بازیهای محلی نواحی مختلف ایران
بازیهای بومی محلی استان خوزستان
بازىهاى خوزستان عبارتند از:
ابوامح
جيم، ارکُم بَرکُم، استپ،اَلختربازي، الک چوب، بدواشيح، بَردبَرد گرکي،
تشتکبازي، تنورتنور، تيرلشبازي، چقّه، چوب توپه، چوب معده، چوب و کليد،
حَتَّ حَلُول، خاک ماله، خش بيزار، داژوال، دال پران، دور هرسيه، سَرمامک،
سُکسُک، سواره و پياده، شرده، شنگ، طناببازي، عيسىبازي، ننگبازي،
قاوان، قلعه ٔ شاه مال من است، کروچ، کشت مايه، گال، گروکبازي، گلبازي،
گولکي، لنگرو، منم منم فرشته، هفت سنگ، هُوشِيه، يزله و ...
ابو، امح جيم (مناطق عربى زبان خوزستان )
بازيکنان
به دو گروه تقسيم مىشوند و روى زمين دايره ٔ بزرگى مىکشند، سپس بهطريق
قرعهکشى يارگيرى مىکنند و گروه مدافع و مهاجم را نيز بههمان شيوه تعيين
مىکنند. آنگاه بازيکنان مدافع در داخل زمين که بهشکل دايره کشيده شده
قرار مىگيرند و گروه مهاجم خارج ان مىايستند. سپس همه ٔ بازيکنان دو گروه
پاى خود را بلند کرده و از پشت با دست پنجه ٔ پاى مخالف را مىگيرند، حال
مهاجمان لىلىکنان وارد محوطه ٔ دايره شکل مىشوند و هريک از آنها سعى
مىکند، بهگونهاى تعادل فردى از گروه مدافع را برهم بزند تا پنجه ٔ گرفته
شده ٔ او، رها شود. گروه مدافع نيز بههمين ترتيب عمل مىکند در اينصورت
فردى که تعادل او بههم خورده باشد از دور خارج مىشود. در آخر بازى يک نفر
بدون باخت در زمين باقى خواهد ماند که اين فرد متعلق بههر گروه که باشد،
آن گروه برنده ٔ بازى خواهد بود .
بايد يادآور شد که حمله ٔ چند نفر از يک گروه به يک نفر از گروه مقابل بلامانع مىباشد .
اَروِيع (سوسنگرد )
بازيکنان
بهوسيله ٔ تر يا خشک به دو گروه مساوى تقسيم مىشوند و پشک مىاندازند تا
گروه برنده و بازنده مشخص شود. روى زمين مستطيلى رسم مىکنند و از طول آن
را نصف مىکنند. بازيکنانى که بازنده شدهاند با فاصلههاى معين روى خط وسط
مىايستند و بازيکنان برنده بيرون زمين صف مىبندند و تکتک سعى مىکنند
از مقابل صف بازندهها خود را به انتهاى زمين برسانند. بازيکنان بازنده
بايد مانع حرکت اين بازيکنان بشوند و آنها را با دست بزنند . بازيکنان
برنده مىتوانند بهطور مارپيچ عبور کنند .
بَردبَرد گَرَکى (bard bard garaky) ( ايذه )
بازيکنان
به دو گروه تقسيم مىشوند. آتشى روشن مىکنند و سنگ را در آتش مىگذارند
تا داغ شود. سپس قرعه مىکشند تا گروهى که بايد از آتش نگهبانى کند، مشخص
شود . بعد چشمهاى افراد گروه ديگر را مىبندند و گروه نگهبان سنگ را از
آتش بيرون آورده و در سياهىها به دوردست پرتاب مىکند، بعد چشمهاى گروه
مقابل را باز مىکنند و آنها مىروند تا سنگ را پيدا کنند؛ گروه نگهبان هم
بايد همين کار را بکند. اگر گروه نگهبان سنگ را بيابد و آن را در آتش
بىاندازد بازى بههمين روال تکرار مىشود. اما اگر کسى از گروه مقابل اين
کار را بکند جاى دو گروه عوض مىشود .
تشتکبازى (خرمشهر )
پسرها
به در مغازهها مىروند و تشتک جمع مىکنند. ديوارى را بهعنوان هدف
انتخاب مىکنند و با فاصله از آن مىايستند. نفر اول تشتک خود را پرتاب
مىکند، همينطور نفرات بعدي. تشتک هرکس به ديوار نزديکتر بود او برنده
است. اين بازى با سکه هم صورت مىگيرد و جنبه ٔ قمار دارد. برنده ٔ سکههاى
ديگران را از آن خود مىکند .
تيرلشبازى (شوشتر )
نى
بلندى را برمىدارند و يک سر آن را با يک لوله ٔ کاغذى که پر از مواد
منفجره مثل باروت است، پر مىکنند و براى آن فتيلهاى درست مىکنند. فتيله
را آتش مىزنند و آن را به هوا پرتاب مىکنند .
دادارى پودارى دو تا بيار (دا به معنى مادر و پو به معنى پدر است) (مسجدسليمان )
يکى
از بازيکنان مىگويد: هرکس مادر و پدر دارد دو تا انگشت خود را در دست من
بگذارد . بازيکنان همين کار را مىکنند. بازيکن اول چشمهاى خود را
مىبندد و مىپرسد: تف کنم يا بگيرم؟ بچهها مىگويند: بگير. بازيکن سعى
مىکند که يکى از بازيکنان را بگيرد. اگر موفق شد، چشم او را مىبندد و
ديگران مىروند و گوشهاى پنهان مىشوند. وقتى همه پنهان شدند، چشمهاى
بازيکن را باز مىکنند و به او مىگويند: 'روغه رى سست گرده بر سيست' و او
بايد برود و پنهان شدهها را پيدا کند. اگر کسى را پيدا کرد بايد بر سر او
بزند و بگويد: 'کچل' کسى که کچل بشود از بازى کنار مىرود تا دور بعدي.
بعضى از بازيکنان که بتوانند خود را به بازيکن اولى برسانند و به او دست
بزنند و بگويند: 'حلال حلال' ديگر کسى نمىتواند به آنها کارى داشته باشد.
وقتى همه يا کچل شدند يا حلال بازى از نو آغاز مىشود و کس ديگرى انگشتان
بچهها را در دست مىگيرد .
طناببازى (اهواز - آبادان - مسجدسليمان )
هريک
از چهار بازيکن يکى از نامهاى سرخ، سبز، آبى و گلابى را براى خود انتخاب
مىکند . آنگاه دو نفر از بازيکنان هريک دو سر طناب را در دست گرفته و يکى
ديگر از بازيکنان بين اين دو قرار مىگيرد. يک نفر ديگر هم کنار محوطه ٔ
بازى مىايستد. دو نفر بازيکن طناب بهدست شروع به چرخاندن طناب مىکنند و
فردى که در وسط ايستاده بايد با نزديک شدن طناب به پاهاى او به هوا بپرد تا
طناب از زير پاى او بگذرد. اين کار بهصورت متوالى انجام مىگيرد. همراه
با اين کار، همان دو نفرى که دو سر طناب را گرفتهاند، مرتباً تکرار
مىکنند: سرخ، سبز، آبي، گلابي. بازى بههمين ترتيب ادامه دارد تا زمانىکه
پاى پرنده به طناب گير کند و طناب از چرخش بىافتد. آنگاه روى هر نامى که
اين خطا صورت بگيرد، صاحب آن نام بايد به وسط بيايد و از روى طناب بپرد و
بههمين شيوه بازى را تا هر زمان که مايل باشند، ادامه مىدهند .
گال (شوشتر )
بازيکنان
در اين بازى با مشتى چوب باريک، برد و باخت مىکنند به اين ترتيب که ابتدا
طرف مقابل شرط خود را که طاق يا جفت است، مشخص مىکند، آنگاه بازيکن اولى
چوبها را در لبهاى از ديوار که گال ناميده مىشود، مىاندازد،د درنتيجه
مقدارى از آنها در لبه ٔ گال باقى مىماند. تعداد چوبها را مىشمارد و اگر
با شرط طرف مقابل مطابقت داشت، همه ٔ آنها را مىبرد .
يزله
اين
بازى نمايشى جنبه ٔ حماسى و پهلوانى دارد و در مواقعى که دشمن سرزمين را
تهديد مىکند، براى بالا بردن روحيه ٔ مبارزهطلبى مردم اجراء مىشود. يک
نفر سردسته ٔ گروه مىشود و شروع به حماسهسرائى مىکند و ديگران به او
پاسخ مىدهند . حرکات موزون بازيگران و هماهنگى کامل بين اين حرکات با
گفتار آنها از ويژگىهاى مهم اين مراسم است. اين مراسم در شکل اصلى خود
همراه با سلاح انجام مىشده و بازيگران با لباسهاى محلى و خشاب فشنگ به
اين بازى مىپرداختهاند. اين بازى با نيايش پروردگار براى پيروزى پايان
مىگيرد .
منبع:rasekhoon.net
آغوزكا یا گردو بازی:
بازیكنان گردو ها را دو به دو روی یكدیگر چیده و هر یك به نوبت با گردویی به نام كل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیكنان باید به تیره او بزنند هر كسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می كند.
چلیك ماركا :
بازیكنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تكه چوب یا چلیك و و چوب بزرگ یا ماركا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب كوچك كی زنند و آن را به طرف بالا پرت می كنند . چوب هر یك از بازیكنان كه مسافت بیشتری را طی كند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.
رزین كا:
رزین وسیله چوبی به شكل Y است كه تكه نوار لاستیكی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیكن با گذاشتن سنگ لای لاستیك و كشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می كند و گنجشك شكار می كند.
ریسمان بازی:
از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یك نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانك در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانك نیز در پایین با درآوردن شكلك و حركات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می كند بعد از پایان نمایش شیطانك در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می كند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند.
كشتی لوچو:
كشتی لوچو از كشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این كشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت كار روستاییان ، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز كشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یك راس گاو است كه توسط اهالی خریداری می شود.
برای مسابقه دو نفر از كشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این كشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. كشتی گیری كه در این دو هفته تمامس حریفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.
گاوجنگی:
از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر كلا شهرستان نور است كه به زبان محلی تشك جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یك هفته بعد از اتمام كشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و كرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.
« سوچلا» یا شكار به روش سنتی در آب بندان :
یكی از راه های درآمد روستاهای مركزی مازندران شكار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام كم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و... از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران كه دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می كنند و بیشتر در آب بندان ها كه به علت كشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساكن می شوند.این شكار از اوایل پاییز هر سال تا 15 اسفند در شب های تاریك بدون تیراندازی با وسایل شكار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله 500 متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شكار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین كلا، لاریم و مشك آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.
صید سنتی به روش « روز دما » :
شكار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این كار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردك ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می كنند تا به محیط اطراف عادت كنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود 20 متر مربع حفر می كنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند كه به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردك های ترتیب شده به جمعپرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می كشانند . سپس صیاد نخ را می كشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.
منبع:تبیان مازندران
معرفی بازی های محلی التریش
● التریش
▪ اهداف بازی: سرگرمی و نشاط، افزایش تمرکز، دقت و سرعت عمل
▪ تعداد بازیکنان: ۲ نفر به بالا
▪ ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد
▪ محوطه بازی: فضای باز بسته
▪ شرح بازی:
بچه ها دور هم می نشینند و یکی از آنان به دروغ چیزی را نشان می دهد. به طور مثال می گوید: «آن مرغ بالای دیوار را نگاه کنید». هر کدام از بچه ها که فریب بخورد و آن طرف را نگاه کند، فرد دروغگو روی پای نفر دوم می زند و دست به چانه خود می کشد و می گوید: «التریش» اگر چنین شد، دروغگو برنده است، اما اگر نفر دوم فریب نخورد، او به پای نفر اول می زند و دست به چانه اش می کشد و می گوید: «التریش» و برنده می شود و یک امتیاز می گیرد. اگر بعد از زدن ضربه دروغگو به پایش سریع عکس العمل نشان داد و از رسیدن دست او به چانه اش ممانعت کرد هیچ کدام امتیازی نمی گیرند. این بازی به همین شیوه و نوبتی ادامه می یابد. در پایان بازی هر کس امتیاز بیشتری داشته باشد و یا هر کس به امتیاز تعیین شده برسد، برنده بازی خواهد بود.
منبع: کتاب «بازی های بومی، محلی و سنتی
معرفی بازی های بومی محلی ( پا بازی )

● پا بازی پریدنی
▪ اهداف بازی: افزایش سرعت، چابکی، عکس العمل و قدرت پا، تقویت چهار سر و دیگر عضلات پا، دقت و تمرکز
▪ تعداد بازیکنان: ۵ تا ۱۲ نفر
▪ ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد.
▪ محوطه بازی: فضای باز
▪ شرح بازی: این بازی به بازی «پابازی» شباهت دارد ولی از نظر اجرا تفاوت هایی دارد، به همین دلیل آن را به طور جداگانه بررسی می کنیم. در این بازی یک نفر را به عنوان اوستا انتخاب می کنند و بقیه بازیکنان به طور دایره وار و با فاصله از هم می ایستند، ولی دست یکدیگر را نمی گیرند و اوستا هم در میان بازیکنان و کنار آن ها می ایستد.
آغاز بازی با اوستا است.وستا در بین دو بازیکنی که قرار گرفته، تلاش می کند به طور ناگهانی روی پای بازیکن مجاور بپرد و بازیکن هم باید با عقب کشیدن پاهایش، مانع از پریدن اوستا روی پایش شود. اگر اوستا موفق شود پای بازیکن مجاور را بزند بازیکن می سوزد و باید از بازی اخراج شود، ولی اگر اوستا موفق نشود و بازیکن پایش را عقب بکشد، نقش اوستا به بازیکن مذکور داده می شود.
بازیکن می تواند به طور ناگهانی روی پای بازیکن کناری یا اوستای قبلی که کنارش ایستاده است بپرد.این بازی به همین شیوه ادامه پیدا می کند تا زمانی که همه بازیکنان بسوزند و فقط یک نفر باقی بماند. نفر باقی مانده به عنوان برنده کل بازی شناخته می شود و مورد تشویق دوستان قرار می گیرد.
منبع: کتاب معرفی بازی های «بومی، محلی و سنتی استان خراسان شمالی»
نوشته «اعظم حکمتی» و « حبیب ا... رحمانی»
کلاه بازی

● کلاه بازی (نوع اول)
اهداف بازی: افزایش سرعت، چابکی و استقامت قلبی، تنفسی و عضلانی
تعداد بازیکنان: ۶ نفر به بالا
ابزار بازی: یک عدد کلاه
محوطه بازی: فضای باز
▪ شرح بازی:
بعد از قرعه کشی به روش گل یا پوچ، یک نفر به عنوان بازنده تعیین می شود و شخص بازنده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و خودش هم بدون این که از دایره بیرون برود از کلاهش دفاع کند، او می تواند در داخل دایره راه برود و یا بدود اگر او بتواند یکی از افراد بیرون دایره را با پا بزند، جایش را با او عوض می کند و شخص ضربه خورده باید کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از کلاه دفاع کند، ولی اگر نتواند با پایش به افراد بیرون دایره ضربه بزند، بازیکنان که به صورت پراکنده بیرون دایره هستند، سعی می کنند که با پا کلاه را از خط دایره بیرون ببرند. اگر بازیکنی موفق شود کلاه را بیرون از دایره بیندازد، همه بازیکنان به سمت کلاه می دوند و آن را با پا شوت و سعی می کنند کلاه را از شخصی که داخل دایره بود، دور کنند. شخصی که کلاهش ربوده شده، به دنبال کلاهش می دود و سعی می کند که کلاهش را از دیگران بگیرد؛ اگر به کلاهش برسد و آن را از چنگ دیگران درآورد، می تواند با کلاهش بازیکنان را هدف قرار دهد و اگر بتواند با کلاه به دیگر بازیکنان ضربه بزند فرد ضربه خورده باید داخل دایره برود و کلاهش را در مرکز دایره بگذارد و از آن دفاع کنند.
▪ یادآوری:
۱) در بازی گاهی اوقات شخص موفق می شود کلاهش را در ۳ یا ۴ متری دایره از دیگران پس بگیرد و گاهی اوقات این فاصله تا صد متر هم می رسد.
۲) در این بازی از دست ها به هیچ عنوان استفاده نمی شود مگر زمانی که شخص کلاهش را از دیگران می گیرد.
۳) بازی تا زمانی که بازیکنان خسته شوند ادامه دارد.
● کلاه بازی (نوع دوم)
اهداف بازی: افزایش استقامت قلبی تنفسی، هماهنگی عصبی عضلانی، چابکی و سرعت
تعداد بازیکنان: ۴ تا ۱۲ نفر
ابزار بازی: کلاه به تعداد نیمی از بازیکنان
محوطه بازی: فضای باز
▪ شرح بازی:
این بازی در گذشته های بسیار دور در روستاها با توجه به نبود امکانات صدا و سیما بین جوانان و میانسالان رواج داشته است، به ویژه در تعطیلات فروردین ماه به اوج خود می رسید. علاوه بر این، نوجوانان و کوچکترها و مردم عادی زیادی به تماشای این بازی رغبت نشان می دادند و با علاقه بسیاری به تماشای آن می نشستند و برد و باخت در این بازی بسیار اهمیت داشت و گاهی به رقابت های محلی و خانوادگی تبدیل می شد.
بازی با گروه بندی بین جوانان آغاز می شود، قبل از بازی، دایره ای به قطر ۴ متر روی زمین رسم می کنند. بعد از قرعه کشی و تعیین گروه آغاز کننده بازی، گروه بازنده در حالی که بر سرشان کلاهی نهاده اند در وسط دایره قرار می گیرند. گروه بیرون دایره در اطراف دایره به طور مستمر حرکت و سعی می کنند، کلاه یکی از بازیکنان را بربایند، گروه مقابل نیز علاوه بر محافظت از کلاه، در حالی که یک پایشان در وسط دایره است با پای دیگر به افراد حریف ضربه می زنند و در صورت موفقیت برنده می شوند و باید جایشان را تعویض کنند. ولی در صورت موفق نبودنشان باید هم چنان در وسط دایره بمانند.
از طرف دیگر گروه بیرون دایره، اگر کلاه یکی از بازیکنان را بردارند به سرعت به طرف جایگاهی که به عنوان نشانه و به زبان محلی «ملته» در نظر گرفته اند، می دوند؛ بازیکنان داخل دایره آن ها را تعقیب می کنند اگر بتوانند به آن ها برسند، کلاه را از آن ها می گیرند و جایزه اش این است که بیرون دایره قرار می گیرند و گروه مخالف باید به وسط دایره بروند، ولی در صورت ناتوانی در گرفتن کلاه حریفان شان کلاه را به نشانه می رسانند، یک امتیاز می گیرند و دوباره به همان روش بازی آغاز می شود و گروه بازنده دوباره باید وسط دایره قرار بگیرند.
این بازی به همین روش ادامه پیدا می کند در پایان تعداد امتیازها را می شمارند، هر گروهی که امتیاز بیشتری کسب کرده باشند، برنده بازی اعلام می شود و اعضای گروه جایزه ای از حریف دریافت می کنند.
معرفی بازی محلی یک گل دو گل
● یک گل دو گل
▪ اهداف بازی: سرگرمی، افزایش هماهنگی عصبی عضلانی، افزایش دقت و تمرکز و چابکی
▪ تعداد بازیکن: بیشتر از دو نفر (۲ تا ۱۰)
▪ ابزار بازی: ۵ سنگ گرد که کمی بزرگ تر از فندق باشد
▪ محوطه بازی: فضای بسته
▪ شرح بازی: ابتدا با جفت یا تک آمدن، آغاز کننده بازی را مشخص می کنند، به این گونه که یکی از بازیکنان سنگ ها را در مشت می گیرد تا دیگری بگوید زوج است یا فرد این بازی چندین مرحله دارد و بازیکن با اجرای موفق هر مرحله، به مرحله دیگر راه می یابد، ولی اگر در هر مرحله مرتکب اشتباه شود، می بازد و باید بازی را به نفر بعدی واگذار کند.
▪ مرحله اول (قل اول): پنج سنگ را به گونه ای که جدا از هم باشد روی زمین پخش می کنند، آغاز کننده بازی یکی از سنگ ها را بر می دارد و به بالا می اندازد و در فاصله زمانی پایین آمدن سنگ، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد و با همان دست، سنگ بالا انداخته را که در حال سقوط است می گیرد و به همین شیوه همه سنگ ها را بر می دارد.
▪ مرحله دوم (دو قل): ۵ سنگ را به گونه ای که دو به دو قرار بگیرد، روی زمین پخش می کند؛ یکی را برمی دارد و به بالا می اندازد و سنگ ها را دوتایی از روی زمین بر می دارد.
▪ مرحله سوم (سه قل): مانند مراحل مذکور است؛ با این تفاوت که چهار سنگ روی زمین را باید در دو حرکت یک تایی و سه تایی بردارد.
▪ مرحله چهارم: یک سنگ را به هوا می اندازد و چهار سنگ را با هم از روی زمین بر می دارد و سنگ معلق در هوا را می گیرد.
▪ مرحله پنجم (قرتک): یک سنگ را به هوا می اندازد، در حالی که چهار سنگ دیگر در مشت است انگشت سبابه را به زمین می کشد، بعد سنگ را در هوا می گیرد.
▪ مرحله ششم: بازیکن سنگ ها را پخش می کند یکی را بر می دارد و بالا می اندازد، در فاصله بازگشت، یکی از سنگ های روی زمین را بر می دارد و سنگ هوا را می گیرد و با یک پرتاب دیگر، سنگی را که از روی زمین برمی دارد با یکی از سنگ ها عوض می کند و به همین روش، مرحله را با تعویض تمامی سنگ ها به پایان می رساند.
▪ مرحله هفتم: در این مرحله، بازیکن بعد از ریختن سنگ ها روی زمین، دست چپ را در یک طرف آن ها به شکل عمودی بر زمین می گذارد و دیواری درست می کند.
با دست راست یکی را بعد از برداشتن به طرف بالا می اندازد و دو بار می گیرد و دراین فاصله باید یکی از سنگ ها را بردارد و آن سوی دیوار بگذارد و این حرکت را برای تمامی سنگ ها اجرا کند.
▪ مرحله هشتم: در این مرحله، بازیکن سنگ ها را یک جا به طرف بالا می اندازد و در فاصله بازگشت آن ها، به سرعت دست ها را به هم می چسباند و با دو کف دست، سنگ ها را می گیرد. دوباره آن ها را در همان حالت با دو دست به طرف بالا می اندازد و در این فاصله دست ها را وارونه می کند و از ناحیه انگشت سبابه به هم می چسباند و آن ها را با پشت دست هایش می گیرد و سپس سنگ ها را به بالا پرتاب می کند و با کف دو دست می گیرد. افتادن حتی یک سنگ موجب سوختن است و هر کدام از بازیکنان که این مراحل را بدون اشتباه بگذرانند، برنده بازی معرفی می شوند و اگر در هر مرحله بسوزند، باید بازیکن حریف بازی را ادامه بدهد.
▪ مرحله آخر: مرحله تنبیه است و دو بازیکن رو به روی هم می نشینند؛ بازنده کف دستش را به زمین می چسباند و نفر برنده سنگ ها را یکی یکی با اسامی تنبیه ها مانند: «نوازش و برداشتن عسل از کندو» پشت دست او می چسباند، سپس باید با یک حرکت همه سنگ ها را به سوی بالا بیندازد و با کف دست بگیرد، اگر توانست همه را بگیرد تنبیهی متوجه او نیست اما اگر سنگی روی زمین بیفتد به تعداد سنگ های افتاده برای او جریمه تعیین می کنند.
معرفی بازی محلی هب هب
▪ اهداف بازی: سرگرمی، نشاط، افزایش دقت، تمرکز و تمرین حفظ مضارب اعداد گوناگون
▪ تعداد بازیکنان: ۳ نفر به بالا
▪ ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد
▪ محوطه بازی: فضای بسته
▪ شرح بازی: در این بازی، ابتدا یک نفر از دانش آموزان را که از بقیه بزرگ تر است، به عنوان استاد انتخاب می کنند. استاد یک عدد را انتخاب می کند، به طور مثال عدد ۵ را انتخاب می کند (انتخاب عدد اختیاری است).
بقیه دانش آموزان به شکل دایره وار می نشینند و استاد، یکی از دانش آموزان را انتخاب می کند، دانش آموز باید از عدد یک شروع کند، یعنی او باید شماره یک بگوید، بعد به ترتیب، نفر دوم عدد دو، نفر سوم عدد سه و نفر چهارم عدد چهار را باید بگوید. در این جا نفر پنجم باید بسیار حواسش جمع باشد و به جای عدد ۵ کلمه «هپ» را بگوید.
چون عدد ۵ را استاد انتخاب کرده بود به همین روش نفرات شش، هفت و ... باید اعداد مربوط به خود را بگویند.
وقتی عدد ۱۰ می رسد باز باید کلمه «هپ» گفته شود. به همین ترتیب به جای مضارب عدد ۵ باید کلمه «هپ» را بگویند.
این عدد شماری به شکل دوره ای ادامه پیدا می کند.
کسانی که به اشتباه به جای کلمه «هپ» عدد بگویند یا کلمه «هپ» را به جای عددی غیر از مضارب ۵ بگویند، می سوزند و از بازی خارج می شوند.
بازی تا زمانی ادامه پیدا می کند که تنها یک نفر باقی بماند. آخرین نفر باقی مانده در دایره بازی به عنوان برنده شناخته می شود.
منبع: کتاب «بازی های بومی محلی
معرفی بازی های محلی تاپ تاپ خمیر

● تاپ تاپ خمیر
▪ اهداف بازی: سرگرمی و نشاط، تقویت حافظه و دقت
▪ تعداد بازیکنان: ۲ تا ۱۰ نفر
▪ ابزار بازی: به ابزاری نیاز ندارد
▪ محوطه بازی: فضای بسته
▪ شرح بازی: یک نفر بزرگ تر (اوستا) یکی از بچه ها را به حالت سجده می خواباند و به او می گوید، چشم هایش را ببندد، سپس دست یکی از بچه ها را بالا می برد و در حالی که آرام آرام به پشت او می زند، این شعر را می خواند: تاپ تاپ خمیر شیشه پر پنیر دست کی بالا؟در این موقع بازیکن باید حدس بزند اسم شخصی که دستش بالا برده شده است، چیست.اگر درست بگوید برنده است و یک امتیاز می گیرد و شخصی که دستش بالا برده شده بود، باید جای او را بگوید و اگر اشتباه بگوید، یک امتیاز منفی می گیرد و باید خودش بازی را تکرار کند، این بازی هم چنان ادامه دارد تا زمانی که بازیکن درست حدس بزند و در پایان، امتیاز شماری می کنند و امتیاز هر کس بیشتر بود، برنده است.
منبع: کتاب «بازی های بومی، محلی و سنتی
کبدی با یک پا

اهداف بازی: افزایش استقامت قلبی تنفسی و عضلانی، تقویت عضلات پا،هماهنگی عصبی، عضلانی، تعادل، سرعت و چابکی
تعداد بازیکنان: ۶ تا ۱۲ نفر
ابزار بازی: به ابزار نیاز ندارد
محوطه بازی: فضای باز
▪ شرح بازی:
بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و هر گروه در جایگاه خود که از قبل مشخص شده است، می ایستند.
یک نفر از بازیکنان گروه اول پشت خط میانی (خطی که دوگروه را از یکدیگر جدا می کند) می ایستد.
بازیکن یک پایش را بلند می کند و روی یک پا می ایستد و به صورت لی لی کردن به زمین تیم مقابل وارد می شود.
او سعی می کند به طرف بازیکنان گروه دوم برود و آن ها را لمس کند او به هر نفری که دست بزند او را می سوزاند و باید از بازی خارج شود و در مقابل بازیکنان گروه دوم باید از دسترسی او فرار کنند تا نتوانند به آن ها دست بزند.
بازیکن گروه اول باید به همان حالت یک پا و قبل از خسته شدن و زمین خوردن پایش به سمت گروه خود برگردد ولی اگر قبل از بازگشت و گذشتن از خط میانی، پایش به زمین بخورد می سوزد و باید از بازی خارج شود.
این بازی به همین روش با بازیکن گروه دوم آغاز می شود و بازیکنان به نوبت به اجرای بازی می پردازند تا جایی که تمام بازیکنان یک تیم بسوزند و تیم مقابل برنده بازی می شود.
منبع:روزنامه خراسان
بازی محلی تله پاتی با سکه
چند نفر از دوستان خود را دور یک میز بنشانید و چهار سکه هم شکل را در چهار گوشه یک کلاه قرار دهید .
سپس
به یکی از حضار بگویید که در غیاب شما یکی از سکه ها را برداشته و تاریخ
آنرا به خاطر بسپارد. سپس به دست سایر دوستان بدهد تا آنها نیز تاریخ سکه
را تماشا کنند و در کلاه بگذارند. پس از چند لحظه سکه مورد نظر را حدس می
زنید.
راز : با پشت دست سکه ها را لمس کرده و هرکدام را که گرمتر بود به عنوان سکه انتخابی معرفی کنید.
منبع:takfal.com
بازی محلی گرگم و بره می برم!
بازی محلی گرگم و بره می برم!
نام بازی: گرگم و بره می برم
نام محلی: گرگم و بره می برم
اهداف کلی: سرعت در انجام عمل ها و عکس العمل ها، رشد جسمانی و اجتماعی
اهداف جزیی: پیروی از حرکت سرگروه، آشنایی با مفاهیم ستون، ترتیب، انضباط
تعداد بازیکن: 8 الی 15 نفر
سن بازیکنان: 7 الی 12 ساله
ابزار لازم: ندارد
محوطه بازی: مکانی مانند حیاط مدرسه
شرح بازی:
ابتدا
بازیکنان، دور هم جمع شده و از میان خود یکی را به عنوان گرگ و یکی را به
عنوان گوسفند تعیین می کنند. بقیه به عنوان بره پشت سر گوسفند، در حالی که
دو دستی از کمر یکدیگر گرفته اند، تشکیل یک ستون مرتب را می دهند. گرگ در
مقابل گوسفند، به طور روبرو، ایستاده است. بازی با خواندن عبارت زیر، تؤام
با انجام حرکات موزون مربوط به عبارت اجرا می شود.
بره ها: ننه من گرسنمه (هماهنگ و همصدا)
گوسفند: صدا نکن، گرگ اومده (با حالت هیس!)
گرگ: گرگم و بره می برم (با دستهای باز)
گوسفند: تا جون دارم نمیذارم (با زدن دست بر سینه)
گرگ: چنگال من تیزتره (با پنجه کردن دست ها)
گوسفند: دنبه ی من لذیذتره (با لرزاندن دستها)
گرگ: بابام میگه دنبه بیار (با اشاره به پشت)
گوسفند: دنبه ندم چی می کنی؟ (با دستهای گره کرده؟)
گرگ: خورد و خمیرت می کنم دنبه به جونت می کنم....
جست
و خیز کنان جواب می دهد و حمله را شروع می کند، در این حال گوسفند جان خود
و بره هایش را در خطر می بیند، دستهایش را به شکل صلیب باز کرده و با حرکت
به چپ و راست که عنوان دفاع را دارد، بدون اینکه گرگ را بگیرد از بره هایش
محافظت می کند و می گوید: خونه ی خاله کدوم وره؟
و همچنین تمامی بره ها
برای حفظ ردیف ستون به تبعیت از او، در حالی که پشتا پشت به این سوی و آن
سوی می روند جواب می دهند؛ خونه ی خاله از این وره، از این وره و از اون
وره ... از اون وره ... و گرگ همچنان سعی در گرفتن لااقل یکی از بره ها
دارد، و مشخص است بره ای که تنبلی کند و از ستون خارج شود، با لمس دست گرگ،
به دام می افتد و اسیر می شود و در کنار محوطه بازی را تماشا می کند،
دوباره بازی با عبارت: ننه من گرسنمه شروع و تا اسیر شدن یکی از بره ها
ادامه می یابد و همین طور بازی تکرار می شود تا تمامی بره ها اسیر شوند و
یک دور بازی تمام شود، در دور بعدی جای و نقش گرگ و گوسفند عوض می شود.
نکات:
در بعضی مناطق، اجرای این بازی به اشکال متفاوت صورت می گیرد، مثلاً در
مراغه بدین گونه است که گرگ فقط نفر آخر ستون را می تواند با دست لمس کند و
بعد جای و نقش او و گرگ و گوسفند عوض می شود و یا در جایی دیگر، بره ای که
اسیر شد، دوشادوش گرگ در شکار بره فعالیت می کند و خیلی موارد دیگر که
گاهی با توجه به اقلیم های متفاوت، اشعار مختلف نیز سروده شده است.
نتیجه بازی: این بازی کودکان را در مقابل دشمن مشترک، متحد ساخته و نقش والدین را در حراست و امنیت خانه و خانواده، به کودکان یاد می دهد.
منبع:rasekhoon.net
بازی محلی آفتاب مهتاب چه رنگه؟
1ـ نوع بازي: دستهجمعي، آرام و كم تحرك
2ـ تعداد بازيكنان: دو نفر هم وزن و هم قد.
3ـ سن بازيكنان: 7 تا 13 سال.
4ـ و سايل بازي: ندارد.
5ـ محل بازي: فضاي باز، زمين صاف و هموار.
6ـ هدف بازي: سرگرم شدن براي مدتي كوتاه و رشد مهارتهاي حركتي.
7ـ
شرح بازي: دو بازيكن پشت به پشت هم ميايستند و دستهاي يكديگر را به هم
قلاب ميكنند. آن وقتي يكي از آنها به طرف زمين خم ميشود. در نتيجه بازيكن
دوم به حالت خوابيده، پشت او قرار ميگيرد، طوري كه پاهايش در هوا آويزان
است. بعد نفري كه سرش به طرف زمين است،از نفر پشتي كه سرش به طرف آسمان
است، ميپرسد: «آفتاب مهتاب چه رنگه؟» و او جواب ميدهد: «سرخ و سفيد دو
رنگه». دوباره نفر پايين ميپرسد: «كي گفته؟» بالايي ميگويد: «آلاله».
بازي
همين طور ادامه دارد؛ اما اين بار نفري كه خم شده، بلند ميشود و نفر دومي
خم ميشود و همان شعر را بين خودشان رد و بدل ميكنند. شعر بالا را كودكان
تهراني ميخوانند؛ اما در آذربايجان اين بازي «گوي ده نه وار؟» نام دارد.
يعني تو آسمان چي هست؟ و به جاي شعر بالا، شعر زير را ميخوانند:
ـگوي ده نه وار؟ (تو آسمون چي هست؟)
ـگوي مينجيقي. (منجوق آسمون).
ـ پرده نه واره. (روي زمين چي هست؟)
ـ پرمينجيقي. (منجوق زميني).
ـ آدون ندي؟ (اسمت چيه؟)
ـ كرخانا. (كارخانه؟)
ـ گوتي مني مينديرداما. (پس منو ببر پشت بوم).
در كرمانشاهان هم شعر را به زبان محلي كردي ميخوانند:
ـ نافه رفه، پشت رقه. (نان خشكه، پشتم خشكه).
ـ آي چقچقه.(2) چقچقه. (آي رنگ زرد، آي رنگ زرد).
ـ امشو شوه، ما نگاه شوه. (امشب شبه، مهتاب شبه).
ـ سوردوتيه كيخسروه. (عروسي دختر كيخسروه).
توضيح:
(1): آفتاب مهتاب چه رنگه، يكي از قديميترين بازيهاي ايران است؛ اما شعر و اسم بازي در نواحي مختلف ايران متفاوت است.
(2):
چقچقه، گياهي زرد رنگ است كه در دشتهاي ماهيدشت كرمانشاه ميرويد و براي
رنگرزي پشم به كار ميرود. وقتي خشك ميشود، خش خش ميكند، به همين دليل به
آن چقچقه ميگويند.
منبع:iranpress.ir

























این وبلاگ برای در اختیار گذاشتن اطلاعات و مطالب مفید در رشته های مختلف برای بازدید کنندگان ارجمند می باشد .