و تمرکز و چابکی

 

تعداد بازیکن: بیشتر از دو نفر (۲ تا ۱۰)

 

ابزار بازی: ۵ سنگ گرد که کمی بزرگ تر از فندق باشد

 


▪ محوطه بازی: فضای بسته

 

شرح بازی: ابتدا با جفت یا تک آمدن، آغاز کننده بازی را مشخص می کنند، به این گونه که یکی از بازیکنان سنگ ها را در مشت می گیرد تا دیگری بگوید زوج است یا فرد این بازی چندین مرحله دارد و بازیکن با اجرای موفق هر مرحله، به مرحله دیگر راه می یابد، ولی اگر در هر مرحله مرتکب اشتباه شود، می بازد و باید بازی را به نفر بعدی واگذار کند.


مرحله اول (قل اول): پنج سنگ را به گونه ای که جدا از هم باشد روی زمین پخش می کنند، آغاز کننده بازی یکی از سنگ ها را بر می دارد و به بالا می اندازد و در فاصله زمانی پایین آمدن سنگ، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد و با همان دست، سنگ بالا انداخته را که در حال سقوط است می گیرد و به همین شیوه همه سنگ ها را بر می دارد.

 

مرحله دوم (دو قل): ۵ سنگ را به گونه ای که دو به دو قرار بگیرد، روی زمین پخش می کند؛ یکی را برمی دارد و به بالا می اندازد و سنگ ها را دوتایی از روی زمین بر می دارد.


مرحله سوم (سه قل): مانند مراحل مذکور است؛ با این تفاوت که چهار سنگ روی زمین را باید در دو حرکت یک تایی و سه تایی بردارد.

 

مرحله چهارم: یک سنگ را به هوا می اندازد و چهار سنگ را با هم از روی زمین بر می دارد و سنگ معلق در هوا را می گیرد.


مرحله پنجم (قرتک): یک سنگ را به هوا می اندازد، در حالی که چهار سنگ دیگر در مشت است انگشت سبابه را به زمین می کشد، بعد سنگ را در هوا می گیرد.


مرحله ششم: بازیکن سنگ ها را پخش می کند یکی را بر می دارد و بالا می اندازد، در فاصله بازگشت، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد و سنگ هوا را می گیرد و با یک پرتاب دیگر، سنگی را که از روی زمین برمی دارد با یکی از سنگ ها عوض می کند و به همین روش، مرحله را با تعویض تمامی سنگ ها به پایان می رساند.


مرحله هفتم: در این مرحله، بازیکن بعد از ریختن سنگ ها روی زمین، دست چپ را در یک طرف آن ها به شکل عمودی بر زمین می گذارد و دیواری درست می کند.

 

با دست راست یکی را بعد از برداشتن به طرف بالا می اندازد و دو بار می گیرد و دراین فاصله باید یکی از سنگ ها را بردارد و آن سوی دیوار بگذارد و این حرکت را برای تمامی سنگ ها اجرا کند.


مرحله هشتم: در این مرحله، بازیکن سنگ ها را یک جا به طرف بالا می اندازد و در فاصله بازگشت آن ها، به سرعت دست ها را به هم می چسباند و با دو کف دست، سنگ ها را می گیرد. دوباره آن ها را در همان حالت با دو دست به طرف بالا می اندازد و در این فاصله دست ها را وارونه می کند و از ناحیه انگشت سبابه به هم می چسباند و آن ها را با پشت دست هایش می گیرد و سپس سنگ ها را به بالا پرتاب می کند و با کف دو دست می گیرد. افتادن حتی یک سنگ موجب سوختن است و هر کدام از بازیکنان که این مراحل را بدون اشتباه بگذرانند، برنده بازی معرفی می شوند و اگر در هر مرحله بسوزند، باید بازیکن حریف بازی را ادامه بدهد.

 

مرحله آخر: مرحله تنبیه است و دو بازیکن رو به روی هم می نشینند؛ بازنده کف دستش را به زمین می چسباند و نفر برنده سنگ ها را یکی یکی با اسامی تنبیه ها مانند: «نوازش و برداشتن عسل از کندو» پشت دست او می چسباند، سپس باید با یک حرکت همه سنگ ها را به سوی بالا بیندازد و با کف دست بگیرد، اگر توانست همه را بگیرد تنبیهی متوجه او نیست اما اگر سنگی روی زمین بیفتد به تعداد سنگ های افتاده برای او جریمه تعیین می کنند.

 

 

معرفی بازی محلی هب هب


اهداف بازی: سرگرمی، نشاط، افزایش دقت، تمرکز و تمرین حفظ مضارب اعداد گوناگون


تعداد بازیکنان: ۳ نفر به بالا


ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد


محوطه بازی: فضای بسته

 

شرح بازی: در این بازی، ابتدا یک نفر از دانش آموزان را که از بقیه بزرگ تر است، به عنوان استاد انتخاب می کنند. استاد یک عدد را انتخاب می کند، به طور مثال عدد ۵ را انتخاب می کند (انتخاب عدد اختیاری است).

 

بقیه دانش آموزان به شکل دایره وار می نشینند و استاد، یکی از دانش آموزان را انتخاب می کند، دانش آموز باید از عدد یک شروع کند، یعنی او باید شماره یک بگوید، بعد به ترتیب، نفر دوم عدد دو، نفر سوم عدد سه و نفر چهارم عدد چهار را باید بگوید. در این جا نفر پنجم باید بسیار حواسش جمع باشد و به جای عدد ۵ کلمه «هپ» را بگوید.

 

چون عدد ۵ را استاد انتخاب کرده بود به همین روش نفرات شش، هفت و ... باید اعداد مربوط به خود را بگویند.

 

وقتی عدد ۱۰ می رسد باز باید کلمه «هپ» گفته شود. به همین ترتیب به جای مضارب عدد ۵ باید کلمه «هپ» را بگویند.

 

این عدد شماری به شکل دوره ای ادامه پیدا می کند.

 

کسانی که به اشتباه به جای کلمه «هپ» عدد بگویند یا کلمه «هپ» را به جای عددی غیر از مضارب ۵ بگویند، می سوزند و از بازی خارج می شوند.

 

بازی تا زمانی ادامه پیدا می کند که تنها یک نفر باقی بماند. آخرین نفر باقی مانده در دایره بازی به عنوان برنده شناخته می شود.

 

منبع: کتاب «بازی های بومی محلی


معرفی بازی های محلی تاپ تاپ خمیر

 

معرفی بازی های بومی و محلی


● تاپ تاپ خمیر

 

اهداف بازی: سرگرمی و نشاط، تقویت حافظه و دقت

تعداد بازیکنان: ۲ تا ۱۰ نفر

ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد

محوطه بازی: فضای بسته

 

شرح بازی: یک نفر بزرگ تر (اوستا) یکی از بچه ها را به حالت سجده می خواباند و به او می گوید، چشم هایش را ببندد، سپس دست یکی از بچه ها را بالا می برد و در حالی که آرام آرام به پشت او می زند، این شعر را می خواند: تاپ تاپ خمیر شیشه پر پنیر دست کی بالا؟در این موقع بازیکن باید حدس بزند اسم شخصی که دستش بالا برده شده است، چیست.اگر درست بگوید برنده است و یک امتیاز می گیرد و شخصی که دستش بالا برده شده بود، باید جای او را بگوید و اگر اشتباه بگوید، یک امتیاز منفی می گیرد و باید خودش بازی را تکرار کند، این بازی هم چنان ادامه دارد تا زمانی که بازیکن درست حدس بزند و در پایان، امتیاز شماری می کنند و امتیاز هر کس بیشتر بود، برنده است.

 

منبع: کتاب «بازی های بومی، محلی و سنتی


کبدی با یک پا

 

بازیهای محلی


اهداف بازی: افزایش استقامت قلبی تنفسی و عضلانی، تقویت عضلات پا،هماهنگی عصبی، عضلانی، تعادل، سرعت و چابکی

 

تعداد بازیکنان: ۶ تا ۱۲ نفر

 

ابزار بازی: به ابزار نیاز ندارد


محوطه بازی: فضای باز

 

▪ شرح بازی:

بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و هر گروه در جایگاه خود که از قبل مشخص شده است، می ایستند.

 

یک نفر از بازیکنان گروه اول پشت خط میانی (خطی که دوگروه را از یکدیگر جدا می کند) می ایستد.

 

بازیکن یک پایش را بلند می کند و روی یک پا می ایستد و به صورت لی لی کردن به زمین تیم مقابل وارد می شود.

 

او سعی می کند به طرف بازیکنان گروه دوم برود و آن ها را لمس کند او به هر نفری که دست بزند او را می سوزاند و باید از بازی خارج شود و در مقابل بازیکنان گروه دوم باید از دسترسی او فرار کنند تا نتوانند به آن ها دست بزند.

 

بازیکن گروه اول باید به همان حالت یک پا و قبل از خسته شدن و زمین خوردن پایش به سمت گروه خود برگردد ولی اگر قبل از بازگشت و گذشتن از خط میانی، پایش به زمین بخورد می سوزد و باید از بازی خارج شود.

 

این بازی به همین روش با بازیکن گروه دوم آغاز می شود و بازیکنان به نوبت به اجرای بازی می پردازند تا جایی که تمام بازیکنان یک تیم بسوزند و تیم مقابل برنده بازی می شود.


منبع:روزنامه خراسان



بازی محلی تله پاتی با سکه

بازی محلی,بازی محلی  تله پاتی با سکه

 


چند نفر از دوستان خود را دور یک میز بنشانید و چهار سکه هم شکل را در چهار گوشه یک کلاه قرار دهید .
سپس به یکی از حضار بگویید که در غیاب شما یکی از سکه ها را برداشته و تاریخ آنرا به خاطر بسپارد. سپس به دست سایر دوستان بدهد تا آنها نیز تاریخ سکه را تماشا کنند و در کلاه بگذارند. پس از چند لحظه سکه مورد نظر را حدس می زنید.
راز : با پشت دست سکه ها را لمس کرده و هرکدام را که گرمتر بود به عنوان سکه انتخابی معرفی کنید.

منبع:takfal.com



بازی محلی گرگم و بره می برم!

 

بازی محلی,بازی محلی گرگم و بره می برم

 

بازی محلی گرگم و بره می برم!

  نام بازی: گرگم و بره می برم
 نام محلی: گرگم و بره می برم
 اهداف کلی: سرعت در انجام عمل ها و عکس العمل ها، رشد جسمانی و اجتماعی
 اهداف جزیی: پیروی از حرکت سرگروه، آشنایی با مفاهیم ستون، ترتیب، انضباط
 تعداد بازیکن: 8 الی 15 نفر
سن بازیکنان: 7 الی 12 ساله
ابزار لازم: ندارد
 محوطه بازی: مکانی مانند حیاط مدرسه
 شرح بازی:
 ابتدا بازیکنان، دور هم جمع شده و از میان خود یکی را به عنوان گرگ و یکی را به عنوان گوسفند تعیین می کنند. بقیه به عنوان بره پشت سر گوسفند، در حالی که دو دستی از کمر یکدیگر گرفته اند، تشکیل یک ستون مرتب را می دهند. گرگ در مقابل گوسفند، به طور روبرو، ایستاده است. بازی با خواندن عبارت زیر، تؤام با انجام حرکات موزون مربوط به عبارت اجرا می شود.
بره ها: ننه من گرسنمه (هماهنگ و همصدا)
گوسفند: صدا نکن، گرگ اومده (با حالت هیس!)
گرگ: گرگم و بره می برم (با دستهای باز)
گوسفند: تا جون دارم نمیذارم (با زدن دست بر سینه)
گرگ: چنگال من تیزتره (با پنجه کردن دست ها)
گوسفند: دنبه ی من لذیذتره (با لرزاندن دستها)
گرگ: بابام میگه دنبه بیار (با اشاره به پشت)
گوسفند: دنبه ندم چی می کنی؟ (با دستهای گره کرده؟)
گرگ: خورد و خمیرت می کنم دنبه به جونت می کنم....
جست و خیز کنان جواب می دهد و حمله را شروع می کند، در این حال گوسفند جان خود و بره هایش را در خطر می بیند، دستهایش را به شکل صلیب باز کرده و با حرکت به چپ و راست که عنوان دفاع را دارد، بدون اینکه گرگ را بگیرد از بره هایش محافظت می کند و می گوید: خونه ی خاله کدوم وره؟
و همچنین تمامی بره ها برای حفظ ردیف ستون به تبعیت از او، در حالی که پشتا پشت به این سوی و آن سوی می روند جواب می دهند؛ خونه ی خاله از این وره، از این وره و از اون وره ... از اون وره ... و گرگ همچنان سعی در گرفتن لااقل یکی از بره ها دارد، و مشخص است بره ای که تنبلی کند و از ستون خارج شود، با لمس دست گرگ، به دام می افتد و اسیر می شود و در کنار محوطه بازی را تماشا می کند، دوباره بازی با عبارت: ننه من گرسنمه شروع و تا اسیر شدن یکی از بره ها ادامه می یابد و همین طور بازی تکرار می شود تا تمامی بره ها اسیر شوند و یک دور بازی تمام شود، در دور بعدی جای و نقش گرگ و گوسفند عوض می شود.
 نکات: در بعضی مناطق، اجرای این بازی به اشکال متفاوت صورت می گیرد، مثلاً در مراغه بدین گونه است که گرگ فقط نفر آخر ستون را می تواند با دست لمس کند و بعد جای و نقش او و گرگ و گوسفند عوض می شود و یا در جایی دیگر، بره ای که اسیر شد، دوشادوش گرگ در شکار بره فعالیت می کند و خیلی موارد دیگر که گاهی با توجه به اقلیم های متفاوت، اشعار مختلف نیز سروده شده است.
نتیجه بازی: این بازی کودکان را در مقابل دشمن مشترک، متحد ساخته و نقش والدین را در حراست و امنیت خانه و خانواده، به کودکان یاد می دهد.

منبع:rasekhoon.net

بازی محلی آفتاب مهتاب چه رنگه؟

بازی محلی آفتاب مهتاب

 

نوع بازي:‌ دسته‌جمعي، آرام و كم تحرك
تعداد بازيكنان:‌ دو نفر هم وزن و هم قد.
سن بازيكنان: 7 تا 13 سال.
و سايل بازي: ندارد.
محل بازي: فضاي باز، زمين صاف و هموار.
هدف بازي: سرگرم شدن براي مدتي كوتاه و رشد مهارت‌هاي حركتي.
شرح بازي: دو بازيكن پشت به پشت هم مي‌ايستند و دست‌هاي يكديگر را به هم قلاب مي‌كنند. آن وقتي يكي از آنها به طرف زمين خم مي‌شود. در نتيجه بازيكن دوم به حالت خوابيده، پشت او قرار مي‌گيرد، طوري كه پاهايش در هوا آويزان است. بعد نفري كه سرش به طرف زمين است،‌از نفر پشتي كه سرش به طرف آسمان است، مي‌پرسد: «آفتاب مهتاب چه رنگه؟» و او جواب مي‌دهد: «سرخ و سفيد دو رنگه». دوباره نفر پايين مي‌پرسد: «كي گفته؟» بالايي مي‌گويد: «آلاله».
بازي همين طور ادامه دارد؛ اما اين بار نفري كه خم شده، بلند مي‌شود و نفر دومي خم مي‌شود و همان شعر را بين خودشان رد و بدل مي‌كنند. شعر بالا را كودكان تهراني مي‌خوانند؛ اما در آذربايجان اين بازي «گوي ده نه وار؟» نام دارد. يعني تو آسمان چي هست؟ و به جاي شعر بالا، شعر زير را مي‌خوانند:
ـ‌گوي ده نه وار؟ (تو آسمون چي هست؟)
ـ‌گوي مينجيقي. (منجوق آسمون).
ـ پرده نه واره. (روي زمين چي هست؟)
ـ‌ پرمينجيقي. (منجوق زميني).
ـ آدون ندي؟ (اسمت چيه؟)
ـ ‌كرخانا. (كارخانه؟)
ـ گوتي مني مينديرداما. (پس منو ببر پشت بوم).
در كرمانشاهان هم شعر را به زبان محلي كردي مي‌خوانند:
ـ نافه رفه،‌ پشت رقه. (نان خشكه، پشتم خشكه).
ـ آي چقچقه.(2) چقچقه. (آي رنگ زرد،‌ آي رنگ زرد).
ـ امشو شوه، ما نگاه شوه. (امشب شبه، مهتاب شبه).
ـ سوردوتيه كيخسروه. (عروسي دختر كيخسروه).
توضيح:
(1): آفتاب مهتاب چه رنگه،‌ يكي از قديمي‌ترين بازي‌هاي ايران است؛ اما شعر و اسم بازي در نواحي مختلف ايران متفاوت است.
(2): چقچقه، گياهي زرد رنگ است كه در دشت‌هاي ماهيدشت كرمانشاه مي‌رويد و براي رنگرزي پشم به كار مي‌رود. وقتي خشك مي‌شود، خش خش مي‌كند، به همين دليل به آن چقچقه مي‌گويند.

منبع:iranpress.ir

ضرب المثل

ما صد نفر بودیم تنها ، آنها دو نفر بودند همراه

 

داستان ضرب المثل,ضربالمثل

این مثل را وقتی می آورند كه بی نظمی بر یك گروه حاكم باشد .
آورده اند كه ...
در زمان قاجاریه یك فوج سرباز مأمور شدند كه برای سركوب یك عده اشرار از مركز به طرفی عزیمت كنند . در عرض راه همین كه لشگر به گردنه ای رسید ، دو نفر دزد مسلح از ترس جان خود به آنها حمله و شلیك كردند .
سربازها بر اثر ظلم و فساد حاكم بر مملكت انگیزه و شجاعتی برای تفنگها در خود نداشته و از شدت ترس و وحشت تفنگها را بر زمین ریختند و دستها را بالا بردند و تسلیم شدند .
دزدان چون بر جسارت خود را فزودند و از پشت سنگر فرود آمدند ، تمامی نقدینه و اشیاء سبك و سنگین قیمت آنها را گرفتند و از پی كار خود رفتند . وقتی خبر این واقعه به سلطان رسید سربازان را احضار كرد و از آنها با خشم و غضب پرسید : چگونه دو نفر توانستند شما یكصد نفر سرباز مسلح را لخت كنند ؟ اندام تمامی سربازان به لرزه افتاد و سخت دستخوش وحشت و دهشت گردید . در جواب دادن در ماندند ولی یكنفر كه جرأت بیشتری داشت ، قدم پیش نهاد و به عرض رساند ، قربان ما صد نفر بودیم تنها ، آنها دو نفر بودند همراه .
منبع:

shamimm.ir

مرغ از قفس پرید

 

 

مرغ از قفس پرید

 

در مبارزات سیاسی و نظامی واجتماعی اگر یکی از دو طرف متقابل و متخاصم احساس ضعف و زبونی کند و قبل از آنکه به دست مخالفان افتد میدان مبارزه را ترک گفته به محل امنی دور از چشم دشمنان پناه ببرد ظرفا و نکته سنجان، حتی همان جبهۀ مخالف که نقش خویش را برای دستگیری حریف بر آب می بینند از باب جد یا هزل می گویند: مرغ از قفس پرید. یعنی از چنگ ما خلاص شد و از دامی که برایش چیده بودیم در رفت.

این ضرب المثل که در چند سال اخیر گاهگاهی مورد استفاده قرار گرفته است در کشور انگلستان ریشه گرفته و داستان تاریخی شیرین و عبرت انگیزی دارد که احتمالاً به این شرح است:

در سال 1625 میلادی پس از جیمز اول پسرش پرنس ویلز به نام چارلز اول در بیست و پنج سالگی به جای پدر بر تخت سلطنت انگلستان نشست. در آغاز سلطنت گمان می رفت که چارلز شارل بر خلاف پدر به حکومت تمکین کند و مصوبات پارلمان را محترم شمارد ولی سه بار انحلال پارلمان انگلستان که به فرمان او انجام گرفت تصور هر گونه امید و خوشبینی را به یأس و بدبینی مبدل ساخت زیرا چارلز فقط به هنگام ضرورت و اضطرار و استقراض در مقام افتتاح مجلس بر می آمد و چون حاجت را مقرون اجابت نمی دید با توجه به کوچکترین مخالفتی که از طرف نمایندگان ابراز می شد مجلس را منحل و مخالفین را تحت فشار و شکنجه قرار می داد.
آخرین پارلمانی که در زمان سلطنت چارلز افتتاح شد از آن جهت که مدت سیزده سال (1640-1653 میلادی) به طول انجامید از طرف مردم و تاریخ نویسان به پارلمان طویل موسوم گردید.

نمایندگان این پارلمان از روز اول مصمم شدند که حکومت مطلقه را براندازند و مذهب انگلیس را به مذهب پوریتن (puritain، پوریتن ها قومی از مسیحیان هستند که به ظاهر انجیل عمل کنند و متعصب و متعبد باشند (نقل از: لغتنامۀ دهخدا).) تبدیل کنند لذا هنوز چند روز از افتتاح پارلمان نگذشته بود که استرافورد و لود دو نفر از وزرای متعصب حکومت استبدادی را به عنوان خیانت به پای محکمه کشیده اولی را فی المجلس سر بریدند و دومی چهار سال بعد به قتل رسید. آن گاه مجلس عامه برای آنکه دست چارلز را از انحلال پارلمان کوتاه کند قانونی گذرانید که به موجب آن شاه نمی توانست بدون اجازۀ مجلس امر به انحلال دهد. چندی بعد چون خیانت دیگری از چارلز دیدند و شورش کاتولیک مذهبان ایرلند را به تحریک نهایی او تشخیص دادند لذا قانونی گذرانده اختیار لشکرکشی و انتخاب افسران را هم از او سلب کردند.

چارلز اول چون پارلمان را کاملاً بر خود مسلط دید درصدد اعمال قدرت و ارعاب مخالفان برآمد و با وجود آنکه نمایندگان مجلس از هر جهت مصونیت داشته اند روزی بدون اطلاع قبلی به پارلمان رفت تا پنج نفر از سران مخالفان را دستگیر و توقیف نماید ولی چون نمایندگان مخالف قبلاً از جریان توطئه آگاه شده بودند آن روز را به مجلس نیامدند و خود را پنهان کردند یعنی در واقع: مرغان از قفس پریده بودند.
عبارت بالا از آن تاریخ به بعد در تمام جهان و به زبانهای مختلف ضرب المثل گردیده است.

منبع:isfahanportal.ir

خرافه پرستی در جهان

خرافه پرستی در جهان

ایران باستان, خرافات, آداب و رسوم

خرافه پرستی در جهان

با گذشت بیش از 1400سال از دعوت آخرین فرستاده خدا به پرستش و عبادت خدای یگانه، و با وجود مبعوث شدن 124 هزار پیامبر برای نشان دادن مسیر صحیح به بشریت در اعصار گونان و ریشه کنی جهالت انسان، در قرن 21 و در اوج پیشرفت کشورها در زمینه های اقتصادی، علمی، صنعت، تکنولوژی، بهداشت و درمان، آموزش و ارتباطات و ... در اقصی نقاط جهان، از شرقی ترین اجتماعات در حال توسعه و تازه توسعه یافته تا غربی ترین کشورهای صنعتی و پیشرفته که پیشتازان اقتصاد و پیشرفت در جهان بشمار می آیند، ریشه های جهالت هنوز هم خشک نشده است.

میل به خرافه و توسل به غیر خداوند متعال و یکتا، همچنان در میان جوامع غربی و شرقی رواج دارد. گرایش هایی که از پرستش تا تقدیس و تکریم غیر خدا و عادات و عقاید خرافی را در بر میگیرد. در این گزارش به برخی از بارزترین و شایع ترین موارد پرستش غیر خدا، تقدیس و تکریم اشیاء و عادات و عقاید خرافی و باطل غرب و شرق پرداخته خواهد شد.

شایعترین و در عین حال آشکار ترین گرایش خرافی که پیامبران الهی از جمله حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر گرامی اسلام (ص) سعی در ریشه کنی آن از جوامع انسانی زمان خود داشتند، گرایش به بت پرستی به جای پرستش خداوند یکتا بود.

بت پرستی به معنای پرستش یک شی‌ء به عنوان خدا و یا انجام اعمالی شبیه به پرستش، همچون ادای احترام بیش از حد به هر چیزی جز خدای واحد است. بت‌پرستی در تمامی ادیان ابراهیمی به شدت منع شده است، البته مصادیق بت‌پرستی ممکن است میان این ادیان متفاوت باشد.

در ادیان غیر ابراهیمی پرستش اشیاء دست‌ساز منعی ندارد، اما در داخل آن ادیان از لفظ "بت‌پرستی" استفاده نمی‌شود.

در هندوئیسم تمامی انواع پرستش از درجه یکسانی برخوردارند و بنابراین عبادت تمثال‌ها یا "بت‌ها" نه توصیه می‌شود و نه منع. با این که هندوئیسم معمولاً با شمایل مذهبی انسان‌انگاره همچون "مورتی‌ها" معرفی می‌شود، منع‌ شمایل‌نگاری نیز با نمادهایی ذهنی از خدا معرفی می‌شود. از آن گذشته، هندوها بر این باورند که تمرکز بر شمایل انسان‌انگاره ساده‌تر است. لرد کریشنا در بهاگاواد گیتا، فصل 12، آیه 5 گفته است:
"تمرکز بر خدای غیرآشکار به مراتب سخت‌تر از تمرکز بر خدای دارای شکل است، چرا که انسان نیاز دارد هر چیزی را با حواسش درک کند."

بت پرستی سنتی یا همان پرستش و تقدیس تندیس هایی از جنس سنگ، چوب، فلزات، گچ و ... از اولیه ترین گونه های پرستش و توسل به غیر پروردگار دو عالم است. هرچند، برخی از این مذاهب، خود را بت پرست ندانسته و در توجیه و توضیح این رفتار، تندیس یا همان بت را وسیله و واسطه ای برای تقرب جستن به خدا می دانند.

به جز بت پرستی سنتی، گونه های دیگری از پرستش نیز در جهان وجود دارد که از اجزای طبیعت تا اعضای بدن انسان را شامل می شود. در ادامه گزارش مشرق، به برخی از عجیب ترین و تأمل برانگیزترین انواع پرستش و آداب و عادات خرافی مردم نقاط مختلف جهان پرداخته شده است.

پرستش طبیعت
در میان ادیان و رسوم خرافی و الحادی، پرستش و تقدیس طبیعت نیز از جمله مواردی است که هم در غرب و هم در شرق، به چشم می خورد. گرچه طبیعت از جلوه های آفرینش الهی و از آیات پروردگار است، اما برخی همانند مثل اشاره به ماه، در حیرت انگشت اشاره کننده مانده و از ماه غافلند.

پرستش طبیعت نوعی نظام دینی بر مبنای تقدیس و تکریم پدیده‌های طبیعی است. از جمله مذاهبی که پرستش طبیعت در آن‌ها یافت می‌شود پانته‌ایسم، پاننته‌ایسم، دئیسم، شامانیسم و چندخدایی هستند. پرستش طبیعت دارای اشکال گوناگونی است و عناصر مختلف طبیعت از جمله آتش، درخت، ماه و خورشید، حیوانات و ... را دربرمی‌گیرد.

ایران باستان, خرافات, آداب و رسوم

پرستش آتش
پرستش آتش در ادیان گوناگون وجود داشته است، چرا که آتش بخش بسیار مهمی از فرهنگ بشر از زمان دیرینه سنگی بوده است.

نخستین نشانه‌ها از آتش کنترل‌شده مربوط به 790 هزار سال پیش است. از منظر باستان‌شناسی، نخستین شواهد مربوط به پرستش آتش در فرهنگ هندوایرانی به 1500 سال پیش از میلاد بازمی‌گردد. با این که عبارت "آتش‌پرستان" اغلب به زرتشتیان اشاره دارد، این اندیشه که زرتشتیان آتش را می‌پرستند ناشی از نوعی مجادله ضدزرتشتی است. به اعتقاد زرتشتیان در آتشکده‌ها آتش نمادی از حقیقت و پاکی است. به همین دلیل آتش پرست خواندن زرتشتیان صحیح نبوده و زرتشتیان نیز همانند دیگر ادیان ابراهیمی، خدای واحد را می پرستند.

اما در برخی شاخته‌های هندوئیسم آتش، یا آگنی، عنصر اصلی در مراسمی به نام یانجا است و نقش رابطی میان عبادت‌کنندگان و خدایان است. در ویشناو، شاخه‌ای از هندوئیسم، آتش را زبان خدای بزرگ نارایانا می‌دانند.

این جایگاه والای آتش در همچنان در بسیاری از مذاهب و فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد، چه در مراسم جسدسوزانی و چه در مراسم آتش‌بازی و یا روشن کردن شمع در بسیاری از مراسم مذهبی و یا حتی مشعل المپیک که در طول بازی‌ها باید روشن باشد.

پرستش درخت
پرستش درختان به نوعی گرایش در میان جوامع گوناگون در طول تاریخ به پرستش و یا اسطوره‌سازی درختان اشاره دارد. درختان همواره نقش برجسته‌ای در بسیاری از اسطوره‌ها و مذاهب داشته‌اند. درختان همواره نمادی از رشد، فساد و رستاخیر بوده‌اند. کهن‌ترین نماد میان‌فرهنگی از شکل‌گیری جهان "درخت دنیا" است، که نماد جاودانگی و باروری نیز هست.

یکی از جوامعی که درختان را پرستش می‌کردند سامی‌ها بودند. درختی که معمولاً در فلسطین مقدس شمرده می‌شد درخت بلوط یا درخت سقز بود.

ایران باستان, خرافات, آداب و رسوم

انگلستان- مردم برای گرفتن حاجت خود داخل تنه این درخت افتاده سکه فرو می‌کنند

تقاضای حاجت کردن از درختان در بسیاری از فرهنگ‌ها نیز ریشه در همین پرستش درختان دارد.

پرستش حیوانات
پرستش و یا تقدیس حیوانات اغلب به دلیل رابطه ای است که پرستندگان آن، میان حیوان با خداوند قائل می شوند.
اصطلاح پرستش حیوانات را مذهب‌گرایان غربی و مجادله‌گرایان یونان و رم علیه ادیانی که خدایانشان در قالب حیوان تجلی می‌یابد در معنایی منفی به کار می‌بردند. اما در اکثر موارد پرستش حیوانات، این خود حیوان نیست که پرستش می‌شود. بلکه باور بر این است که قدرت مقدس خدا در حیوانی خاص تجلی می‌بابد. این پدیده در مذاهب بسیاری، از جمله هندوئیسم، بودیسم، مسیحیت و مذاهب یونان و رم و مصر مشاهد شده است. برای نمونه، یونانی‌ها خرد را به جغد ارتباط می‌دادند و بر این باور بودند که آتن، الهه خرد، دارای رابطه خاصی با پرندگان بوده است. بنا براین او را با تصویر جغد به نمایش در می‌آورند.

در سنت‌های مسیحی، همین ارتباط میان عیسی مسیح و بره نیز به چشم می‌خورد. در مصر باستان نیز پرستش حیوانات بخش مهمی از مذهب به شمار می‌رفت. هاتور و باستِت، دو الهه مصری، به ترتیب به شکل یک گاو و یک گربه به نمایش در می‌آمدند.

در مصر باستان تقدیس حیوانات تا حدی بوده که اجسادشان را در کنار اجساد انسان‌ها مومیایی می‌کردند.

در ایران باستان نیز گاو حیوان مقدسی به شمار می‌رفت.

سگ، نگهبان درهای بهشت!
سگ در میان هندوهای نپال و برخی از بخش‌های هند دارای اهمیتی مذهبی است. در این فرقه‌ها طی مراسمی پنج‌روزه به نام "تیهار" که تقریباً هر سال در ماه نوامبر برگزار می‌شود سگ‌ها را پرستش می‌کنند.
در هندوئیسم باور بر این است که سگ پیام‌آوری از سوی یاما، خدای مرگ است و سگ‌ها نگهبانان درهای بهشت‌اند. بنابراین مردم برای این که سگ‌ها آن‌ها را در بهشت راه دهند، برای راضی نگاه داشتن سگ‌ها روزی را در ماه نوامبر به نام کوکور-تیهار، که در زبان نپالی به معنای روز سگ است، مراسم برگزار می‌کنند. در این روز سگ‌ها را به روش‌های گوناگون مقدس می‌دارند، مانند گذاشتن خال تیلاکا بین دو چشم سگ، سوزاندن عود و آذین کردن حیوان با گل همیشه بهار.

سوگواری برای فیل ها!
در تایلند باور مردم بر این است که ممکن است روح مردگان در فیل‌های سفید حلول کند. در این کشور فیل سفید قابل خرید و فروش نیست. عجیب تر اینکه این فیل‌ها را غسل تعمید می‌دهند و هنگام مرگشان، درست مانند یک انسان، برایشان سوگواری می‌کنند. در اتیوپی جنوبی نیز فرقه‌هایی که فیل سفید را مقدس می‌شمارند یافت می‌شود. در هند نیز خدای هندوی معروف، گانِشا، دارای سر فیل و بدن انسان است.

پلنگ، شکارچی ارواح خبیث!
در بسیاری از بخش‌های ویتنام پلنگ موجود مقدسی به شمار می‌رود. در هر روستا ممکن است پرستشگاه یک پلنگ یافت شود. ریشه این عمل ممکن است در ترس انسان از پلنگ‌ها نهفته باشد. از آن گذشته، پلنگ یک خدای نگهبان نیز تلقی می‌شود. معمولاً در ورودی پرستشگاه‌ها و قصرها مجسمه‌هایی از پلنگ دیده می‌شود که به منظور محافظت از آن مکان دربرابر ارواح خبیث می‌باشد.

دیوار غربی یهودیان، دروازه بهشت
دیوار غربی یا کوتل مقدس‌ترین مکان مذهبی یهودیان به شمار می‌رود. این دیوار در شهر کهن بیت‌المقدس بر روی تپه موریا در سمت غربی حرم‌الشریف قرار دارد. این دیوار بقایای دیوار کهنی است که دورتا دور محوطه معبد سلیمان کشیده شده بود قرار دارد. مسلمانان نیز معتقدند که پیامبر در شب معراج اسب خود را به آن بست. یهودیان بر این باورند که هر کس در برابر این دیوار عبادت کند "گویی در برابر عرش الهی عبادت کرده چرا که دروازه بهشت در همین مکان قرار دارد".

طبق قوانین یهودیت یهودیان هنگام عبادت باید به این دیوار رو کنند. بنا بر میشنا یکی از کتب یهودیان، از چهار دیوار حرم، دیوار غربی به قدس‌الاقداس نزدیک‌تر و بنابراین دعا کردن پای این دیوار سودمندتر است. خاخام یعقوب اتلینگر می‌نویسد "از آن‌ جا که دروازه بهشت نزدیک دیوار غربی است، قابل درک است که دعاهای اسرائیلی ها از آن جا به بالا می‌رود.

سالانه بیش از یک میلیون یادداشت لابلای دیوار غربی قرار می گیرد

یکی از کارهایی که یهودیان برای اجابت دعاهایشان انجام می‌دهند این است که دعای خود را روی تکه‌ای کاغذ می‌نویسند و لای شیارهای این دیوار قرار می‌دهند. پیشینه این عمل به اوایل قرن 18 بازمی‌گردد. سالانه بیش از یک میلیون یادداشت لابلای این دیوار قرار می‌گیرد، چه توسط خود مردم اسرائیل، چه توریست‌ها و چه مقامات عالی‌رتبه کشورهای دیگر.

طبق قوانین دین یهود، این یادداشت‌ها نباید به دور انداخته شوند. درباره این که آیا باید آن‌ها را سوزاند و یا دفن کرد اختلاف نظر وجود دارد. سالانه دو بار یکی از خاخام‌ها و دستیارانش این یادداشت‌ها را گردآوری می‌کنند و در گورستان یهودیان دفن می‌کنند.

این باورهای خرافی گاهی ظرایفی را نیز به همراه دارند. مثلا درباره این که آیا عبادت‌کنندگان مجازند هنگام قرار دادن کاغذ در شکاف دیوار انگشت خود را درون آن فرو ببرند یا خیر نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی بر این باورند که این دیوار بخشی از حرم‌الشریف و بنابراین مقدس است و کسی اجازه این کار را ندارد. اما دسته دیگر معتقدند که این دیوار خارج از محدوده حرم است و فرو کردن انگشت به داخل ترک‌ها ایرادی ندارد!

عقاید خرافی در اروپا
شاید تصور غالب این باشد که آداب و رسوم و عقاید خرافی مانند آنچه که ذکر شد تنها مختص جوامع شرقی بوده و غرب با پیشرفت های علمی و فناوری و پشت سر گذاشتن قرون وسطی و جاهلیت، جوامع خود را نسبت به اینگونه باورها مصون نگاه داشته اند. اما مروری بر فرهنگ مردم غرب نشان می دهد که خرافات تا چه حد در زندگی روزمره آن ها بروز و ظهور داشته است. برخی از باورهای خرافی پیشرفته ترین کشورهای اروپایی به عنوان نمونه در ادامه ذکر شده است.

خرافات در انگلستان؛ زدن به تخته، گربه سیاه اقبال
انگلستان یکی از کشورهایی است که هنوز هم بسیاری از باورهای خرافی در بین مردم آن وجود دارد و انگلیسی  ها خود را ملزم به رعایت آن می دانند. یکی از این باورها، اعتقاد به خوش یمن بودن انجام دادن یا پرهیز از برخی کارهاست.

به عقیده بریتانیایی ها، گربه سیاه - که در برخی فرهنگ ها شوم خوانده می شود - نشانه خوش اقبالی است. از این رو در این کشور، بر روی کارت های تبریک، تولد و عروسی تصویر گربه سیاه وجود دارد.

زدن به تخته از دیگر باورهای خرافی انگلیسی هاست که متاسفانه وارد فرهنگ کشورمان نیز شده است. بر اساس این باور قدیمی، هنگامی که شرایط بر وفق مراد است با زدن به تخته، ادامه این روند را تضمین می کنند!

ذکر روزهای هفته؛ "خرگوش های سفید"، سه مرتبه!
مردم انگلستان معتقدند سه بار گفتن عبارت "خرگوش های سفید" در اولین روز ماه به عنوان ذکر خاص آن روز! باعث خوشبختی و اقبال نیک خواهد شد.

علاوه بر این، نعل اسب که برخی در ایران نیز نادانسته از آن به عنوان ضمانت خوش شانسی استفاده می کنند، ریشه در فرهنگ انگلستان دارد. به اعتقاد بریتانیایی ها، نعل اسب به سمت بالا موجب خوش اقبالی دارنده آن می شود، و در صورتی که نعل به سمت پایین قرار گیرد، اقبال را از صاحب خود دور خواهد نمود.

گرفتن برگ هایی است که در فصل پاییز از درختان می ریزد، کوتاه کردن مو در زمانی که ماه رو به بدر می رود و قرار دادن پول در جیب لباس های نو از دیگر باورهای خرافی انگلیسی هاست.

در سوی دیگر، در فرهنگ مردم این کشور اعتقادات مشابهی در مورد اقبال بد نیز وجود دارد. راه رفتن زیر نردبان، ریختن نمک روی زمین، دیدن کلاغ، باز کردن چتر داخل ساختمان و عدد 13 از جمله مواردی است که بر اساس باور مردم انگلیس، همگی موجب بد اقبالی خواهند شد.

اعتقاد عجیب دیگری نیز وجود دارد که شکستن آینه، هفت سال بد اقبالی و بدبختی را برای صاحب آن به همراه می آورد.

ایتالیا؛ از اعتقاد به طلسم تا خوش یمنی عطسه گربه
مردم ایتالیا هم در فرهنگ و باورهای خود، موارد خرافی بسیاری را به عنوان عوامل خوش اقبالی یا بد اقبالی رعایت می کنند. در ایتالیا همچنان اعتقاد به طلسم، طلسم کردن و باطل کردن آن رایج و شایع است. بر این اساس، اگر بخواهید طلسم کسی را باطل کنید انگشت اشاره و انگشت کوچک را بالا و بقیه انگشتان را پایین نگاه دارید و به زمین اشاره کنید. در هنگام باطل کردن طلسم باید حواستان باشد این علامت را سمت چه کسی می‌گیرید چرا که اگر آن را سمت کسی بگیرید یکی از نزدیکانش به او خیانت می‌کند.

در ایتالیا، دیدن راهبه را عامل بداقبالی می دانند و معتقدند در صورتی که راهبه ای را مشاهده کردید، باید فوراً بر آهن یا چیزی از جنس فولاد ضربه بزنید تا این اقبال بد از شما دور شود. یا با گفتن عبارت "Suora tua” به معنای "راهبه تو!"، این اقبال بد را به کس دیگری منتقل کنید.

راهبه ها در ایتالیا نماد بد یمنی و انتقال اقبال بد هستند
ایتالیایی ها علاقه خاصی به شنیدن صدای عطسه گربه دارند! زیرا بر اساس یک باور قدیمی شنیدن عطسه گربه پیام آور شانس و اقبال خوش است.

همانند انگلیس، خرافه در سطوح مختلف زندگی مردم ایتالیا راه یافته است. در ایتالیا نیز ریختن نمک روی زمین بد یمن و عدد 17 محکوم به نحسی است. ایتالیایی ها علاقه ای به لباس های با رنگ بنفش ندارند و معتقدند پوشیدن آن موجب بداقبالی می شود.

اسپانیا
اسپانیا نیز جزو کشورهای پیشتاز در باورهای خرافی بوده است. مردم اسپانیا اعتقاداتی مشابه با کشورهای انگلیس و ایتالیا و سایر کشورهای این قاره دارند. اسپانیایی ها روزهای چهارشنبه ای که مصادف با سیزدهمین روز ماه است را نحس دانسته و در این روز ازدواج، سفر هوایی و دریایی انجام نمی دهند.

از دیگر آداب خرافی در مورد بد اقبالی در اسپانیا این است که در هنگام غذا خوردن نمکدان را نباید دست به دست کرد، بلکه باید آن را روی میز قرار داد تا هر کس خودش آن را بردارد. چرا که بداقبالی می‌آورد. همچنین موقع ریختن مایعات از یک بطری، ته بطری نباید رو به بدن باشد، در این صورت لیوان را باید به خیابان انداخت.
در اسپانیا اگر هنگام جارو کردن جارو با صورت یک فرد مجرد برخورد کند، آن فرد هیچ گاه ازدواج نخواهد کرد!

فرانسه
یکی از عجیب ترین اعتقادات مردم فرانسه، خوش یمن بودن مدفوع است. بر اساس این باور فرانسوی ها، قدم گذاردن بر روی مدفوع با پای چپ، موجب برکت و خوش بختی و روی آوردن شانس و اقبال خواهد بود.

گربه سیاه در فرانسه نیز نشانی شوم و پیام آور بد اقبالی است.
فرانسوی ها در اعتقادات مذهبی خود نیز باورهای خرافی عجیبی دارند. آن ها معتقدند در کلیسا نباید یک شمع را بوسیله شمعی دیگر روشن کرد چرا که این کار قدرت دعای شما را به شمع دیگر منتقل می کند و دعای شما را ضعیف می کند. باید حتما از کبریت یا فندک استفاده برای این منظور استفاده کرد.
در فرانسه زنان خانه دار هرگز شلوارهای شوهرشان را با کمربند اتو نمی کنند چرا که معتقدند این کار باعث درد کلیه در همسرانشان می شود.
دیدن عنکبوت نیز در این کشور ارمغان آور خوش بختی است.

اسلام، نسخه شفابخش
ادیان و فرقه های مذهبی قدیمی و نوظهور غیر الهی هر یک بدنبال پاسخی برای نیاز بشر به آرامش و توسل به نیرویی بالاتر و ترسیم مسیر کمال برای زندگی انسان بوده اند. اما به عقیده کارشناسان امور دینی و جامعه شناسان و به گواه مشاهدات تاریخی، هیچیک تا کنون موفق به ارائه راهی روشن و آرامشی همیشگی برای سرگشتگی درونی انسان نشده اند. در این میان ادیان ابراهیمی و فرقه های الهام گرفته از این ادیان که رویکردی الهی دارند آخرین مقصد افرادی بوده است که برای رسیدن به مقصود و آرامش حقیقی در پیچ و خم فرقه های بشری سرگردان بودند. البته گرایش به این فرقه ها نیز همواره بوده اما گرایش از ادیان به فرقه ها بسیار اندک و ناچیز بوده است.

بطور کلی بیشتر افرادی که ابتدا جذب فرقه ها می شوند ابتدا از مرحله آتئیستی یا انکار وجود خدا قدم در این راه می گذارند و دلیل آن هم جستجوی راهی برای آرامش درون و ایمان به حقیقتی والاتر است. شاید برای این دسته از افراد در مراحل اولیه این نسخه های بشری پاسخ موقتی باشند، اما اتفاق بزرگ که تمام رسانه ها، مراکز تحقیقاتی و حتی کتاب ثبت رکوردهای گینس نیز به آن اعتراف کرده اند، آمار تغییر دین به سمت ادیان ابراهیمی بویژه اسلام است. براساس آمار موجود، در مقایسه با دهه گذشته، میزان گرایش به اسلام و تغییر مذهب به مقصد اسلام، در اروپا و آمریکا بیش از دو برابر شده است.

آداب رسوم خرافی که تنها نمونه هایی از معروفترین آن ها در کشورهای مهم اروپایی ذکر شد، بدون نیاز به توضیح بیش تر، گویای رسوخ خرافات علیرغم پیشرفت های بسیار در زمینه های گوناگون است. پیشرفت هایی که ظاهرا هنوز در سطح فرهنگ و اعتقادات مردم نتوانسته ریشه های خرافه و جهالت را بخشکاند. صد البته نباید از این مسئله غافل شد برخی از این عادات و باورها، ناخواسته و ندانسته در فرهنگ ما نیز راه پیدا کرده که باید با شناخت مبدأ آن، در جلوگیری از گسترش و فراگیر شدن آن ها کوشید. عادات خرافی مانند توسل به درختان مقدس، دیوارها، رودخانه ها و چاه ها و امثالهم با این فرض که در گره گشایی و حاجت روا شدن موثر است، در سخنان بزرگان دین و مراجع عالیقدر همواره رد و مضموم شمرده شده و همواره ارتباط انسان با خدا بدون هرگونه واسطه از طریق نیایش و راز و نیاز و یا با واسطه ائمه معصومین (ع) و مقربین درگاه الهی توصیه شده است.

28 صفر

۲۸ صفر

سالروز رحلت جانگداز

پیامبر رحمت

حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)

و فرزند گرانقدرش

 حضرت امام حسن مجتبی (ع)

و

۲۹ صفر

سالروز شهادت

حضرت ثامن الائمه امام رضا (ع)

 بر تمام مسلمانان تسلیت باد .

حـق تقـدم در راننـدگی ... (شعر طنز)

حـق تقـدم در راننـدگی ... (شعر طنز)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این شعر طنز، به نوعی بیانگر رانندگی در ایران و رعایت نکردن قوانین هست متاسفانه از نام شاعر طنزپرداز این شعر بی اطلاعیم اما سعی کنید شما دوستان خوندنش رو از دست ندید تا مشکلات ملموس رانندگی عده ای خاص در ایران دستگیرتون بشه ...

اگــــه یـه روز رفتی یــه جــــای دنیــــا
واسه خـودت ماشین خریدی اونجــــــا

یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــــاشه

وقتی کـــه پشت فـرمونش نشستـی
خواستی بفهمن کـه کجایی هستـی

اوّل کــــــــــار واســــــــه جـــلو پنجـره
یــــــه نعل اسب عــــالی یـــــادت نـره

یـــه وخ خیــــال نکن حـــاجیت جــواده
اون ورِ دنیـــــــــا بــد نظـــر زیـــــــــاده

تسبـیــــحتــو بـــپـیـــچ بدور شصــتـت
موبـــایلــــتم در آر بگیـــر تـــو دستــت

رعــــــــــــــــایت حــق تقــــدم بــــــده
گـــــــــازو بــگیر به هچکی ام راه نـــده

بـا هر کی خواس جلــــو بیفته لـج کن
برو جلوش فرمــونــــو فوری کـــج کـن

یـه دفـه مثــل اسـب وحشی رم کـــن
روی تـمــــــوم آدمـــــــا رو کـــم کـــن

همیشه دوبلـه واستـا راهـو ســـد کن
افسر اگــــــه نبــود چراغـــــــو رد کـن

سبقتو هر جور کــه دلـت خواس بگیـر
از چپ اگــــه مشکــــله از راس بگـیــر

تـــــا می بیـنی راه نمیـرن جمـــــاعت
لایی بکش بــــــرو بــا انـــد ســــرعت

نذار کسی تـــــــورو معـــطـل کنـــــــه
هیچکی نباید بـــا تـــو کـل کــل کنــــه

پشت چـــراغ اگه جلوت واســـــــتـادن
چــراغ که سبــز شد یــهو بـــــوق بـزن

تمــــــــوم آدمــــا بــــه جـــز تــــو خُـلن
نمیــــــــدونن چـــــــراغ چـــــیه مُنگُـلن

همه به جــز تو دست و پـــــــا چُلُـفتن
بـــــوق نـــزنی مـمـکــــنه راه نیــــفتن

راستی کــــــــمربنـــدتـو هــیچوخ نبـند
محل نده بـــــــــه این چیــزای چـــــرنـد

هر کی کمر بندشو بسته هــــــــو کـن
خودت فقـــط روی شکـم ولـــــــــو کـن

همینجوری کـــــه پشت رل نشـستی
بذار هـمه خیــــــــال کنن کــــه بستی

گشنه شدی یه مــــوقه پشــت فرمون
یــه چی بذار تــــــــــو دهنت بلمبــــون

دستــتو بیـــرون ببـــــــــــر از پنجـــــره
هر چقد آشغال داری شـــــوت کن بره

تخـمه اگـــه خوردی لُپاتـــــــــو پُف کن
پوستشو تـا هر جـــا که میره تُــف کن


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اما حالا بد نیست یه نگاهی به جدول زیر بندازید تا از نرخ کامل و البته جدید جرایم رانندگی هم بی اطلاع نباشیدتا خدای ناکرده جوگیر نشید و بخواهید بدون توجه به کنایه های شاعر شعر بالا تخلف هایی رو انجام بدیدکه موجب اتفاق ناگوار یا سرکیسه شدن جیب مبارکتون بشه ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دردناک ترین شیوه ها و رسومات زیبایی در انواع فرهنگ ها!

دردناک ترین شیوه ها و رسومات زیبایی در انواع فرهنگ ها!

اکثر مردم شنیده اند که ازقدیم گفته اند : زیبایی برابر با درد است.
همه ی مردم جهان در حال تلاش هستند تا بیشتر لحظات را در طول روز زیبا باشند به دلیل اینکه این واقعیت است که انسان ها به سمت زیبایی ها کشیده می شوند و این در مورد هر چیز زیبایی صدق می کند از جمله انسان زیبا.

برای زیبا کردن خود راه های گوناگونی وجود دارد اما این بدان معنا نیست که آدمی هر کاری را با اعضای بدن خود بکند تا بتواند به آنها زیبایی دهد و یا اینکه برای بدست آوردن زیبایی به بدن خود آسیب برساند.

با نگاه کردن به یک فرد حتی از راه دور به راحتی درباره ی زیبایی و زشتی او نظر می دهیم ولی اگر درستش را بخواهید بدانید این است که همان طور که از راه دورنمی توان ذهن دیگران را خواند به همین صورت هم نمی توان زیبایی آنها را به راحتی تشخیص داد.

تعیین کردن یک فرهنگ خاص به عنوان زیبایی می تواند کاملا در میان اقوام مختلف متفاوت باشد با این حال ، این شیوه های فرهنگی فوق العاده برای زیبایی ،  در سراسر تاریخ و جغرافیا پایدار و استوار هستند. بیایید به برخی از شیوه های زیبایی از گذشته تا به حال نگاهی بیاندازیم که با وجود نقص عضو بدن باز هم به نام زیبایی ایده آل مرسوم شده اند.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

1 . مدل پاها
در فرهنگ چین مدل پاهای زنان و طرز راه رفتن آنها طوری مرسوم شده که انگار پاهای آنها به هم چسبیده است و به هم متصل است. به راحتی باید بیشتر از چند دقیقه در زمان در یک حالت خاصی جلوی همسر خود بایستند که این رسومات در قرن 10 بود که آغاز شد و هنوز هم تا قرن 20 برای زنانی که شوهران آنها از این مدل پاها لذت می برند ادامه داشته است.

قبل از رسیدن دختر به سن 14 سالگی و تا قبل از آنکه مدل پاهای او شکل بگیرد او را مجبور می کنند تا بعضی از استخوان های پای او را بشکنند تا پس از جوش خوردن دوباره پاهای او به همان شکلی که در آداب و رسومات آنها زیبایی است دربیاید ,یعنی همان مدل قوسی شکل متصل به هم.

اندازه ی پاها در اندازه ی بسیار کوچک همان انداره ی ایده آل است .اما این روش و این ایده ها باعث ایجاد مشکلات و مریضی های عفونی زیادی در زنان می شود.ناخن های پا باید آنچنان از ته گرفته شود که اصلا ناخنی معلوم نباشد .حتی در این مورد برای قطع و جلوگیری از رشد ناخن پا جراحی هایی را روی ناخن های آنها انجام می دهند.اما تمامی این روش ها ناهنجاری های زیادی را در پی دارد.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

2 .مدل گردن
داشتن گردنی بلند و زیبا در بسیاری از فرهنگ ها به عنوان نمونه ای از زیبایی مرسوم شده است. بلندترین گردن طبیعی به طور کلی در میان زنان روسی وجود دارد چرا که حرفه ای ترین زنان در ورزش باله هستند .

برای داشتن این مدل گردن در هر فرهنگ و آداب و رسومی باید شروع به یادگیری رقص باله کرد که در نهایت با انجام این ورزش به اندازه کافی می توانید گردن خود را به طور طبیعی بلند و کشیده کنید که این کار نیاز به نگه داشتن گردن برای مدتی طولانی در یک موقعیت بیش از پیش کشیده میباشد.

با این حال ، دربرخی از فرهنگها در آسیا و آفریقا این مدل گردن ها با آویزان کردن چندین حلقه ی برنجی سنگین به گردن زنان حاصل می شود . که از همان سنین کودکی و خردسالی این کار آغاز
می شود و هرچه سن زنان بالاتر می رود به این مدل گردن ها نزدیک ترمی شوند.به همین خاطر زنان مسن تر گردن های دراز و کشیده تری دارند.

هرچند تبعیت از این روش در داشتن این مدل زیبایی بیشتر شبیه توهم است چرا که فشاری که برروی گردن به دلیل قرار گرفتن این حلقه ها ی سنگین وارد می شود باعث آسیب رساندن به دنده ها و مهره های مربوط به گردن می شود.در نهایت برای داشتن این مدل گردن ها می توان بدون آویزان کردن تعداد زیاد و سنگینی از این حلقه های برنجی تنها با نگه داشتن متداوم عضلات گردن به صورت کشیده و دراز این فرم گردن ها را بدست آورد.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

3 . سوراخ کردن لب
یکی دیگر از زیبایی ها بر روی لب است که کاری بسیار دردناک را روی آن انجام میدهند و آن سوراخ کردن لب ها برای آویزان کردن زیورآلات و ایجاد زیبایی بیشتر می باشد.گوشه ای از لب را سوراخ کرده و زیورآلات ریز و زیبایی را به آن آویزان می کنند.این فرایند برای اولین بار در جنوب آمریکا و آفریقا و در مورد زنانی که اطراف رودخانه ی آمازون بودند انجام گرفت.

از آنجا که پوست انسان ، به خصوص پوست یک فرد جوان ،  انعطاف پذیری ذاتی و طبیعی دارد این عمل باید به دقت و خیلی آرام انجام گیرد. با این حال، وزن زیور آلات بزرگ می تواند زیاد باشد حتی اگر آنها را از نوع سبک وزن مثلا از جنس چوب ساخته باشند.

یک فرد جوان (معمولا این در مورد زنان آفریقایی که با مردان آمازونی پیوند بسته اند انجام می گیرد) به طور کلی فقط این زیور آلات  را در طول مراسم و مناسبت های خاص استفاده می کند و کمتر در طول روزهای عادی از آن استفاده می کند .ولی بعضی از مردان از آنها می خواهند که همیشه این گونه باشند.در هر صورت کشش و فشاری که روی لب وارد می شود حتما صدمات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

4 .باریک بودن کمر
داشتن دور کمری باریک یکی از زیبایی هایی است که برای زنان میتوان در نظر گرفت .دور کمر به نقطه ای از بدن گفته می شود که در بین نیم تنه و باسن قرار گرفته است. برای کاهش اندازه دور کمر طبیعی یک زن استفاده از انواع گن ها از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 پیشنهاد شد.

برای ایجاد این تغییرات بر روی بدن باید استفاده از این کمربندها به صورتی مداوم باشد و مهم تر از همه آنکه باید کاملا تنگ طوری که به این قسمت از بدن فشار زیادی را وارد کند.فشار روی دنده ها و مشکلات تنفسی از شایع ترین مشکلات در این روش می باشد. همچنین، سقط جنین و مرگ و میر در آن بسیار رایج است.برای زایمان و هم چنین برای معده مشکلات زیادی راایجاد کرده است.

آداب و رسوم, رسومات زیبایی, زیبا کردن

5 .تغییر در فرم کاسه ی سر
اصلاح ساختار فیزیکی جمجمه و کاسه ی سر انسان کاملا در جهان باستان مرسوم بوده است.در حالی که به ندرت در دوران مدرن ، مصریان باستان ،مردم بومی استرالیا ، مردم بومی آمریکای شمالی ، هون ، مایا، و برخی از قبایل ژرمنی مشاهده شده است .

با این حال ایجاد تغییرات در فرم کاسه ی سر یکی از فرهنگ های زیبایی به حساب می آید. مردم بومی آمریکای شمالی تمایل به شکل جمجمه پهن دارند. مصریان و مایا جمجمه دراز و به سمت عقب را ترجیح می دهند.

معمولا یک ماه بعد از تولد جمجمه ی نوزاد قابل انعطاف خواهد بود و در شش ماهگی محکم می شود. عمل شکل دادن به یک جمجمه در هر تاریخی و با توجه به فرهنگ آن در همان دوران کودکی توسط والدین صورت می گیرد.اما در این روش هم مانند روش های دیگر خطراتی را در پی خواهد داشت و ممکن است بر روی ضریب هوشیاری افراد تاثیر بدی بگذارد. با این حال این هم یکی دیگر از فرهنگ های داشتن زیبایی به شمار می آید.

داشتن کودکی شاد و با استعداد با این 50 کار

داشتن کودکی شاد و با استعداد با این 50 کار

 

 

داشتن کودکی شاد و با استعداد با این 50 کار

 

شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه ما روشهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که می‌توانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایهٔ به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.

 

شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید.

 

دوران کودکی همواره به عنوان بهترین و شاد‌ترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. کودکی دنیائی از معصومیت و پاکی در کنار شادی و سبکبالی را در ذهن تداعی می‌کند.اما مسئله اینجاست که شادی و نشاط آموختنی نیست و شکوفایی استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد.

 

شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه ما روشهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که می‌توانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایهٔ به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.

 

۱. به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به بازی‌ها و فعالیتهایی که او انتخاب می‌کند توجه نشان دهید. این گونه بازی‌ها می‌تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

 

۲. فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می‌گردد. فکر نکنید چون او علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

 

۳. بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کار‌ها را به طور کامل و بی‌نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

 

۴. سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.

 

۵. پروژه‌های خانوادگی ویژه‌ای را طرح ریزی نمایید. فعالیتهای مشترک می‌تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.

 

۶. کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درسهای خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دلزده سازد.

 

۷. انتظارات سطح بالایی داشته باشید، اما این انتظارات باید واقع بینانه باشند.

 

۸. در انجام کار‌ها، کودک خود را سهیم کنید. بگذارید او با انجام کار‌ها موفقیت را در ذهن خود مجسم کند. بگذارید ببیند که شما درگیر فعالیتهای معنادار هستید و به او اجازه دهید درگیر این فعالیت‌ها شود.

 

۹. محیطی را فراهم آورید که به لحاظ تحریکات حسی غنی باشد. مواد و اسبابهایی را در خانه قرار دهید که حواس کودک را تحریک می‌کنند، موادی از قبیل: نقاشی با انگشت، آلات موسیقی و عروسک‌های خیمه شب بازی.

 

۱۰. شور و اشتیاق خود را به یادگیری فعال حفظ کنید.

 

۱۱. کودک خود را با برچسب زدن به او محدود نکنید. این برچسب‌ها ممکن است شرایطی را به او تحمیل نماید که با استعدادهای ذاتی‌اش همخوانی ندارند.

 

۱۲. به عنوان خانواده و با یکدیگر به بازی بپردازید.

 

۱۳. برای فعالیتهایی نظیر خواندن، گوش دادن به موسیقی و صحبت کردن برنامه زمانی منظم در نظر بگیرید.

 

۱۴. مواردی را برای کودک در نظر بگیرید که همواره بتواند با رجوع به آن‌ها به دنیای خود دسترسی داشته باشد.

 

۱۵. بگذارید فرزندتان به فعالیتهای گروهی که مورد علاقه‌اش هستند، بپردازد.

 

۱۶. برای پرورش خلاقیت کودک خود داستانهای طنز آمیز برایش بخوانید.

 

۱۷. فعالیتهایی را که فرزندتان انجام می‌دهد مورد انتقاد یا قضاوت قرار ندهید. اگر احساس کند مورد ارزشیابی قرار می‌گیرد، احتمالا «شکوفاسازی استعدادهای خود را پیگیری نخواهد کرد.

 

۱۸. با کودک خود بازی کنید و از این طریق سرزندگی و شوخ طبعی خود را به او نشان دهید.

 

۱۹. خانواده را در موفقیتهای خود سهیم کنید. درباره اتفاقات خوشایندی که طی روز اتفاق افتاده‌اند، صحبت کنید تا عزت نفس او از این طریق افزایش یابد.

 

۲۰. کاری کنید که فرزندتان به کامپیو‌تر خانه، مدرسه یا یک کتابخانه عمومی دسترسی داشته باشد.

 

۲۱. به صحبتهای کودک خود گوش فرا دهید. چیزهایی که او به آن‌ها اهمیت بسیاری می‌دهد، می‌تواند سرنخی از استعدادهای خاصی باشد که از آن‌ها برخوردار است.

 

۲۲. فضای خاصی را در خانه برای پرداختن به فعالیتهای خلاقانه در نظر بگیرید.

 

۲۳. هنگامی که کارهای روزمره‌ای را که به عهده فرزندتان گذاشته‌اید، با موفقیت انجام می‌دهد، حس مسئولیتش را در انجام کارهای خانه مورد قدردانی قرار دهید.

 

۲۴. بصورت خانوادگی از مکانهای جدید دیدن کنید.

 

۲۵. بازی‌های بازپاسخ به فرزند خود بدهید. اسباب بازی‌هایی مانند سر هم کردن قطعات و عروسکهای دستی باعث تشویق بازیهای تخیلی می‌شود.

 

۲۶. بگذارید در روز تا حدی به رویا‌پردازی و کنجکاوی بپردازد.

 

۲۷. داستانهای الهام بخشی را بخوانید که قهرمانانشان در زندگی موفقیت‌هایی را کسب کرده‌اند.

 

۲۸. با دادن جایزه به فرزند خود رشوه ندهید. از مشوقهایی استفاده کنید که به کودک این پیام را منتقل می‌کنند که یادگیری نباید به خاطر گرفتن جایزه باشد.

 

۲۹. اجازه بدهید فرزندتان به گروههای همسالی بپیوندد که همگام با استعدادهای او هستند.

 

۳۰. برای برانگیختن علائق کودک، درباره خبرهایی که می‌شنوید، با او به بحث بپردازید.

 

۳۱. سوگیریهایی جنسیتی را تشویق نکنید. برای کودک خود هم اسباب بازی‌ها و فعالیتهای زنانه و هم مردانه تدارک ببینید.

 

۳۲. از مقایسه کودک خود با دیگران اجتناب ورزید. به او کمک کنید تا عملکرد فعلی خود را با عمکرد گذشته‌اش مقایسه کند.

 

۳۳. سعی کنید پدر یا مادری اقتدارگرا باشید.

 

۳۴. برای برانگیختن علائق و استعدادهای فرزندتان از موقعیتهای گروهی یا جمعی (خارج از منزل) بهره ببرید. با هم به کتابخانه، موزه، کنسرت، یا مسابقه بروید.

 

۳۵. پاداشهایی به فرزندتان بدهید که نقاط قوتش را تقویت می‌کند.

 

۳۶. کودکتان را به صحبت درباره آینده‌اش تشویق کنید. از دیدگاههای او حمایت کنید بدون آنکه به سمت حیطه یا رشته‌ای خاص هدایتش نمایید.

 

۳۷. کودک خود را با افراد جالب و موفق آشنا کنید.

 

۳۸. خانه خود را به عنوان فضایی برای یادگیری تلقی کنید. فضای آشپزخانه و آشپزی برای آموزش ریاضیات و علوم بسیار مناسب است.

 

۳۹. در احساسات با یکدیگر سهیم شوید. سرکوبی حوادث می‌تواند به سرکوبی استعدادهای کودک بیانجامد.

 

۴۰. کودک خود را تشویق به خواندن کنید.

 

۴۱. ابداعات و ساخته‌های کودک خود را به شوخی نگیرید.

 

۴۲. با کودک خود فعالیتهایی را انجام دهید که در ارتباط با علائق و استعداد‌هایش است.

 

۴۳. به کودک خود بیاموزید که به قوه شهود خویش اعتماد کند و به ظرفیت‌هایش اعتماد داشته باشد.

 

۴۴. به کودک خود حق انتخاب بدهید. این عمل، قدرت اراده او را مستحکم و حس نوآوری را در وی بیدار می‌کند.

 

۴۵. به کودک خود یاد بدهید که برای شکوفا ساختن استعداد خویش چگونه از کتاب‌ها استفاده کند. به عنوان مثال، برای یادگیری» درست کردن چیزی «از کتابهای» چگونه... «استفاده کند.

 

۴۶. در گوشه‌ای از خانه فضایی را برای به نمایش گزاردن ساخته‌ها و جایزه‌های کودک اختصاص دهید.

 

۴۷. کودک خود را تشویق کنید تا در حیطه‌هایی که با مشکل مواجه است، دست و پنجه نرم کند و کلنجار برود. به او کمک کنید تا با هر محدودیتی رو در رو شود.

 

۴۸. رابط بین دنیای واقعی و استعدادهای خاص کودک خود باشید. به او کمک کنید راهی برای نشان دادن استعداد‌هایش بیابد.

 

۴۹. کودک را با مطالبی آشنا کنید که درباره افتخارات و استعدادهای کودکان است. کتابهایی مانند» مهندس کوچکی که می‌توانست... «می‌تواند نگرش» می‌توانم انجام دهم «را تشویق کند.

 

۵۰. کودک خود را‌‌ همان طور که هست بپذیرید.