آشنایی با شهر زیبای تبریز شهر من
جمعيت تبريز بيش از يک ونيم ميليون نفر مي باشد.تبريز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد هميشه پر برف سهند واز شمال شرقي به کوه سرخ فام عون علي (عينالي) محدود مي شود.رودخانه آجي چي (تلخه رود) از قسمت شمال وشمال غرب تبريز مي گذرد وبعد از طي مسافتي قابل توجه در دشت تبريز به درياچه اروميه مي ريزد ومهرانرود از ميانه تبريز مي گذرد که اکثراَ در فصول مختلف سال بي آب است.تبريز زماني داري باغات ومزارع فرح انگيز وپرآوازه ي بود به همراه قنات ها وچشمه هي متعدد که امروزه تمامي آن همه باغات و مزارع از ميان رفته يا در حکم ازميان رفتن است وگستره شهر پيرامون خود را به مناطق مسکوني، تجاري، اداري وصنعتي وخدماتي مبدل ساخته است . شرح تبريزازگذشته هي دورتابه امروزهرگزدرقاموس سطرهاونوشته ها نگنجيده استپيشينه تبريز همواره در هاله ي از ابهام مستور بوده و امروزش نيز حکيتگر غريب است. تاريخ تبريز در پيش از ظهور اسلام اسير ظن ها و گمان ها وگاهي اغراض هاست وبعد از ظهور اسلام سيمي پر شکوهش نظر جهانيان را معطوف مي سازد و در گستره وسيع حکومت اسلامي به « قبۀ الاسلام » مشهور مي شود . سپس در شاهراه ابريشم ، شرق را با غرب پيوند مي دهد ورونق اقتصادش به بنيان بازارها و کاروانسراهيي مي انجامد که عظيم ترين مکان مسقف پهنه گيتي مي گردد واز ين رو ـ رشک انگيز ـ داري شکوه مندترين ابنيه اعصار و مترقي ترين دانشگاه آنزمان ها ـ ربع رشيدي ـ مي شود .بنياد شهر تبريز و وجه تسميه نامش افسانه ي را مي ماند ، گاهي بوي اغراض مي دهد وبرخي موارد نيز از ظن ها وگمان ها نشأت مي گيرد .زنده يادعبدالعلي کارنگ درآثارباستاني آذربيجان (آثاروابنيه تاريخي شهرستان تبريز ) در باب وجه تسميه تبريز مي نويسد: کلمه تبريز را جغرافي نويسان عرب چون سمعاني و ياقوت حموي به« کسر تاء » وجغرافي نويسان يراني و ترک چون حمد الله مستوفي و کاتب چلبي به « فتح تاء » و مورخان رومي و ارمني و روسي چون فاوست ، آسوليک ، وارطان و خانيکف به « فتح تاء » قلب « باء »به « واو» يعني به صورت « تورز Tavrez » و« تورژ Tavdrz » ، «تورشavres T» دَورژDavrez » ذکر کرده اند.درباره بنا و وجه تسميه شهر تبريز حمدالله مستوفي و ياقوت حموي مي نويسند: بني تبريز از زيبده زن هارون الرشيد است. وي به بيماري تب نوبه مبتلا بوده ، روزي چند در آن حوالي اقامت کرده ، در اثر هوي لطيف و دل انگيز آنجا بيماري زيبده زايل شده، فرموده شهري در آن محل بنا کنند و نام آن را« تب ريز » بگذراند. اوليا چلبي کلمه « تبريزرا به معني ستمه دوکوچو » ( ريزنده تف و تاب ) و اين نام را با آتشفشاني ديرين کوه سهند مربوط دانسته است. زنده ياد کارنگ در ادامه مي افزايد: مورخان ارمني هم اسم تبريز را « تورژ يا دورژ » محرّف عبارت « دَ ، ي ، ورژ » و به معني انتقال گاه دانسته و نوشته اند: باني تبريز خسرو ارشاکي ( 233 – 217 م ) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به ياد گرفتن انتقام « ارتبانوس » يا « اردوان » آخرين پادشاه پارتي ارز اردشير بابکان بنياد نهاده و نام آن را ( Da – I – vrez ) گذاشته است. مؤلف آثار باستاني آذربايجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده مي نويسد: قديمي ترين ذکر نام تبريز را در کتيبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهيم يافت، شرقشناس شهير فقيد ولاديمير مينورسکي مي نويسد: « سارگن دوم در سال 714 قبل از ميلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفري به شمال غربي ايران کرد. از ناحيه سليمانيه کنوني ( واقع در کردستان عراق ) داخل کردستان مکري شد. از پارسوا Parsua ( پسوه کنوني ) و ساحل جنوبي درياچه اروميه گذشت. از سوي شرقي درياچه به راه خود ادامه داد و پس از پشت سر گذاشتن « اوشکايا » ( اسکوي کنوني ) قلعه « تارومي » يا « تاروني » و « ترماکيس » را گشود . بعيد نيست يکي از اين دو کلمه نام قديمي تبريز کنوني باشد. چنانچه در ابتدا اشاره شد پيشينه تبريز همواره در هاله ي از ابهام مستور بوده است و بنياد و وجه تسميه نامش گاهي افسانه ي، گاهي مغرضانه و گاهي نشأت گرفته از ظن ها وگمان ها مي گردد. اين که تبريز قبل از اسلام مکاني آباد و يا غير آباد بوده است هوز سند محکمه پسندي در ميان نيست حتي در اوايل ظهور اسلام نيز در حمله اعراب به آذربايجان نامي از تبريز ديده نمي شود.تنها اشاره دقيق و مستند مربوط به زمان سلسله رواديان است که در زمان خلافت متوکل عباسي، رواد ازدي از اهالي يمن در آذربايجان به حکمراني پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبريز رو به آبادي نهاد و دور شهر را بارو کشيدند. از آن زمان به بعد تبريز با سپري ساختن وقايع تلخ و شيرين آوازه ي جهاني يافت. اوصافي که در طول تاريخ از تبريز شده است به اجمال چنين است: در قرن چهارم هجري ياقوت حموي تبريز را مشهورترين شهر آذربايجان مي خواند. ابوحوقل در 367 و ابن مسکويه در 421 و ناصر خسرو در 438 تبريز را بزرگترين و آبادترين شهر آذربايجان مي خوانند. در سال 618 لشکر مغول به پشت دروازه هي تبريز مي رسند، اما تدابير شايان تقدير بزرگان شهر تبريز را از حمله مغولان مصون نگه مي دارد و مردم تبريز با بذل مال شهر را از کشتار و ويراني رها مي سازند. البته اين اتفاق سه بار تکرار مي شود و در هر سه بار مردم متمول تبريز همان تدبير را به کار مي بندند تا اين که در سال 638هجري قمري مغول ها به سراسر آذربايجان مسلط مي شوند و تبريز را پايتخت خود قرار مي دهند که در زمان غازان خان تبريز شکوه ويژه ي مي يابد. شنب غازان با ابهت تاريخي اش چشم ها را خيره مي سازد. خواجه رشيد الدين فضل الله وزير انديشمند ايلخانيان ربع رشيدي را بنياد مي نهد که در زمان خود عظيم ترين مرکز علمي – فرهنگي به شمار مي رود و از آن همه مجد و عظمت اينک ويرانه هايي از برج هي ربع رشيدي در ميان محله ي باقي مانده است. اين شهر در طول تاريخ دوره هي طلايي متعددي را سپري ساخته است. دوران پايتختي ، دوران وليعهد نشيني ، دوران شکوفايي تجاري، اقتصادي، هنري و .... زماني مکتب تبريز در عرصه هنر تحول شگرفي را موجب مي گردد که امروزه آثار کم نظير آن دوره زينت بخش موزه هي جهان است. مردان و زنان نامداري از اين شهر برخاسته اند، کعبه ملي روم، ميعادگاه عرفا، شعرا انديشمندان و بزرگان بوده است. به همين خاطر تبريز يگانه شهري است که صاحب مقبره الشعر است. مقبره ي که خاقاني ها، همام ها، قطران ها و ..... سرانجام واپسين مقتدر آسمان شعر و ادب شهريار شيرين سخن در آن مکان مقدس آرميده است. اگر چه از بلايي زميني و آسماني در امان نمانده است، زلزله ها، سيل ها ، بيماري هي واگير ، جنگ ها و .. تبريز را آشفته ، اما باز اين شهر هميشه سرفراز به قول آقي يحيي ذکاء ، هر بار از زير ويرانه ها و خاکسترهي شهر پيشين همچون سمندري، زنده تر و سرفرازانه تر قد برافراشته ، زندگي از سر گرفته و هيچگاه زبون پيشامدها و بازي هي روزگار نگرديده است. مير علي تبريزي واصع خط نستعليق، پير سيد احمد تبريزي استاد کمال الدين بهزاد و .... از جمله هنرمنداني بودند که تحولي در عرصه دنيي هنر آن روزگاد پديد آوردند. در زمان صفويه اين اقتدار هنري در تبريز به اوج خود رسيد اما جنگ صفويان با دولت عثماني آنچه را که يافته شده بود پنبه ساخت و از تبريز و از آن هم مجد و عظمتش جز کشتزارهايي سوخته و کوشک هايي ويران چيزي بر جي نماند و پايتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و انديشمند بود به اصفهان کوچيد و بناهي عظيم اصفهان که امروز مايه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبريز و هنرمندان اين خطه بنياد شد و پادشاهان صفوي که پادشاهاني فرهنگ دوست و هنر پرور بودند اصفهان را نگين ايران ساختند و همي سعادت از فراز آذربايجان بويژه ، تبريز پر کشيد و بر سر اصفهان سايه افکند. تبريز گذشته از آنچه ذکرش رفت، در امور بنيادي نيز همواره پيشگام بوده است و شاهد اين مدعا قيام ها وتحول هي فرهنگي ، هنري و صنعتي است که شاهد آن بوده ايم و هستيم. نقش بنيادي تبريز در نهضت تنباکو به استناد مدارک وجود حقانيت مبداء نهضت تنباکو از تبريز را به اثبات مي رساند که در پي آن ميرزي شيرازي فتوي معروف خود را صادر مي کند وشرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقي صمد سرداري نيا تحت عنوان « تبريز در نهضت تنباکو» به انجام رسيده است. قيام عظيم مشروطيت و نقش تبريز در اعطي مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهني است که حکايتگر دليري مردان پولادين اراده ي چون زنده يادان ستارخان سردار ملي، باقرخان سالار ملي ثقة الاسلام،شيخ محمدخياباني، علي مسيو، حسين خان باغبان و ... است. بعد از قيام مشروطه و وقايع مختلف، تبريز پس از سپري ساختن سال هي بحراني 20 الي 25 سال 1332 در نهضت ملي ساختن نفت يکي از ارکان حرکت هي آن زمان در سراسر کشور به شمار مي رفت و گواه اين ادعا، صفحه هي حاکي شور و حال انقلابي مطبوعات تبريز در آن سال هاست و ملاقات هي شادروان سيد اسماعيل پيمان با آيت ا... کاشاني و دکتر مصدق مي باشد.در نهضت خرداد سال 1342 نيز بازاريان با بستند بازار و خطبي تبريز با ايراد سخنراني هي مهم و پخش شب نامه ها و حرکت هي اصيل انقلابي دين خود را ادا کردند و سرانجام در 29 بهمن سال 56 با حرکتي توفنده بنياد شاهنشاهي 2500 ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدري غير منتظره و خارق العاده بود که رژيم شاهي را دچار سردرگمي ساخت و ساواک با تمامي ادعاهي پرطمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست. آنچه رفت مختصري بود از تبريز و وقايع تاريخي فرهنگي آن. اينک به شرح مختصر يکايک موارد شايان توجه اکتفا مي شود. با اين اميد که اين سطور در شناساندن سيمي تبريز بري هر صاحب اشتياقي سودمند واقع شود.توسعه شهر تبريز از طريق ايجاد بازارچه هايي در امتداد دروازه هي هشت گانه قديمي صورت گرفته است. با پوشش فواصل بازارچه ها توسط واحدهي مسکوني، سيمي شهر فعلي در قرن گذشته شکل گرفته است و اکنون نيز اين سيما را مي توان در محلات قديمي شهر کاملاً مشاهده نمود هر چند خيابان کشي هي جديد آن بافت قديمي و سنتي را از بين برده با ين همه در بين کوچه پس کوچه هي قديمي شهر و بر خيابان هي قديمي مي توان به وضوح معماري قديمي شهر را که از آنها آثاري هر چند غير معمور بر جا مانده است مشاهده نمود . ين قسمت از شهر از شمال به محله دوده چي ( خيابان شمس تبريزي )، از جنوب به محله ليلاوا و چرنداب ، از شرق به خيابان ثقۀالاسلام و خاقاني و از غرب به راسته کوچه و شريعتي محدود مي گردد . در درون ين هسته مرکزي بازار تبريز قرار گرفته است که با وسعتي معادل يک کيلومتر مربع از تيمچه ها و سراها و دالان ها و مساجد و حمام ها و حجرات تشکيل يافته است . ين بازار بعد از مشروطيت و مخصوصاَ بعد از سال هي 1300 شمسي در اثر عدم توجه رو به خرابي گذارده است . هجوم معماري جديد و استفاده از مصالح جديد به جي مصالح سنتي قديم، ين بازار را مورد تهديد جدي قرار داده است . رکورد اقتصادي منطقه بعد از سال هي 1320 که مسيل سياسي وقت موجد آن بوده است و فرار سرميه هي بومي ، در انهدام بازار تبريز نقش مهمي داشته است به طوري که در دهه هي 30 و 40 بي توجهي به اوج خود رسيده و بيشتر انهدام بازار و بافت سنتي آن در ين سال ها صورت گرفته است . با تمام ين ها اگر يک جهانگرد اروپيي بخواهد به شرق مسافرت نميد از اروپا تا تهران بازار سر پوشيده ي به بزرگي و عظمت بازار تبريز مشاهده نخواهد نمود.از جهانگردان بنامي که بازار را در اعصار و قرون مختلف ديده و توصيف نموده اند مي توان مقدسي در قرن چهارم ، ياقوت حموي قرن هفتم ، مارکوپولو قرن هفتم ، ابن بطوطه قرن هشتم ، حمدالله مستوفي قرن هشتم را نام برد که هر به فراخور حال از بازار و وفور کالا و ين که درآمد بيشتر مردم از طريق داد و ستد به دست مي يد سخن رانده اند ولي مفصل ترين آنها را شاردن داشته است . او بازار را داري 15000 باب مغازه و تبريز را داري بزرگترين بازار آسيا به حساب مي آورد .بازار تبريز يکي از شاهکارهي جالب معماري يراني است . طاق ها و گنبدها مقرنس بي نظير يا کم نظيري دارد .بزرگترين گنبد بازار ، گنبد تيمچه امير است . مهم ترين تيمچه هي فعلي بازار تبريز عبارتند از : تيمچه امير ، تيمچه مظفريه ، تيمچه شيخ کاظم ، تيمچه گرجيلر ، تيمچه حاج صفر علي ، تيمچه ميرزا شفيع ، تيمچه حاج رحيم ، تيمچه حاج مير ابوالحسن.باني تيمچه اميرميرزامحمد خان امير نظام زنگنه است که در 1260 ه.ق درگذشته است .معمار معروف آن صمد معمار بوده است که داستان زندگي او در بين معمرين تبريز زبانزد است . وي در اواخر عمر با فقر روزگار گذرانيده و با فقر زندگي را بدرود گفته است . يکي از زيباترين قسمت هي بازار تبريز تيمچه مظفريه است . ساختمان ين بنا در سال 1305 ه. ق پيان پذيرفته است و نامگذاري آن به سبب حضور مظفرالدين ميرزا و افتتاح آن به دست وي بوده است . باني آن حاج شيخ معروف ( جعفر قزويني ) بوده است که در عين حال باني تيمچه ها و دالان حاج شيخ نيز مي باشد. معروف ترين راسته هي بازار تبريز در حال حاضر عبارتند از : بازار امير ، بازار کفاشان ، بازار حرمخانه ، راسته بازار ، يمن دوز بازار ، بازار حلاجان، قيزبستي بازار(قيز بسط بازار)،بازار سراجان ، راسته کهنه ، بازار کلاهدوزان ، دلاله زن بازار، بازار صادقيه ، بازار مسگران ، بازار حاج محمد حسبن ، بازار مشير ، بازار صفي ، بازار مير ابوالحسن ، رنگلي بازار ، بازارچه دوده چي ( شتربان ) ، بازارچه خيابان و ...مجموعه بازار قديمي تبريز به سبب ويژگي هي معماري آن و ضرورت حفظ و نگهداري از آن در سال 1354 تحت شماره 1097 در فهرست آثار ملي کشور ثبت شده و ينک مطابق قانون تحت حفاظت سازمان ميراث فرهنگي قرار دارد و هرگونه تعميرات و مرمت با اطلاع و مجوز آن سازمان صورت مي گيرد . سازمان ميراث فرهنگي کشور همه ساله از محل بودجه عمومي دولت و کمک هي مالي کسبه مبالغ قابل توجهي در مرمت و احياء ين مجموعه زيبي قديمي هزينه مي نميد 1- مدرسه اکبريه : ين مدرسه عمارت دو طبقه مفصلي داشت که در سال 1266 ه. ق در ضلع غربي و شمالي صحن بقعه صاحب الامر از طرف ميرزاعلي اکبرخان مترجم و دبير کنسولگري روسي بنيان نهاده شد. 2- مدرسه جعفريه : جعفريه مدرسه کوچکي است که در بازار مسجد جامع ـ جنب مدرسه طالبيه متصل به ديوار شرقي مسجد اسماعيل خاله اوغلي واقع شده است . راه آن از دالان طالبيه ، بين حوضخانه و مسجد نامبرده تعبيه گرديده است.3- مدرسه حاج صفر علي : ين مدرسه تقريباَ روبروي سري بزرگ شاهزاده واقع شده است.باني آن تاجرنيکوکاري بوده به نام صفرعلي که درروزگار نيب السلطنه مي زيسته است.4- مدرسه خواجه علي اصغر : ين مدرسه در کوچه حرم خانه پشت عمارت عالي قاپو يا کاخ استانداري کنوني واقع شده است . باني ين مدرسه و مسجد حاج علي اصغر معروف به خواجه مازندراني بود که ظاهراَ در روزگار فتحعلي شاه مي زيسته است .5- مدرسه صادقيه : ين مدرسه در انتهي شمالي راسته کهنه به بازار صادقيه معروف است قرار گرفته ، مدرسه ي است داري حجرات مستعد جهت طلاب علوم ديني و يک مسجد با طاق هي آجري ضربي و ستون هي سنگي و مسجدي به صورت تالاري درازا در جانب شرقي مسجد بزرگ ، جهت زنان نمازگزار ، باني ين مدرسه و مسجد ميرزا صادق نامي از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سليمان صفوي سمت استيفا داشت . ين مدرسه و مسجد نيز داري موقوفات زيادي مي باشد . نادر ميرزا در تاريخ و جغرافيي دارالسلطنه تبريز ص 116مي نويسد : ين مدرسه را حمامي بر نيکو بود که اکنون ويرانه است .6- مدرسه طالبيه : ين مدرسه در بازار مسجد جامع تبريز واقع شده است . مدخل آن دالاني است که سطحش قريب به يک متر و نيم از کف بازار پيين تر است . سابقاَ ين دالان سرپوشيده و مسقف بود. عمارت شمالي در نيمه دوم قرن يازدهم هجري از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحق تبريزي ساخته شده و طبق وقف نامه ي که به مهر و امضي چهارده تن از علما رسيده در تاريخ 1087 ه . ق پس از پيان يافتن عمارت طالبيه ، در آمد مستغلاتي به هزينه اداري و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص يافته است .7- مدرسه ظهيريه : ين مدرسه يکي از بناهي ميرزا محمد ابراهيم ظهيرالدين وزير آذربيجان است که در سال 1089 ه . ق در زمان سلطنت شاه سليمان صفوي در کنار ظهيريه يا قزللو مسجد ساخته شده است . 8- مدرسه کاظميه : کاظميه نام مدرسه و مسجدي است که در محله چنار انتهي بازار مسجد جامع واقع شده است . باني آن سليمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و ين بنا را به نام سيد کاظم رشتي شاگرد معروف شيخ احساني ساخته و ثواب آن را به روان سيد رشتي هديه نموده و توليت آن را به نلا علي مرندي واگذار کرده است و بني مدرسه و مسجد کاظميه در سال 1271 ه . ق پيان پذيرفته و بر اثر بي سرپرستي مسجد متروک گرديده و همچنين حوادث طبيعي از قبيل باد و باران و زلزله و غيره کم کم عمارت کاظميه را به ويراني کشانده است به طوري که اکنون جز ويرانه ي حسابي از آن مدرسه و مسجد باعظمت يکصدوبيست سال پيش چيزي بر جي نيست . 9- مدرسه نصريه : ين مدرسه يکي از تنوعات عمارت نصيريه بود که به نام وصيت ابوالنصر حسن فرمانروي آق قويونلو پس از در گذشت وي ساخته شده است . ين مدرسه مانند سير قسمت هي عمارت نصريه در نتيجه زلزله و حوادث مختلف ويران شد ودر زمان نيب السلطنه عباس ميرزا، مرحوم حاج ميرزا مهدي قاضي از در آمد موقوفات عمارت نصريه در محل آن، مدرسه جديدي ساخت که اکنون به حسن پادشاه معروف است.
تبریز شهر اولین هاتبریز به معنی تب پنهان کن است. احتمالا این تسمیه پنهان کننده تف و گرما و جنبشهای آتشفاشانی کوه سهند میباشد.تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی با مساحتی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۱٬۸۶۰٬۰۰۰ (براورد سال ۲۰۰۶) است. تبریز از دیرباز تأثیر زیادی در زمینههای مختلف از جمله سیاسی و اقتصادی داشتهاست. تبریز اولین پایتخت ایران در زمان صفویان و شهر ولیعهدنشین دودمان قاجار بود.با کشفیات اخیر در محوطه مسجد کبود قدمت تبریز تا ۵۰۰ ۶سال برآورد میشود. در سده چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان میخواند.در سدههای پنجم تا سوم پیش از میلاد تبریز یکی از شهرهای پر جمعیت آن دوران بشمار میرفتهاست. شهر دارای دروازههای متعددی بوده و بیش از ۴۰۰ کاروانسرای در آن جای داشتهاست. به لحاظ استقرار آن در منطقه جغرافیایی خاص شهر پی در پی دستخوش حوادث طبیعی مانند زلزله گشتهاست و همچنین به عنوان بزرگترین شهر نزدیک به ارمنستان و روم شرقی آن زمان همیشه مورد تاخت و تاز دشمنان شمالی و شمال شرقی قرار گرفتهاست. بدین علت با وجود قدمت کهن آن اکثر آثار تاریخی آن از بین رفتهاست. تبریز یکی از بااهمییت ترین مراکز بازرگانی آن دوران بوده و بهعنوان پل ارتباطی بین شرق و غرب اهمییت فراوانی داشتهاست. مردمان آن از دیرباز به کار بازرگانی اشتغال داشتند و این فرهنگ تا کنون نگهداری شدهاست.ابن حوقل در۳۶۷ و ابن مسکویه در ۴۲۱ و ناصر خسرو در ۴۳۸ تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر نیمه غربی ایران میخوانند.در سال ۶۱۸ لشکر مغول به پشت دروازههای تبریز میرسند، اما تدبیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه میدارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها میسازند. این اتفاق سه بار تکرار میشود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان روش را به کار میبندند تا این که در سال ۶۳۸ هجری قمری مغولها به سراسر آذربایجان چیره میشوند.برخی از ایلخانیان مغول تبریز را پایتخت خود قرار میدهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژهای مییابد. یکی از اثرهای معماری این دوره، شنب غازان خان تبریز با ابهت تاریخی اش چشمها را خیره میسازد، خواجه رشیدالدین فضلالله وزیر ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد مینهد که در زمان خود عظیمترین مرکز علمی و فرهنگی به شمار میرود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانههای از برجهای ربع رشیدی در میان محلهای باقی ماندهاست.تبریز اولین پایتخت ایران جدید در دوره صفویه شد .نزدیکی تبریز به مرز ایران و عثمانی موجب شد که این شهر در برابر تهدیدات عثمانی آسیب پذیر شود به طوریکه جندین بار به تصرف عثمانیان درآمد تا اینکه شاه طهماسب صفوی تصمیم به انتقال پایتخت به قزوین گرفت. تبریز در دوره قاجار لقب تاریخی دارالسلطنه را گرفت و تمام ولیعهدهای سلسله قاجار در این شهر اقامت میگزیدند.در رویداد نهضت تنباکو شهر تبریز چون بسیاری دیگر از شهرهای ایران نقش ارزندهای را ایفا کرد. تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهم داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی، ثقهالاسلام، شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسینخان باغبان به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد.پس از سرکوب مشروطه توسط محمد علی شاه قاجار تمام حرکتهای مشروطه خواهانه در کشور خاموش شدند اما در تبریز و تنها در چند محله آن هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست آورد پاسداری کنند . ستارخان و پیروانش در محله امیر خیز شروع به مقاومت کردند و به تدریج چند محله دیگر نیز به آنها ملحق شدند.مقاومت آنها در مقابل نیروهای محمد علی شاه ، قزاقان و دیگر مدافعان استبداد ماهها ادامه داشت تا اینکه مجددا از گوشه و کنار کشور مردم به پا خواستند و مشروطه خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند.در واقع باید گفت پیروزی مجدد مشروطه خواهان بر استبداد محمد علی شاهی در واقع ناشی از مقاومت تبریز بود .در ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپائی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت این گروه بود.ولی با بیرون رفتن نیروهای شوروی فرقه نیز با شکست سختی روبرو شد.تبریز در نهضت ملی نفت نیز یکی از ارکان حرکتهای آن زمان در سراسر کشور به شمار میرفت.در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطیبان تبریز باایراد سخنرانیهای مهم و پخش شب نامهها شرکت داشتند.در ۲۹ بهمن سال ۵۶ مردم تبریز بر رژیم شاهنشاهی شوریدند.زبانزبان مردم تبریز همانند بیشتر شهرهای نواحی آذربایجان، ترکی آذربایجانی است.مکانهای تاریخیمقبره الشعرای تبریزارگ تبریز ربع رشیدی برج آتشنشانی بازار تبریز بنای شهرداری تبریز بنای ائلگلی (شاهگلی) موزه مشروطیت موزه آذربایجان دبیرستانهای تبریز مساجد تبریز مقبرةالشعرا مقبره عون بن علی اولینها در تاریخ ایرانتبریز به شهر اولینها معروف است. اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست و ...چاپ و چاپخانهیحیی آرین پور در اثر خود «از صبا نا نیما» جلد اول مینویسد: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال ۱۳۳۲ هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح شیرازی به تبریز به کار افتاده بود.بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستانهای ایران نیز در تبریز منتشر میشود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوان "جراید شهرستانهاً مینویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمیترین روزنامهای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستانها دایر شد روزنامهای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شمارههای سال ۱۲۷۵ هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده میشود.مدرسهنخستین مدرسه نوین ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول «تاریخ مشروطه» مینویسد: حاجی میرزا حسن رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستانها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال۱۲۶۷ بود که به این کار پرداخت... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوهای که امروز هست) آموخت و از کتابهای آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد.مدرسه مموریال از مدارس قدیم شهر تبریز که توسط آمریکاییها اداره میشد.کودکستان و مدرسه کر و لالهامقاله اصلی : جبار باغچهبان نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لالهای ایران نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچهبان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان «باغچه اطفال» دایر کرد و به همان خاطر خود را باغچهبان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» در شرح زندگانی جبار باغچهبان مینویسد:مدرسه کر و لالها را جبار باغچهبان در سال ۱۳۰۳خ با وجود مخالفتهای زیاد از جمله رییس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچهبان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.آقای سرداری نیا در ادامه میافزاید: جبار باغچهبان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواریهای وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتابهای ویژه کودکان را با نقاشیهایی که خود میکشید آغاز کرد. یکی از کتابهای وی با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.ادبیات نوینتبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بودهاست. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زینالعابدین مراغهای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنهای در شعر نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند.سکه ماشینیاز سال 1298 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانههای شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سالها قبل از این تاریخ، یعنی به سال ۱۲۲۲ هجری قمری در زمان ولیعهدی عباسمیرزا نایبالسلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود ۲۰۰ قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. «اقتباس از کتاب سکههای ماشینی»اتاق تجارتنخستین اتاق بازرگانی ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شدهاست. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال ۱۲۸۵ هجری خورشیدی بر میگردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بودهاست. اتاق تجارت تهران بعد از اتاق تجارت تبریز بنیاد یافتهاست.شهربانیاولین نظمیه یا شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ هجری قمری در تبریز به وجود آمد. اجلالالملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رییس شهربانی انتخاب شد. از جمله کارهای این سازمان انتشار نشریهای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر شد.شهرداریشهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، بود که در ایران بنیاد یافت. پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست...دانشگاههای تبریزنخستین دانشگاه در تبریز در خرداد ماه ۱۳۲۵ در زمان حکومت دموکراتیک آذربایجان بنام «آذربایجان اونیورسیتهسی» تأسیس شد اما پس از سقوط آن حکومت و تحولات بعدی فعالیت آن عملا متوقف شد. مدتی بعد دانشگاه تبریز فعالیت را از سر گرفت. این دانشگاه در آغاز با دو دانشکده ادبیات و پزشکی شروع به کار نمود و با گذشت زمان دانشکدهها، آزمایشگاهها، کارگاهها، آموزشکدههای آن یکی پس از دیگری تأسیس شدند.دانشگاه تبریز بعدها به دو دانشگاه یعنی تبریز و علوم پزشکی تبریز تقسیم شد. این دانشگاه در حال حاضر با بیش از ۱۱ هزار نفر دانشجو و حدود ۵۰۰ نفر هیأت علمی، ۲۰۰ آزمایشگاه تخصصی و عمومی که برخی در دنیا و برخی خاورمیانه منحصر به فرد هستند، موزه تاریخ و فرهنگ، حوزه جانورشناسی، حوزه زمینشناسی، مرکز پردازش تصاویر ماهوارهای و مراکز و موسسات تحقیقاتی و پژوهشی، محیط آموزشی و دانشگاهی بزرگی را در کشور فراهم نمودهاست. دانشگاه تبریز دومین دانشگاه ایران مشهور است. قطب های علمی شش رشته مانند شیمی، مکاترونیک و ... در آن جای گرفته است.دانشگاه هنر اسلامی تبریز، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز ، دانشگاه دانشوران آریای تبریز , دانشگاه سراج تبریز , دانشگاه نبی اکرم (ص)تبریز ، آموزشكده فنی تبریز و سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی نیز در تبریز فعالیت دارند.روزنامههای تبریزروزنامه مهد آزادی روزنامه فجر آذربایجان روزنامه صاحب روزنامه امین روزنامه عصر آزادیهفتهنامههاهفتهنامه شمس تبریزی هفتهنامه ارک هفتهنامه پیام نور هفتهنامه کار و نیرو هفتهنامه احرار هفتهنامه آذر پیام هفتهنامه ندای آذربایجان هفتهنامه ارمغان سلامت هفتهنامه آذربایجان هفتهنامه میثاق هفتهنامه صحیفه هفتهنامه علم روز هفته نامه حیدرباباسالنهای نمایش تبریزاولین سالن تئاتر ایران در تبریز ساخته شدهاست. در حال حاضر تبریز دارای ۶ سالن تئاتر و ۷ سالن سینما و سالنهای سخنرانی متعدد است که مربوط به تشکیلاتهای مختلف از قبیل دانشگاهها ، برق منطقهای، آموزش و پرورش، پتروشیمی و ... میباشد.بهترین و بزرگترین سالن تئاتر ایران مربوط به تبریز و تالار شیر خورشید می شود.این تالار بزرگ و افتخار این سرزمین در سالهای پس از انقلاب جهت ساخت مصلی امام تخریب و آثاری از آن به جا نمانده است و پس از آن تئاتر در تبریز رکود چشم گیری داشته است که هم اکنون سه تئاتر در این شهر وجود دارد که برای شهر اولین ها یک هیچ به نظر می رسد. تبریز شهری است که بعد از تهران بیشترین نمایشگاهها در آن برگزار میشود و به شهر نمایشگاهی ملقب شدهاست.کتابخانههای تبریزکتابخانه مرکزی تبریزعلاوه بر کتابخانههای معتبر دانشگاهها، دانشکدهها و مراکز علمی پژوهشی و تشکیلات عدیده در تبریز کتابخانه عمومی در ساعات معین آماده ارائه خدمات به اهل ذوق و فرهنگ و اندیشه میباشد. شایان ذکر است استان آذربایجان شرقی دارای ۶۲ کتابخانهاست که کتابخانههای بعضی از شهرها از جمله ممقان از لحاظ بنا و خزانه قابل تأمل و تقدیر است. بزرگترین کتابخانه عمومی ایران بعد از کتابخانه مجلس در این شهر قرار دارد.فرودگاه بین المللی تبریزوجود فرودگاه بین المللی تبریز باعث گردیده که از شهر تبریز بتوان به کشورهای دیگر مسافرت کرد. پروازهای تبریز-استانبول ، تبریز-دبی ، تبریز-دمشق ، تبریز-اسپارتا ، تبریز-مدینه و تبریز- جده و پروازهای داخلی به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه به شهرهای تهران ، مشهد ، ماهشهر ، جزیره کیش ، عسلویه ، شیراز و بندرعباس انجام میگیرد. شرکتهای هواپیمایی ایران ایر و ایران ایرتور و ترکیش ایرلاین و سعودی ایرلاین و کاسپین ایرلاین و کیش ایر و ارم ایر و آسمان و ساها به این فرودگاه پرواز دارند. این فرودگاه دارای ترمینال پروازهای داخلی ، بین المللی و حج و تسهیلات گمرک، قرنطینه، رستوران و سالن غذاخوری وسالن cip برای مهمانان مخصوص می باشد به علاوه یک ساختمان مخصوص سرویس پذیرایی هواپیمایی ملی و ساختمان هواشناسی و موتورخانه نیز در آن بنا شدهاست.راه آهن تبریزاز خطوط بین المللی قطار راه آهن تبریز می توان به خط تبریز-نخجوان ، تبریز-وان ، تبریز-استانبول و تبریز-دمشق نیز اشاره کرد که مسافرین را از تبریز به این شهرها جابجا می کند و از خطوط داخلی قطار تبریز میتوان به تبریز-تهران ، تبریز- مشهد ، تبریز-مراغه ، تبریز-سلماس ، تبریز-جلفا و تبریز-شرفخانه اشاره کرد.هتلهای تبریزامروزه تبریز دارای ۱۴ هتل مجلل و مهمانسراهای متعدد است.هتل پارس شاهگلی ۵ ستاره (واقع در پارک شاه گلی) هتل تبریز ۴ ستاره (خیابان امام نرسیده به میدان دانشگاه) هتل دریا (خیابان راهآهن روبروی بیمارستان بابک) هتل آذربایجان (خیابان شریعتی شمالی) هتل سینا (میدان باغ گلستان) هتل قدس (درب گجیل) هتل مرمر (دروازه تهران) هتل ایران (خیابان راهآهن، جنب هتل دریا) هتل ارک (چهارراه شریعتی کوچه ارک) هتل مروارید (میدان گلستان) هتل پارک (خیابان امام) هتل نگین (ترمینال) هتل گسترش ۵ ستاره(چهارراه آبرسان)هتل شهریار ۵ ستاره (جاده شاه گلی)
اطلاعات جاهای دیدنی تبریز بزرگبقعه سید حمزهدر محله سرخاب در ثقه الاسلام قرار دارد . از این بنا باقی مانده است صحن نسبتاَ وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه ای استتعمیرات اساسی در 1279 ه.ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده آن طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال 714 ه.ق می رسد . سید حمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسددر زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در 1045 قمری سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله 1193 دوباره ویران شد و در 1208 تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه در طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برجاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین یک مسجد حساب می شود نه یک بقعه.این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته.در زلزله های 1134 و 1193 دوباره ویران شده آخرین بار در 1342 قمری تعمیر شده است. اخیراً نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عون علی و زین علی در آنجاست.در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است. جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیداست. ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است. تاریخ درگذشت وی معلوم نیست ولی احتمالاً در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است.در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است.در محله دوه چی ( خیابان شمس تبریزی ) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد. دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در 870 وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم.مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است. به ابعاد 25/1× 70/3 تاریخ حجازی 1270 قمری است . در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد.خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای زنده نگهداری خاطرات نهفته در آن « خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال 1247 شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی ( ابوالمله ) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است.غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال 1354 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این خانه در محله قدیمی راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینک به عنوان مرکز اداری میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد.از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد. این موزه در مساحتی قریب به 3000 متر مربع در سال 1341 مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر3 سالن نمایش 2300 قطعه شیء ثبت شده می باشد. آثار به نمایش گذاشته شده شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی ، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد. این موزه در جنب مسجد کبود واقع شده استربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است.حدود200 قاری قران از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و 400 فقیه و 100 فقیه و 1000 طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند .تعداد 50 پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال 718 هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال 1020 هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده انداز واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند، ثقة الاسلام شهید شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سید محمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد.معروف ترین آرمیدگان مقبرة الشعرا به شرح زیر می باشند:اسدی طوسی ، قطران تبریزی ، مجیر الدین بیلقانی ، خاقانی شیروانی، ظهیر الدین فارابی ، شاهپور نیشابوری ، شمس الدین سجاسی ، ذوالفقار شروانی ، همام تبریزی ، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سید محمد حسین شهریارفرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری ( شهریور ماه 1286 هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شورع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در محله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیردغم غریبی و غربت چو بر نمی تابمروم به شهر خود و شهریار خود باشمشهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد.درسال 1303 وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل با شکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وداع و در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد.عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد.این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است.شاه گلی ( استخر شاه ) سابق و ایل گلی ( استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است.ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد محلات قدیم تبریز عبارتند از:خیابان مارالان ، باغمیشه ، پل سنگی ، ششگلان ، سرخاب ، سید حمزه، شتربان، نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیر خیز، ویجویه، چهارمنار، سنجران ، گجیل، قره اغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و.... امروز، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم با کوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هر روز به وسعت آن افزوده می گردد.بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 درهم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجود کبود، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند. این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی. در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجر کاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجر کاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیزمی توان جستجو می کرد.خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های با ارزشی را در اختیار می گذارد. براساس مصوبه 28/9/69 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویژه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است. خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است.معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملاً تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی از سر در آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگرچه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد. دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سر در نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینک از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها: خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محله« سرخاب قاپوسی» خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی. خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری. خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر، خانه دکتر گنجه زاده، در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشارالدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیر نظام گروسی در ششگلان، خانه تاجر باشی در کوچه صدر، خانه سلطان القرانی در شتربان و ... دیگر خانه های قدیمی تبریز.پل آجی چای، تنها گذرگاه قدیمی ایران و بخشی از دنیای مشرق زمین به دنیای غرب، در شمال غرب تبریز بر روی تلخه رود واقع شده است. این پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر هموار بر اثر طغیان های تلخه رود و عوامل انسانی تخریب و بازسازی شده است. نام این پل را اولین بار در متون صفویه زمان شاه اسماعیل اول در سفرنامه و نیزیان می بینیم. اینک در پشت این پل سرریزی احداث شده است که منظره دل انگیزی به وجود آورده است. با عبور از کنار این پل قدیمی پایگاه دوم شکاری تبریز را در پیش رو داریم و در جنب آن فرودگاه تبریز قرار گرفته است.از دیگر پل های کهن وسط شهر که برروی مهر آنرود برپا شده اند. پل سنگی، پل قاری، پل صاحب الامر، پل منجم و ... را می توان نام برد که بین این پل قاری که به پاچراغ نیز مشهور است با سر ستون های کله قوچی خود و چراغ های قدیمی اش زیبایی خاطره انگیزی به همراه دارد. از لحاظ بنا نیز پل های یاد شده با سه یا چهار دهنده طاقی و شیوه کهنی را دارند.اگه از سمت اتوبان زنجان برید بین راه کوه هایی فوق العاده بانمک و فانتزی رو میبینید که ادم رو یاد کارتون ها می اندازه(پس حتما این مسیر رو در روز برید) ۲-وارد شهر که می شوید اگر اصلا ترکی بلد نباشید حس میکنید نه داخل یه شهر غریبه بلکه به یه کشور دیگه رفتید چون با زبان فارسی میونه خوبی ندارن۳-تبریز شهر زیرگذر ها و رو گذر هاست. البته در مقایسه با تهران هم تعدادشون خیلی کمتره هم اندازشون اما چیزی که جلب توجه میکنه تعداد زیاد اون ها نسبت به تعداد خیابون های شهر است که نبودن تابلو های راهنمای شهری باعث میشه واسه پیدا کردن مسیر هم گیج بشید هم گم ۴-اکثر جاهای تاریخی شهر نزدیک به هم و نزدیک به عمارت شهرداری(که کاملا طرحی اروپایی و ساعتی زیبا داره) تبریز است که این نزدیکی برای مسافرا خیلی خوبه5-شاه گلی(ایل گلی) از جاهای دیدنی شهر هست که از مرکز شهر فاصله داره اما حتما به ۱بار دیدنش می ارزه6-پل کابلی تبریز به نام پل شهرداری با نور پردازی مخصوصی که داره به نظرم اگه شب یه گذری از کنارش داشته باشید هم جالبه۷-در کل تبریز شهر تمیز ،خوش ساخت و قشنگ و با مردمانی زیبا و با کلاس مخصوص به خودشون هست که رفتن به این شهر و دیدنش می ارزه۸-جاهای دیدنی شهر و بیرون شهر زیاده که جای توضیحش اینجا نیست اما دیدن دهکده کندوان که خونه هاشون کاملا در درون کوه و بدون استفاده از هیچ نوع مصالح دیگریست . آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران بهشمار میرود و به دلیل صنعتیبودن، یکی از مهمترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب میشود.[۸][۱۰]پس از بهرهبرداری از آزادراه نبیاکرم، میزان مسافرپذیری تبریز روبه افزایش نهاد و این شهر پس از مشهد بهعنوان دومین شهر مسافرپذیر کشور مطرح گردید.[۱۱] بهجهت ریشهکنی تکدیگری از تبریز، این شهر بهعنوان شهر بدون گدا شناخته میشود.[۱۲]شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهیالیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفتهاست. این شهر از سمت شمال به کوههای پکهچین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوههای باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنههای کوه سهند محدود شدهاست.[۵][۱۳][۱] آب و هوای تبریز در زمستانها بسیار سرد و در تابستانها خشک و گرم است؛[۱۴] اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغهای زیادی در پیرامون شهر تعدیل میگردد.[۲]نام تبریز در کتابها و اسناد تاریخی تحت نامهای مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیدهاست. این شهر در طول تاریخ بارها ویران و تجدیدبنا شدهاست. بنای تبریز به دوران اشکانی و ساسانی برمیگردد؛ البته در آغاز دوران اسلامی روستای کوچکی بیش نبودهاست.[۲] این شهر در طول حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسید.[۱] اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بودهاست.[۱۵] شهر تبریز در سدههای گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمینلرزههای مهلک بودهاست.[۲] این شهر پایتخت آققویونلوها و قراقویونلوها، نخستین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه برعلیه استبداد محمدعلی شاه بودهاست.[۱۵][۱۶]شهر تبریز نخستین پایتخت جهان تشیع بوده[۱۷] و به سبب موقعیت مناسب خود، در گذشته از مراکز تجاری منطقه بهشمار میرفته[۱۸] و امروزه نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب میشود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزهکردن ایران داشتهاست. مردمان تبریز هماکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم مینمایند؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان میدهد که پیشتر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم میشدهاست چشمانداز شهر تبریز از فراز کوه عون بن علی.شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهیالیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفتهاست. این شهر از سمت شمال به کوههای پکهچین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوههای گوزنی و باباباغی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنههای کوه سهند محدود شدهاست.[۵][۱۳][۱]شهر تبریز از سمت شمال، جنوب و شرق به کوهستان و از سمت غرب به زمینهای هموار و شورهزارهای تلخهرود محدود شده و بهشکل یک چالهٔ نسبتاً بزرگ و یا یک جلگهٔ بینکوهی درآمدهاست. ارتفاع این شهر از سطح دریا بین ۱۳۵۰ متر تا ۱۵۵۰ متر در نقاط مختلف آن متغیر بوده و شیب عمومی زمینهای تبریز بهسمت مرکز شهر و سپس بهسمت مغرب میباشد.[۱]مساحت شهر تبریز در بین سالهای ۱۲۸۰ تا ۱۳۶۵ خورشیدی، حدود ۲۰ برابر افزایش پیدا کردهاست. برپایهٔ آمار موجود، مساحت این شهر از حدود ۷ کیلومتر مربع در سال ۱۲۸۰ خورشیدی به ۱۷٫۷ کیلومتر مربع در سال ۱۳۳۵ خورشیدی، ۴۵٫۸ کیلومتر مربع در سال ۱۳۵۵ خورشیدی و ۱۴۰ کیلومتر مربع در سال ۱۳۶۵ خورشیدی رسیدهاست.[۱]مسافت جادهای بین تبریز تا اردبیل ۲۱۹ کیلومتر، تا زنجان ۲۸۰ کیلومتر، تا ارومیه ۳۰۸ کیلومتر و تا تهران ۵۹۹ کیلومتر است.[۳۶]رودخانههااز داخل شهر تبریز دو رودخانه عبور میکنند؛ اولی تلخهرود که از ناحیهٔ شمال غربی این شهر میگذرد و رودخانهای دایمی محسوب میشود و دومی مهرانرود که از مرکز تبریز عبور میکند و رودخانهای فصلی بهشمار میرود.[۱]تلخهرود (آجیچای) آب رودخانهٔ تلخهرود به دلیل عبور از زمینهای گچی و نمکی، تلخ و شور است و برای استفاده در زمینهای کشاورزی مناسب نمیباشد. این رودخانه که از دامنههای جنوبی کوه سبلان سرچشمه میگیرد، پس از عبور از جلگهٔ سراب و پیوستن چندین شعبه از دامنههای قوشهداغ در شمال و بزقوش و سهند در جنوب به آن، وارد جلگهٔ تبریز میشود و در امتداد جادهٔ تبریز-آذرشهر، بهسمت جنوب غرب جریان پیدا میکند و در اطراف گوگان به دریاچهٔ ارومیه میریزد. میانگین آبدهی تلخهرود در ایستگاه اندازهگیری ونیار در شمال شرق تبریز، ۱۲٫۵ تا ۱۵ متر مکعب در ثانیهاست.[۱]مهرانرود (قوریچای) رودخانهٔ مهرانرود.رودخانهٔ مهرانرود نسبت به رودخانهٔ تلخهرود از میزان آبدهی کمتری برخوردار است و در بیشتر ماههای سال کمآب و در برخی ماههای گرم، خشک میشود. این رودخانه از کوه سهند سرچشمه گرفته و با عبور از درهٔ لیقوان به شهر باسمنج در جنوب شرق تبریز میرسد؛ سپس در مسیر خود با پیوستن به رودخانههای فصلی و فرعی متعدد، بر آب آن افزوده میگردد و از سمت شرق تبریز، وارد این شهر میشود. مهرانرود پس از ورود به تبریز از محلههای باغمیشه، بیلانکوه، پلسنگی، ششگلان، راستهکوچه و امیرخیز با جهت شرقی-غربی، با عرض ۳۰ متر و عمق ۴ متر عبور میکند و سرانجام از محلهٔ چوستدوزان وارد زمینهای کشاورزی محلههای حجتی و ستارخان شده و پس از آن در ناحیهٔ شمال غربی تبریز و در پیرامون فرودگاه این شهر به تلخهرود میپیوندد.[۱]آب و هوا نقشهٔ آب و هوایی ایران؛ شهر تبریز در شمال غرب کشور قرار گرفته و آب و هوای آن مدیترانهای همراه با باران بهارهاست.آب و هوای تبریز استپی خشک با زمستان بسیار سرد است. این سردسیری تأثیرپذیرفته از ارتفاع بالا و توپوگرافی کوهستانی منطقهٔ تبریز است. میانگین دما در تیرماه (گرمترین ماه سال) ۲۵٫۴ درجهٔ سانتیگراد، در دیماه (سردترین ماه سال) ۲٫۵- درجهٔ سانتیگراد، در فروردینماه ۱۰٫۵ درجهٔ سانتیگراد و در مهرماه ۱۴٫۱ درجهٔ سانتیگراد میباشد و میانگین سالانهٔ دما ۱۱٫۹ درجهٔ سانتیگراد است. تعداد روزهای یخبندان در طول سال بهطور متوسط ۱۰۸٫۲ روز است که عموماً از اواخر پاییز تا اواخر زمستان را دربر میگیرد.[۱] آب و هوای تبریز در تابستانها خشک و گرم است؛[۱۴] اگرچه حرارت بهدلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغهای زیادی در پیرامون شهر تعدیل میگردد.[۲]میانگین بارندگی سالیانهٔ شهر تبریز ۳۳۰٫۱ میلیمتر بوده و معمولاً در طول فصل تابستان بارندگی کمتر میباشد. میانگین بارش در زمستان ۱۱۳٫۳ میلیمتر (بیشتر بهصورت برف)، در بهار ۱۲۱٫۸ میلیمتر، در تابستان ۲۰٫۷ میلیمتر و در پاییز ۷۴٫۳ میلیمتر است. نوسان بارندگی سالانه از ۵۱۳٫۳ میلیمتر در سالهای پربارش تا حداقل ۱۹۲٫۴ میلیمتر در سالهای کمبارش گزارش شده که خطر سالهای سیلابی و خشکسالی روشن میگردد. گزارشهای تاریخی از دوران مغول تا سدهٔ حاضر بیانگر خسارتهای عمدهای است که سیلابهای سنگین -که عموماً در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق میافتند- به شهر وارد کردهاند.[۱] آب و هوای تبریز ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال گرمترینC° ۱۲ ۱۷ ۲۲ ۲۷ ۳۳ ۳۸ ۳۸ ۴۰ ۳۵ ۲۸ ۲۶ ۱۷ ۴۰ میانگینگرمترینهاC° ۰ ۲ ۸ ۱۶ ۲۱ ۲۷ ۳۱ ۳۱ ۲۶ ۱۹ ۱۰ ۳ ۱۷ میانگینسردترینهاC° -۶ -۳ ۱ ۷ ۱۱ ۱۷ ۲۱ ۲۱ ۱۶ ۱۰ ۲ -۱ ۸ سردترینC° -۱۶ -۱۷ -۱۱ -۲ ۰ ۷ ۱۲ ۱۰ ۱ -۲ -۸ -۱۵ -۱۷ بارشmm ۲۰ ۲۰ ۶۰ ۶۰ ۴۰ ۲۰ ۰ ۰ ۱۰ ۳۰ ۲۰ ۳۰ ۳۶۰ زمینلرزهها مقايسهٔ نسبی ميزان خطر زمینلرزه در نقاط مختلف ايران؛ نقاط قرمزتر نقاطی هستند که شتاب حداکثر جنبش زمين در آنها بيشتر است.شهر تبریز در ناحیهای زلزلهخیز واقع شده[۱۴] و در طول تاریخ بارها با خاک یکسان گشتهاست. جنبش و حرکت خفیف بهصورت روزانه در تبریز اتفاق میافتد. مهیبترین زمینلرزهای که تا بهحال تبریز شاهد آن بوده، در سال ۱۱۵۸ خورشیدی (۱۷۸۰ میلادی) روی دادهاست.[۲][۱۸]به گفتهٔ سرپرست امور زلزلهشناسی سازمان انرژی اتمی ایران، دلیل وقوع زمینلرزههای بزرگ و مخرب در تبریز و نواحی دیگر مانند رشتهکوههای البرز و زاگرس، قرارگرفتن آنها در مسیر کمربند آلپاید میباشد؛ مسیر این کمربند از میانهٔ اقیانوس اطلس شروع شده و پس از عبور از دریای مدیترانه، شمال ترکیه، ایران، هند، چین و جزایر فیلیپین، به کمربند دیگری که اقیانوس آرام را دور میزند، متصل میشود.از جمله گسلههای بارز آذربایجان، «گسلهٔ شمال تبریز» است. این گسله که به موازات جادهٔ اصلی تبریز–بستانآباد امتداد یافته، مسبب زمینلرزهٔ سال ۱۷۲۱ میلادی با شدت ۷٫۶ درجهٔ ریشتر میباشد. هرچند این گسله در سدهٔ حاضر فعالیت مشخصی نداشتهاست؛ ولی شواهدی مبنی بر امکان تجدید حرکت آن وجود دارد. اطلاعات آماری نیز نشان میدهد که دورهٔ بازگشت زمینلرزههای شدید و مخرب در تبریز میتواند تا حدود ۲۶۰ سال نیز برسد.[۳۸]تعدادی از تاریخهای مهم وقوع زمینلرزه در تبریز در زیر فهرست شدهاند: در سال ۲۴۴ هجری قمری و در زمان حکومت متوکل -خلیفهٔ عباسی- تبریز با خاک یکسان شد و تا پیش از پایان حکومت متوکل دوباره بازسازی گردید.[۲] در سال ۴۳۴ هجری قمری تبریز از زمینلرزه سخت آسیب دید. منجمی بهنام «ابوطاهر شیرازی» نیز این زمینلرزه را پیشبینی کردهبود.[۲] در سفرنامهای که از ناصر خسرو برجای مانده، به این زمینلرزه اشاره شدهاست:[۳۹] «مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیدهبود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند. و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست. پیش من آمد دیوان منحیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.» قطران تبریزی زمینلرزهٔ سال ۴۳۴ را چنین توصیف میکند:[۱۸] مشاهدهٔ شعر خدا به مردم تبریز برفکند فنا فلک به نعمت تبریز برگماشت زوال فراز گشت نشیب و نشیب گشت فراز رمال گشت جبال و جبال گشت رمال دریده گشت زمین و خمیده گشت نبات دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال بسا سرای که بامش همی بسود فلک بسا درخت که شاخش همی بسود هلال کز آن درخت نمانده کنون مگر آثار وز آن سرای نمانده کنون مگر اطلال کسی که رستهشد از مویه گشتهبود چو مو کسی که جستهشد از ناله گشتهبود چو نال یکی نبود که گوید به دیگری که مموی یکی نبود که گوید به دیگری که منال همی بدیده بدیدم چو روز رستاخیز ز پیش رایت مهدی و فتنهٔ دجال کمال دور کناد ایزد از جمال جهان کمی رسد به جمالی کجا گرفت کمال در سال ۱۱۵۸ خورشیدی زمینلرزه خسارتهای عمدهای به شهر تبریز وارد کرد
مردمزبان توزيع جغرافيايی مناطقی که در آنها به زبان ترکی آذربایجانی سخن گفته میشود.زبان امروزی مردم شهر تبریز به ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، آذربایجانی و آذری معروف است.[۴۰] همچنین در کتاب «حدایقالسیاحه»، زینالعابدین شیروانی (معاصر فتحعلی شاه و محمد شاه) نیز تأیید میکند که ساکنین تبریز به این زبان سخن میگویند.[۱۹]پیش از ورود زبان ترکی به منطقه، مردم تبریز به زبان آذری سخن میگفتند که تا حدود سدهٔ یازدهم هجری در آذربایجان رایج بود.[۱] زبان آذری از زبانهای ایرانی و نزدیک به گویشهای جنوب دریای خزر[۲] و تاتی بودهاست. مسعودی که به سال ۳۱۴ هجری از تبریز دیدار کرده، از میان زبانهای رایج در این شهر، زبانهای پهلوی، دری و آذری را ذکر نمودهاست.[۴۱] یاقوت حموی به ابوزکریای تبریزی (شاگرد ابوالعلای مصری) اشاره میکند که به یک لهجهٔ محلی ایرانی تکلم میکردهاست.[۲۰]در رسالهای از مولانا روحی انارجانی بهنام «اصطلاحات و عبارات اناث و اعیان و اجلاف تبریز» مربوط به آغاز سدهٔ یازدهم هجری، بخشی به زبان آذری نوشته شده و این مینمایاند که تا زمان سلطان محمد خدابنده و حمزه میرزای صفوی، هنوز زبان آذری در تبریز رواج داشتهاست.[۴۲]محمدجواد مشکور در کتاب «نظری به تاریخ آذربایجان» مینویسد: «زمانی که بهسال ۴۸۸ ق. (۴۷۴ خ.) ناصر خسرو با قطران در تبریز ملاقات میکند، مردم به زبان پهلوی آذری سخن میگفتهاند؛ ولی به فارسی دری نمیتوانستهاند سخن بگویند؛ البته تمام مکاتبات خود را به فارسی دری مینوشتهاند.[۴۳]فرهنگاز نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاستهاند. از جملهٔ مشاهیری که تا عصر حاضر در تبریز زاده شدهاند، میتوان به نظامالدین تبریزی فقیه شافعی سدهٔ هشتم، قطران تبریزی شاعر پارسیگوی سدهٔ پنجم، خطیب تبریزی عالم ادبیات عرب و نویسندهٔ دیوان حماسه در سدهٔ پنجم و اوایل سدهٔ ششم، تاجالدین تبریزی مفسر شافعی سدهٔ هشتم، ملا قاسم انوار عارف و شاعر سدهٔ نهم، ملا رجبعلی تبریزی حکیم و عارف سدهٔ یازدهم، بدیعالزمان تبریزی خوشنویس و شاعر سدهٔ یازدهم، سید محمدحسین طباطبایی مفسر و فیلسوف، شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب الغدیر، سید حسن تقیزاده سیاستمدار و محقق، سید احمد کسروی مورخ، محسن هشترودی ریاضیدان، حسین کاظمزاده ایرانشهر نویسنده و سید محمدحسین شهریارذهب کلیسای کاتولیکها در مرکز شهر تبریز.اکثریت مردم تبریز مسلمان و پیرو مذهب شیعهٔ دوازدهامامی میباشند. هرچند اقلیتی از مسیحیان ارمنی با ۱٬۰۹۷ نفر، آشوری با ۵۰۳ نفر، زرتشتی با ۲۶ نفر، سایر مسیحیان با ۱۷ نفر و کلیمی با ۵ نفر جمعیت نیز در این شهر سکونت دارند.[۴۵]ارامنهٔ تبریز که بیشترین اقلیت ساکن این شهر را تشکیل میدهند، در طی نسلکشی ارامنه که توسط امپراتوری عثمانی و همزمان با جنگ جهانی اول صورت گرفت، به تبریز و دیگر نقاط آذربایجان پناه برده و در این منطقه ساکن شدند. مذهب ارامنهٔ تبریز «گریگوری» میباشد که یکی از مذاهب کهن آیین مسیحیت محسوب میشود.[۴۶]جمعیت تغییرات جمعیت تبریز بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ خورشیدی.در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی صورت پذیرفت، شهر تبریز دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵ خورشیدی، این شهر پس از تهران، اصفهان و مشهد، جایگاه چهارم را در بین شهرهای ایران به خود اختصاص داد. در سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، تبریز پس از تهران، مشهد و اصفهان چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آخرین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۸۵ انجام پذیرفته، همین جایگاه را داشتهاست.[۴۷]برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت شهر تبریز در این سال بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر بوده که از این تعداد، ۷۰۲٬۲۷۱ نفر مرد و ۶۷۶٬۶۶۴ نفر زن بودهاند؛ همچنین تعداد خانوارهای ساکن این شهر، ۳۷۸٬۳۲۹ خانوار بودهاست.[۳]تبریز به سبب مرکزیت اقتصادی، صنعتی، اداری و اعتبار بینالمللی، مهاجرپذیرترین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب میگردد. اخیراً شهر جدید سهند در ۲۴ کیلومتری جنوب غرب تبریز و در جادهٔ تبریز-آذرشهر در دست ساخت است که برای جذب سرریز جمعیتی این شهر ساخته میشود تا کانون جدیدی برای جمعیت و اشتغال ایجاد شود و توسعهٔ شهری تضمین گردد.مسجدهای تاریخی مسجد کبود.برطبق نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان مختلف، در دورههای گوناگون شهر تبریز بیش از یکصد و پنجاه تا سیصد باب مسجد را در خود جای داده بودهاست.[۵۱] بسیاری از این مسجدها در اثر جنگها و زمینلرزههای گوناگون از میان رفتهاند و اکنون تنها چند مسجد تاریخی متعلق به سدههای پیش در این شهر پابرجا ماندهاست. از مهمترین مسجدهای تاریخی تبریز میتوان به مسجد استاد و شاگرد، مسجد اسماعیل خالهاوغلی، مسجد ثقةالاسلام، مسجد جامع، مسجد حاج صفرعلی حجتالاسلام، مسجد حسنپادشاه، مسجد خزینه، مسجد دالذال، مسجد سیدالمحققین، مسجد شاهتهماسب، مسجد شاهزاده، مسجد صادقیه، مسجد ظهیریه، مسجد علیشاه، مسجد کاظمیه، مسجد کبود، مسجد مجتهد، مسجد مقبره، مسجد ملاباشی، مسجد میرزاصادقآقا و مسجد میرزامهدی قاری اشاره کرد.[۵۲]خانههای تاریخینوشتار اصلی: خانههای تاریخی تبریزتاکنون بیش از ۶۰۰ باب خانهٔ تاریخی در سطح شهر تبریز شناسایی شدهاست. تمام بناهای تاریخی و دیدنی موجود در شهر تبریز در آخرین شب سال ۱۱۹۳ هجری و در آغاز دورهٔ قاجاریه، براثر وقوع زمینلرزهای هولناک تخریب شدند و این شهر به ویرانهای تبدیل گشت. در سالهای اخیر تعدادی از خانههای تاریخی تبریز ترمیم شدهاست. برای نمونه خانهٔ کوزهکنانی به موزهٔ مشروطه، خانهٔ شربتاوغلی به فرهنگسرای تبریز و خانهٔ قدکی، خانهٔ گنجهایزاده و خانهٔ بهنام به مجموعهٔ دانشکدهٔ معماری تبدیل شدهاست. درحال حاضر نیز بسیاری از این خانهها درحال احیا و ترمیم هستند و پس از ترمیم به موزه و یا سایر مراکز فرهنگی تبدیل خواهند شد.[۵۳]سراسرنمای خانهٔ امیرنظام.سیاستاستاندارینوشتار اصلی: کاخ استانداری آذربایجان شرقی کاخ استانداری آذربایجان شرقی.شهر تبریز از آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه در سال ۱۲۲۸ خورشیدی تا صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، ولیعهدنشین بود. در این دوره ولیعهدان که از نزدیکان پادشاهان قاجار بودند، فرمانروایی تبریز و کل آذربایجان را برعهده داشتند.[۵۴]پس از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ خورشیدی تا کودتای رضا شاه در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، دولت روسیه حاکمان این استان را تعیین مینمود. در دورهٔ پهلوی نیز بیشتر استانداران آذربایجان شرقی یا از جانب دولتهای بیگانه نظیر آمریکا، انگستان و روسیه به این سمت منصوب میشدند و یا از طرفداران این دولتها بودند.[۵۴]شهرداری کاخ شهرداری تبریز.شهرداری تبریز نخستین نهاد شهرداری در سطح ایران است که در اوایل تأسیس باعنوان «بلدیه» شناخته میشد. قاسمخان امیرتومان (والی) از دانشآموختگان دانشگاه سنسیر فرانسه نیز نخستین شهردار این شهر بود که چاپخانهٔ سربی، چراغ برق، تراموا و تلفن را برای نخستینبار در سطح کشور در تبریز دایر نمود.[۵۵]بنای کاخ شهرداری تبریز در سال ۱۳۱۴ خورشیدی توسط حاج ارفعالملک جلیلی شهردار وقت این شهر بنیان نهاده شد که از جملهٔ عمارتهای تاریخی و مستحکم تبریز بهشمار میرود.[۵۵]مشکلات شهریآلودگی هواشهر تبریز دومین شهر آلودهٔ ایران است و میزان آلودگی هوا در این شهر روزبهروز افزایش یافته و شدیدتر میشود. مهمترین علت آلودگی هوای تبریز، حمل و نقل درونشهری است و وجود صنایع بزرگ و مادر در پیرامون شهر نیز از دیگر عوامل تأثیرگذار بر آلودگی هوای این شهر بهشمار میرود.[۵۶]براساس یک طرح آمارگیری که در سال ۱۳۷۹ خورشیدی صورت گرفت، روزانه در سطح شهر تبریز ۵۵۸٫۱۶۷۱ تن مواد آلودهکننده تولید میشود که از این مقدار منابع بزرگ صنعتی ۲۸۶٫۱۰۰۱ تن، وسایط نقلیهٔ موتوری ۲۰۱٫۶۵۴ تن و فرآوردههای نفتی مصرفی در اماکن تجاری، صنعتی و مسکونی ۷٫۱۶ تن را شامل میشوند.[۵۷]حاشیهنشینیدر اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی و پس از وقوع انقلاب سفید، بهدلیل ایجاد کارخانجات متعدد صنعتی در شهر تبریز، افراد بیکار ساکن شهرها و روستاهای اطراف، بهدنبال یافتن شغل در این مراکز و اقامت در این شهر، بهسمت تبریز سرازیر شدند. حاشیهنشینان در مدت کوتاهی برای خود خانهای میساختند و در این خانهها ساکن میشدند. خانههای آنان از ابتداییترین امکانات رفاهی همچون آب، برق، گاز و تلفن بیبهره بود. گسترش این امر باعث ایجاد محلههای بزرگ حاشیهنشین در پیرامون شهر تبریز شد و در طی چندسال، چهرهٔ این شهر را تغییر داده و آن را با مشکلات متعددی روبهرو کرد.[۵۸]امروزه شهر تبریز در حدود ۴۰۰٬۰۰۰ نفر حاشیهنشین را در خود جای دادهاست. حاشیهنشینان بهطور عمده در مناطق حاشیهای شمال، شمال غرب و جنوب این شهر ساکن شدهاند که از میان این مناطق میتوان محلههای آخماقیه، حافظ، خلیلآباد، داداشآباد، سیلاب، طالقانی، عباسی، کشتارگاه، لاله، مارالان، منبع و یوسفآباد را نام برد که حدود ۳۰ کیلومتر مربع از مساحت تبریز را اشغال کرده است. فرودگاه بینالمللینوشتار اصلی: فرودگاه بینالمللی تبریزفرودگاه بینالمللی تبریز در سال ۱۳۲۶ خورشیدی تأسیس شد و فعالیتهای خود را بهطور رسمی از سال ۱۳۳۸ خورشیدی آغاز نمود. این فرودگاه در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به فرودگاه بینالمللی ارتقا یافت و در سال ۱۳۷۸ خورشیدی بهعنوان یکی از فرودگاههای آسمانباز ایران شناخته شد.[۷۹]پروازهای خارجی فرودگاه بینالمللی تبریز شامل پروازهای تبریز-ازمیر، تبریز-اسپارتا، تبریز-استانبول، تبریز-بغداد، تبریز-جده، تبریز-دبی، تبریز-دمشق و تبریز-مدینه است. پروازهای داخلی نیز به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه انجام میپذیرد که شامل پروازهای تبریز-اصفهان، تبریز-اهواز، تبریز-بندرعباس، تبریز-تهران، تبریز-رشت، تبریز-شیراز، تبریز-عسلویه، تبریز-کیش، تبریز-ماهشهر و تبریز-مشهد میباشد. همچنین شرکتهای هواپیمایی آسمان، ارم، ایران، ایران ایرتورز، تابان، ترکیه، فارس قشم، کاسپین، کیش و نفت به فرودگاه بینالمللی تبریز پرواز دارند.[۸۰]راهآهننوشتار اصلی: ایستگاه راهآهن تبریز تندیس تراموای تبریز.کارهای ساختمانی راهآهن تبریز از سال ۱۲۹۱ در محور تبریز-جلفا و صوفیان-رازی (در مرز ترکیه) شروع و در سال ۱۲۹۵ محور تبریز-جلفا با ۱۴۹ کیلومتر مورد بهرهبرداری قرار گرفت. دومین خطی که پس از تکمیل راهآهن سراسری اقدام به ساخت آن گردید، خط تهران-تبریز بود که ساخت این خط در روز ۱۸ آبان ۱۳۱۷ از تهران شروع و در روز ۱۴ آبان ۱۳۲۱ ساختمان و ریلگذاری آن تا میانه خاتمه یافت و بلافاصله بهرهبرداری از آن آغاز شد.[۸۱] تنها خط بینالمللی راهآهن تبریز، خط تبریز-نخجوان میباشد. از خطوط داخلی راهآهن تبریز میتوان به خطوط تبریز-تهران، تبریز-مشهد و تبریز-سلماس اشاره کرد.[۸۲]پایانه مسافربری پایانهٔ مسافربری تبریز.پایانهٔ مسافربری تبریز، نخستین پایانهٔ مسافربری در سطح ایران است که در سال ۱۳۲۸ خورشیدی طرح احداث آن مطرح شد و از سال ۱۳۴۷ خورشیدی عملیات اجرایی آن شروع شده و سرانجام در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به بهرهبرداری رسید. سازمان پایانههای مسافربری تبریز نیز در سال ۱۳۷۴ خورشیدی تأسیس شدهاست.[۸۳]پیش از احداث پایانهٔ مسافربری تبریز، حمل و نقل برونشهری این شهر از طریق گاراژهای موجود در خیابانهای امام خمینی، تربیت و فردوسی صورت میگرفت. بهجهت مشکلاتی که گاراژداران با آن مواجه بودند، شهربانی وقت تبریز تمامی این گاراژها را به مکانی در جنوب کوی ولیعصر منتقل نمود. به دلیل دوربودن این منطقه از مرکز شهر تبریز، یک تعاونی خصوصی با همیاری اتوبوسداران تأسیس شد و در همین راستا، نخستین پایانهٔ مسافربری شهر تبریز در مقابل باغ گلستان احداث گردید.[۸۳]پس از احداث پایانهٔ مسافربری تبریز، نخستین اتوبوس مسافربری از طریق آن به مقصد مراغه در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۵۲ خورشیدی حرکت نمود. پس از این تاریخ رفتهرفته این پایانه به اکثر شهرهای داخل و خارج استان سرویسدهی داد. در سال ۱۳۷۴ خورشیدی پایانهٔ مسافربری تبریز به مکانی در حاشیهٔ بزرگراه شهید کسایی منتقل شد و پایانهٔ مسافربری جدید این شهر در این مکان احداث گردید.[۸۳]قطار شهرینوشتار اصلی: متروی تبریز ایستگاه ایلگلی متروی تبریز.عملیات اجرایی قطارشهری تبریز از سال ۱۳۸۰ آغاز شدهاست. متروی تبریز در پنج مسیر ساخته میشود که پس از تهران بیشترین تعداد خطوط مترو در ایران را دارا است. چهار خط این راهآهن داخلی و یک خط آن خارج از حومهاست. براساس برنامهریزی انجامشده، مسیر اول بهطول ۱۸ کیلومتر از میدان ایلگلی تا کوی لاله و مسیر دوم بهطول ۲۷ کیلومتر از دانشگاه آزاد اسلامی تا قراملک خواهد بود. خط خارج از حومه (مسیر پنجم) نیز بهطول ۲۰ کیلومتر از شهر جدید سهند تا تبریز خواهد بود. پیشبینی میشود قطارشهری تبریز قادر به جابهجایی ۳۰٬۰۰۰ نفر به وسیلهٔ ۳۰ قطار در هر ساعت و در هر جهت از مسیرهای پنجگانه باشد.[۸۴]سامانه اتوبوس تندرو یکی از ایستگاههای سامانهٔ اتوبوس تندرو تبریز.سامانهٔ اتوبوس تندرو پس از تهران در تبریز به اجرا درآمدهاست. محدودهٔ تردد این سامانه از میدان بسیج (در شرق شهر) تا میدان راهآهن (در غرب شهر) میباشد که بهطور کلی مسافتی حدود ۱۸ کیلومتر را شامل میشود. سامانهٔ اتوبوس تندرو در مسیر خود از خیابان امام خمینی -که خیابان اصلی شهر تبریز محسوب میگردد- عبور میکند و هدف از آن کاهش ترافیک ایجادشده توسط خودروهای شخصی در سطح این خیابان است؛ چراکه خیابان امام خمینی یکی از پرترافیکترین خیابانهای این شهر بهشمار میرود.[۸۵]اتوبوسهای تندرو به امکاناتی نظیر سیستمهای اطلاعرسانی، تابلوهای متغیر، نمایشگر اعلام مسیر، کولر و دیگر امکانات رفاهی مجهز شدهاند. همچنین با نصب دستگاههای جیپیاس در این اتوبوسها، امکان ردیابی آنها در هرلحظه از طریق مانیتورهای نصبشده در ایستگاهها برای مسافران فراهم شدهاست. هماکنون ۵۰ دستگاه اتوبوس تندرو در خطوط معینشده و در فاصلهٔ زمانی کمتر از پنج دقیقه از ایستگاههای اتوبوس عبور میکنند.[۸۵]تاکسیرانیسازمان تاکسیرانی تبریز ۱۵٬۰۰۰ دستگاه تاکسی را ساماندهی کرده که این تعداد شامل ۹٬۰۰۰ دستگاه تاکسی پلاک قرمز، ۳٬۰۰۰ دستگاه تاکسی کمکی و ۳٬۰۰۰ دستگاه تاکسی مربوط به آژانسها و شرکتهای حمل و نقل خصوصی است. از طرحها و پروژههای این سازمان میتوان به افزایش شمار تاکسیها، جلوگیری از فعالیت تاکسیهای فرسوده، جلوگیری از فعالیت خودروهای شخصی و گازسوزکردن تاکسیها اشاره کرد.[۸۶]مونوریلعملیات اجرایی مونوریل در شهر تبریز آغاز شدهاست. مونوریل تبریز در محدودهٔ منطقهٔ مرکزی این شهر و در حدفاصل ارگ علیشاه تا بازار تبریز ساخته خواهد شد. این سامانه ظرفیت جابهجایی ۴۰ نفر را دارد و هدف از راهاندازی آن بازدید آسان گردشگران از جایهای تاریخی تبریز است.[۸۷] رسانههاصدا و سیمانوشتار اصلی: شبکه سهند صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی.رادیو تبریز بهعنوان دومین رادیوی ایران از سال ۱۳۲۵ خورشیدی فعالیت خود را آغاز نمود. این رادیو پس از سال ۱۳۷۶ خورشیدی در قالب شبکهٔ استانی صدای مرکز آذربایجان شرقی به فعالیت خود ادامه میدهد.[۸۸]تلویزیون تبریز در سال ۱۳۵۰ خورشیدی با فرستندهای ۱۰۰ واتی افتتاح گردید. در آبان ۱۳۷۹ خورشیدی با راهاندازی شبکهٔ استانی سیمای مرکز آذربایجان شرقی، این تلویزیون تغییراتی را متحمل شد.[۸۸]صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در هفدهمین جشنوارهٔ مراکز صدا و سیمای ایران، چهارمین مرکز برتر پس از مراکز خوزستان، مازندران و گیلان شناخته شد.[۸۹]نشریههاروزنامهٔ انجمن تبریز روزنامهٔ انجمن تبریز که از رمضان ۱۳۲۴ هجری شروع به فعالیت کرده بود، به دلیل فراهمآوردن اطلاعاتی راجع به شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران در دوران مشروطه و استبداد صغیر، مورد توجه خاص محققان معاصر قرار گرفتهاست. اهمیت این روزنامه در آن است که انتشار آن در دوران استبداد صغیر ادامه پیدا کرد. دلیل این امر آن بود که مردم تبریز بلافاصله پس از شنیدن خبر بمباران مجلس، به مبارزه علیه محمدعلی شاه پرداختند و در زمانی که حکومت مرکزی تقریباً تمام جراید را تعطیل کرده بود و از ورود روزنامههای خارجی جلوگیری بهعمل میآورد، این نشریه به کار خود ادامه داد. مورخان معاصر، نسخههای به دست رسیده از روزنامهٔ انجمن تبریز را باارزشترین اسناد برای مطالعهٔ دوران استبداد صغیر میدانند.[۹۰]تصاویری از نخستین نسخههای روزنامهٔ انجمن دوران معاصر هماکنون ۵ روزنامه و ۱۳ هفتهنامه در سطح شهر تبریز فعالیت میکنند:[۹۱] ن . ب . و نشریههای شهر تبریز روزنامههاامین • صاحب • عصر آزادی • فجر آذربایجان • مهد آزادیهفتهنامههاآذربایجان • آذرپیام • احرار • ارک • ارمغان سلامت • پیام نور • حیدربابا • شمس تبریزی • صحیفه • علم روز • کار و نیرو • میثاق • ندای آذربایجانسوغاتیها کوفته تبریزی؛ غذای سنتی شهر تبریز. قرابیه؛ شیرینی سنتی شهر تبریز.از سوغاتیهای شهر تبریز، شامل غذاهای سنتی، شیرینیها، میوهها و صنایع دستی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:[۹۲]غذاهای سنتیدلمهٔ برگ، کوفته تبریزی، کوکو.شیرینیهاآجیل، اریس، باسلوق، پشمک، خشکبار، قرابیه و نوقا.صنایع دستیسفالگری، سوزندوزی، قالیبافی، قلمزنی روی مس، کفشدوزی، کندهکاری، گلدوزی، گلیمبافی، معرقکاری، منبتکاری، نقاشی روی سرامیک، نقرهکاری و نگارگری
تبریز شهر اولین هاتبریز به معنی تب پنهان کن است. احتمالا این تسمیه پنهان کننده تف و گرما و جنبشهای آتشفاشانی کوه سهند میباشد.تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی با مساحتی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۱٬۸۶۰٬۰۰۰ (براورد سال ۲۰۰۶) است. تبریز از دیرباز تأثیر زیادی در زمینههای مختلف از جمله سیاسی و اقتصادی داشتهاست. تبریز اولین پایتخت ایران در زمان صفویان و شهر ولیعهدنشین دودمان قاجار بود.با کشفیات اخیر در محوطه مسجد کبود قدمت تبریز تا ۵۰۰ ۶سال برآورد میشود. در سده چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان میخواند.در سدههای پنجم تا سوم پیش از میلاد تبریز یکی از شهرهای پر جمعیت آن دوران بشمار میرفتهاست. شهر دارای دروازههای متعددی بوده و بیش از ۴۰۰ کاروانسرای در آن جای داشتهاست. به لحاظ استقرار آن در منطقه جغرافیایی خاص شهر پی در پی دستخوش حوادث طبیعی مانند زلزله گشتهاست و همچنین به عنوان بزرگترین شهر نزدیک به ارمنستان و روم شرقی آن زمان همیشه مورد تاخت و تاز دشمنان شمالی و شمال شرقی قرار گرفتهاست. بدین علت با وجود قدمت کهن آن اکثر آثار تاریخی آن از بین رفتهاست. تبریز یکی از بااهمییت ترین مراکز بازرگانی آن دوران بوده و بهعنوان پل ارتباطی بین شرق و غرب اهمییت فراوانی داشتهاست. مردمان آن از دیرباز به کار بازرگانی اشتغال داشتند و این فرهنگ تا کنون نگهداری شدهاست.ابن حوقل در۳۶۷ و ابن مسکویه در ۴۲۱ و ناصر خسرو در ۴۳۸ تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر نیمه غربی ایران میخوانند.در سال ۶۱۸ لشکر مغول به پشت دروازههای تبریز میرسند، اما تدبیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه میدارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را از کشتار و ویرانی رها میسازند. این اتفاق سه بار تکرار میشود و در هر سه بار مردم متمول تبریز همان روش را به کار میبندند تا این که در سال ۶۳۸ هجری قمری مغولها به سراسر آذربایجان چیره میشوند.برخی از ایلخانیان مغول تبریز را پایتخت خود قرار میدهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژهای مییابد. یکی از اثرهای معماری این دوره، شنب غازان خان تبریز با ابهت تاریخی اش چشمها را خیره میسازد، خواجه رشیدالدین فضلالله وزیر ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد مینهد که در زمان خود عظیمترین مرکز علمی و فرهنگی به شمار میرود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانههای از برجهای ربع رشیدی در میان محلهای باقی ماندهاست.تبریز اولین پایتخت ایران جدید در دوره صفویه شد .نزدیکی تبریز به مرز ایران و عثمانی موجب شد که این شهر در برابر تهدیدات عثمانی آسیب پذیر شود به طوریکه جندین بار به تصرف عثمانیان درآمد تا اینکه شاه طهماسب صفوی تصمیم به انتقال پایتخت به قزوین گرفت. تبریز در دوره قاجار لقب تاریخی دارالسلطنه را گرفت و تمام ولیعهدهای سلسله قاجار در این شهر اقامت میگزیدند.در رویداد نهضت تنباکو شهر تبریز چون بسیاری دیگر از شهرهای ایران نقش ارزندهای را ایفا کرد. تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهم داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان سردار ملی، باقرخان سالار ملی، ثقهالاسلام، شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسینخان باغبان به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد.پس از سرکوب مشروطه توسط محمد علی شاه قاجار تمام حرکتهای مشروطه خواهانه در کشور خاموش شدند اما در تبریز و تنها در چند محله آن هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست آورد پاسداری کنند . ستارخان و پیروانش در محله امیر خیز شروع به مقاومت کردند و به تدریج چند محله دیگر نیز به آنها ملحق شدند.مقاومت آنها در مقابل نیروهای محمد علی شاه ، قزاقان و دیگر مدافعان استبداد ماهها ادامه داشت تا اینکه مجددا از گوشه و کنار کشور مردم به پا خواستند و مشروطه خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند.در واقع باید گفت پیروزی مجدد مشروطه خواهان بر استبداد محمد علی شاهی در واقع ناشی از مقاومت تبریز بود .در ۱۳۲۴ فرقه دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپائی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت این گروه بود.ولی با بیرون رفتن نیروهای شوروی فرقه نیز با شکست سختی روبرو شد.تبریز در نهضت ملی نفت نیز یکی از ارکان حرکتهای آن زمان در سراسر کشور به شمار میرفت.در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطیبان تبریز باایراد سخنرانیهای مهم و پخش شب نامهها شرکت داشتند.در ۲۹ بهمن سال ۵۶ مردم تبریز بر رژیم شاهنشاهی شوریدند.زبانزبان مردم تبریز همانند بیشتر شهرهای نواحی آذربایجان، ترکی آذربایجانی است.مکانهای تاریخیمقبره الشعرای تبریزارگ تبریز ربع رشیدی برج آتشنشانی بازار تبریز بنای شهرداری تبریز بنای ائلگلی (شاهگلی) موزه مشروطیت موزه آذربایجان دبیرستانهای تبریز مساجد تبریز مقبرةالشعرا مقبره عون بن علی اولینها در تاریخ ایرانتبریز به شهر اولینها معروف است. اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست و ...چاپ و چاپخانهیحیی آرین پور در اثر خود «از صبا نا نیما» جلد اول مینویسد: اولین چاپخانه سربی را میرزا زین العابدین از روسیه به تبریز آورده و این چاپخانه در سال ۱۳۳۲ هجری قمری دو سه سال پیش از بزگشت میرزا صالح شیرازی به تبریز به کار افتاده بود.بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستانهای ایران نیز در تبریز منتشر میشود. یحیی آرین پور در همان مأخذ تحت عنوان "جراید شهرستانهاً مینویسد: تا آنجایی که اطلاع داریم قدیمیترین روزنامهای که بعد وقایع اتفاقیه در ایران و برای نخستین بار در شهرستانها دایر شد روزنامهای است به نام «روزنامه ملتی» که در تبریز منتشر گردید و خبری از آن در شمارههای سال ۱۲۷۵ هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده میشود.مدرسهنخستین مدرسه نوین ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شد. کسروی در جلد اول «تاریخ مشروطه» مینویسد: حاجی میرزا حسن رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستانها را دید و شیوه آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوه آنها بنیاد گذارد، و در سال۱۲۶۷ بود که به این کار پرداخت... به جلو ایشان پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوه آسان و نوینی (شیوهای که امروز هست) آموخت و از کتابهای آسان درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن برده گذاشت و پس از همه تابلویی که نام «مدرسه رشدیه» به روی آن نوشته بود بالای در زد.مدرسه مموریال از مدارس قدیم شهر تبریز که توسط آمریکاییها اداره میشد.کودکستان و مدرسه کر و لالهامقاله اصلی : جبار باغچهبان نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لالهای ایران نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچهبان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان «باغچه اطفال» دایر کرد و به همان خاطر خود را باغچهبان نامید. آقای سرداری نیا در «مشاهیر آذربایجان» در شرح زندگانی جبار باغچهبان مینویسد:مدرسه کر و لالها را جبار باغچهبان در سال ۱۳۰۳خ با وجود مخالفتهای زیاد از جمله رییس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچهبان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.آقای سرداری نیا در ادامه میافزاید: جبار باغچهبان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواریهای وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتابهای ویژه کودکان را با نقاشیهایی که خود میکشید آغاز کرد. یکی از کتابهای وی با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.ادبیات نوینتبریز در عرصه ادبیات نوین نیز پیشگام بودهاست. میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا زینالعابدین مراغهای در نثر و داستان نویسی و میرزا جعفر خامنهای در شعر نخستین کسان بودند که تحول شگرفی را موجب شدند.سکه ماشینیاز سال 1298 هجری قمری ضرابخانه ماشینی به طور رسمی در ایران برقرار و تمام ضرابخانههای شهرهای معتبر برچیده شد. فکر ایجاد چنین ضرابخانه، سالها قبل از این تاریخ، یعنی به سال ۱۲۲۲ هجری قمری در زمان ولیعهدی عباسمیرزا نایبالسلطنه در تبریز مورد توجه بوده و اقدام به تهیه مسکوک رسمی یا چرخی گردیده ولی به علت گرانی هزینه در حدود ۲۰۰ قطعه سکه سیمین تهیه و ضرابخانه تعطیل شد. «اقتباس از کتاب سکههای ماشینی»اتاق تجارتنخستین اتاق بازرگانی ایران نیز در تبریز بنیاد نهاده شدهاست. تاریخ تأسیس اتاق تجارت در تبریز به سال ۱۲۸۵ هجری خورشیدی بر میگردد و اولین اتاق تجارت در سطح کشور بودهاست. اتاق تجارت تهران بعد از اتاق تجارت تبریز بنیاد یافتهاست.شهربانیاولین نظمیه یا شهربانی به مفهوم امروزی توسط انجمن ایالتی آذربایجان در سال ۱۳۲۵ هجری قمری در تبریز به وجود آمد. اجلالالملک که نماینده انجمن ایالتی آذربایجان بود به سمت نخستین رییس شهربانی انتخاب شد. از جمله کارهای این سازمان انتشار نشریهای بود که به نام «نظمیه تبریز» منتشر شد.شهرداریشهرداری تبریز نخستین شهرداری، یا به اصطلاح آن روز بلدیه، بود که در ایران بنیاد یافت. پس از صدور فرمان مشروطیت که انجمن ایالتی آذربایجان در تبریز تشکیل شد، از جمله اقدامات بس مترقی و مهمش تأسیس ادارات جدید و مؤسسات نوین بود که بلدیه تبریز از جمله آن نهادهاست...دانشگاههای تبریزنخستین دانشگاه در تبریز در خرداد ماه ۱۳۲۵ در زمان حکومت دموکراتیک آذربایجان بنام «آذربایجان اونیورسیتهسی» تأسیس شد اما پس از سقوط آن حکومت و تحولات بعدی فعالیت آن عملا متوقف شد. مدتی بعد دانشگاه تبریز فعالیت را از سر گرفت. این دانشگاه در آغاز با دو دانشکده ادبیات و پزشکی شروع به کار نمود و با گذشت زمان دانشکدهها، آزمایشگاهها، کارگاهها، آموزشکدههای آن یکی پس از دیگری تأسیس شدند.دانشگاه تبریز بعدها به دو دانشگاه یعنی تبریز و علوم پزشکی تبریز تقسیم شد. این دانشگاه در حال حاضر با بیش از ۱۱ هزار نفر دانشجو و حدود ۵۰۰ نفر هیأت علمی، ۲۰۰ آزمایشگاه تخصصی و عمومی که برخی در دنیا و برخی خاورمیانه منحصر به فرد هستند، موزه تاریخ و فرهنگ، حوزه جانورشناسی، حوزه زمینشناسی، مرکز پردازش تصاویر ماهوارهای و مراکز و موسسات تحقیقاتی و پژوهشی، محیط آموزشی و دانشگاهی بزرگی را در کشور فراهم نمودهاست. دانشگاه تبریز دومین دانشگاه ایران مشهور است. قطب های علمی شش رشته مانند شیمی، مکاترونیک و ... در آن جای گرفته است.دانشگاه هنر اسلامی تبریز، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز ، دانشگاه دانشوران آریای تبریز , دانشگاه سراج تبریز , دانشگاه نبی اکرم (ص)تبریز ، آموزشكده فنی تبریز و سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی نیز در تبریز فعالیت دارند.روزنامههای تبریزروزنامه مهد آزادی روزنامه فجر آذربایجان روزنامه صاحب روزنامه امین روزنامه عصر آزادیهفتهنامههاهفتهنامه شمس تبریزی هفتهنامه ارک هفتهنامه پیام نور هفتهنامه کار و نیرو هفتهنامه احرار هفتهنامه آذر پیام هفتهنامه ندای آذربایجان هفتهنامه ارمغان سلامت هفتهنامه آذربایجان هفتهنامه میثاق هفتهنامه صحیفه هفتهنامه علم روز هفته نامه حیدرباباسالنهای نمایش تبریزاولین سالن تئاتر ایران در تبریز ساخته شدهاست. در حال حاضر تبریز دارای ۶ سالن تئاتر و ۷ سالن سینما و سالنهای سخنرانی متعدد است که مربوط به تشکیلاتهای مختلف از قبیل دانشگاهها ، برق منطقهای، آموزش و پرورش، پتروشیمی و ... میباشد.بهترین و بزرگترین سالن تئاتر ایران مربوط به تبریز و تالار شیر خورشید می شود.این تالار بزرگ و افتخار این سرزمین در سالهای پس از انقلاب جهت ساخت مصلی امام تخریب و آثاری از آن به جا نمانده است و پس از آن تئاتر در تبریز رکود چشم گیری داشته است که هم اکنون سه تئاتر در این شهر وجود دارد که برای شهر اولین ها یک هیچ به نظر می رسد. تبریز شهری است که بعد از تهران بیشترین نمایشگاهها در آن برگزار میشود و به شهر نمایشگاهی ملقب شدهاست.کتابخانههای تبریزکتابخانه مرکزی تبریزعلاوه بر کتابخانههای معتبر دانشگاهها، دانشکدهها و مراکز علمی پژوهشی و تشکیلات عدیده در تبریز کتابخانه عمومی در ساعات معین آماده ارائه خدمات به اهل ذوق و فرهنگ و اندیشه میباشد. شایان ذکر است استان آذربایجان شرقی دارای ۶۲ کتابخانهاست که کتابخانههای بعضی از شهرها از جمله ممقان از لحاظ بنا و خزانه قابل تأمل و تقدیر است. بزرگترین کتابخانه عمومی ایران بعد از کتابخانه مجلس در این شهر قرار دارد.فرودگاه بین المللی تبریزوجود فرودگاه بین المللی تبریز باعث گردیده که از شهر تبریز بتوان به کشورهای دیگر مسافرت کرد. پروازهای تبریز-استانبول ، تبریز-دبی ، تبریز-دمشق ، تبریز-اسپارتا ، تبریز-مدینه و تبریز- جده و پروازهای داخلی به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه به شهرهای تهران ، مشهد ، ماهشهر ، جزیره کیش ، عسلویه ، شیراز و بندرعباس انجام میگیرد. شرکتهای هواپیمایی ایران ایر و ایران ایرتور و ترکیش ایرلاین و سعودی ایرلاین و کاسپین ایرلاین و کیش ایر و ارم ایر و آسمان و ساها به این فرودگاه پرواز دارند. این فرودگاه دارای ترمینال پروازهای داخلی ، بین المللی و حج و تسهیلات گمرک، قرنطینه، رستوران و سالن غذاخوری وسالن cip برای مهمانان مخصوص می باشد به علاوه یک ساختمان مخصوص سرویس پذیرایی هواپیمایی ملی و ساختمان هواشناسی و موتورخانه نیز در آن بنا شدهاست.راه آهن تبریزاز خطوط بین المللی قطار راه آهن تبریز می توان به خط تبریز-نخجوان ، تبریز-وان ، تبریز-استانبول و تبریز-دمشق نیز اشاره کرد که مسافرین را از تبریز به این شهرها جابجا می کند و از خطوط داخلی قطار تبریز میتوان به تبریز-تهران ، تبریز- مشهد ، تبریز-مراغه ، تبریز-سلماس ، تبریز-جلفا و تبریز-شرفخانه اشاره کرد.هتلهای تبریزامروزه تبریز دارای ۱۴ هتل مجلل و مهمانسراهای متعدد است.هتل پارس شاهگلی ۵ ستاره (واقع در پارک شاه گلی) هتل تبریز ۴ ستاره (خیابان امام نرسیده به میدان دانشگاه) هتل دریا (خیابان راهآهن روبروی بیمارستان بابک) هتل آذربایجان (خیابان شریعتی شمالی) هتل سینا (میدان باغ گلستان) هتل قدس (درب گجیل) هتل مرمر (دروازه تهران) هتل ایران (خیابان راهآهن، جنب هتل دریا) هتل ارک (چهارراه شریعتی کوچه ارک) هتل مروارید (میدان گلستان) هتل پارک (خیابان امام) هتل نگین (ترمینال) هتل گسترش ۵ ستاره(چهارراه آبرسان)هتل شهریار ۵ ستاره (جاده شاه گلی)
اطلاعات جاهای دیدنی تبریز بزرگبقعه سید حمزهدر محله سرخاب در ثقه الاسلام قرار دارد . از این بنا باقی مانده است صحن نسبتاَ وسیع آن است. عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه ای استتعمیرات اساسی در 1279 ه.ق در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است. از سنگ های حجاری شده آن طاق مرمرین در ورودی بقعه را که در زمان صفویه کنده شده می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال 714 ه.ق می رسد . سید حمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسددر زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد در 1045 قمری سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله 1193 دوباره ویران شد و در 1208 تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است. در مدخل دهلیز و اندرون بقعه در طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برجاست. در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابراین یک مسجد حساب می شود نه یک بقعه.این بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است. سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد. در زمان تسلط عثمانی ویران شده در زمان شاه عباس تجدید بنا یافته.در زلزله های 1134 و 1193 دوباره ویران شده آخرین بار در 1342 قمری تعمیر شده است. اخیراً نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عون علی و زین علی در آنجاست.در کوچه علی سیاه پوش در خیابان منجم واقع شده است. جای تاریخ در سنگ نوشته ریخته و ناپیداست. ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است. تاریخ درگذشت وی معلوم نیست ولی احتمالاً در دهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است.در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروف ترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری.مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید. در سال های اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان در مقابر یاد شده انجام گرفته است.در محله دوه چی ( خیابان شمس تبریزی ) قرار دارد. این که سید ابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد. دلیل قانع کننده ای در دست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که: شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود. در زمان اوزون حسن در 870 وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد. الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم.مهم ترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است. به ابعاد 25/1× 70/3 تاریخ حجازی 1270 قمری است . در قاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی در اثر بی توجهی سلطان عثمانی آن را به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله در بقعه سید ابراهیم ماندگار شد.خانه کوزه کنانی ها که بعدها برای زنده نگهداری خاطرات نهفته در آن « خانه مشروطیت» نامیده شد. در سال 1247 شمسی توسط حاج مهدی کوزه کنانی ( ابوالمله ) بنا نهاده شد. به سبب موقعیت ویژه این خانه در جوار بازار قدیمی تبریز و مرکز بافت قدیم شهر و شور و علاقه بانی آن به نهضت مشروطه، این خانه به محل تجمع دوستداران مشروطه تبدیل گشته و تصمیمات بسیار مهمی در آن اتخاذ شده است.غیر از بار عظیم تاریخی، خانه مشروطیت از ویژگی های معماری ایرانی نیز بهره ها دارد و به همین لحاظ در سال 1354 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این خانه در محله قدیمی راسته کوچه تبریز واقع شده و هم اینک به عنوان مرکز اداری میراث فرهنگی استان از آن استفاده می شود و تعمیرات آن به طور مستمر ادامه دارد.از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد. این موزه در مساحتی قریب به 3000 متر مربع در سال 1341 مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر3 سالن نمایش 2300 قطعه شیء ثبت شده می باشد. آثار به نمایش گذاشته شده شامل اشیاء باستانی از دوران های مختلف تاریخی ، آثار مردم شناسی و آثار مشروطیت می باشد. این موزه در جنب مسجد کبود واقع شده استربع رشیدی که امروزه فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشیدالدین فضل الله، وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظایر آن بوده است.حدود200 قاری قران از کوفه و بصره و شام دایما" و به نوبت در این تاسیسات قرآن را تلاوت می کرده اند و 400 فقیه و 100 فقیه و 1000 طلبه در مدارس آن سکونت داشته و به کسب علم مشغول بوده اند .تعداد 50 پزشک حاذق از کشورهای مختلف در دارلشفای آن به معالجه بیماران اشتغال داشته اند. به این ترتیب معلوم می شود كه ربع رشیدی در زمان خود یك شهر علمی با كتابخانه ای حاوی هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمایشگاه های متعدد کشاورزی بوده که در این آزمایشگاهها انواع گیاهان دارویی کشت و تکثیر و آزمایش می شده است. پس از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله که در سال 718 هجری ق اتفاق افتاد دشمنان او هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام تاسیساتش ویران کرده و همه چیز را به غارت بردند. چهار پایه برج ویک پشته خاک و سنگ به جای مانده کنونی از آثار ربع رشیدی نیستند، بلکه پایه های برجهای قلعه ای هستند که در سال 1020 هجری قمری به امر شاه عباس، با تخریب و حمل مصالح ساختمانی بناهای عظیمی چون شنب غازان ، بقایای ربع رشیدی، قلعه ها و سراهای رومیان و قبور شعرا و عرفا و امرای مدفون در مقبره الشعرای سرخاب و دمشقیه آنها را بنا کرده انداز واپسین مشاهیری که در این مقبره دفن شدند، ثقة الاسلام شهید شهدای والامقام مشروطه در صدر مشروطیت و استاد سید محمد حسین شهریار شاعر بلند آوازه معاصر را می توان نام برد.معروف ترین آرمیدگان مقبرة الشعرا به شرح زیر می باشند:اسدی طوسی ، قطران تبریزی ، مجیر الدین بیلقانی ، خاقانی شیروانی، ظهیر الدین فارابی ، شاهپور نیشابوری ، شمس الدین سجاسی ، ذوالفقار شروانی ، همام تبریزی ، مغربی تبریزی، مانی شیرازی، لسانی شیرازی، شکیبی تبریزی، سید محمد حسین شهریارفرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری ( شهریور ماه 1286 هجری شمسی ) در بازارچه میرزا نصراله تبریزی واقع در چای کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را جهت ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شورع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربت می باشد. در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در محله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 شمسی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفعل از حافظ می گیردغم غریبی و غربت چو بر نمی تابمروم به شهر خود و شهریار خود باشمشهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس شهید سید حسن مدرس حاضر می شد.درسال 1303 وارد مدرسه طب می شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی به دیدار حق می شتابد. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می رود. شهریار شعر فارسی و آذری را با مهارت تمام می سراید و در سال های 1329 تا 1330 اثر جاودانه خود حیدر بابایه سلام را خلق و برای همیشه به یادگار می گذارد. منظومه حیدربابا تنها در جماهیر شوروی به 90 درصد زبان های موجود ترجمه و منتشر شده است. در تیر ماه 1331 مادرش دار فانی را وداع می کند. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از منسوبین خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد و مریم و هادی هستند. در حدود سال های 1346 شروع به نوشتن قرآن، به خط زیبای نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز موفق به خلق اثر ارزنده سهندیه در رمانتیک ترکی می گردد. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل های متعددی از شهریار به عمل می آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند و در سال 1357 شهریار با حرکت توفنده از انقلاب اسلامی همصدا شده و با اعتقاد راسخ و قلبی مالامال از عشق به امام خمینی (ره) دهه آخر عمر خود را سپری می کند. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل با شکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. استاد شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مؤمنان و ائمه اطهار علیه السلام به شاعر اهل بیت (ع) شهرت یافته. او پس از یک دوره بیماری در 27 شهریور ماه 1367 دار فانی را وداع و در مقبرة الشعراء به خاک سپرده شد.عمارت شهرداری تبریز در سال 1314 شمسی در محل گورستان متروک و مخروبه کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان ریاست شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار صفحه ای است که با طنین موزون زنگ هایش هر 15 دقیقه یک بار، گذشت زمان را به گوش مردم تبریز می رساند . نمای خارجی تالار شهرداری تبریز از سنگ تراشیده بوده ونقشه ساختمان آن با نمونه ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم مطابقت دارد.این بنا در وسط شهر تبریز و در میدانی موسوم به میدان ساعت واقع شده و در حال حاضر تمام امور عمرانی شهر و امور اداری شهرداری تبریز در این تالار و عمارت متمرکز است.شاه گلی ( استخر شاه ) سابق و ایل گلی ( استخر مردم ) فعلی از گردشگاه های زیبا و دلکش تبریز و ایران است که در جنوب شرقی تبریز، بر دامنه تپه ای واقع شده است.ایل گلی، استخری بزرگ است که مساحت آن 54675 متر مربع می باشد. در جنوب آن تپه ای است که آن را از بالا تا پایین همسطح استخر پله بندی کرده و نهر آبی از آن به طرف پایین روان است. از سمت جنوبی و از وسط استخر خیابانی کشیده شده که استخر را به صورت شبه جزیره ای درآورده است و در مرکز استخر، عمارت باشکوه دو طبقه ای ساخته شده است. در پیرامون استخر از روزگاران قدیم، درختان کهنسالی سر به هم آورده که انعکاس عکس آنها در آب، به زیبایی آن محوطه می افزاید. تمام تپه های جنوبی استخر به شکل بسیار زیبایی چمنکاری و گلکاری شده در روزهای گرم تابستان استراحتگاه مردم تبریز و مسافران سایر شهرها می باشد محلات قدیم تبریز عبارتند از:خیابان مارالان ، باغمیشه ، پل سنگی ، ششگلان ، سرخاب ، سید حمزه، شتربان، نوبر، مهادمهین، چرنداب، لیلاباد، اهراب، امیر خیز، ویجویه، چهارمنار، سنجران ، گجیل، قره اغاج، چست دوزان، درب سرد، کوچه باغ و.... امروز، شهر تبریز از جمله شهرهای پر تراکم با کوی ها و شهرک های تازه احداث و خیابان های متعدد است و هر روز به وسعت آن افزوده می گردد.بافت معماری شهری چون تبریز در واپسین زلزله ویرانگر آخرین شب سال 1193 درهم می ریزد و شهر به تلی از ویرانه ها مبدل می شود اما بناهای محتشمی چون ارک علیشاه، مسجود کبود، مسجد استاد شاگرد، بازار تبریز و ده ها بنای دیگر باز می مانند تا استواری تبریز را به اثبات رسانند. این ویرانی مصادف است با آغاز حکومت قاجار و آغاز معماری قاجار براساس تحقیق مهندسین مشاور عرصه به میراث فرهنگی آذربایجان شرقی. در آن زمان تبریز ولیعهد نشین به دروازه اصلی ارتباطات و فصل مشترک داخل و خارج کشور بدل می شود. در زمینه آجر کاری بناهای آن دوره به جرأت می توان تبریز را دروازه ورود و سپس بسط نوعی از آجر کاری در بناها دانست که نمونه های آن را در تهران و دیگر شهرها نیزمی توان جستجو می کرد.خانه های قدیمی تبریز که در ترکیب باهم، بافت دلپذیری را پدید آورده و مجموعه های با ارزشی را در اختیار می گذارد. براساس مصوبه 28/9/69 شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که شش شهر را مرکز اصلی فرهنگی – تاریخی کشور اعلام می کند اهمیت ویژه خود را به اثبات رسانده و از سوی مسئولین میراث فرهنگی استان مورد اقدام واقع می شوند به طوری که ظرف این مدت، اقدامات زیادی در جهت شناخت و معرفی این آثار صورت گرفته است. خانه مشروطیت احیاء شده و میراث فرهنگی استان در آن مستقر است. خانه شربت اوغلی به فرهنگسرای تبریز بدل گشته، خانه قدکی برای دانشکده معماری دانشگاه سهند اختصاص یافته و در جوار خود دو خانه قدیمی دیگر را به یک مجموعه دلپذیر علمی بدل کرده است.معماری خانه های قدیمی تبریز، معماری ایرانی بومی شده است. انطباق خارق العاده اقلیمی آن را کاملاً تبریزی می سازد. این معماری متفاوت با معماری کویری و دیگر نقاط است. سر در خانه های قدیمی تبریز مبین این ادعاست. به تعبیری خانه قدیمی از سر در آغاز می شود که تنوع آن در تبریز اعجاب آور است. این خانه ها اگرچه رو به درون دارند و دیوارهای بلند آنها را از بیرون جدا می سازد. دیوار بیرونی قاب بندی شده است و سر در نیز به بهترین شکل ممکن تزیین شده است تا عابر و گذرنده محترم داشته شود. اینک از آن خانه های پر احتشام 600 باب شناسایی شده و تخمین زده می شود که با کنکاش های رفته به 800 باب بالغ شود که بهترین آنها: خانه میرزا مهدی خان فراشباشی در محله« سرخاب قاپوسی» خانه شربت زادگان در سرخاب قاپوسی. خانه حیدرزاده در کوچه پشت ساعت شهرداری. خانه حاج محمد آقا حبشی در کوچه صدر، خانه دکتر گنجه زاده، در مقصودیه ، خانه میرزا محمد حسین مجتهد در پشت استانداری، خانه میرزا حسین واعظ در شریعتی جنوبی، خانه مستشارالدوله، کوچه امام جمعه، خانه دکتر فرزام در مقصودیه، خانه امیر نظام گروسی در ششگلان، خانه تاجر باشی در کوچه صدر، خانه سلطان القرانی در شتربان و ... دیگر خانه های قدیمی تبریز.پل آجی چای، تنها گذرگاه قدیمی ایران و بخشی از دنیای مشرق زمین به دنیای غرب، در شمال غرب تبریز بر روی تلخه رود واقع شده است. این پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر هموار بر اثر طغیان های تلخه رود و عوامل انسانی تخریب و بازسازی شده است. نام این پل را اولین بار در متون صفویه زمان شاه اسماعیل اول در سفرنامه و نیزیان می بینیم. اینک در پشت این پل سرریزی احداث شده است که منظره دل انگیزی به وجود آورده است. با عبور از کنار این پل قدیمی پایگاه دوم شکاری تبریز را در پیش رو داریم و در جنب آن فرودگاه تبریز قرار گرفته است.از دیگر پل های کهن وسط شهر که برروی مهر آنرود برپا شده اند. پل سنگی، پل قاری، پل صاحب الامر، پل منجم و ... را می توان نام برد که بین این پل قاری که به پاچراغ نیز مشهور است با سر ستون های کله قوچی خود و چراغ های قدیمی اش زیبایی خاطره انگیزی به همراه دارد. از لحاظ بنا نیز پل های یاد شده با سه یا چهار دهنده طاقی و شیوه کهنی را دارند.اگه از سمت اتوبان زنجان برید بین راه کوه هایی فوق العاده بانمک و فانتزی رو میبینید که ادم رو یاد کارتون ها می اندازه(پس حتما این مسیر رو در روز برید) ۲-وارد شهر که می شوید اگر اصلا ترکی بلد نباشید حس میکنید نه داخل یه شهر غریبه بلکه به یه کشور دیگه رفتید چون با زبان فارسی میونه خوبی ندارن۳-تبریز شهر زیرگذر ها و رو گذر هاست. البته در مقایسه با تهران هم تعدادشون خیلی کمتره هم اندازشون اما چیزی که جلب توجه میکنه تعداد زیاد اون ها نسبت به تعداد خیابون های شهر است که نبودن تابلو های راهنمای شهری باعث میشه واسه پیدا کردن مسیر هم گیج بشید هم گم ۴-اکثر جاهای تاریخی شهر نزدیک به هم و نزدیک به عمارت شهرداری(که کاملا طرحی اروپایی و ساعتی زیبا داره) تبریز است که این نزدیکی برای مسافرا خیلی خوبه5-شاه گلی(ایل گلی) از جاهای دیدنی شهر هست که از مرکز شهر فاصله داره اما حتما به ۱بار دیدنش می ارزه6-پل کابلی تبریز به نام پل شهرداری با نور پردازی مخصوصی که داره به نظرم اگه شب یه گذری از کنارش داشته باشید هم جالبه۷-در کل تبریز شهر تمیز ،خوش ساخت و قشنگ و با مردمانی زیبا و با کلاس مخصوص به خودشون هست که رفتن به این شهر و دیدنش می ارزه۸-جاهای دیدنی شهر و بیرون شهر زیاده که جای توضیحش اینجا نیست اما دیدن دهکده کندوان که خونه هاشون کاملا در درون کوه و بدون استفاده از هیچ نوع مصالح دیگریست . آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران بهشمار میرود و به دلیل صنعتیبودن، یکی از مهمترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب میشود.[۸][۱۰]پس از بهرهبرداری از آزادراه نبیاکرم، میزان مسافرپذیری تبریز روبه افزایش نهاد و این شهر پس از مشهد بهعنوان دومین شهر مسافرپذیر کشور مطرح گردید.[۱۱] بهجهت ریشهکنی تکدیگری از تبریز، این شهر بهعنوان شهر بدون گدا شناخته میشود.[۱۲]شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهیالیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفتهاست. این شهر از سمت شمال به کوههای پکهچین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوههای باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنههای کوه سهند محدود شدهاست.[۵][۱۳][۱] آب و هوای تبریز در زمستانها بسیار سرد و در تابستانها خشک و گرم است؛[۱۴] اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغهای زیادی در پیرامون شهر تعدیل میگردد.[۲]نام تبریز در کتابها و اسناد تاریخی تحت نامهای مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیدهاست. این شهر در طول تاریخ بارها ویران و تجدیدبنا شدهاست. بنای تبریز به دوران اشکانی و ساسانی برمیگردد؛ البته در آغاز دوران اسلامی روستای کوچکی بیش نبودهاست.[۲] این شهر در طول حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسید.[۱] اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بودهاست.[۱۵] شهر تبریز در سدههای گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمینلرزههای مهلک بودهاست.[۲] این شهر پایتخت آققویونلوها و قراقویونلوها، نخستین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه برعلیه استبداد محمدعلی شاه بودهاست.[۱۵][۱۶]شهر تبریز نخستین پایتخت جهان تشیع بوده[۱۷] و به سبب موقعیت مناسب خود، در گذشته از مراکز تجاری منطقه بهشمار میرفته[۱۸] و امروزه نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب میشود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزهکردن ایران داشتهاست. مردمان تبریز هماکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم مینمایند؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان میدهد که پیشتر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم میشدهاست چشمانداز شهر تبریز از فراز کوه عون بن علی.شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهیالیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفتهاست. این شهر از سمت شمال به کوههای پکهچین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوههای گوزنی و باباباغی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنههای کوه سهند محدود شدهاست.[۵][۱۳][۱]شهر تبریز از سمت شمال، جنوب و شرق به کوهستان و از سمت غرب به زمینهای هموار و شورهزارهای تلخهرود محدود شده و بهشکل یک چالهٔ نسبتاً بزرگ و یا یک جلگهٔ بینکوهی درآمدهاست. ارتفاع این شهر از سطح دریا بین ۱۳۵۰ متر تا ۱۵۵۰ متر در نقاط مختلف آن متغیر بوده و شیب عمومی زمینهای تبریز بهسمت مرکز شهر و سپس بهسمت مغرب میباشد.[۱]مساحت شهر تبریز در بین سالهای ۱۲۸۰ تا ۱۳۶۵ خورشیدی، حدود ۲۰ برابر افزایش پیدا کردهاست. برپایهٔ آمار موجود، مساحت این شهر از حدود ۷ کیلومتر مربع در سال ۱۲۸۰ خورشیدی به ۱۷٫۷ کیلومتر مربع در سال ۱۳۳۵ خورشیدی، ۴۵٫۸ کیلومتر مربع در سال ۱۳۵۵ خورشیدی و ۱۴۰ کیلومتر مربع در سال ۱۳۶۵ خورشیدی رسیدهاست.[۱]مسافت جادهای بین تبریز تا اردبیل ۲۱۹ کیلومتر، تا زنجان ۲۸۰ کیلومتر، تا ارومیه ۳۰۸ کیلومتر و تا تهران ۵۹۹ کیلومتر است.[۳۶]رودخانههااز داخل شهر تبریز دو رودخانه عبور میکنند؛ اولی تلخهرود که از ناحیهٔ شمال غربی این شهر میگذرد و رودخانهای دایمی محسوب میشود و دومی مهرانرود که از مرکز تبریز عبور میکند و رودخانهای فصلی بهشمار میرود.[۱]تلخهرود (آجیچای) آب رودخانهٔ تلخهرود به دلیل عبور از زمینهای گچی و نمکی، تلخ و شور است و برای استفاده در زمینهای کشاورزی مناسب نمیباشد. این رودخانه که از دامنههای جنوبی کوه سبلان سرچشمه میگیرد، پس از عبور از جلگهٔ سراب و پیوستن چندین شعبه از دامنههای قوشهداغ در شمال و بزقوش و سهند در جنوب به آن، وارد جلگهٔ تبریز میشود و در امتداد جادهٔ تبریز-آذرشهر، بهسمت جنوب غرب جریان پیدا میکند و در اطراف گوگان به دریاچهٔ ارومیه میریزد. میانگین آبدهی تلخهرود در ایستگاه اندازهگیری ونیار در شمال شرق تبریز، ۱۲٫۵ تا ۱۵ متر مکعب در ثانیهاست.[۱]مهرانرود (قوریچای) رودخانهٔ مهرانرود.رودخانهٔ مهرانرود نسبت به رودخانهٔ تلخهرود از میزان آبدهی کمتری برخوردار است و در بیشتر ماههای سال کمآب و در برخی ماههای گرم، خشک میشود. این رودخانه از کوه سهند سرچشمه گرفته و با عبور از درهٔ لیقوان به شهر باسمنج در جنوب شرق تبریز میرسد؛ سپس در مسیر خود با پیوستن به رودخانههای فصلی و فرعی متعدد، بر آب آن افزوده میگردد و از سمت شرق تبریز، وارد این شهر میشود. مهرانرود پس از ورود به تبریز از محلههای باغمیشه، بیلانکوه، پلسنگی، ششگلان، راستهکوچه و امیرخیز با جهت شرقی-غربی، با عرض ۳۰ متر و عمق ۴ متر عبور میکند و سرانجام از محلهٔ چوستدوزان وارد زمینهای کشاورزی محلههای حجتی و ستارخان شده و پس از آن در ناحیهٔ شمال غربی تبریز و در پیرامون فرودگاه این شهر به تلخهرود میپیوندد.[۱]آب و هوا نقشهٔ آب و هوایی ایران؛ شهر تبریز در شمال غرب کشور قرار گرفته و آب و هوای آن مدیترانهای همراه با باران بهارهاست.آب و هوای تبریز استپی خشک با زمستان بسیار سرد است. این سردسیری تأثیرپذیرفته از ارتفاع بالا و توپوگرافی کوهستانی منطقهٔ تبریز است. میانگین دما در تیرماه (گرمترین ماه سال) ۲۵٫۴ درجهٔ سانتیگراد، در دیماه (سردترین ماه سال) ۲٫۵- درجهٔ سانتیگراد، در فروردینماه ۱۰٫۵ درجهٔ سانتیگراد و در مهرماه ۱۴٫۱ درجهٔ سانتیگراد میباشد و میانگین سالانهٔ دما ۱۱٫۹ درجهٔ سانتیگراد است. تعداد روزهای یخبندان در طول سال بهطور متوسط ۱۰۸٫۲ روز است که عموماً از اواخر پاییز تا اواخر زمستان را دربر میگیرد.[۱] آب و هوای تبریز در تابستانها خشک و گرم است؛[۱۴] اگرچه حرارت بهدلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغهای زیادی در پیرامون شهر تعدیل میگردد.[۲]میانگین بارندگی سالیانهٔ شهر تبریز ۳۳۰٫۱ میلیمتر بوده و معمولاً در طول فصل تابستان بارندگی کمتر میباشد. میانگین بارش در زمستان ۱۱۳٫۳ میلیمتر (بیشتر بهصورت برف)، در بهار ۱۲۱٫۸ میلیمتر، در تابستان ۲۰٫۷ میلیمتر و در پاییز ۷۴٫۳ میلیمتر است. نوسان بارندگی سالانه از ۵۱۳٫۳ میلیمتر در سالهای پربارش تا حداقل ۱۹۲٫۴ میلیمتر در سالهای کمبارش گزارش شده که خطر سالهای سیلابی و خشکسالی روشن میگردد. گزارشهای تاریخی از دوران مغول تا سدهٔ حاضر بیانگر خسارتهای عمدهای است که سیلابهای سنگین -که عموماً در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق میافتند- به شهر وارد کردهاند.[۱] آب و هوای تبریز ژانویه فوریه مارس آوریل مـــــه ژوئـن ژوئیـه آگوست سپتامبر اکتبـر نوامبر دسامبر سـال گرمترینC° ۱۲ ۱۷ ۲۲ ۲۷ ۳۳ ۳۸ ۳۸ ۴۰ ۳۵ ۲۸ ۲۶ ۱۷ ۴۰ میانگینگرمترینهاC° ۰ ۲ ۸ ۱۶ ۲۱ ۲۷ ۳۱ ۳۱ ۲۶ ۱۹ ۱۰ ۳ ۱۷ میانگینسردترینهاC° -۶ -۳ ۱ ۷ ۱۱ ۱۷ ۲۱ ۲۱ ۱۶ ۱۰ ۲ -۱ ۸ سردترینC° -۱۶ -۱۷ -۱۱ -۲ ۰ ۷ ۱۲ ۱۰ ۱ -۲ -۸ -۱۵ -۱۷ بارشmm ۲۰ ۲۰ ۶۰ ۶۰ ۴۰ ۲۰ ۰ ۰ ۱۰ ۳۰ ۲۰ ۳۰ ۳۶۰ زمینلرزهها مقايسهٔ نسبی ميزان خطر زمینلرزه در نقاط مختلف ايران؛ نقاط قرمزتر نقاطی هستند که شتاب حداکثر جنبش زمين در آنها بيشتر است.شهر تبریز در ناحیهای زلزلهخیز واقع شده[۱۴] و در طول تاریخ بارها با خاک یکسان گشتهاست. جنبش و حرکت خفیف بهصورت روزانه در تبریز اتفاق میافتد. مهیبترین زمینلرزهای که تا بهحال تبریز شاهد آن بوده، در سال ۱۱۵۸ خورشیدی (۱۷۸۰ میلادی) روی دادهاست.[۲][۱۸]به گفتهٔ سرپرست امور زلزلهشناسی سازمان انرژی اتمی ایران، دلیل وقوع زمینلرزههای بزرگ و مخرب در تبریز و نواحی دیگر مانند رشتهکوههای البرز و زاگرس، قرارگرفتن آنها در مسیر کمربند آلپاید میباشد؛ مسیر این کمربند از میانهٔ اقیانوس اطلس شروع شده و پس از عبور از دریای مدیترانه، شمال ترکیه، ایران، هند، چین و جزایر فیلیپین، به کمربند دیگری که اقیانوس آرام را دور میزند، متصل میشود.از جمله گسلههای بارز آذربایجان، «گسلهٔ شمال تبریز» است. این گسله که به موازات جادهٔ اصلی تبریز–بستانآباد امتداد یافته، مسبب زمینلرزهٔ سال ۱۷۲۱ میلادی با شدت ۷٫۶ درجهٔ ریشتر میباشد. هرچند این گسله در سدهٔ حاضر فعالیت مشخصی نداشتهاست؛ ولی شواهدی مبنی بر امکان تجدید حرکت آن وجود دارد. اطلاعات آماری نیز نشان میدهد که دورهٔ بازگشت زمینلرزههای شدید و مخرب در تبریز میتواند تا حدود ۲۶۰ سال نیز برسد.[۳۸]تعدادی از تاریخهای مهم وقوع زمینلرزه در تبریز در زیر فهرست شدهاند: در سال ۲۴۴ هجری قمری و در زمان حکومت متوکل -خلیفهٔ عباسی- تبریز با خاک یکسان شد و تا پیش از پایان حکومت متوکل دوباره بازسازی گردید.[۲] در سال ۴۳۴ هجری قمری تبریز از زمینلرزه سخت آسیب دید. منجمی بهنام «ابوطاهر شیرازی» نیز این زمینلرزه را پیشبینی کردهبود.[۲] در سفرنامهای که از ناصر خسرو برجای مانده، به این زمینلرزه اشاره شدهاست:[۳۹] «مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیدهبود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند. و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست. پیش من آمد دیوان منحیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.» قطران تبریزی زمینلرزهٔ سال ۴۳۴ را چنین توصیف میکند:[۱۸] مشاهدهٔ شعر خدا به مردم تبریز برفکند فنا فلک به نعمت تبریز برگماشت زوال فراز گشت نشیب و نشیب گشت فراز رمال گشت جبال و جبال گشت رمال دریده گشت زمین و خمیده گشت نبات دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال بسا سرای که بامش همی بسود فلک بسا درخت که شاخش همی بسود هلال کز آن درخت نمانده کنون مگر آثار وز آن سرای نمانده کنون مگر اطلال کسی که رستهشد از مویه گشتهبود چو مو کسی که جستهشد از ناله گشتهبود چو نال یکی نبود که گوید به دیگری که مموی یکی نبود که گوید به دیگری که منال همی بدیده بدیدم چو روز رستاخیز ز پیش رایت مهدی و فتنهٔ دجال کمال دور کناد ایزد از جمال جهان کمی رسد به جمالی کجا گرفت کمال در سال ۱۱۵۸ خورشیدی زمینلرزه خسارتهای عمدهای به شهر تبریز وارد کرد
مردمزبان توزيع جغرافيايی مناطقی که در آنها به زبان ترکی آذربایجانی سخن گفته میشود.زبان امروزی مردم شهر تبریز به ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، آذربایجانی و آذری معروف است.[۴۰] همچنین در کتاب «حدایقالسیاحه»، زینالعابدین شیروانی (معاصر فتحعلی شاه و محمد شاه) نیز تأیید میکند که ساکنین تبریز به این زبان سخن میگویند.[۱۹]پیش از ورود زبان ترکی به منطقه، مردم تبریز به زبان آذری سخن میگفتند که تا حدود سدهٔ یازدهم هجری در آذربایجان رایج بود.[۱] زبان آذری از زبانهای ایرانی و نزدیک به گویشهای جنوب دریای خزر[۲] و تاتی بودهاست. مسعودی که به سال ۳۱۴ هجری از تبریز دیدار کرده، از میان زبانهای رایج در این شهر، زبانهای پهلوی، دری و آذری را ذکر نمودهاست.[۴۱] یاقوت حموی به ابوزکریای تبریزی (شاگرد ابوالعلای مصری) اشاره میکند که به یک لهجهٔ محلی ایرانی تکلم میکردهاست.[۲۰]در رسالهای از مولانا روحی انارجانی بهنام «اصطلاحات و عبارات اناث و اعیان و اجلاف تبریز» مربوط به آغاز سدهٔ یازدهم هجری، بخشی به زبان آذری نوشته شده و این مینمایاند که تا زمان سلطان محمد خدابنده و حمزه میرزای صفوی، هنوز زبان آذری در تبریز رواج داشتهاست.[۴۲]محمدجواد مشکور در کتاب «نظری به تاریخ آذربایجان» مینویسد: «زمانی که بهسال ۴۸۸ ق. (۴۷۴ خ.) ناصر خسرو با قطران در تبریز ملاقات میکند، مردم به زبان پهلوی آذری سخن میگفتهاند؛ ولی به فارسی دری نمیتوانستهاند سخن بگویند؛ البته تمام مکاتبات خود را به فارسی دری مینوشتهاند.[۴۳]فرهنگاز نظر شعر، ادب، هنر، خطاطی، تاریخ، سیاست، فقه، تفسیر و فلسفه مشاهیر زیادی از این شهر برخاستهاند. از جملهٔ مشاهیری که تا عصر حاضر در تبریز زاده شدهاند، میتوان به نظامالدین تبریزی فقیه شافعی سدهٔ هشتم، قطران تبریزی شاعر پارسیگوی سدهٔ پنجم، خطیب تبریزی عالم ادبیات عرب و نویسندهٔ دیوان حماسه در سدهٔ پنجم و اوایل سدهٔ ششم، تاجالدین تبریزی مفسر شافعی سدهٔ هشتم، ملا قاسم انوار عارف و شاعر سدهٔ نهم، ملا رجبعلی تبریزی حکیم و عارف سدهٔ یازدهم، بدیعالزمان تبریزی خوشنویس و شاعر سدهٔ یازدهم، سید محمدحسین طباطبایی مفسر و فیلسوف، شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب الغدیر، سید حسن تقیزاده سیاستمدار و محقق، سید احمد کسروی مورخ، محسن هشترودی ریاضیدان، حسین کاظمزاده ایرانشهر نویسنده و سید محمدحسین شهریارذهب کلیسای کاتولیکها در مرکز شهر تبریز.اکثریت مردم تبریز مسلمان و پیرو مذهب شیعهٔ دوازدهامامی میباشند. هرچند اقلیتی از مسیحیان ارمنی با ۱٬۰۹۷ نفر، آشوری با ۵۰۳ نفر، زرتشتی با ۲۶ نفر، سایر مسیحیان با ۱۷ نفر و کلیمی با ۵ نفر جمعیت نیز در این شهر سکونت دارند.[۴۵]ارامنهٔ تبریز که بیشترین اقلیت ساکن این شهر را تشکیل میدهند، در طی نسلکشی ارامنه که توسط امپراتوری عثمانی و همزمان با جنگ جهانی اول صورت گرفت، به تبریز و دیگر نقاط آذربایجان پناه برده و در این منطقه ساکن شدند. مذهب ارامنهٔ تبریز «گریگوری» میباشد که یکی از مذاهب کهن آیین مسیحیت محسوب میشود.[۴۶]جمعیت تغییرات جمعیت تبریز بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ خورشیدی.در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی صورت پذیرفت، شهر تبریز دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵ خورشیدی، این شهر پس از تهران، اصفهان و مشهد، جایگاه چهارم را در بین شهرهای ایران به خود اختصاص داد. در سرشماری سال ۱۳۵۵ خورشیدی، تبریز پس از تهران، مشهد و اصفهان چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آخرین سرشماری رسمی که در سال ۱۳۸۵ انجام پذیرفته، همین جایگاه را داشتهاست.[۴۷]برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت شهر تبریز در این سال بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر بوده که از این تعداد، ۷۰۲٬۲۷۱ نفر مرد و ۶۷۶٬۶۶۴ نفر زن بودهاند؛ همچنین تعداد خانوارهای ساکن این شهر، ۳۷۸٬۳۲۹ خانوار بودهاست.[۳]تبریز به سبب مرکزیت اقتصادی، صنعتی، اداری و اعتبار بینالمللی، مهاجرپذیرترین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب میگردد. اخیراً شهر جدید سهند در ۲۴ کیلومتری جنوب غرب تبریز و در جادهٔ تبریز-آذرشهر در دست ساخت است که برای جذب سرریز جمعیتی این شهر ساخته میشود تا کانون جدیدی برای جمعیت و اشتغال ایجاد شود و توسعهٔ شهری تضمین گردد.مسجدهای تاریخی مسجد کبود.برطبق نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان مختلف، در دورههای گوناگون شهر تبریز بیش از یکصد و پنجاه تا سیصد باب مسجد را در خود جای داده بودهاست.[۵۱] بسیاری از این مسجدها در اثر جنگها و زمینلرزههای گوناگون از میان رفتهاند و اکنون تنها چند مسجد تاریخی متعلق به سدههای پیش در این شهر پابرجا ماندهاست. از مهمترین مسجدهای تاریخی تبریز میتوان به مسجد استاد و شاگرد، مسجد اسماعیل خالهاوغلی، مسجد ثقةالاسلام، مسجد جامع، مسجد حاج صفرعلی حجتالاسلام، مسجد حسنپادشاه، مسجد خزینه، مسجد دالذال، مسجد سیدالمحققین، مسجد شاهتهماسب، مسجد شاهزاده، مسجد صادقیه، مسجد ظهیریه، مسجد علیشاه، مسجد کاظمیه، مسجد کبود، مسجد مجتهد، مسجد مقبره، مسجد ملاباشی، مسجد میرزاصادقآقا و مسجد میرزامهدی قاری اشاره کرد.[۵۲]خانههای تاریخینوشتار اصلی: خانههای تاریخی تبریزتاکنون بیش از ۶۰۰ باب خانهٔ تاریخی در سطح شهر تبریز شناسایی شدهاست. تمام بناهای تاریخی و دیدنی موجود در شهر تبریز در آخرین شب سال ۱۱۹۳ هجری و در آغاز دورهٔ قاجاریه، براثر وقوع زمینلرزهای هولناک تخریب شدند و این شهر به ویرانهای تبدیل گشت. در سالهای اخیر تعدادی از خانههای تاریخی تبریز ترمیم شدهاست. برای نمونه خانهٔ کوزهکنانی به موزهٔ مشروطه، خانهٔ شربتاوغلی به فرهنگسرای تبریز و خانهٔ قدکی، خانهٔ گنجهایزاده و خانهٔ بهنام به مجموعهٔ دانشکدهٔ معماری تبدیل شدهاست. درحال حاضر نیز بسیاری از این خانهها درحال احیا و ترمیم هستند و پس از ترمیم به موزه و یا سایر مراکز فرهنگی تبدیل خواهند شد.[۵۳]سراسرنمای خانهٔ امیرنظام.سیاستاستاندارینوشتار اصلی: کاخ استانداری آذربایجان شرقی کاخ استانداری آذربایجان شرقی.شهر تبریز از آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه در سال ۱۲۲۸ خورشیدی تا صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، ولیعهدنشین بود. در این دوره ولیعهدان که از نزدیکان پادشاهان قاجار بودند، فرمانروایی تبریز و کل آذربایجان را برعهده داشتند.[۵۴]پس از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ خورشیدی تا کودتای رضا شاه در سال ۱۲۹۹ خورشیدی، دولت روسیه حاکمان این استان را تعیین مینمود. در دورهٔ پهلوی نیز بیشتر استانداران آذربایجان شرقی یا از جانب دولتهای بیگانه نظیر آمریکا، انگستان و روسیه به این سمت منصوب میشدند و یا از طرفداران این دولتها بودند.[۵۴]شهرداری کاخ شهرداری تبریز.شهرداری تبریز نخستین نهاد شهرداری در سطح ایران است که در اوایل تأسیس باعنوان «بلدیه» شناخته میشد. قاسمخان امیرتومان (والی) از دانشآموختگان دانشگاه سنسیر فرانسه نیز نخستین شهردار این شهر بود که چاپخانهٔ سربی، چراغ برق، تراموا و تلفن را برای نخستینبار در سطح کشور در تبریز دایر نمود.[۵۵]بنای کاخ شهرداری تبریز در سال ۱۳۱۴ خورشیدی توسط حاج ارفعالملک جلیلی شهردار وقت این شهر بنیان نهاده شد که از جملهٔ عمارتهای تاریخی و مستحکم تبریز بهشمار میرود.[۵۵]مشکلات شهریآلودگی هواشهر تبریز دومین شهر آلودهٔ ایران است و میزان آلودگی هوا در این شهر روزبهروز افزایش یافته و شدیدتر میشود. مهمترین علت آلودگی هوای تبریز، حمل و نقل درونشهری است و وجود صنایع بزرگ و مادر در پیرامون شهر نیز از دیگر عوامل تأثیرگذار بر آلودگی هوای این شهر بهشمار میرود.[۵۶]براساس یک طرح آمارگیری که در سال ۱۳۷۹ خورشیدی صورت گرفت، روزانه در سطح شهر تبریز ۵۵۸٫۱۶۷۱ تن مواد آلودهکننده تولید میشود که از این مقدار منابع بزرگ صنعتی ۲۸۶٫۱۰۰۱ تن، وسایط نقلیهٔ موتوری ۲۰۱٫۶۵۴ تن و فرآوردههای نفتی مصرفی در اماکن تجاری، صنعتی و مسکونی ۷٫۱۶ تن را شامل میشوند.[۵۷]حاشیهنشینیدر اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی و پس از وقوع انقلاب سفید، بهدلیل ایجاد کارخانجات متعدد صنعتی در شهر تبریز، افراد بیکار ساکن شهرها و روستاهای اطراف، بهدنبال یافتن شغل در این مراکز و اقامت در این شهر، بهسمت تبریز سرازیر شدند. حاشیهنشینان در مدت کوتاهی برای خود خانهای میساختند و در این خانهها ساکن میشدند. خانههای آنان از ابتداییترین امکانات رفاهی همچون آب، برق، گاز و تلفن بیبهره بود. گسترش این امر باعث ایجاد محلههای بزرگ حاشیهنشین در پیرامون شهر تبریز شد و در طی چندسال، چهرهٔ این شهر را تغییر داده و آن را با مشکلات متعددی روبهرو کرد.[۵۸]امروزه شهر تبریز در حدود ۴۰۰٬۰۰۰ نفر حاشیهنشین را در خود جای دادهاست. حاشیهنشینان بهطور عمده در مناطق حاشیهای شمال، شمال غرب و جنوب این شهر ساکن شدهاند که از میان این مناطق میتوان محلههای آخماقیه، حافظ، خلیلآباد، داداشآباد، سیلاب، طالقانی، عباسی، کشتارگاه، لاله، مارالان، منبع و یوسفآباد را نام برد که حدود ۳۰ کیلومتر مربع از مساحت تبریز را اشغال کرده است. فرودگاه بینالمللینوشتار اصلی: فرودگاه بینالمللی تبریزفرودگاه بینالمللی تبریز در سال ۱۳۲۶ خورشیدی تأسیس شد و فعالیتهای خود را بهطور رسمی از سال ۱۳۳۸ خورشیدی آغاز نمود. این فرودگاه در سال ۱۳۷۰ خورشیدی به فرودگاه بینالمللی ارتقا یافت و در سال ۱۳۷۸ خورشیدی بهعنوان یکی از فرودگاههای آسمانباز ایران شناخته شد.[۷۹]پروازهای خارجی فرودگاه بینالمللی تبریز شامل پروازهای تبریز-ازمیر، تبریز-اسپارتا، تبریز-استانبول، تبریز-بغداد، تبریز-جده، تبریز-دبی، تبریز-دمشق و تبریز-مدینه است. پروازهای داخلی نیز به صورت هفتگی و روزانه از این فرودگاه انجام میپذیرد که شامل پروازهای تبریز-اصفهان، تبریز-اهواز، تبریز-بندرعباس، تبریز-تهران، تبریز-رشت، تبریز-شیراز، تبریز-عسلویه، تبریز-کیش، تبریز-ماهشهر و تبریز-مشهد میباشد. همچنین شرکتهای هواپیمایی آسمان، ارم، ایران، ایران ایرتورز، تابان، ترکیه، فارس قشم، کاسپین، کیش و نفت به فرودگاه بینالمللی تبریز پرواز دارند.[۸۰]راهآهننوشتار اصلی: ایستگاه راهآهن تبریز تندیس تراموای تبریز.کارهای ساختمانی راهآهن تبریز از سال ۱۲۹۱ در محور تبریز-جلفا و صوفیان-رازی (در مرز ترکیه) شروع و در سال ۱۲۹۵ محور تبریز-جلفا با ۱۴۹ کیلومتر مورد بهرهبرداری قرار گرفت. دومین خطی که پس از تکمیل راهآهن سراسری اقدام به ساخت آن گردید، خط تهران-تبریز بود که ساخت این خط در روز ۱۸ آبان ۱۳۱۷ از تهران شروع و در روز ۱۴ آبان ۱۳۲۱ ساختمان و ریلگذاری آن تا میانه خاتمه یافت و بلافاصله بهرهبرداری از آن آغاز شد.[۸۱] تنها خط بینالمللی راهآهن تبریز، خط تبریز-نخجوان میباشد. از خطوط داخلی راهآهن تبریز میتوان به خطوط تبریز-تهران، تبریز-مشهد و تبریز-سلماس اشاره کرد.[۸۲]پایانه مسافربری پایانهٔ مسافربری تبریز.پایانهٔ مسافربری تبریز، نخستین پایانهٔ مسافربری در سطح ایران است که در سال ۱۳۲۸ خورشیدی طرح احداث آن مطرح شد و از سال ۱۳۴۷ خورشیدی عملیات اجرایی آن شروع شده و سرانجام در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به بهرهبرداری رسید. سازمان پایانههای مسافربری تبریز نیز در سال ۱۳۷۴ خورشیدی تأسیس شدهاست.[۸۳]پیش از احداث پایانهٔ مسافربری تبریز، حمل و نقل برونشهری این شهر از طریق گاراژهای موجود در خیابانهای امام خمینی، تربیت و فردوسی صورت میگرفت. بهجهت مشکلاتی که گاراژداران با آن مواجه بودند، شهربانی وقت تبریز تمامی این گاراژها را به مکانی در جنوب کوی ولیعصر منتقل نمود. به دلیل دوربودن این منطقه از مرکز شهر تبریز، یک تعاونی خصوصی با همیاری اتوبوسداران تأسیس شد و در همین راستا، نخستین پایانهٔ مسافربری شهر تبریز در مقابل باغ گلستان احداث گردید.[۸۳]پس از احداث پایانهٔ مسافربری تبریز، نخستین اتوبوس مسافربری از طریق آن به مقصد مراغه در تاریخ ۲۹ دی ۱۳۵۲ خورشیدی حرکت نمود. پس از این تاریخ رفتهرفته این پایانه به اکثر شهرهای داخل و خارج استان سرویسدهی داد. در سال ۱۳۷۴ خورشیدی پایانهٔ مسافربری تبریز به مکانی در حاشیهٔ بزرگراه شهید کسایی منتقل شد و پایانهٔ مسافربری جدید این شهر در این مکان احداث گردید.[۸۳]قطار شهرینوشتار اصلی: متروی تبریز ایستگاه ایلگلی متروی تبریز.عملیات اجرایی قطارشهری تبریز از سال ۱۳۸۰ آغاز شدهاست. متروی تبریز در پنج مسیر ساخته میشود که پس از تهران بیشترین تعداد خطوط مترو در ایران را دارا است. چهار خط این راهآهن داخلی و یک خط آن خارج از حومهاست. براساس برنامهریزی انجامشده، مسیر اول بهطول ۱۸ کیلومتر از میدان ایلگلی تا کوی لاله و مسیر دوم بهطول ۲۷ کیلومتر از دانشگاه آزاد اسلامی تا قراملک خواهد بود. خط خارج از حومه (مسیر پنجم) نیز بهطول ۲۰ کیلومتر از شهر جدید سهند تا تبریز خواهد بود. پیشبینی میشود قطارشهری تبریز قادر به جابهجایی ۳۰٬۰۰۰ نفر به وسیلهٔ ۳۰ قطار در هر ساعت و در هر جهت از مسیرهای پنجگانه باشد.[۸۴]سامانه اتوبوس تندرو یکی از ایستگاههای سامانهٔ اتوبوس تندرو تبریز.سامانهٔ اتوبوس تندرو پس از تهران در تبریز به اجرا درآمدهاست. محدودهٔ تردد این سامانه از میدان بسیج (در شرق شهر) تا میدان راهآهن (در غرب شهر) میباشد که بهطور کلی مسافتی حدود ۱۸ کیلومتر را شامل میشود. سامانهٔ اتوبوس تندرو در مسیر خود از خیابان امام خمینی -که خیابان اصلی شهر تبریز محسوب میگردد- عبور میکند و هدف از آن کاهش ترافیک ایجادشده توسط خودروهای شخصی در سطح این خیابان است؛ چراکه خیابان امام خمینی یکی از پرترافیکترین خیابانهای این شهر بهشمار میرود.[۸۵]اتوبوسهای تندرو به امکاناتی نظیر سیستمهای اطلاعرسانی، تابلوهای متغیر، نمایشگر اعلام مسیر، کولر و دیگر امکانات رفاهی مجهز شدهاند. همچنین با نصب دستگاههای جیپیاس در این اتوبوسها، امکان ردیابی آنها در هرلحظه از طریق مانیتورهای نصبشده در ایستگاهها برای مسافران فراهم شدهاست. هماکنون ۵۰ دستگاه اتوبوس تندرو در خطوط معینشده و در فاصلهٔ زمانی کمتر از پنج دقیقه از ایستگاههای اتوبوس عبور میکنند.[۸۵]تاکسیرانیسازمان تاکسیرانی تبریز ۱۵٬۰۰۰ دستگاه تاکسی را ساماندهی کرده که این تعداد شامل ۹٬۰۰۰ دستگاه تاکسی پلاک قرمز، ۳٬۰۰۰ دستگاه تاکسی کمکی و ۳٬۰۰۰ دستگاه تاکسی مربوط به آژانسها و شرکتهای حمل و نقل خصوصی است. از طرحها و پروژههای این سازمان میتوان به افزایش شمار تاکسیها، جلوگیری از فعالیت تاکسیهای فرسوده، جلوگیری از فعالیت خودروهای شخصی و گازسوزکردن تاکسیها اشاره کرد.[۸۶]مونوریلعملیات اجرایی مونوریل در شهر تبریز آغاز شدهاست. مونوریل تبریز در محدودهٔ منطقهٔ مرکزی این شهر و در حدفاصل ارگ علیشاه تا بازار تبریز ساخته خواهد شد. این سامانه ظرفیت جابهجایی ۴۰ نفر را دارد و هدف از راهاندازی آن بازدید آسان گردشگران از جایهای تاریخی تبریز است.[۸۷] رسانههاصدا و سیمانوشتار اصلی: شبکه سهند صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی.رادیو تبریز بهعنوان دومین رادیوی ایران از سال ۱۳۲۵ خورشیدی فعالیت خود را آغاز نمود. این رادیو پس از سال ۱۳۷۶ خورشیدی در قالب شبکهٔ استانی صدای مرکز آذربایجان شرقی به فعالیت خود ادامه میدهد.[۸۸]تلویزیون تبریز در سال ۱۳۵۰ خورشیدی با فرستندهای ۱۰۰ واتی افتتاح گردید. در آبان ۱۳۷۹ خورشیدی با راهاندازی شبکهٔ استانی سیمای مرکز آذربایجان شرقی، این تلویزیون تغییراتی را متحمل شد.[۸۸]صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در هفدهمین جشنوارهٔ مراکز صدا و سیمای ایران، چهارمین مرکز برتر پس از مراکز خوزستان، مازندران و گیلان شناخته شد.[۸۹]نشریههاروزنامهٔ انجمن تبریز روزنامهٔ انجمن تبریز که از رمضان ۱۳۲۴ هجری شروع به فعالیت کرده بود، به دلیل فراهمآوردن اطلاعاتی راجع به شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران در دوران مشروطه و استبداد صغیر، مورد توجه خاص محققان معاصر قرار گرفتهاست. اهمیت این روزنامه در آن است که انتشار آن در دوران استبداد صغیر ادامه پیدا کرد. دلیل این امر آن بود که مردم تبریز بلافاصله پس از شنیدن خبر بمباران مجلس، به مبارزه علیه محمدعلی شاه پرداختند و در زمانی که حکومت مرکزی تقریباً تمام جراید را تعطیل کرده بود و از ورود روزنامههای خارجی جلوگیری بهعمل میآورد، این نشریه به کار خود ادامه داد. مورخان معاصر، نسخههای به دست رسیده از روزنامهٔ انجمن تبریز را باارزشترین اسناد برای مطالعهٔ دوران استبداد صغیر میدانند.[۹۰]تصاویری از نخستین نسخههای روزنامهٔ انجمن دوران معاصر هماکنون ۵ روزنامه و ۱۳ هفتهنامه در سطح شهر تبریز فعالیت میکنند:[۹۱] ن . ب . و نشریههای شهر تبریز روزنامههاامین • صاحب • عصر آزادی • فجر آذربایجان • مهد آزادیهفتهنامههاآذربایجان • آذرپیام • احرار • ارک • ارمغان سلامت • پیام نور • حیدربابا • شمس تبریزی • صحیفه • علم روز • کار و نیرو • میثاق • ندای آذربایجانسوغاتیها کوفته تبریزی؛ غذای سنتی شهر تبریز. قرابیه؛ شیرینی سنتی شهر تبریز.از سوغاتیهای شهر تبریز، شامل غذاهای سنتی، شیرینیها، میوهها و صنایع دستی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:[۹۲]غذاهای سنتیدلمهٔ برگ، کوفته تبریزی، کوکو.شیرینیهاآجیل، اریس، باسلوق، پشمک، خشکبار، قرابیه و نوقا.صنایع دستیسفالگری، سوزندوزی، قالیبافی، قلمزنی روی مس، کفشدوزی، کندهکاری، گلدوزی، گلیمبافی، معرقکاری، منبتکاری، نقاشی روی سرامیک، نقرهکاری و نگارگری
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۴ ساعت 22:49 توسط علیرضا افکاری
|
این وبلاگ برای در اختیار گذاشتن اطلاعات و مطالب مفید در رشته های مختلف برای بازدید کنندگان ارجمند می باشد .