كاش كودك بودم

گاهی احساس دلتنگی می کنم

گاهی دلم می گیرد

از خیلی چیزها، خیلی کارها

گاهی از خودم دلگیرم

می خواهم کودک باشم

غم پنهانم را به گریه نشینم

و در آغوش غمخواری پناه برم

سر را به شانه هایش بگذارم

و آسوده و آرام اشک بریزم

دستی مهربانانه بر گونه ام لغزد

و با گرمی انگشت مهربانش

چهره ام را نوازش دهد

ای کاش کودک بودم

ای کاش بزرگ نبودم

بزرگ که باشی باید بغض های نهفته ات را بی صدا دفن کنی